۱. شکست در درک ماهیت جنگ نوین:سازمان پدافند غیرعامل ما هنوز در دکترینهای قرن بیستمی (سنگرسازی فیزیکی و استتار) درجا میزند، در حالی که میدان نبرد امروز تغییر کرده است. دشمن در حال جنگ در حوزه ششم یعنی ذهن و اطلاعات (جنگ شناختی) و سایبر-بیومتریک است؛ اما ما همچنان در حال برگزاری همایشهای نظری هستیم.
۲. انفعال در برابر تهدیدات نوظهور:ضعف آشکار در امنیت زنجیره تأمین (مثل ماجرای پیجرها در لبنان و نفوذهای سایبری داخلی) نشان میدهد که ما فاقد آزمایشگاههای مرجع و اراده لازم برای تفتیش فنی سختگیرانه قطعات وارداتی هستیم.
۳. نیاز به تغییر ساختار فوری: نگاه من این است که پدافند غیرعامل باید از یک سازمان دستورالعملنویس به یک بازوی عملیاتی و تهاجمی تبدیل شود. ما نیازمند تیمهای قرمز مستقل هستیم که بدون رودربایستی، آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی کشور را به صورت شبیهسازیشده (و نه گزارشهای کاغذی) افشا کنند.
۴. لزوم بازگشت به انضباط انقلابی:در شرایطی که دشمن با تمام توان در حال ضربه زدن است، عادینمایی شرایط توسط مسئولان امنیتی، تضعیفکننده روحیه مقاومت و خلاف آموزههای حفاظتی است. باید ممنوعیتهای مطلق برای ابزارهای هوشمند در مقرهای حساس اعمال شود و با متخلفان در هر ردهای، بدون استثنا برخورد شود.
http://ble.ir/drshiroody
(استاد علوم سیاسی دانشگاه و پژوهشگر)
۵۷۲
۲:۲۶
پدافند غیرعامل کشور برای بقا در این نبرد ترکیبی، نیازمند یک تکانه تحولی و عبور از مدیریت سنتی به سمت پدافند شناختی و هیبریدی است؛ در غیر این صورت، در جنگهای آینده هزینههای سنگینی بابت این نوع تفکر برخی اندک از مدیران خواهیم پرداخت.
http://ble.ir/drshiroody
(استاد علوم سیاسی دانشگاه و پژوهشگر)
۷۸۱
۲:۲۶
تحولات جاری در پرونده یمن را نباید در چارچوب یک درگیری محلی یا منازعه محدود مرزی دید؛ یمن امروز متغیر کانونی در بازتعریف هندسه قدرت منطقهای است.
سرسختی و هراس ریاض از پذیرش شکست، دقیقاً ناشی از اثرات دومینویی پیروزی انصارالله است: قدرتمندتر شدن صنعا یعنی شکستهشدن محاصره غزه و اعمال فشار خفهکننده دریایی بر رژیم صهیونیستی، تضعیف شدید اهرمهای فشار آلسعود در موازنه با حزبالله در لبنان و ضربه کاری به عقبه مالی و لجستیکی جریانهای همپیمان سعودی–ترکی در سوریه.
۱. پنتاگون توان باز کردن جبهه دوم را در شرایطی که جبهه مادر و تقابل اصلی با ایران هنوز بلاتکلیف و پیچیده است، ندارد.۲. ذخایر تسلیحات راهبردی و نقطهزن ارتش آمریکا بهشدت فرسوده شده است.۳. تجربه بمبارانهای گذشته اثبات کرد اراده و تسلیحات بومی یمنیها تسلیمشدنی یا فلجشدنی نیست.۴. خود غربیها نیز معترفند که انصارالله نه یک نیروی نیابتی، بلکه بازیگری مستقل با دکترین و ابتکار عمل راهبردی است؛ ازاینرو کاخ سفید ترجیح داده پشت پرده بایستد و هزینهها را به دوش اروپا، نیروهای بومی جنوب و مزدورانی مانند ارتش پاکستان بیندازد.
۴۷۱
۱:۰۴
اما در صحنه میدانی، تحرکات جنوب تعز زنگ خطری جدی را به صدا درآورده است. انصارالله در حال پیشروی قاطع برای تسلط بر ارتفاعات حیاتی تعز و خفهکردن جریان اخوانی و ائتلاف سعودی-اماراتی است. با این حال، خطای راهبردی بزرگ این خواهد بود که سرنوشت یمن را از کلانمعادلات منطقه جدا بدانیم.
۵۰۵
۱:۰۵
نمایش عریانِ استاندارد دوگانه
آنچه این روزها در فرانسه میگذرد —از سرکوب خشن دانشآموزان توسط پلیس تا بازداشتهای گسترده— بار دیگر نقاب از چهره مدعیان دروغین حقوق بشر برداشته است.
این وقایع را میتوان در سه محور کوتاه خلاصه کرد:
۱. آزمون صداقت و رسوایی رسانهای:سکوت یا بایکوت خبری وقایع فرانسه توسط همان شبکههایی (مثل اینترنشنال و بیبیسی) که در جریان اغتشاشات ایران، تمامقد به دنبال تحریک و خشونت بودند، ثابت کرد حقوق بشر در دیکشنری غرب، صرفاً یک ابزار سیاسی برای براندازی است، نه یک ارزش انسانی.
۲. تفاوت مهندسیِ بحران: نکته کلیدی اینجاست که چرا خیابانهای پاریس به سمت فروپاشی نمیرود؟ چون در فرانسه، زیرساختِ آن شبکهسازی مخربی که امثال موساد و سیا برای ایران طراحی کرده بودند (استفاده از سلبریتیها و فعالانِ اجارهای)، وجود ندارد. آنجا دولت مکرون با معترضینِ واقعیِ صنفی روبروست، نه با لشکرِ عملیات روانیِ دشمن.
۳. بحرانِ حکمرانی لیبرال: اعتراضاتِ فرانسه نشاندهنده گسستِ جدی میان اولویتهای حاکمیت (هزینهکرد برای ناتو و اوکراین) و نیازهای مردم (کمبود معلم و کتاب) است. وقتی مدلِ حکمرانی غربی در تامین نیازهای اولیه ناتوان میشود، تنها راهکارش برای بقا، توسل به پلیس و خشونت عریان است؛ همان راهکاری که برای کشورهای غیرغربی، دیکتاتوری مینامند و برای خودشان قتدار ملی!
خلاصه کلام: فرانسه امروز، آینهای است که استاندارد دوگانه غرب را به نمایش گذاشته؛ جایی که دموکراسی تا جایی محترم است که به منافع حاکم ضربه نزند.
صفحه خبرگزاری فارس دکتر شیرودی
https://farsnews.ir/drshiroody
آنچه این روزها در فرانسه میگذرد —از سرکوب خشن دانشآموزان توسط پلیس تا بازداشتهای گسترده— بار دیگر نقاب از چهره مدعیان دروغین حقوق بشر برداشته است.
این وقایع را میتوان در سه محور کوتاه خلاصه کرد:
۱. آزمون صداقت و رسوایی رسانهای:سکوت یا بایکوت خبری وقایع فرانسه توسط همان شبکههایی (مثل اینترنشنال و بیبیسی) که در جریان اغتشاشات ایران، تمامقد به دنبال تحریک و خشونت بودند، ثابت کرد حقوق بشر در دیکشنری غرب، صرفاً یک ابزار سیاسی برای براندازی است، نه یک ارزش انسانی.
۲. تفاوت مهندسیِ بحران: نکته کلیدی اینجاست که چرا خیابانهای پاریس به سمت فروپاشی نمیرود؟ چون در فرانسه، زیرساختِ آن شبکهسازی مخربی که امثال موساد و سیا برای ایران طراحی کرده بودند (استفاده از سلبریتیها و فعالانِ اجارهای)، وجود ندارد. آنجا دولت مکرون با معترضینِ واقعیِ صنفی روبروست، نه با لشکرِ عملیات روانیِ دشمن.
۳. بحرانِ حکمرانی لیبرال: اعتراضاتِ فرانسه نشاندهنده گسستِ جدی میان اولویتهای حاکمیت (هزینهکرد برای ناتو و اوکراین) و نیازهای مردم (کمبود معلم و کتاب) است. وقتی مدلِ حکمرانی غربی در تامین نیازهای اولیه ناتوان میشود، تنها راهکارش برای بقا، توسل به پلیس و خشونت عریان است؛ همان راهکاری که برای کشورهای غیرغربی، دیکتاتوری مینامند و برای خودشان قتدار ملی!
خلاصه کلام: فرانسه امروز، آینهای است که استاندارد دوگانه غرب را به نمایش گذاشته؛ جایی که دموکراسی تا جایی محترم است که به منافع حاکم ضربه نزند.
https://farsnews.ir/drshiroody
۵۴۹
۸:۵۱
۳۶۷
۷:۴۶
سخنرانی میدان مرجعیت.mp4
۰۷:۰۰-۶.۵ مگابایت
۳۶۱
۱۱:۴۱
۳۳۳
۲۰:۱۹
کشف حجاب مکرر خانم یک سلبریتی این بار در قم، یک خطای صنفی ساده نیست، بلکه یک عملیات شناختیِ سازمانیافته در قلبِ مذهبی کشور است.
۱. رخنه در مدیریت: اینکه در شهرِ شهدا چنین برنامهای مجوز میگیرد، نشاندهنده نفوذِ ادراکی در لایههای میانیِ مدیریتی است. خوابآلودگی یا رودربایستیِ برخی مسئولین، عاملِ اصلیِ جسارتِ دشمن در این جنگِ ترکیبی است.
۲. پایانِ عصرِ مصونیت:توهمِ مصونیتِ سلبریتیها باید شکسته شود. دستگاههای قضا و امنیت نباید بین فردِ مشهور و مردمِ عادی تفاوتی قائل شوند. برخوردِ صرف با تالار فریبنده و ناکافی است؛ باید با عاملانِ اصلیِ این هنجارشکنی نیز قاطعانه برخورد شود تا عدالتِ اسلامی محقق گردد.
۳. تغییرِ فاز به تهاجمِ فرهنگی: ما از موضعِ پدافندِ انفعالی باید به تهاجمِ فرهنگیِ دینی تغییرِ فاز دهیم. جریانِ انقلابی دیگر انفعال را نمیپذیرد؛ اگر دستگاههای حاکمیتی در برابر این گستاخیها تعارف کنند، بدنه مؤمن بر اساسِ قاعده آتشبهاختیار، خود واردِ میدانِ پدافندِ شناختی خواهد شد.
عصرِ نرمش در برابرِ هنجارشکنیِ ساختاری پایان یافته است. دستگاههای متولی باید با اقتدارِ انقلابی مرزهایِ شرعی و قانونی را حفظ کنند؛ در غیر این صورت، هزینه این کوتاهی برای مسئولانِ سهلانگار بسیار سنگین خواهد بود.
https://farsnews.ir/drshiroody
۲۸۱
۱۱:۱۰
بنده به عنوان پژوهشگر جنگ شناختی، پیام فرماندهی کل قوا را نه یک تبریکِ معمول، بلکه یک دستور کار عملیاتی برای حکمرانی شناختی میدانم.
هسته اصلی این راهبرد، گذارِ الزامی از امنیتِ فیزیکمحور به امنیتِ ادراکمحور است که تنها با تحلیل کلانداده و هوش مصنوعی محقق میشود.
از دیدگاه علمی، تأکید بر این فناوریها سه کارکرد استراتژیک دارد:
۱. برتری تصمیمگیری : در میدانِ پر از نویزِ جنگ شناختی، هوش مصنوعی نقش صافی را ایفا میکند تا با حذفِ اطلاعاتِ فریبنده، چرخه تصمیمگیری ما را در برابر دشمن سریعتر و دقیقتر کند.
۲. پدافندِ پیشدستانه: ما به الگوریتمهایی نیاز داریم که الگوهای جنگ روانی دشمن (مانند ایجاد دوقطبیهای کاذب یا شایعهسازی) را پیش از اینکه در ذهن جامعه تثبیت شوند، شناسایی و خنثی کنند.
۳. مدیریت سرمایه اجتماعی: تحلیل دادهها باید فاصله بین امنیت عینی و احساس امنیت را به ما نشان دهد. هدف، استفاده از فناوری برای روایتگری اول و حفظِ اعتماد عمومی است؛ چرا که اعتماد، بزرگترین سپر دفاعی ما در جنگ شناختی است.
۱۶
۱۹:۰۹