لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مرکز سلامت روانم
۱۰۷ عضو

مرکز سلامت روان

آموزش و آگاهی‌بخشی در زمینه روانشناسی بالینی، سلامت روان، زوج‌درمانی و طرحواره‌درمانی؛ برای شناخت بهتر خود، بهبود رابطه و تجربه زندگی متعادل‌تر.
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ خرداد
چرا احساساتمان را سرکوب میکنیم و این چه تأثیری روی ما میگذارد؟پایه ای ترین حالت بقای انسان این است
دوری کردن از چیزی که درد و رنج ایجاد می کند و حرکت به سمت چیزی که لذت و رضایت میدهد.برای همین کاملاً طبیعی است که بیشتر آدم ها به صورت ناخودآگاه از هر چیزی که باعث رنج می شود یا ممکن است در آینده رنج ایجاد کند دوری کنند.در این چارچوب احساسات منفى يعنى احساساتی که درد و ناراحتی ایجاد می کنند برای سیستم ما شبيه تهديد بقا تجربه میشوند.و ما شروع می کنیم به اجتناب از آنها اغلب بدون اینکه حتى متوجه باشیم.
مثلاً احساساتی مثل: - اضطراب - غم - احساس گناه شرم - ناامیدی و...
به عنوان چیزی خطرناک و ناخوشایند تجربه میشونداین یک مکانیزم طبیعی دفاعی است وقتى سيستم عصبی یک احساس را نا امن تلقی میکند، مکانیسم های دفاعی فعال می شوندما شروع میکنیم به
- پرت کردن حواس
- منقبض شدن
پناه بردن به فکر و تحلیل
- عقلانی سازی
فریز شدن
- يا حتى قطع ارتباط كامل با احساسات
ما این کارها را نمیکنیم چون «مشکلی داریم». بلکه چون سیستم بقا و واکنش به استرس این گونه عمل میکند.اما این اجتناب هزینه دارد.
احساس سرکوب شده از بین نمی رود.
اگر آن را تجربه و پردازش نکنیم درون ما باقی می ماند
- به شکل تنش در بدن
- به شکل الگوهای روانی
- یا به شکل بلاکهای انرژیاین احساسات سرکوب شده میتوانند باعث شوند
- احساس گیر افتادن در زندگی - تكرار شدن مداوم یکسری الگوها خستگی مزمن - بی حسی و افسردگی - اضطراب و حملات پانیک - وحتى بیماری های جسمی
همچنین کم کم از بدنمان جدا می شویم؛ چون دقیقا از طریق بدن است که احساس می کنیمو گاهی بی حس کردن خودمان آسان تر از رویه رو شدن با این احساسات پیچیده است، مخصوصا وقتی از قبل در استرس یا شرایط سخت زندگی هستیم
اما نتیجه این می شود که فقط توانایی احساس درد را از دست نمی دهیم؛ بلکه توانایی تجربه کردن - لذت - شادی خودانگیخته عشق - رضايت - قدردانی و دیگر احساسات خوشایند را هم کم کم از دست
میدهیم.راه خروج این است که یاد بگیریم احساسات خود را
- تشخيص دهیم - بپذیریم - و واقعا تجربه کنیم
و این یعنی بازگرداندن قدرت یکپارچگی و ارتباط با خود
undefined۳

۸۱

۵:۵۱

۸ خرداد
تحقیقات نشون میده که نقطه ی مقابل افسردگی فقط شادی یا خوشحال بودن نیست بلکه تحرک بدنی منظمهundefinedundefinedوقتی ورزش میکنی
مخصوصاً ورزش های هوازی مثل
پیاده روی تند دویدن یا حتی رقصیدن
مغز شروع میکنه به ترشح مواد شیمیایی مثل سروتونین دوپامین و اندورفینهمون هایی که حال خوب
انگیزه و احساس رضایت بهت میدن درواقع ورزش منظم میتونه به اندازه ی داروهای ضدافسردگی تو بهبود علائم افسردگی خفیف تا متوسط مؤثر باشه
undefined۴
undefined۱

۸۴

۱۷:۵۳

۱۱ خرداد
بهش می‌گن دمی‌سکشوالیتی (Demisexuality).یعنی این آدما برخلاف اکثریت که با جذابیت جنسی ادعای عشق و عاشقی می‌کنن، اینا تا وقتی که عاشق نشن و کسی رو خیلی دوست نداشته باشن، هیچ میل جنسی‌ای بهش ندارن.دمی‌سکشوال‌ها عاطفه و احساس براشون اولویت داره تا هر چیز دیگه‌ای. یعنی تا دوست‌داشتنی نباشه، میلی هم نیست.»
undefined۶
undefined۱

۸۳

۵:۴۴

۱۳ خرداد
تا حالا راجب خود خسته چیزی شنیدی؟
خود خسته يعني آدم هنوز کارهاشو انجام میده میخنده حرف میزنه ادامه میده
ولی درونش تقریبا انرژی روانی ته کشیده خود خسته نتیجه سالها سازگاری و صبوری با فشارهای متعدد زندگی بوده تا حالا راجب خود خسته چیزی شنیدی؟
خود خسته يعني آدم هنوز کارهاشو انجام میده میخنده حرف میزنه ادامه میده
ولی درونش تقریبا انرژی روانی ته کشیده خود خسته نتیجه سالها سازگاری و صبوری با فشارهای متعدد زندگی بوده خود خسته the exhausted self حالتيه که فرد از نظر روانی و هیجانی تحليل رفته اما لزوما افسرده یا بی انگیزه نیست .
undefined۵

۶۰

۱۱:۴۰

۱۴ خرداد
میسوفونیا چیست؟میسوفونیا یک اختلال عصبی-روانی است که در آن فرد نسبت به صداهای خاص و تکرارشونده (به خصوص صداهای دهانی) واکنش‌های شدید احساسی و فیزیکی نشون می‌ده. این واکنش‌ها معمولاً شامل عصبانیت، انزجار، اضطراب شدید، یا حتی حس حمله می‌شه و فرد تمایل داره سریع از محیط فرار کنه.شایع‌ترین محرک‌ها:صدای جویدن، ملچ‌مولوچ، هورت کشیدن، بلعیدن بلندصدای تنفس، فین کردن، صاف کردن گلوگاهی صداهای تکراری مثل ضربه زدن خودکار یا tappingاین اختلال معمولاً از کودکی یا نوجوانی شروع می‌شه و می‌تونه زندگی اجتماعی (مخصوصاً موقع غذا خوردن با خانواده یا دوستان) رو خیلی تحت تأثیر قرار بده.6ed7e9دلایل بروز میسوفونیاعوامل عصبی: ارتباط غیرعادی بین بخش شنوایی مغز و بخش‌های حرکتی صورت (مخصوصاً ناحیه دهان).ژنتیک: سابقه خانوادگی اضطراب یا اختلالات مشابه.محیطی: تجربیات کودکی یا حساسیت کلی به محرک‌های حسی.گاهی همراه با OCD، اضطراب یا اختلالات طیف اوتیسم دیده می‌شه، اما جداگانه هم وجود داره.توجه: این یک «تنفر ساده» نیست؛ واکنش مغز واقعاً مثل fight-or-flight (جنگ یا گریز) فعال می‌شه.درمان حرفه‌ای:درمان شناختی-رفتاری (CBT) مخصوص میسوفونیا: بهترین روش شناخته‌شده.درمان مواجهه تدریجی با صداها تحت نظر متخصص.گاهی مشاوره روانشناسی و تکنیک‌های آرام‌سازی (تنفس عمیق، mindfulness).
undefined۲
undefined۲

۶۷

۷:۱۳

۱۶ خرداد
فشار ملایم و یکنواخت پتوهای سنگین (Weighted Blanket) می‌تونه برای خیلی‌ها مثل یه بغل گرم عمل کنه:undefined اضطراب رو کم می‌کنهundefined کیفیت خواب رو بالا می‌برهundefined کمک می‌کنه راحت‌تر بخوابید و با انرژی بیشتری بیدار شیددقیقاً همون حسی که موقع بغل شدن تجربه می‌کنیم! 🫂اگر شب‌ها ذهنتون شلوغه یا خوابتون سبک و ناآرامه، این یکی از ساده‌ترین و طبیعی‌ترین راه‌ها برای آرامش بیشتره.اگر به نظرت به درد کسی میخوره براش بفرست و به مجله بله پیشنهاد بده
undefined۴
undefined۱
undefined۱

۵۳

۵:۱۴

۱۷ خرداد
چرا هنگام اضطراب سرگیجه می گیریم؟بسیاری از افراد از این علامت میترسند. فکرهایی مثل این به ذهنشان می آید
حتما مشكلی در رگهای مغزم وجود دارد. نکند سكته باشد؟ شايد تومور مغزی دارم.
برای MRI می روند آزمایش های مختلف انجام می دهند و همه چیز طبیعی گزارش می شود.
اما سرگیجه همچنان به ویژه در زمان های استرس تکرار می شود.
چرا؟این حالت اغلب چیزی است که به آن سرگیجه كاذب (Pseudo-dizziness) گفته می شود.
در واقع مشکل از اینجا ناشی میشود که سیستم عصبی تصور می کند شما در خطر هستیدبدن چگونه این وضعیت را ایجاد می کند؟ ۱. تنفس بيش از حد هایپرونتيلاسيون)
وقتى مضطرب هستید، تنفس معمولاً سریع تر و سطحی تر می شود.
اغلب حتى متوجه آن نمی شوید.
در نتیجه
در این حالت مقدار زیادی دی اکسید کربن از بدن خارج میشود.
رگهای مغز كمى منقبض میشوند احساس سبکی سر ایجاد می شودundefined تمرکز کاهش می یابد undefinedو ممکن است احساس کنید هر لحظه از حال می روید۲. تنش عضلات گردن و شانه
اضطراب فقط در ذهن نیست؛ در عضلات هم زندگی می کند.
تنش مزمن در گردن و شانه می تواند احساس فشار سنگینی و عدم تعادل ایجاد کند.
برخی افراد این وضعیت را به شکل
undefinedگیجی منگی undefinedيا احساس ناپایداری
تجربه می کنند.
البته ادعای اینکه انقباض عضلات گردن مستقیماً شریان های مهره ای را فشرده میکند، در بیشتر افراد از نظر پزشکی توضیح دقیقی نیست، اما تنش عضلانی میتواند به احساس سرگیجه و عدم تعادل کمک کند۳.تغييرات ناشی از آدرنالین
هنگام اضطراب
آدرنالین افزایش می یابد ضربان قلب بالا می رود undefinedفشار خون و جریان خون تغییر می کند
این تغییرات میتوانند احساس سبکی سر یا شناور شدن ایجاد کنند۴.گسست از بدن و واقعیت (Dissociation)
در اضطراب شدید ذهن گاهی برای محافظت از خود وارد حالت گسست می شود.
در این حالت ممكن است فرد احساس کند
از بدنش جدا شده است undefinedمحيط واقعی نیست زمین زیر پایش محکم نیست
بسیاری از افراد این تجربه را چنين توصيف می کنند
انگار روی زمین نرم راه می روم.
انگار در خواب هستم.»
انگار همه چیز دور شده است.چگونه آن را از سرگیجه خطرناک تشخیص دهیم؟
در سرگیجه مرتبط با اضطراب معمولاً:
undefinedاحساس ناپایداری تاب خوردن یا راه رفتن روی کشتی وجود دارد.
undefinedاشياء واقعا دور سر نمی چرخند
undefinedعلائم در مکانهای شلوغ مترو، فروشگاه ها یا محیطهای خفه بدتر میشوند.
undefinedسرگیجه همراه با علائم اضطراب ظاهر می شود
تپش قلب تعريق تنگی نفس احساس گره در گلو و لرزش
undefinedمهم ترین نکتهundefined
سرگیجه ناشی از اضطراب معمولا خطر جاني ندارد.
این تجربه می تواند بسیار ترسناک آزار دهنده و محدود کننده باشد، اما به خودی خود به معنای سکته مغزی یا تومور نیست.
بدن فقط سیگنالها را اشتباه تفسیر کرده است.
سیستم عصبی تصور می کند در خطر هستید و بدن را برای فرار یا مقابله آماده میکند.البته اگر سرگیجه برای اولین بار رخ داده شدید است با ضعف یکطرفه بدن اختلال گفتار، دوبینی بی حسی غش يا علائم عصبی دیگر همراه است بايد فورا توسط پزشک ارزیابی شود. اما وقتی بررسی های پزشکی طبیعی هستند و سرگیجه عمد تا در شرایط استرس و اضطراب رخ می دهد احتمال نقش اضطراب و سیستم عصبی بسیار بالا است
undefined۳

۶۱

۸:۵۹

۱۶ تیر
thumbnail

۲۷

۷:۴۸

۱۸ تیر
thumbnail

۹

۱۸:۰۲

thumbnail

۹

۱۸:۰۲