لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دكترپروانه صفايى مقدم روانشناس بالينىد
۱۴۵ عضو

دكترپروانه صفايى مقدم روانشناس بالينى

دكتر صفايى مقدم،روانشناس بالينى ،مشاور، درمانگر،مدرس،نويسنده وتحليلگر ،مشكلات روحى وروانى،مشاور خانواده،زوج درمانگر،خيانت،طلاق،اضطراب،افسردگى،وسواس،مشكلات شخصيتى ،مشاوره حضورى ومشاوره انلاين بصورت داخلى وخارج ازكشور.شماره تماس٠٩١٢٨٤٣٠٢٩٣،٠٩١٢٢٨٤٩٤٨٧undefinedundefined٠٢١-
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۳ اردیبهشت
thumbnail
undefined۳
undefined۲

۱۱۲

۲۳:۰۵

thumbnail
این روزها دنیا به نظر کمی سنگین تر شده، زورمون که به دنیا نمیرسه به آدمها هم زورمون نمیرسه که با ما خوب تا کنندundefinedاما روی خودمون که کنترل داریمپس این هفته را مدام تمرین کنیم که رفتار و کلام مهربانانه تری با خودمان داشته باشیم.مثل رفتارهایی که با دوستانمان داریم. Drsafai.com@drpsafai@drsafai09128430293
undefined۷

۱۵۵

۲۳:۱۴

۲۷ اردیبهشت
thumbnail
undefined «لاک‌پشت در ساحل موجودی تنبل، کم‌توان، سنگین و آسیب‌پذیر است. اما در آب، تبدیل به پرنده می‌شود.»
روانشناسان زرد مدام تاکید می‌کنند که همه‌چیز در توست. خودت را عوض کن تا جهانت عوض شود‌
آن‌ها موذیانه یا ابلهانه، تاثیرِ محیط را نمی‌بینند. اینکه در کجایی؟ در کدام کشور؟ کدام استان؟ کدام شهر؟ کدام محله؟ کدام خانه؟ این‌ها را نمی‌بینند. آنچه بر انسان می‌گذرد، متاثر از عوامل درونی و بیرونی است.
در میان یادداشت‌های آلبر کامو چشمم به این جمله‌ی شگفت‌انگیز افتاد: "لاک‌پشت در آب، تبدیل به پرنده می‌شود."
‌همان لاک‌پشتِ سنگین و تنبل و آرام، در آب‌های اقیانوس پرنده می‌شود. بال می‌گشاید. او خودش را عوض نکرد. امیدوارم تو هم در جای درست، در جهانِ خودت باشی. جهانت را یافته باشی.‌undefinedدکتر پروانه صفايى مقدم Drsafai.com@drpsafai@drsafai
undefined۱

۱۱۱

۱۷:۱۱

بیل گیتس توضیح می‌دهد که چرا دخترش نمی‌تواند با یک مرد فقیر ازدواج كند:
مردی حکایت می‌کند “چند سال پیش در یک کنفرانس در آمریکا درباره سرمایه‌گذاری و امور مالی شرکت کردم. یکی از سخنرانان بیل گیتس بود و در مرحله سوال و جواب از او سوالی پرسیدم که همه را به خنده انداخت.
از او پرسیدم که آیا او، به عنوان ثروتمندترین مرد جهان، می‌تواند قبول کند که دخترش با یک مرد فقیر یا ساده ازدواج کند؟ پاسخ او چیزی درون من را تغییر داد.
بیلی:
اول، باید بفهمید که ثروت به معنای داشتن یک حساب بانکی پر نیست.
ثروت اول از همه توانایی خلق ثروت است.
مثال: کسی که در لاتاری یا بازی‌های شانس برنده می‌شود، حتی اگر ۱۰۰ میلیون به دست بیاورد، ثروتمند نیست. او یک فقیر است که مقدار زیادی پول دارد. به همین دلیل است که ۹۰ درصد از میلیونرهای لاتاری بعد از ۵ سال دوباره فقیر می‌شوند.
همچنین افرادی هستند که ثروتمندند اما پولی ندارند. مثال: اکثر کارآفرینان.
آن‌ها در مسیر ثروت هستند حتی اگر پول نداشته باشند، زیرا در حال توسعه هوش مالی خود هستند و این همان ثروت است.
چگونه ثروتمندان و فقیران متفاوت‌اند:
برای ساده کردن: ثروتمندان می‌توانند برای ثروتمند شدن جان خود را فدا کنند، در حالی که فقیران ممکن است برای ثروتمند شدن دست به قتل بزنند.
اگر جوانی را ببینید که تصمیم می‌گیرد آموزش ببیند، چیزهای جدید یاد بگیرد، و به طور مداوم تلاش کند تا بهتر شود، بدانید که او یک مرد ثروتمند است.
اگر جوانی را ببینید که فکر می‌کند مشکل از دولت است و ثروتمندان را دزد می‌داند و مدام انتقاد می‌کند، بدانید که او یک مرد فقیر است.
ثروتمندان معتقدند که تنها به اطلاعات و آموزش نیاز دارند تا پیشرفت کنند، اما فقیران فکر می‌کنند دیگران باید به آن‌ها پول بدهند تا پیشرفت کنند.
در نتیجه، وقتی می‌گویم دخترم با یک مرد فقیر ازدواج نمی‌کند، درباره پول صحبت نمی‌کنم. من درباره توانایی این مرد برای خلق ثروت صحبت می‌کنم.
ببخشید که این را می‌گویم، اما بیشتر مجرمان افراد فقیر هستند. وقتی با پول روبه‌رو می‌شوند، عقل خود را از دست می‌دهند؛ به همین دلیل است که دزدی و سرقت می‌کنند.
این یک مشکل برای آن‌هاست چون نمی‌دانند چگونه می‌توانند به تنهایی پول بسازند.
روزی یک نگهبان بانک کیسه‌ای پر از پول پیدا کرد. او کیسه را برداشت و آن را به مدیر بانک تحویل داد.
مردم به این مرد گفتند که احمق است، اما در واقع این مرد یک ثروتمند بود که پولی نداشت.
یک سال بعد، بانک به او موقعیت شغلی به عنوان پذیرشگر پیشنهاد داد. سه سال بعد، او مسئول مشتریان شد و ده سال بعد مدیریت محلی آن بانک را بر عهده گرفت. او صدها کارمند را مدیریت می‌کند و پاداش‌های سالانه‌اش از مبلغی که می‌توانست بدزدد بیشتر بود.
ثروت، اول از همه، یک طرز فکر است، دوست من.”undefinedدكترپروانه صفايى مقدم undefinedDrsafai.com@drpsafai@drsafai
undefined۳
undefined۲

۱۳۷

۱۷:۲۰

۲۸ اردیبهشت
thumbnail
undefined۲

۱۰۵

۲۱:۲۷

undefined چرا گاهی دلت برای عشق قدیمی تنگ می‌شه؟
undefined تا حالا واست پیش اومده یه آهنگ پخش بشه و ناگهان پرتت کنه به گذشته؟ مثلاً نشستی توی مطب دکتر، صدای کولر میاد، آدم‌ها با ماسک تو صف نشستن، و یه آهنگ قدیمی داره آروم از بلندگو پخش می‌شه. همون آهنگی که زمانی آهنگ شما دوتا بود. دلت یه‌جور خاصی می‌لرزه. یه بغض بی‌هوا. یه لبخند ملیح. خاطرات تداعی میشن. شاید از خودت بپرسی: یعنی هنوز فکر کردن بهش طبیعیه؟ نکنه این یعنی هنوز تمومش نکردم؟
undefined یه تحقیق جدید از دانشگاه کلمبیا (۲۰۲۵) نشون می‌ده که رابطه‌های تموم‌شده، به شکل عجیبی، توی ذهن ما زندگی خودشونو ادامه می‌دن. حتی اگه سال‌ها گذشته باشه، باز هم یه آهنگ، یه بو، یه خیابون، یا یه تاریخ خاص می‌تونه اون آدم رو از لایه‌های پنهان مغزمون بیرون بکشه.
undefined پژوهشگرها این پدیده رو بازنمایی درونی می‌نامن. یعنی چی؟ یعنی ما تصویری ذهنی از اون آدم ساختیم که پر از خاطره، احساس، باور، انتظار و حتی حس حضورشه. انگار یه شبح احساسی ازش هنوز توی خونه‌ی ذهنمون جا خوش کرده.
undefined چرا هنوز گاهی بهش فکر می‌کنی؟ تو این تحقیق، بیش از ۲۲۰۰ نفر (اکثراً خانم، میانگین سنی ۳۱ سال) به سؤالاتی درباره‌ی عشق قدیمیشون جواب دادن. مثلاً چند وقت یه بار بهش فکر می‌کنن، چه چیزهایی باعث می‌شه یادش بیفتن، و چه حسی پیدا می‌کنن.
undefined میانگین نتایج فکر کردن به عشق سابق، ۵.۵ از ۷ بوده! و جالب این‌جاست که اونایی که خودشون رابطه رو تموم کرده بودن یا مدت رابطه‌شون طولانی‌تر بوده، بیشتر بهش فکر می‌کردن.
undefined چه چیزهایی این فکرها رو فعال می‌کنه؟- آهنگ‌های خاص- تنهایی یا دلتنگی- تاریخ‌های مهم- حس ناراحتی یا افسردگی
undefined چی توی این فکرها می‌گذره؟- اینکه آیا اونم بهت فکر می‌کنه؟- خاطره‌های خوب یا بد- دلتنگی- فکر به اینکه ممکنه دوباره ببینیش
undefined و چه احساساتی همراهشه؟- ترس- عذاب وجدان- پشیمونی- شرمندگی- دلشکستگی
undefinedماشینی برای یادآوری عشق‌های قدیمیپژوهشگرها اشاره می‌کنن که شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و توییتر (یا همون ایکس) باعث می‌شن دائماً با نشونه‌هایی از عشق سابق روبه‌رو بشیم. یه استوری، یه لایک، یه پست قدیمی. یا حتی فقط اسمش توی یه کامنت. انگار این فضاها تبدیل شدن به آلبوم خاطرات زنده‌ای که خودشونو بهت تحمیل می‌کنن.
undefined حالا بیا همون سناریوی مطب دکتر رو دوباره تصور کنیم. چرا یه آهنگ می‌تونه این‌قدر احساس برانگیز باشه؟ چون موسیقی مستقیماً با سیستم لیمبیک مغز (مرکز احساسات و خاطره) درگیره. یعنی آهنگ فقط آهنگ نیست، یه ماشین زمانه!
undefined اگه می‌ترسی از اینکه هنوز بهش فکر می‌کنی، بدون که تنها نیستییکی از نتایج عجیب تحقیق این بود که ترس یه احساس شایع نسبت به عشق سابقه. شاید چون فکر کردن بهش حس ناامنی می‌ده. یا شاید حس می‌کنی که با این فکرها داری به رابطه‌ی الانت خیانت می‌کنی. اما بذار یه چیزی رو روشن کنیم: فکر کردن، خیانت نیست. این یعنی تو انسانی. داری با گذشته‌ات کنار میای.
undefined اتفاقاً خیلی‌ها این سؤال رو با خودشون تکرار می‌کنن: یعنی اونم گاهی به من فکر می‌کنه؟ این سؤال ساده، به قول پژوهشگرها، نشون‌دهنده‌ی نیاز ما به تأیید ارزشمندی‌مونه. اینکه یه زمانی برای کسی مهم بودیم. و این کاملاً طبیعیه.
undefined پژوهشگرها پیشنهاد می‌کنن که اگه توی فرایند روان‌درمانی هستی، یا حتی اگه نیستی، بد نیست یه کاری بکنی: داستان اون رابطه رو توی تصویر بزرگ‌تری از خودت جا بدی. یعنی بفهمی که اون رابطه بخشی از مسیر رشد تو بوده نه چیزی برای فراموش کردن، بلکه چیزی برای درک کردن.
undefined درنهایت دوست خوبم، تو همونی هستی که از دل اون تجربه‌ها بیرون اومده. قوی‌تر، عمیق‌تر، با شناخت بیشتر از خودت و نیاز‌هات. پس دفعه‌ی بعدی که یه آهنگ آشنا پخش شد و خاطره‌ای زنده شد، بذار باشه. لبخند بزن. یه نفس عمیق بکش. و یادت باشه: این فکرها، فقط نشونه‌ی اینه که تو هنوز دلت زنده‌ست.
undefinedدکتر پروانه صفايى مقدم Drsafai.com@drpsafai@drsafai09128430293
undefined۴

۱۵۵

۲۱:۲۸

۶ خرداد
undefined"زندگی نزیسته" چیست؟
undefinedیونگ اعتقاد داشت ، برخی از انسانها دو چهره دارند: چهره ای که به دیگران ( و حتی خودشان) نشان می دهند که یونگ آن را "ماسک" یا " نقاب " می نامید و چهره ای که در پشت این نقاب پنهان است که یونگ آنرا سایه می نامید.
undefinedیونگ اعتقاد دارد که " هر تعصبی، تردید سرکوب شده است" و هر کس در هر زمینه ای دچار افراط است و در تلاش است تا سایه ای (که برعکس چیزی است که نشان میدهد) را در پشت نقاب آن افراط پنهان نماید .
undefinedاما بازی زندگی گاهی بازی پیچیده ای است! وقتی پدر یا مادری دچار چنین نمایشی است در فرزند او تمایلی برای مقاومت در برابر این افراط شکل می گیرد.
undefinedمثلا در مقابل پدر یا مادری که بیش از حد منظم یا وسواسی است فرزندی بزرگ می شود که شلخته و بی نظم است! در برابر پدر یا مادری که بیش از حد درویش مسلک و پارسا نماست، کودکی رشد می کند که پول دوست و حسابگر است" و این همان چیزی است که یونگ می گوید :«هیچ چیز بیش از زندگی نزیسته والدین بر فرزندانشان تاثیر نمی گذارد!».
undefinedبه همین خاطر یونگ توصیه می کند که هنگامی که با فرزندانتان بر سر موضوعی اختلاف نظر شدید و درگیری دارید و نمی توانید همدیگر را تحمل کنید زمانی را به این اندیشه و پرسش اختصاص دهید که «آیا این افراط فرزندم پاسخی به افراط من در جهت معکوس نمی باشد؟» .همچنان که در قانون سوم نیوتن می خوانیم: «هر عملی را عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن!»
undefinedدكترپروانه صفايى مقدم Drsafai.com@drsafai09128430293
undefined۱

۱۱۴

۲۳:۱۳

۱۷ خرداد
نسخه پرو برای آدم‌های مهم‌تر !»


از نگاه منِ کارگردان، جامعه شبیه یک پلان بلندِ بدون کات است؛پلانِ سنگینی که در آن، هر تصمیم اشتباه، آرام‌آرام میزانسنِ زندگی مردم را تغییر می‌دهد…بی‌آنکه خیلی‌ها در لحظه متوجه شوند.
امروز چیزی که با نام «پرو» معرفی می‌شود، فقط یک سرویس ویژه یا اسمِ لاکچری نیست؛بلکه تغییرِ ژانرِ حکمرانی‌ست.حرکت از «خدمات عمومی» به سمت «خدمات طبقاتی».
undefined در تئاتر، وقتی نور فقط روی چند شخصیت خاص می‌افتد و بقیه در تاریکی رها می‌شوند، یعنی روایت دارد تبعیض را عادی‌سازی می‌کند.و حالا دقیقاً همین قاب، روبه‌روی جامعه ما قرار گرفته است.
undefined اول اینترنت را دوپاره کردند؛یک نسخه برای مردم…و نسخه‌ای سریع‌تر، آزادتر و باکیفیت‌تر برای کسانی که پول بیشتری دارند.
undefined بعد نوبت آموزش رسید؛کنکور دیگر فقط رقابتِ علمی نیست،رقابتِ «دسترسی» است.هرکس سرمایه بیشتری دارد، به امکانات بیشتری نزدیک‌تر می‌شود و دوربینِ موفقیت، فقط روی همان چهره‌ها فوکوس می‌کند.
حالا زمزمه‌های «مترو پرو» شنیده می‌شود؛یعنی حتی در ساده‌ترین حق شهری هم قرار است طبقه‌بندی اتفاق بیفتد.انگار شهر، به‌جای آنکه لوکیشنِ مشترکِ زندگی مردم باشد، دارد به صحنه‌ای برای تفکیک انسان‌ها تبدیل می‌شود.
نگران‌کننده‌تر اینجاست که واژه‌ی «پرو» دیگر یک قابلیت اضافه نیست؛دارد تبدیل می‌شود به مجوزِ داشتنِ زندگی باکیفیت.
فردا شاید با این‌ها روبه‌رو شویم:
درمان پرو مسکن پرو آموزش پرو امنیت پرو آب و برق پروو شاید حتی… «زندگی پرو»
جامعه‌ای که در آن کیفیتِ زندگی فروخته می‌شود، کم‌کم حسِ شهروند بودن را از مردم می‌گیرد و آن‌ها را تبدیل می‌کند به تماشاگرانی خسته…تماشاگرانی که فقط نگاه می‌کنند چگونه امکانات، یکی‌یکی پشت درهای VIP پنهان می‌شوند.
از نگاه روانکاوی، خطر اصلی فقط گرانی خدمات نیست؛خطر اصلی، «عادی شدن تبعیض» است.
چون مترو، اینترنت، آموزش و درمان نباید کالای لوکس باشند.این‌ها دکورِ صحنه نیستند؛ستون‌های اصلیِ زندگی مردم‌اند.
و جامعه‌ای که خدمات عمومی‌اش را «پرو» می‌کند، دیر یا زود انسان‌ها را هم به دو گروه تقسیم خواهد کرد.undefined<img style=" />undefinedدكترپروانه صفايى مقدم https://chat.whatsapp.com/ByrOjVbaL1H80eWjtNzbkP
undefined۱

۸۹

۷:۵۹

۱۸ خرداد
وقتی «میزِ مشترک» فرو می‌ریزد؛ این یک اختلاف نظر ساده نیست... undefined️undefined
شاید این روزها اطرافیانت مدام می‌گن: «به خاطر سیاست، رابطه‌ت رو با رفیقِ قدیمی‌ت خراب نکن» یا «حیفِ این همه سال خاطره نیست؟». اما تو تهِ دلت حس می‌کنی یه چیزی شکسته که دیگه با هیچ چسبی چسبانده نمی‌شه. 🩹
اگه حس می‌کنی دیگه نمی‌تونی مثل قبل باهاش بخندی یا حتی سر یک میز بشینی، خودت رو سرزنش نکن. حقیقت اینه که وقتی پایِ «انسانیت» و «ارزشِ جونِ آدم‌ها» وسط می‌آید، ما دیگه درباره یک سلیقه‌ی متفاوت حرف نمی‌زنیم؛ ما داریم درباره «ریشه‌های وجودمون» حرف می‌زنیم. undefinedundefined
چرا اینقدر درد داره؟ undefined🤍توی روانشناسی دلبستگی (EFT)، ما به آدم‌های نزدیکمون وصل می‌شیم تا توی سختی‌ها پناهگاه هم باشیم. وقتی تو از یک غصه مچاله شدی و اون آدم، رنجت رو نمی‌بینه، سکوت می‌کنه یا بدتر، اون رو توجیه می‌کنه، امنیتِ اون رابطه برای همیشه می‌ره.انگار که توی طوفان باشی و ببینی نزدیک‌ترین آدم بهت، پنجره رو باز گذاشته تا باد تو رو ببره... undefinedundefined
این یک «نه» به اون آدم نیست، یک «بله» به خودته:• حرمتِ رنجت: وقتی فاصله می‌گیری، یعنی داری به قلبت می‌گی «دردِ تو برام محترمه و نمی‌ذارم کسی کوچیکش کنه». undefined• خستگیِ اصالت: وانمود کردن به اینکه «همه‌چی عادیه» وقتی که نیست، آدم رو از پا درمیاره. این فاصله، راهی برای نفس کشیدنِ دوباره‌ی توست. undefinedundefined
یادت باشه...قطع رابطه یا مرز گذاشتن با آدم‌های ناهمسو، از سرِ کینه نیست؛ گاهی یک «جراحیِ ضروری» برای نجاتِ باقی‌مانده‌ی روحته. شکافی که با خون و اشک ایجاد شده، با یک «بی‌خیال، بگذریم» پر نمی‌شه.
اگه این روزها داری صندلی‌های دورت رو خلوت می‌کنی، بدون که تنها نیستی. تو فقط داری برای آدم‌هایی جا باز می‌کنی که قلبت رو با همه‌ی زخم‌هاش می‌فهمن. 🫂undefinedundefined

Drsafai.com@drsafai

۱۱۶

۲۱:۴۵

۳۱ خرداد
thumbnail
undefined خیلی از ما فکر می‌کنیم اون‌چه هستیم، «خودِ واقعی‌مونه» — یه مجموعه ثابت از ویژگی‌ها، اخلاق، عادت‌ها، انتخاب‌ها...اما واقعیت اینه که چیزی که بهش می‌گی «من»، تا حد زیادی نتیجه‌ی محیطیه که توش شکل گرفتی.
undefined از سبک فرزندپروری گرفته تا فضای عاطفی خونه، از الگوهای رفتاری والدین تا حتی تجربه‌های تکرارشونده‌ای مثل جنگ، فقر، بی‌ثباتی یا بی‌توجهی... همه این‌ها، آجر به آجر شخصیتتو ساختن. بدون اینکه متوجه شی، جذبشون کردی و حالا فکر می‌کنی «اینم بخشی از منه!»
undefined این‌ها همونیه که روان‌شناسی بهش می‌گه الگوهای درونی‌شده‌ی اولیه (Internalized early patterns) و به‌خاطر تکرار و عمقشون، تبدیل به «عادت» یا «شخصیت» شدن.اما خبر خوب اینه که شخصیت، یه حکم ابدی نیست. قابل فهمیدنه، قابل بازنگریه، قابل تغییره.
undefined اولین قدم؟ اینکه بفهمی تو محصول خامِ ذاتت نیستی، بلکه بازتابی از محیطت بودی — و حالا وقتشه انتخاب کنی که از این به بعد چه‌جوری شکل بگیری.
undefined این پست یه تصویر ساده‌ست، ولی پشتش یکی از عمیق‌ترین واقعیت‌های روان‌شناسی نهفته‌ست

Drsafai.com@drsafai
undefined۲

۶۹

۸:۰۶