دو گروه از مدیران ناکارآمد هستند:
۱. مدیرانی که چیزی رو در قلمرو مدیریتی خود کنترل نمیکنند.۲. مدیرانی که اصرار دارند تمام جزئیات رو کنترل کنند.
گروه اول مدیرانیاند که زیرساخت فرآیندی و اطلاعاتی لازم برای جمعآوری، پالایش، دستهبندی و تحلیل دادهها رو در سازمانشون ایجاد نکردهاند و درست مثل رانندهای هستند که بدون مشاهده داشبورد و بیتوجه به وضعیت درجه سرعت، دور موتور، وضعیت بنزین و ... در جاده پیش میروند و هر لحظه ممکن است درگیر اتفاقات ناگواری شوند.
گروه دوم مدیرانی هستند که اصرار دارند حتی موارد کم اهمیت و جزئی را هم کنترل کنند. این مدیران اگر تحلیل هزینه-فایده انجام دهند، متوجه میشوند که عایدی ناشی از کنترل برخی چیزها در سازمان کمتر از هزینه صرف شده برای آن است. مثلا برای تایید هزینههای جزئی در سازمان، یک پروسه کنترل و تایید زمان بر و پر هزینه طراحی کردهاند که عملا نقض غرض است.یک شاخص پیشنهادی برای اینکه مدیر متوجه شود چه سطحی از کنترل منطقی است، اینه که ارزش هر ساعت کاری خودش را حساب کند و کنترل هایی که زیر این عدد برای سازمان عایدی دارد را کنار بگذارد. مثلاً فرض کنید سود ماهانه شرکت یک میلیارد تومان است و مدیر عامل ۲۰۰ ساعت در ماه کار کرده، پس ارزش هر ساعت کاری او ۵ میلیون تومان است. حالا هر کنترلی که کمتر از ۵ میلیون تومان در ساعت آورده داشته باشد ، ارزش ندارد که وقت مدیر عامل را بگیرد. مگر آنکه توجیه دیگری غیر از کنترل هزینه ها داشته باشد.
تذکر یک نکته لازم است که در اینکه چه چیزهایی ارزش کنترل کردن دارد و در بررسی هزینهها و منافع نباید فقط آیتمهای مالی و فوری را لحاظ کنیم.گاهی مدیر روی یک مساله به ظاهر جزئی، به دلیل مرتبط بودن با ارزشها و فرهنگ سازمانی، حساسیت ویژهای نشان میدهد که اتفاقا نشان از بلوغ مدیریتی او دارد.
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۱. مدیرانی که چیزی رو در قلمرو مدیریتی خود کنترل نمیکنند.۲. مدیرانی که اصرار دارند تمام جزئیات رو کنترل کنند.
گروه اول مدیرانیاند که زیرساخت فرآیندی و اطلاعاتی لازم برای جمعآوری، پالایش، دستهبندی و تحلیل دادهها رو در سازمانشون ایجاد نکردهاند و درست مثل رانندهای هستند که بدون مشاهده داشبورد و بیتوجه به وضعیت درجه سرعت، دور موتور، وضعیت بنزین و ... در جاده پیش میروند و هر لحظه ممکن است درگیر اتفاقات ناگواری شوند.
گروه دوم مدیرانی هستند که اصرار دارند حتی موارد کم اهمیت و جزئی را هم کنترل کنند. این مدیران اگر تحلیل هزینه-فایده انجام دهند، متوجه میشوند که عایدی ناشی از کنترل برخی چیزها در سازمان کمتر از هزینه صرف شده برای آن است. مثلا برای تایید هزینههای جزئی در سازمان، یک پروسه کنترل و تایید زمان بر و پر هزینه طراحی کردهاند که عملا نقض غرض است.یک شاخص پیشنهادی برای اینکه مدیر متوجه شود چه سطحی از کنترل منطقی است، اینه که ارزش هر ساعت کاری خودش را حساب کند و کنترل هایی که زیر این عدد برای سازمان عایدی دارد را کنار بگذارد. مثلاً فرض کنید سود ماهانه شرکت یک میلیارد تومان است و مدیر عامل ۲۰۰ ساعت در ماه کار کرده، پس ارزش هر ساعت کاری او ۵ میلیون تومان است. حالا هر کنترلی که کمتر از ۵ میلیون تومان در ساعت آورده داشته باشد ، ارزش ندارد که وقت مدیر عامل را بگیرد. مگر آنکه توجیه دیگری غیر از کنترل هزینه ها داشته باشد.
تذکر یک نکته لازم است که در اینکه چه چیزهایی ارزش کنترل کردن دارد و در بررسی هزینهها و منافع نباید فقط آیتمهای مالی و فوری را لحاظ کنیم.گاهی مدیر روی یک مساله به ظاهر جزئی، به دلیل مرتبط بودن با ارزشها و فرهنگ سازمانی، حساسیت ویژهای نشان میدهد که اتفاقا نشان از بلوغ مدیریتی او دارد.
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۱۵۳
۸:۵۹
ما مظلومیم اما مقتدر
دشمنان این ملت قطعا تقاص این ظلم بزرگ را پس خواهند داد.خون رهبر بزرگ ایران و خانواده اش به ویژه این فرشته کوچک، گریبان ظالمان را خواهد گرفت.
ملت ایران در طول تاریخ همواره آزاده و عزیز بوده و خواهد بود. ان شاء الله
دشمنان این ملت قطعا تقاص این ظلم بزرگ را پس خواهند داد.خون رهبر بزرگ ایران و خانواده اش به ویژه این فرشته کوچک، گریبان ظالمان را خواهد گرفت.
ملت ایران در طول تاریخ همواره آزاده و عزیز بوده و خواهد بود. ان شاء الله
۱۰۷
۵:۴۸
جابهجایی قدرت اقتصادی کشورهای آسیایی در ۶۵ سال گذشته!این نمودار نکات بسیار جالبی داره.
لطفا نمودار رو ببینید و برداشت تون رو به اشتراک بگذارید. کدام بخش این نمودار براتون جالب بود؟
به نظرتون ظرف ده سال آینده وضعیت ایران چگونه خواهد بود؟
رویدادهای بسیار بسیار مهمی پیش رو داریم. اگر نسبت بهش بینش و آمادگی داشته باشیم، شکوفایی قابل توجهی را تجربه خواهیم کرد.
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
لطفا نمودار رو ببینید و برداشت تون رو به اشتراک بگذارید. کدام بخش این نمودار براتون جالب بود؟
به نظرتون ظرف ده سال آینده وضعیت ایران چگونه خواهد بود؟
رویدادهای بسیار بسیار مهمی پیش رو داریم. اگر نسبت بهش بینش و آمادگی داشته باشیم، شکوفایی قابل توجهی را تجربه خواهیم کرد.
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۱۷۲
۵:۵۶
ما نمیتوانیم مشکلاتمان را با همان تفکری حل کنیم که منجر به ایجاد آن مشکلات شده.
برای حل مسأله باید تفکرمان در سطحی فراتر از مسأله قرار گیرد. بنابراین اگر قصد حل یک مسأله قدیمی را دارید، لازمه که موقعیت جدیدی ایجاد کنید، برای این منظور چند اقدام رو پیشنهاد می کنم: ۱- با آدمهای باتجربه تر مشورت کنیم، تا از زاویه دید بهتری مسأله رو ببینیم. ۲-به موقعیت مکانی خاصی که برای مان الهام بخش هست برویم مثلا سفر کنیم.۳- از مناسبتهای زمانی خاص که الهام بخش هستند کمک بگیریم مثلا آغاز سال جدید ، شبهای قدر و... .۴- از اقدامات معنوی که حال مون رو بهتر می کنه کمک بگیریم مثل اذکار معنوی.
آدینه تون به خیر و نیکیکانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
برای حل مسأله باید تفکرمان در سطحی فراتر از مسأله قرار گیرد. بنابراین اگر قصد حل یک مسأله قدیمی را دارید، لازمه که موقعیت جدیدی ایجاد کنید، برای این منظور چند اقدام رو پیشنهاد می کنم: ۱- با آدمهای باتجربه تر مشورت کنیم، تا از زاویه دید بهتری مسأله رو ببینیم. ۲-به موقعیت مکانی خاصی که برای مان الهام بخش هست برویم مثلا سفر کنیم.۳- از مناسبتهای زمانی خاص که الهام بخش هستند کمک بگیریم مثلا آغاز سال جدید ، شبهای قدر و... .۴- از اقدامات معنوی که حال مون رو بهتر می کنه کمک بگیریم مثل اذکار معنوی.
آدینه تون به خیر و نیکیکانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۱۸۳
۵:۳۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
چرا حتی افراد اهل تحلیل هم در شرایط بحرانی گاهی به نتیجهگیریهای اشتباه میرسند؟
واقعیت این است که در بحرانها، ذهن ما بیش از همیشه در معرض خطاهای شناختی قرار میگیرد؛خطاهایی که میتوانند برداشت ما از واقعیت، قضاوتها و حتی تصمیمهایمان را تحت تأثیر قرار دهند.
در یک مقاله به ۶ خطای شناختی مهم پرداختهام که میتوانند در تحلیل جنگ و بحران، قضاوت و تصمیمگیری ما را دچار خطا کنند.
اگر به مباحث تصمیمگیری، تفکر نقادانه و تحلیل مسائل علاقهمندید، مطالعه این مقاله میتواند برایتان مفید باشد.
لینک مقاله:
https://mvakili.ir/cognitive-biases-during-war/
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
واقعیت این است که در بحرانها، ذهن ما بیش از همیشه در معرض خطاهای شناختی قرار میگیرد؛خطاهایی که میتوانند برداشت ما از واقعیت، قضاوتها و حتی تصمیمهایمان را تحت تأثیر قرار دهند.
اگر به مباحث تصمیمگیری، تفکر نقادانه و تحلیل مسائل علاقهمندید، مطالعه این مقاله میتواند برایتان مفید باشد.
https://mvakili.ir/cognitive-biases-during-war/
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۹۳
۱۶:۱۸
نقشه راه مدیران، محمد وکیلی
چرا حتی افراد اهل تحلیل هم در شرایط بحرانی گاهی به نتیجهگیریهای اشتباه میرسند؟ واقعیت این است که در بحرانها، ذهن ما بیش از همیشه در معرض خطاهای شناختی قرار میگیرد؛ خطاهایی که میتوانند برداشت ما از واقعیت، قضاوتها و حتی تصمیمهایمان را تحت تأثیر قرار دهند.
در یک مقاله به ۶ خطای شناختی مهم پرداختهام که میتوانند در تحلیل جنگ و بحران، قضاوت و تصمیمگیری ما را دچار خطا کنند. اگر به مباحث تصمیمگیری، تفکر نقادانه و تحلیل مسائل علاقهمندید، مطالعه این مقاله میتواند برایتان مفید باشد.
لینک مقاله: https://mvakili.ir/cognitive-biases-during-war/ کانال دکتر محمد وکیلی @dr_mvakili
در این مقاله، ۶ خطای شناختی بررسی شدند.
خطای تخمین شدت بر اساس فاصله جغرافیایی
خطای نتیجهگرایی
خطا در تعریف اقدام معادل
خطا در تعریف معیار پیروزی
فقدان رویکرد شطرنجی در تحلیل تصمیمها
نگاه تکبعدی به جنگهای ترکیبی
خوشحال میشوم بعد از مطالعه، نظرتان را درباره این خطاها بنویسید. اگر فکر میکنید خطای شناختی دیگری هم در چنین شرایطی رایج است، آن را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید. 
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۸۸
۱۰:۵۶
جناب آقای دکتر حمید صدیق،یکی از همراهان خوب ما که پیشتر در دوره DPL هم شرکت کرده بودند، چند مورد دیگر از خطاهای رایج در تحلیل شرایط جنگی را برایمان ارسال کردند. حیفمان آمد با شما به اشتراک نگذاریم.
پست بعد رو حتما ببینید
پست بعد رو حتما ببینید
۴۸
۱۵:۰۳
تکمیل فهرست خطاهای شناختی در تحلیل جنگ، ارسالی از دکتر حمید صدیق
۱. سوگیری لنگراندازی (Anchoring Bias)مدیر روی اولین خبر یا تحلیل لنگر میاندازد و تمام تصمیمهای بعدی را با همان چارچوب میگیرد.مثلاً اگر در هفته اول بحران تصور کند «این وضعیت حداکثر چند روز طول میکشد»، ممکن است خرید مواد اولیه، تأمین نقدینگی یا تنوع زنجیره تأمین را به تعویق بیندازد و چند هفته بعد با توقف تولید یا از دست دادن بازار روبهرو شود.
۲. سوگیری تأیید (Confirmation Bias)مدیر فقط اطلاعاتی را میبیند که تحلیل اولیهاش را تأیید میکنند و دادههای مخالف را نادیده میگیرد.نتیجه این است که علائم هشدار را دیر میبیند و معمولاً زمانی واکنش نشان میدهد که هزینه اصلاح بسیار بالا رفته است.
۳. خطای وضعیت موجود (Status Quo Bias)در بحران، حفظ وضعیت موجود اغلب پرهزینهتر از تغییر است؛ اما ذهن انسان تغییر را پرریسکتر میبیند.مدیری که حاضر نیست مدل فروش، مسیر تأمین یا ساختار عملیاتش را تغییر دهد، ممکن است کل مزیت رقابتی خود را از دست بدهد.
۴. سوگیری هزینه ازدسترفته (Sunk Cost Fallacy)گاهی مدیر فقط چون سالها روی یک بازار، تأمینکننده یا محصول سرمایهگذاری کرده، همچنان به همان مسیر ادامه میدهد؛ در حالی که شرایط محیطی کاملاً تغییر کرده است.در بحران، تصمیم درست باید بر اساس آینده باشد، نه هزینههایی که قبلاً پرداخت شدهاند.
۵. بیشاطمینانی (Overconfidence Bias)بسیاری از مدیران به دلیل تجربههای موفق گذشته تصور میکنند این بحران هم مشابه بحرانهای قبلی است و بدون تغییر جدی از آن عبور خواهند کرد.در حالی که بحرانهای ترکیبی معمولاً قواعد بازی را تغییر میدهند و تجربه گذشته بهتنهایی مزیت محسوب نمیشود.
۶. خطای دسترسپذیری (Availability Heuristic)مدیر تصمیم خود را بر اساس اخباری میگیرد که بیشتر دیده یا شنیده است، نه بر اساس دادههای واقعی.مثلاً با دیدن چند خبر از اختلال حملونقل، ممکن است کل زنجیره تأمین را متوقف کند؛ یا برعکس، چون در رسانهها خبری از یک ریسک خاص نیست، آن را کاملاً نادیده بگیرد.
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۱. سوگیری لنگراندازی (Anchoring Bias)مدیر روی اولین خبر یا تحلیل لنگر میاندازد و تمام تصمیمهای بعدی را با همان چارچوب میگیرد.مثلاً اگر در هفته اول بحران تصور کند «این وضعیت حداکثر چند روز طول میکشد»، ممکن است خرید مواد اولیه، تأمین نقدینگی یا تنوع زنجیره تأمین را به تعویق بیندازد و چند هفته بعد با توقف تولید یا از دست دادن بازار روبهرو شود.
۲. سوگیری تأیید (Confirmation Bias)مدیر فقط اطلاعاتی را میبیند که تحلیل اولیهاش را تأیید میکنند و دادههای مخالف را نادیده میگیرد.نتیجه این است که علائم هشدار را دیر میبیند و معمولاً زمانی واکنش نشان میدهد که هزینه اصلاح بسیار بالا رفته است.
۳. خطای وضعیت موجود (Status Quo Bias)در بحران، حفظ وضعیت موجود اغلب پرهزینهتر از تغییر است؛ اما ذهن انسان تغییر را پرریسکتر میبیند.مدیری که حاضر نیست مدل فروش، مسیر تأمین یا ساختار عملیاتش را تغییر دهد، ممکن است کل مزیت رقابتی خود را از دست بدهد.
۴. سوگیری هزینه ازدسترفته (Sunk Cost Fallacy)گاهی مدیر فقط چون سالها روی یک بازار، تأمینکننده یا محصول سرمایهگذاری کرده، همچنان به همان مسیر ادامه میدهد؛ در حالی که شرایط محیطی کاملاً تغییر کرده است.در بحران، تصمیم درست باید بر اساس آینده باشد، نه هزینههایی که قبلاً پرداخت شدهاند.
۵. بیشاطمینانی (Overconfidence Bias)بسیاری از مدیران به دلیل تجربههای موفق گذشته تصور میکنند این بحران هم مشابه بحرانهای قبلی است و بدون تغییر جدی از آن عبور خواهند کرد.در حالی که بحرانهای ترکیبی معمولاً قواعد بازی را تغییر میدهند و تجربه گذشته بهتنهایی مزیت محسوب نمیشود.
۶. خطای دسترسپذیری (Availability Heuristic)مدیر تصمیم خود را بر اساس اخباری میگیرد که بیشتر دیده یا شنیده است، نه بر اساس دادههای واقعی.مثلاً با دیدن چند خبر از اختلال حملونقل، ممکن است کل زنجیره تأمین را متوقف کند؛ یا برعکس، چون در رسانهها خبری از یک ریسک خاص نیست، آن را کاملاً نادیده بگیرد.
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
۷۷
۱۵:۰۷
اکثر آدمها فکر میکنن برای موفقیت باید بیشتر کار کرد...
اما شاید تمام این مدت اشتباه میکردیم! 
ویدئوی جدید اینستاگرام رو ببین؛
کمتر از یک دقیقه زمان میبره، ولی ممکنه نگاهت رو تغییر بده.
لینک پست اینستاگرام
https://www.instagram.com/reel/Dbfb2PYKMbu/?igsh=ajFqNG84N2NmZjNm
کانال دکتر محمد وکیلی
@dr_mvakili
ویدئوی جدید اینستاگرام رو ببین؛
@dr_mvakili
۴۲
۱۸:۱۱