https://t.me/dilogxدیگه فقط تلگرام تلگرام تلگرام
۱۴۶
۲۲:۳۹
٬٫ هر لحظه درحال امتحان شدنیم.. ٬٫
۱۱۳
۱۷:۳۸
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
یا علی با مدد از شهیدان عزیزمون و برای تعجیل در ظهورِ منجی عالم
؛ یه سری نیروهای واقعا خالص تو ایست بازرسی های ورودی شهر، بدون توجه به این سرما و تو شرایط واقعا سخت کل شبانه روز مراقب این خاک و این مملکتن، حالا ما میخوایم هرچند کم ولی برایِ عید که باید پیش خانوادههاشون میبودن اما تو جادههان که آب تو دل ما تکون نخوره، یه سری هدبند و گوشگیرهایی به عنوان یه عیدی ناقابل تهیه کنیم🤍؛ تا شاید بتونیم کمی جبران کنیم و حداقلش ازشون تشکر کنیم که اینقدر پای کارن. به نامِ عباسی
هرکدوم از هدبندها حدود ۹۰ هزارتومنه، هر سهم ۹۰ تومن اگر که بیشتر یا کمتر هم تونستید واریز کنید هیچ ایرادی نداره و دستتون درد نکنه
🩵 « عکس و فیلم از روند کارها حتماا قرار میگیره توی کانال »
@masuxuiسلام علیکماین کاری که باهم دیگه انجام دادیم رو یادتون هست؟امکانش هست کسایی که واریز داشتن بهم پیام بدن لطفا؟
۱۰۶
۱۳:۲۶
کارشون صد شبه که همینه، وسایلای موکبو از داخل پارکینگ خونهی یکی از دوستان که خونش به موکبمون نزدیکه برمیدارن موکبارو میچینن و آخر شبم میان و همهچی جمع میکنن و میبرن.تو راه سر و کلهی هم میزنن، شیطنت میکنن، دنبال هم میکنن و ماهم دنبال اونا که زود باشید کارا مونده؛ اما اوج لذت و شیطنتشون اینه که دور از چشم بزرگترا وقتی اونا مشغول وصل کردن نورها و چراغهان یه گوشه موکب برا خودشون هیئت بگیرن، سر ذاکر بودن و میوندار بودن بحث کنن و اخرشم از جون و دل مایه بزارن برا هیئت چند دقیقهای خودشون که تنها وسیلهش، صندلیایه که یواشکی از داخل موکب جا به جا کردن..
۱۰۷
۱۶:۰۹
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
کارشون صد شبه که همینه، وسایلای موکبو از داخل پارکینگ خونهی یکی از دوستان که خونش به موکبمون نزدیکه برمیدارن موکبارو میچینن و آخر شبم میان و همهچی جمع میکنن و میبرن. تو راه سر و کلهی هم میزنن، شیطنت میکنن، دنبال هم میکنن و ماهم دنبال اونا که زود باشید کارا مونده؛ اما اوج لذت و شیطنتشون اینه که دور از چشم بزرگترا وقتی اونا مشغول وصل کردن نورها و چراغهان یه گوشه موکب برا خودشون هیئت بگیرن، سر ذاکر بودن و میوندار بودن بحث کنن و اخرشم از جون و دل مایه بزارن برا هیئت چند دقیقهای خودشون که تنها وسیلهش، صندلیایه که یواشکی از داخل موکب جا به جا کردن..
داشتن میومدن وسایلارو ببرن، من از جلو میرفتم تا در و باز کنم پشت سرم راه میومدن و حرف میزدن- از پسر شهید هدیه گرفتم میخوام شهید شم+ اره منم تو خواب دیدم از شهید هدیه میگیرم میگن اینجوری شدنی شهید قراره بشی- شهید گمنام میخوای بشی
🥲
۸۴
۱۷:۴۱
میگفت: « داشتم فکر میکردم چه خوبه ما امام حسین رو داریم، اگه نداشتیم بیچاره بودیم میخواستیم چیکار کنیم ؟ »
۹۳
۸:۳۴
- عمه دستمو رها کن الان رفتنم لازمه..
۵۸
۱۳:۳۹
enc_17206879870932037815874.mp3
۰۳:۰۵-۲.۸۵ مگابایت
۶۰
۱۳:۴۱
۳۲
۱۶:۵۳
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
تصویر
سلام علیکم این کاری که باهم کردیم رو یادتونه؟از پول اضافه مونده و با پرسیدن از دفتر مرجع و.. گفتن که باید رضایت بگیریم که توی راهِ دیگهای خرجش کنیمو بانک هم گفت که ما شماره و اینطور اطلاعات شخصی کسایی که واریز کردن رو نمیتونیم در اختیارتون بزاریم ولی خب لطفاا رضایت داشته باشید کسایی که واریزی داشتید مخصوصا اونایی که پولای بیشتری واریز کرده بودن که ما این هزینه رو توی همین راه برای رزمندهها خرج کنیم
حالا چه رزمندههای در میدان چه در خیابان اگر هم کسی رضایت نداره پیام بده من پول رو براش برگشت میزنم که خدای نکرده حقی به گردن بنده نباشه
مخصوصا این اسامی چون هزینه بیشتری واریز کرده بودن اگر حتی میشناسید این اسامی رو بگید که بنده برم رضایت بگیرمخانم رخساره محمدی، خانم سیده نرگس حیات الغیبی، خانم زینب زارعی
۱۷
۱۰:۲۰