چند وقت پیش یه کت پشت ویترین دیدم.خواستم برم داخل مغازه ...اما با خودم گفتم:«یه دور دیگه میزنم. اگر خواستم برمیگردم.»
حدود یک ساعت بعد برگشتم ...اما کت دیگه اونجا نبود.
فروخته شده بود.
️جالبه که امروز قیمتش یادم نیست...
ولی هنوز حس اون لحظهای که فهمیدم دیگه مال من نیست رو یادمه.
ولی هنوز حس اون لحظهای که فهمیدم دیگه مال من نیست رو یادمه.
۲۲
۷:۳۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۲۴
۷:۳۴
سلام رفقا 
سر کلاس MBA از دانشجوها که تقریباً همشون صاحب کسبوکار بودن، یه سؤال پرسیدم:
CRM یعنی چی؟
حدس میزنید جوابها چی بود؟
سر کلاس MBA از دانشجوها که تقریباً همشون صاحب کسبوکار بودن، یه سؤال پرسیدم:
حدس میزنید جوابها چی بود؟
۲۵
۱۶:۲۲
تقریباً همه یه چیزایی شبیه این گفتن:
نرمافزار
ثبت اطلاعات مشتری
باشگاه مشتریان
بانک اطلاعاتی مشتریان
و راستش...
هیچکدوم اشتباه نبود.
اما هیچکدوم هم اصل ماجرا نبود.
و راستش...
هیچکدوم اشتباه نبود.
اما هیچکدوم هم اصل ماجرا نبود.
۳۶
۱۶:۲۶
بعد چند خط از کتاب پپرز و راجرز براشون خوندم:
فرض کن تو مشتری منی...
من هر بار یه بهونه پیدا میکنم که باهات حرف بزنم.
هر بار یه چیز جدید دربارهت یاد میگیرم...
چی دوست داری
چی برات مهمه
از چی خوشت نمیاد
و هر بار شناخت من از تو بیشتر میشه.
فرض کن تو مشتری منی...
من هر بار یه بهونه پیدا میکنم که باهات حرف بزنم.
هر بار یه چیز جدید دربارهت یاد میگیرم...
و هر بار شناخت من از تو بیشتر میشه.
۲۴
۱۶:۴۰
۲۶
۱۶:۴۱
یادمه وقتی این بخش رو توضیح دادم، کلاس چند ثانیه ساکت شد...اون سکوت از اون مدل سکوتهای قشنگ بود.
انگار تازه همه فهمیده بودن:CRM قبل از اینکه یک نرمافزار باشه...
هنرِ فهمیدن مشتریه.حالا نوبت شماست 
🥳۲
۲۷
۱۶:۴۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.