از آخرین دیدار جا نمانیم....

۲۷۶
۲:۳۵
و جالب آنکه:برنامه هم که نداشته باشی، فکر و خیال می آورد
راهکار چیه؟
۱۴۸
۶:۰۰
به طی کردن مسیر طبق برنامهای مشخص، روز و ساعت و زمانبندیهای معلوم برنامهریزی گویند.
برنامهریزی همان نظم و انسجام در حرکت برای طی طریق جهت رسیدن به مقصد است. مقصد همان جهت مسیر است.
۱۳۴
۱۱:۰۰
می پرسد: چگونه در برنامه ریزیم استمرار داشته باشم؟گاهی حجم زیاد کارها استمرار یکسری برنامه ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
می گویم:
حضرت ابوالفضل علیه السلام نمونه یکی از انسان های برنامه ریز متصل و بی وقفه نامنقطع بود.این را حتی در نظم ساختار خیمه گاه امام ع هم می توانی مشاهده کنی.نظمی شگرف در بحبوحه جنگ در بحبوحه جنگی که تقریبا همه ماندگارها به شهادتشان اشراف دارند با اینحال استمرار و نظم را در لحظات پایانی زندگی خود نیر ادامه می دهند راستی تو تا چه حد می توانی اینگونه باشی؟
با ما نظراتتان را درمیان بگذارید:
@m_ztohidi
۱۳۹
۲۳:۰۳
و باز هم معمولا
🫵ظرفیت های وجودی انسان خیلی موسع هستند الحمدلله و در طول زندگی ما میتوانیم همواره در مسیر ارتقای آن قدم برداریم.
اما فراتر از همه اینها یک ویژگی جالب توجهی دارند و این است که استعدادها و ظرفیت های وجودی مثل لبه تیغ اند. دو رو دارند. هم میتوانند استفاده مثبتی شوند و هم منفی. و جالب تر آنکه ما از نقاط ضعفمان هم میتوانیم در مسیر نقاط قوت هایمان قرار بگیریم حالا این به چه معنیه؟
🪩@@DrMansourehAbolhasani
۱۴۰
۱۹:۴۵
گم که می شوی، یافتن راه پیدا شدن هم خود مساله ای مضاعف است
طی طریق در مسیر زیارت ها، خصوصا زیارت امیرالمومنین علیه السلام اگر بخواهی واقعا پیدا شوی، تو را به خودشناسی می رساند.آنهم چه خودشناسییی...
🪩@@DrMansourehAbolhasani
۷۱۷
۷:۰۴
مشایه از مشی می آید... اسم مکتب ارسطو نیز مکتب مشاء بود، مکتبی که پیروان ایشان در حین مشیء کردن و قدم زدن به عمیق ترین بحث های فلسفی می پرداختند.
برایم جالب است که این مسیر پیاده روی اسمش شده مسیر مشایه...مسیر رفتن...مسیر حرکت....مسیر رشد...اصلا کل مسیر زندگی ما مسیر است، سیر است، مشیء است اگر حواسمان باشد.
یکی از دستاوردهای آن درد شیرینی که پیش تر گفتم همین بود: داشته هایت را ببین
کلامی از استادی برایم جالب بود در این سفر: گاهی باید از امامی امام دیگر را خواست ...و من ذهنم رفت محضر آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام
ما می آییم و رزق اربعین را از ایشان طلب می کنیم اما رزق وجود ایشان برایمان غریب است و این اولین ظرفیتی بود که متوجه شدم چقدر داشته اش بر ما پنهان و مسدود است....
یکی یکی باید داشته هایمان را مرور کنیم....شاید فکر می کنیم چیزی نداریم، ظرفی نداریم، استعدادی نداریم ....اما مملو از رزق و استعدادیم اگر تنها و تنها چند چیز را در خود فعال کنیم: ۱. سنت مشیء و حرکت رو به جلو، سنت زندگیمان شود.۲. همواره در مسیر، از دیدن چیزهای تکراری خسته نشویم. گاهی عادت چشم ها به دیدن های تکراری موجب ندیدن نعمت ها و داشته ها می شود( مثل بودن در کوپه قطار و دیدن تصاویر تکراری که از جلو چشمانمان رد می شوند و ما از دیدن جلوه های عمیق و جذاب آن ها بیشتر اوقات بخاطر همین تصور تکراری بودن و حواس جمع نبودن نسبت به آنها محرومیم)۳. و....۴. و.....شما بگویید
۱۰۴
۹:۱۸
باید همیشه در طریق بود تا به مقصد رسید.لحظه ای غفلت، مساوی دور شدن و گم کردن راه است...حالا اگر طریقت طریق مشیء هم که باشد نور علی نور است
عیوب را که فهمیدی و با موانع فعال شدن ظرفیت های وجودیت که آشنا شدی، دیگر نمیتوانی نفس بکشی.....مثل کسی می مانی که تابحال نمی دانسته چرا راه نفسش بسته است اما الان که فهمیده چرا، مادامیکه نفهمد این موانع را چطور می تواند برطرف کرد آرام و قرار ندارد.
لذا از امامی به امامی دیگر پناه می برد که:
🪩@@DrMansourehAbolhasani
۱۱۷
۱۷:۵۱
جهت ثبتنام به آیدی زیر پیام دهید:
#روانشناسی_مقاومت#نشست_مجازی#روانشناسی_در_بنبست_یا_در_آستانه_تحول
۵۷
۱۶:۴۵