لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل صفحه شخصی دکتر میرقاسم بنی هاشمیص
۳۷۳ عضو

صفحه شخصی دکتر میرقاسم بنی هاشمی

صفحه رسمی دکتر میرقاسم بنی هاشمی کد انتخاباتی ۱۲۹۹ کاندیدای انتخابات شورای اسلامی شهر تبریز
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳ تیر
تراژدي كربلا: هشداري اجتماعيمحمدرضا يوسفي
undefined چرایی حرکت سیدالشهداء پس از به قدرت رسیدن یزید، همواره یکی از پرسشهای اساسی در میان تحلیلگران تاریخ اسلام بوده است. در طول زمان، پاسخهای گوناگونی به این سوال کلیدی ارائه شده که بسته به شرایط و تحولات هر دوره، یکی از آنها برجسته تر از سایرین می نموده است. از جمله این انگیزه ها میتوان به امتناع از بیعت با حاکم جائر، اقامه امر به معروف و نهی از منکر، احیای سنت نبوی و یا تلاش برای تشکیل حکومت عادلانه اشاره کرد.
undefined با این حال، در این میان پرسش دیگری نیز مطرح میشود که فارغ از انگیزه های شخصی امام، چرا بزرگان کوفه بلافاصله با شنیدن خبر مرگ معاویه، از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند؟ آیا این دعوت صرفاً ریشه در انگیزه های دینی و ایمانی داشت، یا مسائل اجتماعی و اقتصادی نیز در شکل گیری آن نقشی تعیین کننده ایفا میکرد؟
undefined برای یافتن پاسخ این پرسش، مراجعه به نامه های سران دینی کوفه مانند سلیمان بن صرد خزاعی و حبیب بن مظاهر به امام حسین (ع) بسیار راهگشا و قابل تامل است.
undefined در بخش هایی از این نامه تاریخی آمده است: «ستایش خداوندی را که دشمن ستمگر و کینه توز تو را از میان برداشت؛ همان کسی که به زور بر مسند قدرت نشست، بیت المال مسلمانان را غصب کرد، بدون جلب رضایت مردم بر آنان حکومت راند، نیکان و صالحان را به قتل رساند، اشرار و پلیدان را به جای ایشان به کار گمارد و سرانجام اموال عمومی را به غارت برده و در میان ستمگران و ثروتمندان تقسیم کرد.» (شیخ مفید، الارشاد / ۲۰۳)
در محتوای این نامه، زمینه ها و علل اصلی دعوت کوفیان از امام حسین (ع) را میتوان در چند محور اساسی خلاصه کرد: حکومت کردن بدون جلب رضایت عمومی، غارت و چپاول بیت المال و دست به دست شدن ثروتهای عمومی در میان اقلیتی ممتاز، سرکوب و برخورد شدید با انسانهای وارسته و منتقد، آزاد گذاشتن دست انسانهای شرور و فاسد، و در نهایت بستن درهای آزادی بیان و خاموش کردن صدای مخالفان.
جالب آنکه در این نامه، سخنی از نماز، روزه و دیگر احکام صرفاً عبادی به میان نیامده است؛ بلکه محور اصلی اعتراضات، به رسمیت نشناختن حقوق اساسی مردم، شیوع فساد گسترده در سیستم اداری و مالی، فقدان آزادیهای مدنی و نابرابری شدید طبقاتی در جامعه گزارش شده است. به روشنی میتوان دریافت که این معضلات، نشانه هایی آشکار از یک جامعه بیمار و ساختار سیاسی ناکارآمد و فاسد به شمار میرود.
undefined همین مضمون در گفت وگوی مسلم بن عقیل با عبیدالله بن زیاد نیز بازتاب یافته است؛ هنگامی که ابن زیاد از علت حرکت امام حسین (ع) پرسید، مسلم سخنان مردم کوفه را چنین ترجمه کرد که: «مردم کوفه معتقد بودند که زیاد، پدر تو، همواره دست به جنایت میزد، صالحان و نیکان جامعه را به قتل میرساند و همچون فرمانروایان مستبد و جبار با ایشان رفتار میکرد. به همین دلیل از ما خواستند که بیاییم و به عدالت و بر اساس حکم خداوند، زمام امور را در دست گیریم.» (شیخ مفید، الارشاد / ۲۱۶)
undefined سیدالشهداء (ع) نیز هنگامی که حر ریاحی از ایشان درباره دلیل حرکت به سمت کوفه پرسید، در پاسخ فرمود که مردم معتقدند حکومت اموی، بیت المال را به تاراج میبرد، فساد را در جامعه نهادینه میکند، مجرمان و خاطیان را به سزای اعمالشان نمیرساند و گویی روح خویش را به شیطان فروخته است. (سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، ص ۱۵۲)
undefined بنابراین، احیای سنت پیامبر اکرم (ص) در کلام سیدالشهداء، در عرصه عمومی به شکل برقراری حکومتی مبتنی بر رضایت عمومی، عدالت اجتماعی، آزادی بیان و تضمین حقوق اساسی مردم، عینیت و تجسم مییابد. دقیقاً همین مؤلفه ها و مطالبات بود که کوفیان را بر آن داشت تا از آن حضرت برای رهایی از وضعیت اسفبار موجود دعوت به عمل آورند.
undefined از آنجا که معاویه هرگز به رضایت عمومی مردم اهمیت نمیداد و همواره اقلیتی خاص و ثروتمند را بر اکثریت جامعه حاکم کرده بود، به طوریکه فساد و تباهی در همه ارکان حکومتش بیداد میکرد، به محض مرگ او، مردم کوفه احساس کردند که فرصتی مغتنم پیش آمده تا با دعوت از امام حسین (ع)، اساس حکومت را به مدار حق و عدل بازگردانند و بار دیگر پرچم سنت رسول خدا را در جامعه برافرازند.@yousefimr41
@dr_mirghasem_banihashemi_1299

۱.۵K

۹:۱۹

۴ تیر
undefinedحاکمیت قانون و حدود صلاحیت شورای عالی امنیت ملی در تمدید دوره شوراهای اسلامی
undefined اکبر اعلمی
بر اساس تبصره (۱) ماده (۲) «قانون اصلاح موادی از قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران»، دوره ششم شوراهای اسلامی شهر و روستا و مأموریت دهیاران منتخب در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ پایان یافته است. بنابراین، مطابق نص صریح قانون، دوره هفتم شوراها و انتقال مسئولیت‌ها به منتخبان جدید باید از ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ آغاز می‌شد.
undefinedبا این حال، مصوبه اخیر شورای عالی امنیت ملی مبنی بر تعویق برگزاری انتخابات شوراها تا دو ماه پس از اعلام رسمی پایان جنگ و استمرار فعالیت شوراهای فعلی، شهرداران و دهیاران، پرسش‌های مهمی را درباره حدود صلاحیت این شورا و مبانی قانونی این تصمیم مطرح کرده است.
undefinedدر نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، اصل بر حاکمیت قانون و انحصار قانون‌گذاری در مجلس شورای اسلامی است. مدت مأموریت اعضای شوراها نیز به موجب قانون، چهار سال تعیین شده و اعتبار نمایندگی آنان ناشی از رأی مردم، محدود به همین دوره است. از این رو، با انقضای مدت قانونی در ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، اصل بر پایان یافتن سمت نمایندگی اعضای شوراهاست و استمرار فعالیت آنان نیازمند مجوز قانونی صریح است.
undefinedهرچند شورای عالی امنیت ملی به موجب اصل ۱۷۶ قانون اساسی در حوزه سیاست‌های دفاعی و امنیتی دارای اختیارات ویژه‌ای است و مصوبات آن پس از تأیید مقام رهبری لازم‌الاجراست، اما در این اصل هیچ‌گونه صلاحیتی برای قانون‌گذاری، تمدید دوره نهادهای انتخابی یا تغییر آثار قوانین عادی پیش‌بینی نشده است. ازاین‌رو، توسعه اختیارات این شورا به حوزه تمدید مأموریت نهادهای منتخب مردم، نیازمند مستند قانونی روشن و غیرقابل تردید است.
undefinedنکته مهم آن است که قانون‌گذار وضعیت عدم امکان برگزاری انتخابات را نیز پیش‌بینی کرده است. مطابق مواد ۸۴ و ۸۵ قانون شوراها، در صورت بروز شرایط سیاسی، امنیتی یا حوادث غیرمترقبه که برگزاری انتخابات را ناممکن سازد، انتخابات متوقف می‌شود و در دوره فترت، تا زمان تشکیل شوراهای جدید، در تهران وزیر کشور و در سایر استان‌ها استانداران عهده‌دار وظایف شوراها خواهند بود. بنابراین، قانون برای چنین شرایطی راهکار مشخصی ارائه کرده است.
undefinedبا توجه به این سازوکار قانونی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که استمرار فعالیت شوراها، شهرداران و دهیارانی که مدت مأموریت قانونی آنان پایان یافته و دیگر نمایندگی قانونی مردم را بر عهده ندارند، بر چه مبنای حقوقی استوار است؟ همچنین پرداخت حقوق و مزایا به آنان مستند به کدام حکم قانونی است؟
undefinedموضوع حاضر صرفاً یک مسئله اجرایی نیست، بلکه به یکی از ارکان بنیادین مردم‌سالاری، یعنی حدود زمانی نمایندگی ناشی از رأی مردم، مربوط می‌شود. هرگونه استمرار مأموریت فراتر از مدت مقرر قانونی، مستلزم مجوز صریح قانون‌گذار است و در غیاب چنین مجوزی، با اصل حاکمیت قانون و الزامات مشروعیت تصمیمات عمومی تعارض خواهد داشت. افزون بر این، تداوم چنین رویه‌ای می‌تواند بر اعتماد عمومی به فرآیندهای انتخاباتی و اعتبار نهادهای برآمده از رأی مردم تأثیر بگذارد.undefinedپنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵@akbaralami
#تبریزین_سسی https://eitaa.com/Tabrizinsasi
# برای توسعه تبریز همه مسئول هستیم.# برای همیاری در بله و ایتا به ما بپیوندیدundefinedundefinedundefined
#دکتر_میرقاسم_بنی_هاشمی @dr_mirghasem_banihashemi_1299
undefined۵

۲۰۷

۲۰:۴۱

۸ تیر
بازارسال شده از آذر وطن | رسانه آذربایجان
thumbnail
✓کره‌جنوبی با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری، قطب جدید تراشه و هوش مصنوعی می‌سازد‌•دولت کره‌جنوبی با همراهی سامسونگ الکترونیک و SK Hynix از برنامه‌ای برای ایجاد یک قطب جدید تولید تراشه در جنوب‌غرب این کشور خبر داد؛ طرحی که بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری را دربر می‌گیرد و با هدف پاسخ به رشد تقاضای هوش مصنوعی و توسعه متوازن مناطق مختلف کره اجرا خواهد شد.‌•این پروژه شامل ساخت چهار کارخانه جدید تولید تراشه‌های حافظه و توسعه مراکز بسته‌بندی تراشه است. دولت کره‌جنوبی این طرح را بخشی از سه ابرپروژه ملی خود در حوزه نیمه‌هادی، مراکز داده هوش مصنوعی و رباتیک معرفی کرده است.‌•«لی جه‌میونگ» رئیس‌جمهوری کره‌جنوبی گفت: «ما باید برتری مطلق خود را در فناوری‌های پیشرفته از جمله نیمه‌هادی‌ها و هوش مصنوعی حفظ کنیم و اطمینان حاصل کنیم که ثمرات این رشد به‌طور متوازن در سراسر کشور توزیع شود.»
آذر وطن | رسانه آذربایجان
@Azarvatan_News

۲

۱۳:۴۲

۱۰ تیر
بازارسال شده از Tabriz تبریزوان
thumbnail
قصه پر درد کودکان سرطانی در آذربایجان شرقی
مدیرعامل انجمن حمایت از کودکان مبتلا به سرطان «تسکین» با بیان اینکه سالانه حدود ۷۰ تا ۷۴ کودک مبتلا به سرطان در آذربایجان‌شرقی در این مؤسسه شناسایی و پذیرش می‌شوند، گفت: تاکنون دو هزار و ۲۵۱ کودک تحت پوشش این انجمن قرار گرفته‌اند.
بیش از ۹۸ درصد بیماران تحت پوشش مؤسسه را کودکان مبتلا به سرطان‌های خون تشکیل می‌دهند و تنها دو تا سه درصد به سایر انواع سرطان مبتلا هستند که برخی از آنها نیز قابلیت جراحی ندارند.
متأسفانه هنوز در بیمارستان کودکان مردانی‌آذر تبریز فضای مناسبی برای اتاق بازی کودکان وجود ندارد و چندین سال است که پیگیر اختصاص مکانی برای این موضوع هستیم.
هزینه یک داروی برخی بیماران به بیش از یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان می‌رسد و گاهی تنها هزینه داروهای مورد نیاز بسیار سنگین است.
@tabrizone1

۱۰

۱۱:۰۱

۱۱ تیر
thumbnail
undefined۳

۲۳۱

۱۷:۴۳

۱۸ تیر
اکوسیستم حکمرانی سترون و نازایی کارآفرینان سیاستی (بخش اول)
دکتر علی کریمی مله، دانش‌پژوه علوم سیاسی
undefined از پرسش‌های بنیادین در حوزه سیاست‌گذاری عمومی این است که چرا برخی جوامع، در بزنگاه‌های تاریخی، شخصیت‌هایی را می‌پرورانند که مسیر سیاست را دگرگون می‌کنند، اما برخی دیگر، با وجود برخورداری از سرمایه انسانی، تجربه تاریخی و منابع مادی، از ظهور چنین کنشگرانی محروم می‌مانند.
پاسخ به این پرسش فقط در نبوغ فردی یا ضعف اشخاص قابل جست‌وجو نیست؛ زیرا «کارآفرین سیاستی» بیش از آنکه فرآورده استعدادهای استثنایی باشد، برآیند کیفیت اکوسیستم حکمرانی هر جامعه است.
کارآفرین سیاستی، صرفاً مدیر یا سیاستمداری موفق نیست؛ او کنشگری است که می‌تواند فراتر از روزمرگی‌های اداری و رقابت‌های متعارف سیاسی بیندیشد، مسائل عمومی را از نو صورت‌بندی کند، میان دانش و قدرت پیوند بزند، ائتلاف‌های اجتماعی و سیاسی بیافریند و لحظه‌های گشایش تاریخی را به فرصت اصلاح و نوآوری بدل کند. چنین افرادی ایده‌های نو می‌سازند و توانایی بسیج منابع، اقناع بازیگران و گذر از مقاومت‌های نهادی را دارند. در نتیجه پیشران تحول در نظام‌ حکمرانی هستند.
اینک پرسش کلیدی این است که چرا چنین کنشگرانی کمیاب‌اند؟ پاسخ را باید در الگوی حکمرانی و مناسبات میان ساخت قدرت، فرهنگ و اقتصاد سیاسی، نظام آموزشی و حوزه عمومی یافت. هرگاه این مؤلفه‌ها در وضعیتی بازدارنده قرار گیرند، نه تنها امکان ظهور نوآوران سیاستی کاهش می‌یابد، بلکه حتی مستعدترین افراد نیز به تدریج در منطق محافظه‌کارانه ساختارهای موجود حل و جذب می‌شوند.
به باور اندیشه‌وران، تغییرات مهم سیاستی زمانی رخ می‌دهد که سه جریان مستقل ــ مسئله، راه‌حل و فرصت سیاسی ــ با یکدیگر پیوند یابند. اما این همگرایی، فقط به حضور افراد نوآور وابسته نیست؛ بلکه مستلزم وجود نهادهایی است که امکان شنیده شدن ایده‌های نو، گردش نخبگان، گفت‌وگوی انتقادی و ریسک‌پذیری اصلاح را فراهم آورند. از این منظر، کارآفرین سیاستی در بستر نهادی خاص شکل می‌گیرد.
در این راستا، ساختارهای سیاسی بسته، متمرکز و سلسله‌مراتبی، بیش از آنکه در پی حل مسائل عمومی باشند، در اندیشه حفظ الگوهای تثبیت‌شده قدرت‌اند. در این ساختارها، نوآوری نه یک فضیلت، بلکه تهدیدی برای ثبات شمرده می‌شود. وابستگی نهادها به مسیرهای گذشته، دیوان‌سالاری‌های سخت و رویه‌های انعطاف‌ناپذیر، میدان کنش را بر بازیگران خلاق تنگ می‌کند و آنان را به سازگاری با قواعد موجود وامی‌دارد. در نتیجه، ساختار سیاسی به جای زایش کارآفرینان سیاستی، به سازوکار بازتولید محافظه‌کاری تبدیل می‌شود.
این انسداد نهادی، معمولاً با فرهنگ سیاسی معینی نیز همراه می‌شود که فرمانبرداری را بر ابتکار، وفاداری را بر شایستگی و احتیاط را بر خلاقیت برتری می‌دهد. در چنین فرهنگی، هزینه نوآوری بسیار بیشتر از پاداش آن است. طبیعی است که افراد مستعد، به جای آنکه نقش کنشگران تحول‌آفرین را بر عهده گیرند، ترجیح دهند در قالب مدیرانی فرمانبردار و کم‌هزینه باقی بمانند. از این‌رو، بسیاری از نظام‌های سیاسی، ناخواسته به جای زایش و پرورش نوآوران سیاستی، به ماشین بازتولید سازگاری پذیری و حفظ محوری بدل می‌شوند.
    بخش دومundefined
#دکتر_میرقاسم_بنی_هاشمی @dr_mirghasem_banihashemi_1299
undefined۳

۱۰۶

۶:۳۰

اکوسیستم حکمرانی سترون و نازایی کارآفرینان سیاستی (بخش دوم)
دکتر علی کریمی مله، دانش‌پژوه علوم سیاسی
دیگر متغیر اثرگذار نظام آموزشی است زیرا حتی اگر ساخت قدرت ظرفیت پذیرش نوآوری را داشته باشد، جامعه‌ای که نتواند ذهن‌های مسئله‌محور، پرسشگر و خلاق تربیت کند، همچنان از کمبود کارآفرینان سیاستی رنج خواهد برد. در این معنا، نقش نظام آموزشی، بسیار فراتر از انتقال دانش یا تربیت نیروی انسانی رفته و به مهم‌ترین نهاد شکل‌دهنده الگوهای اندیشیدن، مسئله‌شناسی و کنشگری اجتماعی تبدیل می‌شود. از همین رو، کارآفرین سیاستی، پیش از آنکه در میدان سیاست و قدرت متولد شود، در کلاس درس، فضای دانشگاه و تجربه‌های دیرپای جامعه‌پذیری شناختی رشد می‌کند.
این نظام آموزشی است که تعیین می‌کند جامعه، انسان‌هایی پرسشگر، خلاق و مسئله‌محور تربیت کند یا نیروهایی انطباق‌پذیر و حافظه‌محور. آموزشی که رسالت خود را به انتقال محفوظات و بازتولید پاسخ‌های کلیشه‌ای فرو می‌کاهد، هرچند متخصصان و مدیران کارآمد تربیت می‌کند، اما به سختی می‌تواند نوآوران سیاستی بپروراند؛ زیرا جوهره کارآفرینی سیاستی، نه در یافتن پاسخ‌های درست، بلکه در طرح پرسش‌های ژرف نهفته است.
کارآفرینان سیاستی، پیش از آنکه راه‌حل عرضه کنند، توانایی دارند که امور ساده را دوباره مسئله‌مند کنند، مفروضه‌های مسلط را به نقد بکشند و برای مسائل پیچیده، افق‌های تازه‌ بگشایند. این قابلیت، نه ثمره آموزش حفظ‌محور؛ بلکه محصول تربیتی است که اندیشیدن انتقادی، گفت‌وگوی آزاد و تخیل نهادی را ارج می‌نهد.
از همین منظر، مدرسه و دانشگاه، میدان تمرین شهروندی، مشارکت و مسئولیت‌پذیری به شمار می‌آیند. هر اندازه که این نهادها امکان گفت‌وگوی آزاد، تجربه تصمیم‌گیری جمعی، تفاوت پذیری و یادگیری از خطا را محدود کنند، به همان میزان نیز ظرفیت کنشگری خلاق در عرصه عمومی فرسوده می‌شود. در چنین فضایی، افراد می‌آموزند که «تطبیق یافتن» کم‌هزینه‌تر از «تغییر دادن» است و محافظه‌کاری، عقلانی‌تر از نوآوری جلوه می‌کند. نتیجه آنکه، ترس از خطا، ناامنی روانی و بیم از مجازات شکست، ذهنیت نوآورانه را به حاشیه می‌راند و روحیه خطرپذیری را تضعیف می‌کند. بنابراین، اگر مراکز آموزشی فرصت تجربه آزادی مسئولانه، گفت‌وگوی انتقادی و مشارکت در حل مسئله را از فراگیران دریغ کنند، نباید انتظار داشته باشند که در عرصه حکمرانی، کنشگرانی نوآور، مستقل و تحول‌آفرین ظهور کنند.
از سوی دیگر، نظام آموزشی نه فقط نهادی معرفتی؛ بلکه یکی از مهم‌ترین سازوکارهای توزیع فرصت‌های اجتماعی و گردش نخبگان نیز هست. هرگاه دسترسی به آموزش باکیفیت، شبکه‌های علمی و مسیرهای ارتقای اجتماعی به امتیازهای موروثی یا روابط غیررقابتی گره بخورد، بخش بزرگی از استعدادهای جامعه هرگز فرصت شکوفایی نخواهند یافت. حال آنکه تجربه حاکی است که نوآوری‌های بزرگ، از جوامعی برآمده است که شایستگی را بر رانت، رقابت را بر انحصار و تحرک اجتماعی را بر بازتولید نابرابری ترجیح داده‌اند.
#دکتر_میرقاسم_بنی_هاشمی @dr_mirghasem_banihashemi_1299
بخش سوم undefined
undefined۳

۹۰

۶:۳۱

اکوسیستم حکمرانی سترون و نازایی کارآفرینان سیاستی (بخش سوم)
دکتر علی کریمی مله، دانش‌پژوه علوم سیاسی
با این همه، حتی برخورداری از ساختار سیاسی منعطف و نظام آموزشی کارآمد شرط کافی نیست. چون کارآفرینی سیاستی، پدیده‌ای به شدت شبکه‌ای است. ایده‌های بزرگ، معمولاً در گسست و انزوای نهادی زاده نمی‌شوند؛ بلکه در مرز میان حوزه‌های مختلف دانش، تجربه و کنش اجتماعی شکل می‌گیرند. از این‌رو، جامعه‌ای که دانشگاه، دولت، رسانه، بخش خصوصی و نهادهای مدنی را جزایری جدا از یکدیگر بسازد، ناخواسته از ظرفیت خود برای تولید نوآوری‌های سیاستی می‌کاهد. در این شرایط، دانشگاه سازمانی می‌شود که دانش تولید می‌کند، اما در حل مسائل عمومی سهمی ندارد؛ دولت، از ظرفیت‌های علمی جامعه فاصله می‌گیرد؛ رسانه، به جای تسهیل گفت‌وگوی ملی، به بازتابنده ستیزه‌های سیاسی فروکاسته می‌شود و جامعه مدنی نیز از میانجی‌گری میان دانش و قدرت بازمی‌ماند. در حالی که تجربه موارد اصلاحات موفق گویاست که کارآفرینان سیاستی، اغلب در مرزهای مشترک میان علم، مدیریت، رسانه و حوزه عمومی بالیده‌اند.
     به علاوه نقش اقتصاد سیاسی در زایش یا سترون‌ماندن کارآفرینان سیاستی نیز انکارناپذیر است. در اقتصادهای رقابتی، مشروعیت حکومت‌ها به توانایی آنها در حل مسائل عمومی و پاسخگویی به خواسته‌های جامعه وابسته است. در چنین بستری، نوآوری سیاستی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقا و استمرار حکمرانی است. اما در اقتصادهای ویژه‌خواه، این منطق دگرگون می‌شود. زیرا هنگامی که بخش مهمی از منابع قدرت و درآمد، مستقل از کارآمدی و رضایت عمومی تأمین می‌شود، انگیزه اصلاحات ساختاری نیز کاهش می‌یابد. در این وضعیت، شبکه‌های بسته قدرت بیش از آنکه به خلاقیت و حل مسئله پاداش دهند، مشوق وفاداری و سازگاری پذیری می‌شوند. پیامد طبیعی این چرخه آن است که بسیاری از استعدادهای خلاق یا به حاشیه رانده می‌شوند یا برای بقا، ناگزیر از سازگاری خود با قواعد محافظه‌کارانه می‌شوند.
     با این همه، حتی وجود نهادهای کارآمد و اقتصاد رقابتی نیز بدون وجود حوزه عمومی پویا، برای ظهور کارآفرینان سیاستی کفایت نمی‌کند. زیرا نوآوری سیاستی، بجای آنکه در اتاق‌های بسته تصمیم‌گیری شکل بگیرد، در فضای گفت‌وگو، نقد و تبادل اندیشه زاده می‌شود. لذا هر قدر ارتباط میان دانشگاه، رسانه، جامعه مدنی و نهادهای حکمرانی گسترده‌تر و بر پایه اعتماد متقابل باشد، احتمال آنکه ایده‌های نو شنیده شوند، مورد نقد قرار گیرند و به برنامه‌های عمل تبدیل شوند، افزایش می‌یابد. برعکس، هرگاه بی‌اعتمادی عمومی، قطبی‌شدن سیاسی و فرسایش سرمایه اجتماعی بر فضای عمومی سایه افکند، حتی نوآورانه‌ترین ایده‌ها نیز یا مجال طرح نمی‌یابند یا پیش از تبدیل به سیاست عمومی، در متن ستیزه‌های فرساینده از بین می‌روند.
     نتیجه اینکه کمیابی کارآفرینان سیاستی نه نشانه فقر استعدادهای انسانی، بلکه آینه الگوی حکمرانی است. هر جامعه، به اندازه ظرفیت نهادهایش برای تحمل پرسش، گردش نخبگان، یادگیری از خطا و پیوند دانش با قدرت، کارآفرین سیاستی پرورش می‌دهد. از این‌رو، اگر خواهان نوآوری در سیاست‌ها هستیم، باید بیش از جست‌وجوی افراد استثنایی، در اندیشه بازآفرینی اکوسیستمی باشیم که بتواند کارآفرینان سیاستی را بپروراند، حفظ کند و مجال اثرگذاری به آنان بدهد. این کنشگران میوه درختی‌اند که در خاک فرهنگ، آموزش، نهادهای سیاسی و اقتصاد یک جامعه ریشه دوانیده است.
پرورش کارآفرین سیاستی را نباید پروژه‌ای فردمحور، بلکه باید بخشی از طرح بزرگ اصلاح حکمرانی دانست. به بیان دیگر، مهم‌ترین دلالت این نوشتار این است که کارآفرینان سیاستی زمانی پدیدار می‌شوند که یک جامعه، «اکوسیستم نوآوری در حکمرانی» را پی‌ریزی کند. هر اندازه این اکوسیستم بازتر، رقابتی‌تر، یادگیرنده‌تر و اعتمادسازتر باشد، احتمال ظهور افرادی که بتوانند میان دانش و قدرت، ایده و اجرا، و آرمان و واقعیت پلی مستحکم برقرار کنند، بیشتر خواهد شد. بنابراین آینده حکمرانی به ظهور قهرمانان استثنایی بستگی ندارد، بلکه به توانمندسازی جامعه برای ایجاد نهادهای یادگیرنده، رقابتی، باز و مسئله‌محور وابسته است.
پایان
#دکتر_میرقاسم_بنی_هاشمی @dr_mirghasem_banihashemi_1299
undefined۵

۱۷۵

۶:۳۲

۲۶ تیر
سه تحلیل درباره اهداف نظامی- سیاسی آمریکا
پایگاه تحلیلی خبری عصر ایرانحملات آمریکا به جنوب ایران، جدی تر از قبل دنبال می شود و با کنار هم قرار دادن نقاط مورد هدف و برخی تحولات سیاسی، می توان سه فرض را در تحلیل چرایی حملات اخیر بررسی کرد:
1 - اولین تحلیل قابل تصور این است که آمریکا این حملات را با این هدف کلاسیک انجام می دهد که با دست بالاتری در مذاکرات آتی حضور داشته باشد و امتیازات بیشتری از تهران بگیرد.پاسخ های سریع و جدی ایران نیز به این حملات دقیقاً با هدف مشابه صورت می گیرد. در واقع، طرفین در حال پر کردن مشت خود برای حضور در رینگ مذاکرات هستند.این خوش بینانه ترین تحلیل درباره حملات اخیر است.
2 - تحلیل دیگر این است که تفاهم نامه اسلام آباد عملاً از بین رفته و ایران و آمریکا در موضع جنگی قرار گرفته اند و این حملات، مقدمه یک جنگ بزرگ تر و تمام عیار است. بر اساس این تحلیل، آمریکا می کوشد با حملات هدفمند به مواضع نظامی ایران در جنوب کشور و نیز ایجاد اختلال در مسیرهای جنوب به شمال ، دسترسی نظامی ایران به تنگه هرمز و خلیج فارس را محدود کند. حملات متعدد به یگان های دریایی، برج ها و تاسیسات مراقبت دریایی، شناورها، یگان های نظامی در جنوب و برخی پل های ارتباطی، در این راستا قابل ارزیابی است.
در گامی فراتر، حملات آمریکا به خط دفاعی جنوب، می تواند مقدمه ای برای اشغال جزیره استراتژیک خارک از سوی آمریکا باشد، امری که بسیار مورد علاقه شخص ترامپ است ولی از بیم تلفات گسترده انسانی، تا کنون موفق به اجرای آن نشده است.
در این تحلیل، حتی می توان پروژه پیاده سازی نیروهای دشمن در جنوب ایران را هم متصور شد که هرچند بسیار پر ریسک است ولی نباید از احتمال وقوع آن غافل شد.
3 - سناریوی سوم ، کمی پیچیده تر است و آن، جلب توجه و تمرکز قوای دفاعی ایران به جنوب کشور است تا احزاب مسلح و تجزیه طلب کردی -که سال هاست در شمال عراق در آب نمک خوابانده شده اند- در اقدامی غافلگیر کننده، وارد استان های آذربایجان غربی و کردستان شوند و دست به اقدامات تروریستی و اشغال برخی مناطق مرزی بزنند و همزمان، هسته های خفته آنها در داخل کشور، فعال شوند و شرارت کنند.
هر چند که گروه های تروریستی کردی در میان کردهای ایرانی، پایگاه اجتماعی عمیق و گسترده ای ندارند ولی برخی گزارش ها حاکی از آن است که هزاران جنگجوی کرد در شمال عراق مترصد فرصت و چراغ سبز ترامپ هستند تا با حمله به ایران، پروژه تجزیه کشور در راستای شکل دهی به کردستان بزرگ را پی بگیرند.
هر کدام از این سه سناریو که به واقعیت نزدیک تر باشند، در اصل این که خطری بزرگ ایران را تهدید می کند، تردیدی نیست و تقویت میدان و دیپلماسی و حذف تندروها از مدار تصمیم سازی ها برای رسیدن به وحدت ملی، تنها راه های پیش روی ایران برای عبور از این گردنه خطرناک تاریخی است.
#دکتر_میرقاسم_بنی_هاشمی @dr_mirghasem_banihashemi_1299
undefined۸

۲۰۹

۱۵:۴۷

۲۹ تیر
بازارسال شده از صفحه رسمی دکتر مينا نظرى
thumbnail
تیکی‌تاکای ارتباطات؛ عامل موفقیت اسپانیا در جام جهانی
undefinedیادداشت:مینا نظری
جام جهانی فقط صحنه رقابت فوتبال نیست؛ یک آزمایشگاه بزرگ برای شناخت رفتار انسان‌ها، فرهنگ‌ها و شیوه‌های همکاری است. در میان تیم‌هایی که در این رقابت‌ها حضور دارند، اسپانیا نمونه‌ای قابل تأمل از این واقعیت است که موفقیت، بیش از آنکه محصول توانایی‌های فردی باشد، نتیجه کیفیت ارتباط میان افراد است.
اسپانیا سال‌هاست با فلسفه‌ای شناخته می‌شود که به «تیکی‌تاکا» معروف است؛ سبکی که بر پاس‌های کوتاه، حرکت هماهنگ، شناخت موقعیت و حفظ مالکیت توپ استوار است. اما اگر از زمین فوتبال فاصله بگیریم، این سبک چیزی فراتر از یک تاکتیک ورزشی است؛ تیکی‌تاکا استعاره‌ای از ارتباطات انسانی موفق است.
در یک تیم موفق، هیچ بازیکنی به تنهایی بازی را نمی‌برد. هر حرکت وابسته به حرکت دیگری است. یک پاس خوب زمانی معنا پیدا می‌کند که بازیکن مقابل آمادگی دریافت آن را داشته باشد. در روابط انسانی نیز ارتباط مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که افراد فقط برای صحبت کردن، بلکه برای شنیدن، درک کردن و پاسخ دادن آماده باشند.
یکی از نقاط قوت اسپانیا، عبور از فردگرایی و حرکت به سمت قدرت جمعی است. این تیم بر یک ستاره خاص تکیه ندارد؛ بلکه مجموعه‌ای از بازیکنان است که هر کدام نقش خود را در یک سیستم بزرگ‌تر ایفا می‌کنند. این موضوع، یک درس مهم برای سازمان‌ها و جوامع دارد: موفقیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که افراد به جای رقابت درون‌گروهی، توانایی همکاری و ایجاد ارزش مشترک را پیدا کنند.
از سوی دیگر، بازیکنان اسپانیا پیش از دریافت توپ، فضای اطراف خود را بررسی می‌کنند. آنها فقط به توپ نگاه نمی‌کنند، بلکه موقعیت، حرکت هم‌تیمی‌ها و شرایط بازی را می‌سنجند. این همان چیزی است که در ارتباطات انسانی از آن به عنوان «هوش ارتباطی» یاد می‌شود؛ یعنی توانایی شناخت شرایط، زمان مناسب گفت‌وگو و انتخاب درست پیام.
در دنیای امروز، سازمان‌ها نیز مانند یک تیم فوتبال هستند. اگر واحدها و افراد یک سازمان بدون هماهنگی حرکت کنند، حتی بهترین نیروها هم نمی‌توانند به نتیجه مطلوب برسند. اما زمانی که فرهنگ مشترک، اعتماد و جریان آزاد اطلاعات شکل بگیرد، مجموعه‌ای از افراد به یک تیم تبدیل می‌شوند.اسپانیا به ما یادآوری می‌کند که ارتباطات فقط انتقال پیام نیست؛ ایجاد هماهنگی میان انسان‌هاست. همان‌طور که یک گل نتیجه مجموعه‌ای از پاس‌ها، تصمیم‌ها و همکاری‌هاست، موفقیت یک جامعه یا سازمان نیز حاصل زنجیره‌ای از ارتباطات درست است.
شاید مهم‌ترین پیام سبک اسپانیا این باشد:
«قهرمان واقعی کسی نیست که بیشتر دیده می‌شود؛ تیمی است که بهتر با هم ارتباط برقرار می‌کند.»
در نهایت، فوتبال و زندگی هر دو یک قانون ساده دارند: هیچ‌کس به تنهایی پیروز نمی‌شود. حتی زیباترین گل‌ها هم حاصل یک پاس فراموش‌شده‌اند؛ چون ظاهراً انسان‌ها برای یاد گرفتن همکاری، نیاز داشتند اول یک توپ را دنبال کنند.
آدرس undefinedundefined● كانال بله

۵

۱۵:۳۰