۸
۱۸:۳۳
۱۱
۱۸:۳۷
۱۶
۱۸:۵۴
۳۱
۱۸:۵۵
«مردم محصول شما را نمیخرند؛ آنها اطمینانی را میخرند که شما در ذهنشان ایجاد میکنید.»
۲۵
۱۵:۵۲
آموزش فروش، فروشندگی حرفهای، متقاعدسازی و تکنیکهای فروش از طریق سینما
بیش از ۲۳ سال تجربه در آموزش، مشاوره و اجرای پروژههای فروش، بازاریابی، مدیریت، مذاکره، برندینگ و توسعه کسبوکار
۳۹
۲۱:۴۰
۳۸
۶:۵۰
۳۲
۷:۱۵
Khooyeh.ir | Khooyeh.comامروزه بسیاری از سازمانها نه به دلیل کمبود سرمایه، بلکه به علت ابتلا به بیماریهای مدیریتی دچار افت عملکرد، کاهش بهرهوری و از دست دادن مزیت رقابتی میشوند. تشخیص بهموقع این بیماریها، نخستین گام در درمان و نجات سازمان است.
🟢 ۱️⃣ بیماری تصمیمگریزی (Decision Avoidance)
مدیران تصمیمهای سخت را به تعویق میاندازند و امیدوارند مشکلات خودبهخود حل شوند.نشانهها:
🟢 ۲️⃣ بیماری چاپلوسی و بلهقربانگویی (Yes-Man Syndrome)
زمانی که مدیران فقط صدای موافقان را میشنوند و اطراف خود را با افرادی پر میکنند که همیشه میگویند: «بله، درست است.»در چنین سازمانی، انتقاد سازنده، ایدههای نو و هشدارهای مهم شنیده نمیشود و واقعیت جای خود را به تملق میدهد.نشانهها:
🟢 ۳️⃣ بیماری مشتریگریزی (Customer Neglect)
سازمان آنقدر درگیر مسائل داخلی میشود که صدای مشتری را فراموش میکند.نشانهها:
🟢 ۴️⃣ بیماری نوآوریهراسی (Innovation Phobia)
هر ایده جدید با جملههایی مانند «قبلاً امتحان کردهایم» یا «همیشه همینطور بوده» رد میشود.نشانهها:
🟢 ۵️⃣ بیماری جزیرهای شدن سازمان (Silo Syndrome)
واحدهای مختلف سازمان به جای همکاری، برای منافع خود فعالیت میکنند.نشانهها:
🟢 ۶️⃣ بیماری بازخوردگریزی (Feedback Resistance)
مدیران و کارکنان از شنیدن انتقاد و پیشنهاد فرار میکنند.نشانهها:
🟢 ۷️⃣ بیماری جانشیننداشتن (No Successor Syndrome)
تمام دانش، تجربه و تصمیمها در اختیار یک یا چند نفر باقی میماند.نشانهها:
🟢 ۸️⃣ بیماری شاخصزدگی (KPI Addiction)
مدیران فقط به اعداد و گزارشها توجه میکنند و واقعیتهای بازار را فراموش میکنند.نشانهها:
🟢 ۹️⃣ بیماری خودبرتربینی مدیریتی (Executive Arrogance)
خطرناکترین بیماری مدیریت؛ زمانی که مدیر تصور میکند دیگر نیازی به یادگیری، مشورت و شنیدن نظر دیگران ندارد.نشانهها:
«سازمانهای موفق، قبل از آنکه به دنبال توسعه باشند، بیماریهای پنهان خود را تشخیص و درمان میکنند.»
۵۸
۶:۵۸
مدیر بازاریابی یک شرکت کفش برای بررسی بازار به هند رفت. وقتی مردم زیادی را پابرهنه دید، گزارش داد:
اما در روایت مشابهی، فرد دیگری با دیدن همان صحنه گفت:
یک واقعیت، دو برداشت؛ یک صحنه، دو فرصت.
بازاریاب معمولی میپرسد:«چند نفر الان مشتری ما هستند؟»
بازاریاب حرفهای میپرسد:«چه کسانی هنوز مشتری نشدهاند و چرا؟»
بازاریابی یعنی دیدن فرصتهایی که دیگران هنوز ندیدهاند.
#دکتر_علی_خویه #بازاریابی #فروش #بازارشناسی #فرصت_شناسی #مشتری #استراتژی_بازاریابی #بازاریابی_حرفه_ای #دکتر_مال #هایپرمارکتینگ
۱۲۳
۱۸:۴۱