۷۶۳
۸:۳۰
۷۶۳
۸:۳۰
«ممکن است کشوری پیروز از خرابههای این جنگ سربرآورد و ابرقدرت شود، همانند شوروی و آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم. اما یک چیز را میتوان با قاطعیت گفت: ما فقط و فقط نانِ بازوی خودمان را میخوریم.»
جنگ و رؤیای ایرانی
سیدعلی حسینی
در وبگاه دات بخوانید...
#پرچم
#از_ما
مجلۀ دات.
۶۲۵
۱۸:۵۰
«حالا برعکس آن تجمّعهایی که فلان رسانه با بیچارگی به دنبال کسی با ظاهری متفاوت میگشت تا مصاحبهای پر کند و کبادهٔ تکثّر بکشد، اینبار حضورِ مردم با سلیقههای مختلف کف خیابانها معنادار است و واقعی. «ای ایران» میخوانند و پرچم میچرخانند و شعار اتّحاد میدهند. همان جامعهٔ چندپارهٔ پسادیماه! دوباره داریم ملت میشویم...»
زندگی در میانهٔ رستاخیز
محمدصالح حیدری
در وبگاه دات بخوانید...
#پرچم
#از_ما
مجلۀ دات.
۶۲۵
۱۸:۴۱
«شاید تنها راهی که این حرفِ پدرمان کامل درک شود تا همه به عینه ببینیم دوامِ جمهوری اسلامی به مردمش است، شهادتِ ایشان بود... چه شهادتی! چه شهادت مبعوثکنندهای...»
چوبِ پرچم
پوریا جعفری
در وبگاه دات بخوانید...
#پرچم
#از_ما
مجلۀ دات.
۶۶۹
۲۰:۴۵
«آموزش مجازی، آزمون حضوری؟!»
دانشجویان از برگزاری حضوری آزمون میانترم یکی از دروس دانشکدۀ کامپیوتر در روزهای آینده، به شیوهای جدید خبر میدهند.
گفته میشود در این شیوۀ آزمایشی که توسط وزارت علوم اجرا میشود، دانشجویان باید به یکی از مراکز دانشگاه پیام نور در شهر خود مراجعه کرده و به صورت هماهنگ در آزمونشان شرکت کنند.
نتایج این طرح آزمایشی، در تصمیم به حضوری یا مجازی برگزارشدن آزمونهای پایانترم تأثیرگذار به نظر میرسد؛ هرچند هنوز خبری رسمی در این باره منتشر نشده است...
#داتنیوز
مجلۀ دات.
۱.۱K
۱۹:۴۸
«امنیت سایبری مسئلهای مهم است؛ اما این موضوع نمیتواند توجیهی برای قطع گستردهٔ اینترنت باشد. هیچ انسان عاقلی درِ خانهاش را جوش نمیدهد تا دزد وارد نشود!»
۴۰۴ - تدبیر یافت نشد
سیدعلی حسینی
در وبگاه دات بخوانید...
#سرو
#از_ما
مجلۀ دات.
۱K
۱۹:۲۶
«یک بطری نوشابهٔ خنک کوکاکولا، یک فنجان داغ نسکافه، یا یک قوطی شیرخشک سرلاک، بخشی از سبد خرید روزانهٔ بسیاری از ماست. اما هر ریالی که بابت خرید این کالاها میپردازیم، به سوختی تبدیل میشود که موتور جنگی دشمن را روشن نگه میدارد...»
پویشی به نام «قرنطینه»
امیرعباس عشقی
در وبگاه دات بخوانید...
#پرچم
#از_ما
مجلۀ دات.
۳۲۲
۴:۴۵
در طول تاریخ پیش میآمد که انسانها نمادی را که به یک مفهوم اشاره داشت، به مرور بهعنوان شیء مقدسی میپرستیدند؛ فارغ از آنکه آن نماد اصلاً به چه مفهومی مربوط بوده و اساساً آن مفهوم چه اهمیتی داشته است. در این روزها که تاریخیترین صفحههای داستان ایران و جهان ورق میخورد، تفکری عجیب در حال کنش در فضای سیاسی کشور است. این تفکر، احتمالاً ناخواسته، وحدت را به بتی بدل کرده است که فارغ از معنای آن، باید حفظ شود.
در این ایام که مردم لبنان به خاطر حمایت از ایران مورد حمله بودند، مدام این سؤال تکرار میشد که مگر قرار نبود آتشبس در همۀ جبههها باشد؟ هر انفجار در لبنان گویا علامت سؤالی است که مجدداً جلوی این سؤال گذاشته میشود. سؤال البته جواب واضحی دارد، اما بحث مهمتر این است که چرا ما نسبت به نقض آتشبس بیتفاوتیم؟
حال که این سؤال شکل گرفته، کنشها نسبت به آن متفاوت است. عدهای خود نیز جوابی برای این سؤال ندارند و با دلی پُرخون فریاد حمایت از لبنان سر میدهند. گروه دیگری اما جوابی برای این سؤال ندارند، ولی به هدف جلوگیری از آسیبدیدن وحدت صدایشان گرفته است. عجیبتر اما کسانی هستند که برای جلوگیری از ترکخوردن بت ذهنیِ وحدتشان، به کسانی که فریاد خونخواهی سر میدهند میتازند؛ یکبار با طنز، گاهی با برچسب، شاید با تخریب، و مثل همیشه به پیوست همان پاسخ کلیشهایِ همیشگیشان.
مردم ایران که حول کلمه «الله» واحد شدهاند و مبعوث؛ ماندهام اما این وحدتی که دم از آن زده میشود چیست که ذکر سنتهای الهی یا تکرار سخنان ولی فقیه آن را میشکند؟ دورِ چه چیزی تعریف میشود؟ چرا باید جان شیعیان لبنان پای آن قربانی شود؟ پاسخ به نقض آتشبس اصولاً باید با آتش باشد، نه کم و زیاد کردن پیامهای دیپلماتیکی که ظاهراً تنها نامحرمِ محتوایشان مردم هستند. هرچند نقض آتشبس نَقل و نُقلِ محافل اخباری در این روزها بوده است؛ در آبهای خلیج فارس، جزایر ایران، بندرعباس، لبنان و... که حتی البته بعضیها از ترس تخریبِ این وحدتِ شکننده و بیمبنا، یک بار آن را «حمله به زمین سوخته» روایت میکنند و گاهی از بیعملیها دستاورد علیه نقض آتشبس میسازند.
این یادداشت نقطهای هم نیست در مقابل سوزِ فریادهای مردمِ واقعیِ ایران در خیابانهای این شبها، اما نوشته شده تا خطی بکشد بر روی وحدتی که بر اساس حبلِ الهی نیست و سنتهای الهی را نشنیده میگیرد تا اشتباهاتِ خواسته یا ناخواسته عدهای را توجیه کند. این یادداشت غمی است به تلخیِ خون و تندیِ بوی باروت، به سردیِ خاکستر و شوریِ اشک و سنگینیِ آوار.
این یادداشت نمیداند کدام تلختر است: شنیدن خبر حملات به لبنان، یا سکوت عدهای در مقابل آن؟ این یادداشت بندبندش دوست داشت نوشته نشود، اما بههرحال از زخمِ تازه مثل خون بیرون زد تا حداقل اندکی از بار سنگین غم را بردارد؛ و تا شاید ذرهای از تبری باشد که بر پیکرۀ بتِ بهاصطلاح وحدت فرود میآید.
۱۶۱
۱۹:۴۵
مجلهٔ «دات»
«قربانیان درگاه بتِ وحدت» وقتی از «وحدت» حرف میزنیم، دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم؟
سیدعلی حسینی در طول تاریخ پیش میآمد که انسانها نمادی را که به یک مفهوم اشاره داشت، به مرور بهعنوان شیء مقدسی میپرستیدند؛ فارغ از آنکه آن نماد اصلاً به چه مفهومی مربوط بوده و اساساً آن مفهوم چه اهمیتی داشته است. در این روزها که تاریخیترین صفحههای داستان ایران و جهان ورق میخورد، تفکری عجیب در حال کنش در فضای سیاسی کشور است. این تفکر، احتمالاً ناخواسته، وحدت را به بتی بدل کرده است که فارغ از معنای آن، باید حفظ شود. در این ایام که مردم لبنان به خاطر حمایت از ایران مورد حمله بودند، مدام این سؤال تکرار میشد که مگر قرار نبود آتشبس در همۀ جبههها باشد؟ هر انفجار در لبنان گویا علامت سؤالی است که مجدداً جلوی این سؤال گذاشته میشود. سؤال البته جواب واضحی دارد، اما بحث مهمتر این است که چرا ما نسبت به نقض آتشبس بیتفاوتیم؟ حال که این سؤال شکل گرفته، کنشها نسبت به آن متفاوت است. عدهای خود نیز جوابی برای این سؤال ندارند و با دلی پُرخون فریاد حمایت از لبنان سر میدهند. گروه دیگری اما جوابی برای این سؤال ندارند، ولی به هدف جلوگیری از آسیبدیدن وحدت صدایشان گرفته است. عجیبتر اما کسانی هستند که برای جلوگیری از ترکخوردن بت ذهنیِ وحدتشان، به کسانی که فریاد خونخواهی سر میدهند میتازند؛ یکبار با طنز، گاهی با برچسب، شاید با تخریب، و مثل همیشه به پیوست همان پاسخ کلیشهایِ همیشگیشان. مردم ایران که حول کلمه «الله» واحد شدهاند و مبعوث؛ ماندهام اما این وحدتی که دم از آن زده میشود چیست که ذکر سنتهای الهی یا تکرار سخنان ولی فقیه آن را میشکند؟ دورِ چه چیزی تعریف میشود؟ چرا باید جان شیعیان لبنان پای آن قربانی شود؟ پاسخ به نقض آتشبس اصولاً باید با آتش باشد، نه کم و زیاد کردن پیامهای دیپلماتیکی که ظاهراً تنها نامحرمِ محتوایشان مردم هستند. هرچند نقض آتشبس نَقل و نُقلِ محافل اخباری در این روزها بوده است؛ در آبهای خلیج فارس، جزایر ایران، بندرعباس، لبنان و... که حتی البته بعضیها از ترس تخریبِ این وحدتِ شکننده و بیمبنا، یک بار آن را «حمله به زمین سوخته» روایت میکنند و گاهی از بیعملیها دستاورد علیه نقض آتشبس میسازند. این یادداشت نقطهای هم نیست در مقابل سوزِ فریادهای مردمِ واقعیِ ایران در خیابانهای این شبها، اما نوشته شده تا خطی بکشد بر روی وحدتی که بر اساس حبلِ الهی نیست و سنتهای الهی را نشنیده میگیرد تا اشتباهاتِ خواسته یا ناخواسته عدهای را توجیه کند. این یادداشت غمی است به تلخیِ خون و تندیِ بوی باروت، به سردیِ خاکستر و شوریِ اشک و سنگینیِ آوار. این یادداشت نمیداند کدام تلختر است: شنیدن خبر حملات به لبنان، یا سکوت عدهای در مقابل آن؟ این یادداشت بندبندش دوست داشت نوشته نشود، اما بههرحال از زخمِ تازه مثل خون بیرون زد تا حداقل اندکی از بار سنگین غم را بردارد؛ و تا شاید ذرهای از تبری باشد که بر پیکرۀ بتِ بهاصطلاح وحدت فرود میآید.
#از_ما
مجلۀ دات.
«این یادداشت غمی است به تلخیِ خون و تندیِ بوی باروت، به سردیِ خاکستر و شوریِ اشک و سنگینیِ آوار. این یادداشت نمیداند کدام تلختر است: شنیدن خبر حملات به لبنان، یا سکوت عدهای در مقابل آن؟ این یادداشت بندبندش دوست داشت نوشته نشود، اما بههرحال از زخمِ تازه مثل خون بیرون زد تا حداقل اندکی از بار سنگین غم را بردارد؛ و تا شاید ذرهای از تبری باشد که بر پیکرۀ بتِ بهاصطلاح وحدت فرود میآید...»
قربانیان درگاه بتِ «وحدت»
سیدعلی حسینی
در وبگاه دات بخوانید...
#سرو
#از_ما
مجلۀ دات.
۹۰
۱۸:۳۷