لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل زیرپوست روان با دکتر کمالی ز
۹۱ عضو

زیرپوست روان با دکتر کمالی

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۵ تیر
undefinedچجوری بفهمیم سلامت روانمان کاهش پیدا کرده؟
۱- تغییر زیاد درمیزان خوابیدن.۲- کاهش توانایی تمرکز روی مسائل مختلف.۳- تمایل شدید به تنها بودن.۴- انجام کارها و رفتارهای پرخطر.۵- کاهش فعالیت های بدنی.۶- داشتن احساس خستگی و کسل بودن درکل روز.۷- فاصله گرفتن از اطرافیان و دوستانمون.۸- تغییر زیاد در میزان اشتها و غذاخوردن(کاهش یا افزایش).۹- احساس تعلق نداشتن به هیچ جایی
undefined۶

۶۱

۸:۰۴

گاهی ریشه ی آشفتگیهای امروز ما در زخم های دیروز پنهان شده
کودکی فقط یک دوره از زندگی نیست؛ جایی ست که مغز احساس امنیت عشق و ارزشمندی را یاد می گیرد.
وقتی کودک در معرض ترس تحقیر بی توجهی دعوا یا طرد شدن قرار میگیرد، سیستم عصبی او طوری شکل میگیرد که همیشه در حالت هشدار بماند...
سالها بعد این آسیبها ممکن است خودشان را به شکل اضطراب بیخوابی، خشم، وسواس افسردگی یا حتی دردهای جسمی نشان بدهند بدون اینکه فرد بداند چرا
خیلی وقتها مشکل از «الان» نیست... اعصاب ما هنوز دارند از زخمی دفاع میکنند که سالها پیش خورده اند.
شفا از جایی شروع میشود که به جای سرزنش خودمان ریشه ها را ببینیم
undefined۶
undefined۳

۹۱

۲۰:۰۸

۳۰ تیر
بلوغ روانی یعنی بیرون آمدن از کودکیِ حل‌نشده‌ای که سال‌ها یقه‌مان را گرفته.وقتی هنوز خشممان را قورت می‌دهیم و بعد روی خودمان یا دیگران خالی می‌کنیم، وقتی در رنج می‌مانیم و نقش قربانی را محکم بغل می‌کنیم، درواقع همان زخم‌های قدیمی را عمیق‌تر می‌کنیم.
اما لحظه‌ای که کنترل رفتار و احساساتمان را پس می‌گیریم، وقتی به‌جای تکرار الگوهای فرسوده دنبال راهی تازه برای حل مسائل زندگی می‌گردیم، آن‌وقت از کودکی عبور کرده‌ایم و وارد بزرگسالی واقعی شده‌ایم.
آسیب‌های گذشته پاک نمی‌شوند؛ در ذهن و قلبمان می‌مانند. اما بلوغ روانی یعنی اجازه ندهیم همان زخم‌ها تعادل زندگی امروزمان را خراب کنند. یعنی به‌جای قربانی‌بودن، خالق آینده‌مان شویم.
undefined۶
undefined۱

۷۷

۶:۲۷

۳ مرداد
علم روان شناسی میگوید
وقتی آدمها در معرض استرس و ناامنی مداوم قرار میگیرند، بدنشان عادت میکند که در " حالت بقا " بماند. آنها دائما در حالت آماده باش تنش و خستگی هستند؛ همیشه منتظرند که اتفاق بد بعدی بیفتد.
حتی وقتی همه چیز آرام است ذهنشان آرام نمیگیرد نه به این خاطر که زیادی حساس اند بلکه چون سیستم عصبی شان فراموش کرده «احساس امنیت» یعنی چه
undefined۵
undefined۳

۶۸

۱۰:۳۶

۵ مرداد
اضطراب همیشه اون شکلی نیست که فکر می‌کنید!همیشه با تپش قلب و لرزش دست نمیاد.گاهی اضطراب خودش را اینطوری نشان می‌دهد:
undefined بیش از حد فکر کردن به حرف‌های بقیهundefined سناریو ساختن برای اتفاق‌هایی که هنوز نیفتادنundefined چک کردن مداوم گوشیundefined ناتوانی در استراحت بدون احساس عذاب وجدانundefined نیاز افراطی به کنترل همه‌چیزundefined سخت خوابیدن چون ذهن خاموش نمی‌شودundefined گفتنِ مداومِ «فقط دارم احتیاط می‌کنم»اضطراب فقط ترس نیست؛گاهی یه تلاش دائمیه برای اینکه هیچ اتفاق بدی نیفتد .
undefined۶
undefined۱

۷۲

۱۷:۲۱

۶ مرداد
ذهن انسان زمانی که نمیتواند دردهای عاطفی را مستقيماً تحمل یا بیان کند گاهی آنها را در قالب رفتارهای تکراری و اجباری نشان میدهد. شستن مداوم دستها ضدعفونی کردن افراطی یا نگرانی وسواس گونه درباره ی آلودگی، ممکن است راهی برای ایجاد احساس کنترل در برابر آشفتگیهای درونی باشد.
به همین دلیل درمان وسواس فقط متوقف کردن رفتارها نیست بلکه شناخت ریشه های اضطراب تعارضها و زخمهای عاطفی ای است که در پس این نشانه ها پنهان شده اند. زمانی که درد دیده و پردازش میشود، نیاز به تکرار بسیاری از این رفتارها نیز کاهش پیدا میکند.
نشانه ها را سرزنش نکنیم گاهی آنها تنها زبان روان برای بیان رنجی هستند که هنوز شنیده نشده است.»
undefined۷

۷۳

۱۸:۳۵

۱۳ مرداد
پژوهشهای روان شناسی نشان میدهند افرادی که به جای اجتناب با آگاهی و پذیرش در کنار هیجانهای دشوار میمانند به تدریج انعطاف پذیری روانی بیشتری پیدا میکنند. در این حالت، سیستم عصبی نیز یاد میگیرد که این احساسات، هرچند ناخوشایند، تهدید کننده نیستند و بدون فرار نیز میتوان از آنها عبور کرد.
بسیاری از احساسهایی که امروز تجربه میکنیم، بازتاب زخمهای قدیمی هستند نه واقعیت اکنون ذهن ممکن است بگوید «دوستم ندارند»، «ترکم خواهند کرد» یا «به اندازه کافی خوب نیستم.» اما احساس همیشه حقیقت نیست.
رشد واقعی از جایی آغاز میشود که به جای جنگیدن با احساسات با کنجکاوی از خود بپرسیم «این احساس میخواهد چه چیزی را به من نشان دهد؟»
undefined۴

۵۶

۱۶:۲۶

۱۸ مرداد
زندگی بیرونی ما بازتابی از رابطه های درونی و انسانی ماست.
ما انسانها ذاتاً موجوداتی وابسته به رابطه ایم از همان ابتدای تولد رشد روانی و حتی فیزیولوژیکی ما وابسته به رابطه ای ،امن باثبات و پاسخگو با مراقبان اولیه مان بوده این نیاز به رابطه با رشد سن از بین نمی رود بلکه شکل آن تغییر میکند.در روان درمانی بارها دیده ایم که فرد ممکن است «موفق»، «مستقل» یا حتی «خوش ظاهر» باشد، اما در رابطه هایی پر از کنترل بی توجهی یا ترس از صمیمیت گرفتار ،باشد و همین تمام کیفیت روانی زندگی اش را فرسوده کند.كیفیت رابطه فقط به معنی داشتن رابطه نیست بلکه به معنای رابطه ای ست که در آن شنیده میشوی خودت را گم نمیکنی و رشد روانی ات محدود نمی شود.
undefined۴

۴۹

۱۵:۳۴

۱۹ مرداد
رابطه ها آینه ی دنیای درون ما هستن.
هر چیزی که در درونمون حل نشده باشه، دیر یا زود خودش رو در انتخابها و رابطه هامون نشون میده.
تا وقتی خودمون رو نشناسیم، فقط شخصیت آدمها عوض میشه اما داستان، همون داستان تکراری باقی میمونه
اما از جایی که مسیر خودشناسی رو شروع میکنی همه چیز تغییر میکنه
وقتی زخم هات رو میبینی مسئولیت درمانشون رو میپذیری و آگاهانه رشد میکنی دیگه لازم نیست زندگی همون درس رو بارها با آدمهای مختلف بهت یادآوری کنه.
undefined۷

۴۴

۱۷:۵۰

۲۰ مرداد
اگر در رابطه‌هایی هستید «چه عاطفی چه اجتماعی»که برای دوام آن رابطه‌ها باید بخشی از سیستم عصبی خود را خاموش کنید تا رابطه‌تان دوام و ادامه داشته باشد،آگاه باشید که بعد از مدتی دچار فرسودگی روانی یا خستگی احساسی می‌شوید یعنی انرژی و احساس خوب در شما زودگذر و کم می‌شود و دنبال یک معجزه یا یک تحول خاص هستید تا زندگی حس ماندگار برایتان داشته باشد و دائما دچار نشخوار فکری و تنش می‌شوید.مراقب انتخاب رابطه‌هایتان باشید .
undefined۵
undefined۲

۲۳

۱۷:۴۶