دکتر شیما ارشادی
۵ اشتباه رایج والدین هنگام لجبازی و قشقرق کودک وقتی کودک جیغ میزند، گریه میکند یا روی خواستهاش پافشاری میکند، واکنش ما خیلی مهم است. اما گاهی ناخواسته شرایط را بدتر میکنیم:
۱. داد زدن سر کودک کودک با داد زدن یاد نمیگیرد آرام شود؛ فقط اضطراب و تنش بیشتر میشود.
۲. تهدید کردن جملاتی مثل «اگه گریه کنی دیگه دوستت ندارم» میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
۳. سریع تسلیم شدن اگر هر بار بعد از گریه و جیغ، خواسته کودک را انجام دهیم، کودک ممکن است یاد بگیرد که قشقرق راهی برای رسیدن به خواستهاش است.
۴. توضیح دادنِ زیاد وسط قشقرق وقتی کودک خیلی عصبانی است، معمولاً زمان مناسبی برای آموزش و توضیح منطقی نیست. اول باید آرام شود.
۵. خجالتزده کردن کودک جملاتی مثل «ببین همه دارن نگاهت میکنن!» یا «چه بچه بدی شدی!» مشکل را حل نمیکند و میتواند احساس شرم ایجاد کند.
پس چه کار کنیم؟ اول آرامش خودمان را حفظ کنیم، احساس کودک را ببینیم، حد و مرز را واضح نگه داریم و بعد از آرام شدن، درباره رفتار او صحبت کنیم. یادتون باشه: کودکِ عصبانی بیشتر از تنبیه، به یک بزرگسالِ آرام نیاز دارد. 
«مامان نرو!» «بابا کنارم بمون!»
اگر کودک هنگام جدا شدن از والد، شدیداً گریه میکند، به او میچسبد، حاضر نیست تنها بماند یا حتی برای رفتن به مهدکودک و مدرسه اضطراب زیادی نشان میدهد، ممکن است با اضطراب جدایی روبهرو باشیم.
این اضطراب در بعضی سنین طبیعی است؛ اما وقتی شدید، مداوم و مختلکننده زندگی کودک شود، بهتر است جدی گرفته شود.
والدین معمولاً برای آرام کردن کودک میگویند:
«چیزی نیست، نترس!»
«گریه نکن، زود برمیگردم.»
اما بهتر است احساس کودک را تأیید کنیم:
«میدونم دلت میخواد من کنارت باشم و جدا شدن برات سخته.»
بعد، به جای طولانی کردن خداحافظی، یک خداحافظی کوتاه، آرام و قابل پیشبینی داشته باشیم.
کودک باید بهتدریج تجربه کند که:«مامان و بابا میروند، اما برمیگردند و من از پس این جدایی برمیآیم.» 🤍
اگر اضطراب جدایی شدید است یا روی خواب، مدرسه، روابط و فعالیتهای روزمره کودک تأثیر گذاشته، مشورت با روانشناس کودک میتواند کمککننده باشد.
اگر کودک هنگام جدا شدن از والد، شدیداً گریه میکند، به او میچسبد، حاضر نیست تنها بماند یا حتی برای رفتن به مهدکودک و مدرسه اضطراب زیادی نشان میدهد، ممکن است با اضطراب جدایی روبهرو باشیم.
این اضطراب در بعضی سنین طبیعی است؛ اما وقتی شدید، مداوم و مختلکننده زندگی کودک شود، بهتر است جدی گرفته شود.
والدین معمولاً برای آرام کردن کودک میگویند:
اما بهتر است احساس کودک را تأیید کنیم:
بعد، به جای طولانی کردن خداحافظی، یک خداحافظی کوتاه، آرام و قابل پیشبینی داشته باشیم.
کودک باید بهتدریج تجربه کند که:«مامان و بابا میروند، اما برمیگردند و من از پس این جدایی برمیآیم.» 🤍
اگر اضطراب جدایی شدید است یا روی خواب، مدرسه، روابط و فعالیتهای روزمره کودک تأثیر گذاشته، مشورت با روانشناس کودک میتواند کمککننده باشد.
۱۵۷
۱۵:۴۰
وقتی بچهمون میگه «من دیگه مدرسه نمیرم!» اولین واکنش خیلی از والدین اینه که بگن:«همه بچهها مدرسه میرن، تو هم باید بری!»
اما پشت این جمله ممکنه چیزهای مختلفی وجود داشته باشه:
پس چه کار کنیم؟
بهجای اینکه فوراً بگیم «چرا غر میزنی؟»، با آرامش بپرسیم:
اول احساسش رو بشنویم، بعد دنبال راهحل باشیم.
اگر بیمیلی کودک به مدرسه مداومه یا با نشانههایی مثل گریههای شدید، دلدرد و سردرد مکرر، اختلال خواب یا امتناع از رفتن همراه شده، بهتره موضوع جدیتر بررسی بشه.
۱۰۴
۹:۰۵
هر کودکی که دوست صمیمی ندارد، لزوماً مشکل اجتماعی ندارد.
گاهی کودک خجالتی است، گاهی تنهایی را ترجیح میدهد و گاهی واقعاً توسط همسالانش طرد شده.
اما چطور اینها را از هم تشخیص بدهیم؟
اگر کودک:
بهتر است به جای فشار آوردن برای «دوست پیدا کردن»، بفهمیم چه چیزی برای کودک سخت شده است.
۱۵۶
۹:۰۷
گاهی کودکی که پرخاشگری میکند، در واقع نمیداند چطور ناراحتیاش را بیان کند.گاهی کودکی که بهانه میگیرد، بیشتر از هر چیزی به توجه و آرامش نیاز دارد.گاهی کودکی که سکوت میکند، حرفهای زیادی در دلش دارد که هنوز کلمهای برای گفتنشان پیدا نکرده است.
گاهی احساساتشان را با رفتارهایشان نشان میدهند؛ رفتارهایی که ممکن است برای ما دشوار یا آزاردهنده باشند.
یک سؤال برای والدین عزیز:وقتی فرزندتان رفتار نامناسبی نشان میدهد، اولین واکنش شما چیست؟تنبیه و سرزنش، یا تلاش برای فهمیدن احساس پشت رفتار او؟
۱۲۰
۱۰:۴۷
«ببین دخترخالهات چقدر مؤدبه!»«چرا مثل برادرت درس نمیخونی؟»«بچههای مردم رو ببین، تو هم یاد بگیر!»
شاید این جملهها از نظر ما راهی برای تشویق کودک باشند؛ اما ممکن است در ذهن او پیام دیگری شکل بگیرد:
کودکی که مدام با دیگران مقایسه میشود، ممکن است بهتدریج بهجای شناخت تواناییهای خودش، ارزشمندیاش را با موفقیت دیگران بسنجد.
۸۲
۱۲:۰۳
سالهای اولیه زندگی، یکی از دورههای مهم در شکلگیری تواناییهای شناختی، مهارتهای ارتباطی و تنظیم هیجان در کودکان است. در این دوره، تجربههای محیطی، کیفیت تعامل والدین با کودک و فرصتهای یادگیری، نقش مهمی در مسیر رشد او ایفا میکنند.
ارزیابی روانشناختی و رشدی به ما کمک میکند تا تصویری دقیقتر از توانمندیها، نقاط قوت و نیازهای رشدی کودک به دست آوریم. در صورت وجود نگرانی، استفاده از ابزارهای استاندارد و متناسب با سن کودک، در کنار مصاحبه با والدین و مشاهده بالینی، میتواند به شناسایی زودهنگام مشکلات احتمالی و برنامهریزی برای مداخلات مناسب کمک کند.
نکته مهم این است که رشد کودکان الزاماً در تمام حوزهها با سرعت یکسان پیش نمیرود. بنابراین، تفسیر رفتارها و مهارتهای کودک باید با توجه به سن، سابقه رشدی، شرایط محیطی و تفاوتهای فردی او انجام شود.
شناخت دقیقتر دنیای روانشناختی کودک، نخستین گام برای حمایت مؤثرتر از رشد و سلامت روان اوست.
۸۷
۶:۵۴
تا حالا دیدید کودکی قبل از انجام یک کار ساده، مدام بپرسه:«درسته؟»«اگه اشتباه کنم چی؟»«مامان، تو ناراحت نمیشی؟»
گاهی پشت این سؤالها، ترس از اشتباه کردن و نگرانی از واکنش دیگران وجود داره.
وقتی کودک تجربه میکنه که اشتباه کردن با سرزنش، تحقیر یا عصبانیت همراهه، ممکنه بهتدریج یاد بگیره که برای پذیرفته شدن باید همیشه درست عمل کنه.
اما کودک برای رشد کردن، به فضایی نیاز داره که در اون بتونه امتحان کنه، اشتباه کنه و دوباره تلاش کنه.
«تو لازم نیست همیشه درست انجامش بدی تا من دوستت داشته باشم.»
کودکی که احساس امنیت میکنه، راحتتر میتونه اشتباهاتش رو بپذیره، از تجربههاش یاد بگیره و برای رسیدن به هدفهاش تلاش کنه.
۸۳
۱۵:۰۰
گاهی کودک اصرار میکند خودش لباسش را انتخاب کند، خودش غذا بخورد یا برخلاف خواسته ما کاری انجام دهد.
ما ممکن است به این رفتارها برچسب «لجبازی» بزنیم؛ اما همیشه اینطور نیست!
آنها میخواهند تجربه کنند، تصمیم بگیرند و احساس کنند در دنیای اطرافشان تأثیرگذارند.
قرار نیست همیشه با خواسته کودک موافقت کنیم؛ بلکه باید به او یاد بدهیم که میتواند نظر و خواسته خودش را داشته باشد، بدون اینکه به دیگران بیاحترامی کند.
کودکی که فرصت تجربه استقلال سالم را پیدا میکند، بهتدریج مسئولیتپذیری و مهارت تصمیمگیری را نیز یاد میگیرد.
۵۲
۱۱:۵۹
دکتر شیما ارشادی
آیا کودک شما لجباز است یا فقط میخواهد مستقل باشد؟ گاهی کودک اصرار میکند خودش لباسش را انتخاب کند، خودش غذا بخورد یا برخلاف خواسته ما کاری انجام دهد. ما ممکن است به این رفتارها برچسب «لجبازی» بزنیم؛ اما همیشه اینطور نیست!
کودکان، بهویژه در سالهای اولیه رشد، بهتدریج در حال کشف استقلال و قدرت انتخاب خود هستند. آنها میخواهند تجربه کنند، تصمیم بگیرند و احساس کنند در دنیای اطرافشان تأثیرگذارند.
چطور با این رفتار برخورد کنیم؟
به کودک حق انتخاب محدود بدهید: «دوست داری لباس آبی بپوشی یا قرمز؟»
بهجای دستورهای مداوم، از او نظرخواهی کنید.
وقتی مخالفت میکند، احساسش را ببینید: «میدونم دوست داری خودت تصمیم بگیری.»
در کنار دادن حق انتخاب، قوانین و محدودیتهای ضروری را حفظ کنید.
یک نکته مهم: قرار نیست همیشه با خواسته کودک موافقت کنیم؛ بلکه باید به او یاد بدهیم که میتواند نظر و خواسته خودش را داشته باشد، بدون اینکه به دیگران بیاحترامی کند. کودکی که فرصت تجربه استقلال سالم را پیدا میکند، بهتدریج مسئولیتپذیری و مهارت تصمیمگیری را نیز یاد میگیرد.
«مامان، نگام کن!»«بیا با من بازی کن!»«ببین چی کار کردم!»
گاهی کودک درست زمانی که مشغول کار هستیم، شروع به سروصدا، بهانهگیری یا انجام رفتارهای نامناسب میکند.
اما آیا تا به حال فکر کردهایم شاید پشت این رفتارها، فقط یک نیاز ساده وجود داشته باشد؟
برای کودک، توجه والدین فقط یک محبت ساده نیست؛ بلکه یکی از راههای تجربه امنیت و ارتباط است.
گاهی ۱۵ دقیقه بازی باکیفیت و توجه کامل، میتواند از ساعتها حضور فیزیکی اما بیتوجه، ارزشمندتر باشد.
کودک فقط به حضور ما نیاز ندارد؛ به تجربهی ارتباط با ما نیاز دارد.
۵۳
۱۰:۳۳
تصور کنید کودکی بارها میشنود:«تو همیشه خرابکاری میکنی!»«چقدر دستوپاچلفتی هستی!»«هیچ کاری رو درست انجام نمیدی!»
شاید این جملات در لحظه از روی عصبانیت گفته شوند، اما تکرار آنها میتواند روی تصویری که کودک از خودش میسازد تأثیر منفی بگذارد.
عزتنفس کودک فقط با تعریف و تمجید زیاد ساخته نمیشود؛ بلکه با تجربه دوست داشته شدن، پذیرفته شدن، فرصت تجربه کردن و احساس توانمندی رشد میکند.
۲۵
۱۰:۰۱