لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دکتر نرگس قربانی روانشناسد
۲۲۳ عضو

دکتر نرگس قربانی روانشناس

ارتباط با کلینیک ما0939595855107132360377کلینیک روانشناسی دیمدیریت دکتر نرگس قربانی
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۷ اردیبهشت
راه های ارتباط با کلینیک روانشناسی دی ۰۹۳۹۵۹۵۸۵۵۱۰۷۱۳۲۳۶۰۳۷۷

۲۶۴

۱۷:۲۹

*«بزرگ‌ترین اشتباه زندگی، ازدواج با "نسخه فیلتر شده" یک نفر است.»
«در دوران آشنایی، همه ما بهترین نسخه خودمان را ارائه می‌دهیم. همه مهربان‌اند، همه وقت‌شناس‌اند و همه حرف می‌شنوند. اما این "فردی" نیست که شما با او ازدواج می‌کنید؛ این "ماسک" اوست.
واقعیت زندگی در زیر فشار استرس، خستگی و مسئولیت‌های مشترک بیرون می‌آید.
مشاوره پیش از ازدواج، ابزاری است برای کنار زدن این ماسک‌ها قبل از اینکه خیلی دیر شود.
قبل از اینکه زنجیرهای قانونی و اجتماعی زندگی‌تان را به هم ببندید، مطمئن شوید که کسی را می‌شناسید که در "بدترین حالتِ ممکن"، هنوز هم ارزش ماندن داشته باشد.»
-
Call to Action:*
«این پست را برای کسی بفرستید که در آستانه تصمیمات بزرگ زندگی است.»#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۱۵
undefined۱

۳۷۹

۱۷:۵۳

۲۹ اردیبهشت
با چه کسانی وارد رابطه نشویم ؟؟#پارت_هفتمباید بدانیم که رابطه با یک فرد دارای *اختلال شخصیت اسکیزوئید (Schizoid Personality Disorder)، مثل تلاش برای گرم کردن یک تکه یخ در قطب شمال است؛ تلاش زیاد می‌کنید، اما پاسخ دریافتی، سردیِ مطلق است.

در اینجا سختی‌های اصلی این رابطه را از سه منظر
احساسی، رفتاری و روانشناختی برایت کالبدشکافی می‌کنم:

### ۱. سختی‌های احساسی (گرما در برابر انجماد)
بزرگترین چالش در این رابطه،
"گرسنگی عاطفی" طرف مقابل است.

-
انزوای عاطفی: فرد اسکیزوئید در دنیای درونی خودش زندگی می‌کند. او ممکن است با شما باشد، اما "حضور" ندارد. شما احساس می‌کنید با یک سایه یا یک دیوار زندگی می‌کنید.
-
عدم دریافت بازخورد (Feedback Loop): در یک رابطه سالم، وقتی شما شادی می‌کنید، طرف مقابل لبخند می‌زند و این شادی شما را دوچندان می‌کند. در رابطه با فرد اسکیزوئید، شما "تلاش" می‌کنید، اما او واکنشی نشان نمی‌دهد. این بی‌تفاوتی (Apathy)، به مرور باعث می‌شود شما احساس کنید "ناچیز" یا "نامرئی" هستید.
-
احساس تنهایی در حضور دیگری: این دردناک‌ترین بخش است. شما تنها نیستید، اما با این حال، احساس تنهایی می‌کنید. این نوع تنهایی، بسیار سنگین‌تر از تنهاییِ واقعی است.

### ۲. سختی‌های رفتاری (فاصله در برابر نزدیکی)
رفتارهای این افراد معمولاً با نیازهای طبیعی یک پارتنر در تضاد است.

-
اجتناب از صمیمیت: هر بار که شما سعی می‌کنید سطح رابطه را عمیق‌تر کنید (از طریق صحبت‌های احساسی یا نزدیکی جسمی)، او ممکن است عقب‌نشینی کند یا به سمت فعالیت‌های انفرادی (مثل مطالعه، بازی یا کار) فرار کند.
-
نیاز مفرط به تنهایی: برای او، تنهایی یک "انتخاب" نیست، بلکه یک "نیاز بیولوژیک" است. او برای شارژ شدن نیاز به گوشه‌گیری دارد، اما این گوشه‌گیری برای شما به معنای "طرد شدن" تعبیر می‌شود.
-
بی‌تفاوتی به قوانین اجتماعی و عاطفی:* او ممکن است در مناسبت‌های مهم (سالگرد، تولد) یا در لحظات بحرانی شما، هیچ هیجان یا نگرانی نشان ندهد. این رفتار، شما را دچار خشم یا سردرگمی می‌کند.

### ۳. سختی‌های روانشناختی (تخریب خودِ شما)مدیریت این رابطه، فشار روانی عظیمی به "خودِ شما" وارد می‌کند.
#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۱۴

۳۸۱

۵:۲۶

۲ خرداد
پارتنر قهر قهرو....! هم نزدیک‌شدن بهش دورش می‌کنه و‌هم‌ناراحت شدن دورش می‌کنه !چرا؟ افراد با *دلبستگی اجتنابی (Avoidant Attachment)، در ظاهر ممکن است بسیار مستقل، با اعتمادبه‌نفس و آرام به نظر برسند، اما در باطن، یک "سیستم دفاعی" بسیار فعال دارند که هدفش تنها یک چیز است: جلوگیری از نزدیک شدن کسی به هسته‌ی آسیب‌پذیر آن‌ها.

در اینجا رفتارهای کلیدی آن‌ها را به سه دسته‌ی
"استراتژی‌های عقب‌نشینی"، "ایجاد فاصله عاطفی" و "ایجاد تضاد در نزدیکی" تقسیم کرده‌ام:

### ۱. استراتژی‌های عقب‌نشینی (The Deactivating Strategies)
این‌ها واکنش‌های لحظه‌ای هستند که وقتی احساس می‌کنند رابطه دارد "زیادی جدی" یا "زیادی نزدیک" می‌شود، فعال می‌شوند:

-
فرار از بحث‌های عمیق: وقتی بحث به سمت احساسات، نیازها یا آینده‌ی رابطه می‌رود، آن‌ها یا موضوع را عوض می‌کنند، یا با شوخی از آن عبور می‌کنند و یا ناگهان سکوت می‌کنند (Stonewalling).
-
غیب شدن‌های ناگهانی (Ghosting/Pulling away): بعد از یک روز بسیار خوب و صمیمی، ممکن است ناگهان چند روز پیام ندهند یا سرد شوند. این یک مکانیسم دفاعی است؛ آن‌ها از "اوج صمیمیت" می‌ترسند و برای بازگشت به حالت "امنیتِ انزوا"، عقب‌نشینی می‌کنند.
-
مشغول کردن خود با کار یا سرگرمی: آن‌ها به شدت روی استقلال خود تاکید دارند. کار، ورزش، یا حتی بازی‌های ویدئویی برای آن‌ها ابزاری است تا فضای شخصی‌شان را از "تهاجم عاطفی" پارتنر حفظ کنند.

### ۲. ایجاد فاصله عاطفی (Emotional Distancing)
این‌ها رفتارهای مستمری هستند که مانع از شکل‌گیری یک پیوند عمیق می‌شوند:

-
حفظ "استقلالِ افراطی": آن‌ها به شدت از کلمه‌ی "ما" فراری‌اند. ترجیح می‌دهند تصمیمات بزرگ را تنها بگیرند و از مشارکت دادن پارتنر در مسائل شخصی خودداری می‌کنند.
-
کشف و برجسته کردن عیوب پارتنر: برای اینکه احساس نزدیکی نکنند، ناخودآگاه روی نقاط ضعف پارتنر تمرکز می‌کنند. این کار به آن‌ها این حس کاذب را می‌دهد که: "این آدم برای من مناسب نیست، پس نیازی نیست به او وابسته شوم."*
- *پنهان‌کاری در احساسات:* آن‌ها احساسات خود را (چه مثبت و چه منفی) به ندرت بیان می‌کنند. اگر بپرسید "چه حسی داری؟"، پاسخ‌های کلی مثل "خوبم" یا "چیزی نیست" دریافت می‌کنید. آن‌ها "آسیب‌پذیری" را با "بی‌تفاوتی" جایگزین می‌کنند.
### ۳. ایجاد تضاد در نزدیکی (The Push-Pull Dynamic)این بخش، دردناک‌ترین بخش برای پارتنر (به‌ویژه پارتنر اضطرابی) است.#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۶

۲۱۸

۵:۴۳

- *سیستم پاداش و تنبیه ناخودآگاه: آن‌ها وقتی احساس امنیت می‌کنند، به سمت شما می‌آیند (Push)، اما به محض اینکه حس می‌کنند "در حصار قرار گرفته‌اند" یا "وابسته شده‌اند"، با رفتارهای سرد، شما را عقب می‌رانند (Pull). این چرخه باعث می‌شود پارتنر آن‌ها در یک مارپیچ از امید و ناامیدی گیر کند.
-
ایجاد یک "دیوار" در لحظات حساس: در زمانی که شما نیاز به حمایت عاطفی دارید (مثلاً وقتی بیمار هستید یا غمگینید)، آن‌ها ممکن است به جای همدلی، احساس کلافگی کنند یا با منطقی برخورد کنند که بسیار سرد و بی‌روح است.

-ببین، فرد اجتنابی دشمنِ تو نیست، او دشمنِ "نزدیکی" است. او از تو متنفر نیست، او از "احساسِ نیاز داشتن" می‌ترسد. رفتارهای او مثل یک سیستمِ هشدار عمل می‌کند؛ هر زمان که احساس کند دارد کنترلِ خودش را از دست می‌دهد یا بیش از حد به تو وابسته می‌شود، مغزش فرمان می‌دهد:
"فرار کن! قبل از اینکه آسیب ببینی، فاصله بگیر!"
او با سرد شدن، با مشغولیتی که بی‌انتهاست، و با دیواری که دور خودش کشیده، سعی می‌کند از خودِ درونش محافظت کند. اما مشکل اینجاست که او در این مسیر، تنها می‌شود."
#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۸
undefined۱

۲۱۹

۵:۴۴

چرا بعضی افراد از مشاوره روانشناسی فرار می فرار از مشاوره، صرفاً "تنبلی" یا "لجبازی" نیست؛ بلکه ریشه‌های بسیار عمیق‌تر و گاهی دردناکی دارد.
اگر بخواهیم از دیدگاه روانشناسی به این پدیده نگاه کنیم، می‌توانیم دلایل را به چند دسته اصلی تقسیم کنیم:
### ۱. ترس از "تجزیه شدن" و مواجهه با حقیقت (Fear of Confrontation)بسیاری از افراد از مشاوره فرار می‌کنند چون می‌دانند که در جلسه مشاوره، "نقاب‌ها" کنار می‌روند.- *ترس از مواجهه با سایه‌ها: همه ما بخش‌هایی از شخصیت خود داریم که دوست نداریم ببینیم (خشم، حسادت، خودخواهی یا تروماهای قدیمی). مشاوره یعنی نشستن رو در رو با این "سایه‌ها". برای بسیاری، این تجربه بسیار ترسناک و تهدیدکننده برای "خودِ فعلی" آن‌هاست.
-
ترس از تغییر: تغییر، حتی اگر تغییر به سمت بهتر شدن باشد، برای مغز یک "تهدید" محسوب می‌شود. مغز انسان برای حفظ بقا، به دنبال "ثبات" (حتی ثبات در رنج) است. رفتن به مشاوره یعنی پذیرفتن اینکه "زندگی فعلی من دیگر کافی نیست"، و این پذیرش، سنگین است.

### ۲. استigma یا "انگِ اجتماعی" (Social Stigma)
این دلیل در فرهنگ‌های جمع‌گرا (مانند ایران) بسیار پررنگ است.
-
نشانه‌ی ضعف بودن: هنوز در ذهن بسیاری از افراد، مراجعه به روانشناس به معنای "دیوانه بودن" یا "بی‌عرضه بودن" است. آن‌ها فکر می‌کنند اگر به مشاوره بروند، یعنی در مدیریت زندگی خود شکست خورده‌اند.
-
نگاه "قضاوت‌گر" دیگران: ترس از اینکه اگر کسی بفهمد آن‌ها به درمان می‌روند، آن‌ها را "آسیب‌پذیر" یا "ناپایدار" ببیند، باعث می‌شود آن‌ها در برابر نیاز خود به درمان مقاومت کنند.

### ۳. سوءتفاهم درباره ماهیت مشاوره (Misconceptions)
بسیاری از افراد تصور غلطی از فرآیند درمان دارند:
-
انتظار "راه حل فوری": برخی فکر می‌کنند روانشناس مثل یک جادوگر است که با چند جمله، مشکل را حل می‌کند. وقتی در جلسات اول متوجه می‌شوند که روند درمان، یک مسیر طولانی، پر از تلاش و بازنگری است، ناامید شده و فرار می‌کنند.
-
ترس از قضاوت شدن:* بسیاری تصور می‌کنند روانشناس مثل یک قاضی است که می‌خواهد گناهان یا اشتباهات آن‌ها را لیست کند، در حالی که هدف درمان، "درک" است، نه "قضاوت".
دلایل دیگری هم وجود داره که بعضی ها از مشاوره فرار می کنند. اگر دوست داری ادامه شو بذارم این پست رو لایک کن undefined#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۹

۲۴۶

۱۲:۰۸

۳ خرداد
آدم‌ها از یک جایی به بعد دیگر احساسی نمی‌شوندانگار یه چیزی توی قلبشون خاموش میشه !اما چرا؟ چی میشه ؟آنها در واقع *"خاموش" نشده‌اند، بلکه "محافظت" می‌شوند. در روانشناسی به این حالت می‌گویند "خمودگی عاطفی" (Emotional Numbing).

این یک مکانیسم دفاعی است؛ یعنی وقتی حجم درد، استرس یا ناامیدی از توانِ تحمل سیستم عصبی فراتر می‌رود، مغز برای جلوگیری از فروپاشی کامل، "فیوز" احساسات را می‌پراند.
در واقع، مغز برای اینکه تو را از دردِ بیش از حد نجات دهد، اجازه نمی‌دهد نه درد را حس کنی و نه شادی را؛ تو در یک حالتِ
"بی‌حسیِ ایمن" گیر می‌افتی تا فقط بتوانی به زندگی ادامه بدهی.»
-این اتفاق معمولاً نتیجه‌ی
تروما (Trauma) یا استرس مزمن* است. وقتی مغز مدام در حالت "بقا" (Fight or Flight) قرار دارد، انرژی را از بخش‌های مربوط به احساسات (مثل سیستم لیمبیک) می‌گیرد و به بخش‌های مربوط به بقا و عمل اختصاص می‌دهد. این یعنی مغز اولویت را از "زندگی کردن" به "زنده ماندن" تغییر می‌دهد.
کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۹
undefined۸
undefined۳

۳۳۹

۴:۴۸

۵ خرداد
چرا پسرها این روزها کمتر به رابطه متعهدانه و بلند مدت تمایل دارند؟؟این شاید سوال خیلی از دخترها باشه! یعنی این شکایت که با وجود این که همه چیز در رابطه خوب پیش رفته اما پسر حاضر به جدی کردن رابطه نیست!حالا من با نظریه های روانشناسی علتش رو میگم بهتون.🧬 نظریه تاریخچه زندگی در روانشناسی تکاملی بیان می‌کنه که وقتی محیط ناپایدار یا پر از تغییرات سریع باشه، افراد ناخودآگاه استراتژی‌های کوتاه‌مدت رو به بلندمدت ترجیح می‌دن تا ریسک سرمایه‌گذاری عاطفی ناموفق رو کاهش بدن
undefined نظریه تبادل اجتماعی معتقده که افراد در هر رابطه هزینه‌ها و پاداش‌ها رو می‌سنجن، وقتی دسترسی به گزینه‌های جایگزین به دلیل تکنولوژی افزایش پیدا می‌کنه، ارزش درک شده از یک رابطه ثابت کاهش پیدا می‌کنه و فرد تمایل کمتری به سرمایه‌گذاری برای حفظ رابطه داره
undefined پدیده اضطراب دلبستگی و سبک‌های دلبستگی اجتنابی که در روانشناسی شخصیت بررسی می‌شه، نشون می‌ده که بسیاری از افراد به دلیل الگوهای تربیتی یا تجربیات اولیه، از صمیمیت عمیق فرار می‌کنن چون اون رو تهدیدی برای استقلال فردی خودشون می‌بینن
undefined نظریه انتخاب عقلانی هم توضیح می‌ده که وقتی هزینه‌های ورود به یک رابطه متعهدانه مثل مسئولیت‌های مالی و اجتماعی بالا می‌ره و در مقابل، پاداش‌های کوتاه‌مدت بدون تعهد در دسترس هست، تمایل به انتخاب‌های بلندمدت به لحاظ منطقِ رفتاری کاهش پیدا می‌کنه
این تحلیل‌ها به ما کمک می‌کنه بفهمیم که این رفتارها لزوماً به معنای بی‌مسئولیتی نیست، بلکه واکنشی به ساختارهای پیچیده روانی و محیطی هست که در اون زندگی می‌کنیم کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۸

۳۱۲

۵:۵۶

۶ خرداد
به کسی که در این شرایط کارش رو از دست داده چی باید بگم؟؟؟در مواجهه با کسی که به خاطر بیکاری دچار فروپاشی روانی شده، نیاز به همدلی عمیق و مدیریت هوشمندانه داره. در این شرایط می‌تونی این نکات رو بهش بگی یا انجام بدی
🫂 اول از همه فقط شنونده باش و اجازه بده احساساتش رو تخلیه کنه، چون گریه کردن یک واکنش طبیعی به فشار عصبی هست و نباید اون رو سرکوب کرد
undefined بهش بگو که درک می‌کنی شرایط چقدر سخت و فرساینده است، این کار باعث می‌شه احساس نکنه در این بحران تنهاست و فشار روانیش کمی کمتر بشه
undefined از دادن راهکارهای کلیشه‌ای و نصیحت‌های تکراری مثل فقط مثبت فکر کن یا برو دنبال کار بگرد خودداری کن، چون این حرف‌ها در لحظه بحران فقط باعث خشم بیشتر فرد می‌شه
undefined بعد از اینکه کمی آروم شد، بهش یادآوری کن که ارزش انسانی اون به وضعیت شغلیش گره نخورده و این دوره فقط یک مرحله گذرا در زندگی هست نه پایان مسیر
undefined پیشنهاد بده که برای کاهش استرس، کارهای کوچکی که در کنترلش هست رو انجام بده، مثلاً مرتب کردن اتاق یا پیاده‌روی کوتاه، تا حس عاملیت و کنترل دوباره بهش برگرده
undefined اگر می‌تونی در مسیر جستجوی کار یا یادگیری مهارت جدید بهش کمک کنی، به صورت عملی و نه فقط زبانی حمایتت رو اعلام کن تا بدونه یک همراه واقعی کنارش داری
این رو هم در نظر داشته باش که اگر این گریه‌ها مداوم هست و علائم افسردگی شدید در اون می‌بینی، تشویقش کن که با یک مشاور متخصص صحبت کنه تا بتونه بهتر با این فشارها کنار بیاد undefined#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۴

۳۲۱

۱۳:۵۹

۲۱ خرداد
undefinedچرا اون قدر این همه عشق و‌محبت من رو‌نمی دونه؟ مگه چی براش کم گذاشتم؟ undefinedاتفاقا خیلی هم زیاد گذاشتی!!!خیلی وقتا توی اتاق درمان با کسایی مواجه میشم که در حال تلاش نومیدانه ای هستن برای این که به طرف مقابلشون بفهمونن که هیچ کس اندازه اونا ، نمی تونه دوستشون داشته باشه و برای اثبات این دوست داشتن به فرد مقابل که یه دنیای دیگه داره ، از هیچ فداکاری و تلاشی کم نمیذارن ...برای آدمی که اشتباهه و آدم تو نیست نباید هی خودتو ثابت کنی هر چی بیشتر تلاش کنی برای دوست داشته شدن و برای ثابت کردن خودت و خوبی و کافی بودن خودت به اون آدم اون متوجه نمیشه و بعد کم کم فکر می کنی مشکل از توئه ...و یه جایی می فهمی فقط باید بذاری و بری انقدر ثابت نکنی انقدر برای اثبات خودت به کسی که نمی خواد برای تو تلاش کنه ،تلاش نکنی تو اون نسخه ای که اون بخواد نمیشی و این همه خوبی به چشمش نمیاد!کسی که عشق تو‌ رو‌بخواد برات همون اندازه تلاش می کنه#کانال_دکتر_نرگس_قربانی
undefined۱۷
undefined۳

۱۷۳

۶:۲۷