ای یهودی!
جولانگاه شما اطراف ما نیست!
#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
۴۷۲
۲۲:۳۴
بازارسال شده از ایمنی و کمکهای اولیه 🚑
🟢 غذا و نوشیدنی :حداقل ۳ بطری نیم لیتری آبغذای کنسروی غذای خشک مثل نان و آجیل غذای پرکالری مثل بيسکوئيت قاشق و چنگال و درباز کن
🟡وسایل نوری و ابزار:چراغ قوه و باتری اضافه کبریت ضد آب یا فندکچاقوی چند کاره
🟠مدارک و پول نقد:کپی کارت ملیشناسنامه و بقیه مدارک مهمفهرست شماره های ضروری مقداری پول در بسته بندی ایمن
🟣سایر وسایل مهم:پاور بانک و شارژر سوت نجات نوار چسبنخ و سوزن طناب نجات
۱
۲۱:۲۱
معجزه را نجویید؛ این روزها چنان غرق اعجازیم که خارق عادت بودنش از معنا تهی مانده!رمضان و محرم، ایران و کربلا در هم آمیخته است…معجزه این نیست که آب به خیام برسد و این نیست که حنجر علیاصغر از سه شعبه در امان بماند و آتش و خار بیابان به دامن سه ساله رحم کنند! اینکه به وعدهٔ حق، حیات به دیدهٔ ما پست میشود در تقابل با ممات و حماسه با جوهر خون بر جریدهٔ عالم ماندگار میماند و جبههٔ باطل پریشان است که از جان عزیزتر چیست که ما به آن دلبستهایم، خط به خط اعجاز است…اینکه اشکمان داغ دل را فاش میکند اما مشت گره کردهٔ ما، سمر میشود و دشمن بیثمر؛یعنی ما مست درگاه بهترین مکر کنندهٔ عالم، اگر چه مدهوش و لنگ لنگان، منزل را میابیم! مست که میشوی هزار قامت سرو را به یک خموده تاک، نمیفروشی… شاید کمر به غم خم و رایت به خون بغلتد، اما عزت بلند میماند که دست خداست...
#روایت_انقلاب#روایت_شما┕ @earendel_org ┚
۴۷۱
۲۱:۲۸
زیر دِین خیلیها هستیم...
#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
۵۰۶
۲۱:۵۱
نگاهم به پایین صفحه میافتد ، اشکها بی اختیار جاری میشوند."انتخاب حضرت آیت الله خامنهای به رهبری(۱۳۶۸ه ش)"...چقدر زود گذشته..میدانم خدای سال ۶۰ خدای الان هم هستمیدانم که خدای او زنده استولی دلم برای خود او، عزیزترین کسی که در این دنیا داشتیم، تنگ میشود..برای صدایش وقتی دعای یا مقلب القلوب را میخواند.برای لبخند هایشبرای همه چیزش
امسال راهیان نور که بودیم راوی از مادر شهید علمالهدی میگفت؛ و خوابی که همسر حضرت آقا چند روز قبل از فوتِ مادر شهید دیده بودن.راوی میگفت مادر شهید علم الهدی و همسر اقا خیلی بهم نزدیک بودند.توی اون خواب، مادر شهید علمالهدی از یک خونهی بسیار نورانی و سبز بیرون میان.کاش بیشتر یادم بود حرف های راوی رو ولی یادمه گفت که " مادر شهید علمالهدی بالاخره مزد زحماتشو در این دنیا گرفته بود، بعد از فوتش هم کنیز خانهی حضرت زهرا شده بود..."
کنیز حضرت زهرا..مزد تمام زحمات..
اون موقع یهو تمام افکار و آرزوهام انگار وایسادن سرجاشون .انگار یادمرفته بود همه چیز به همین ختم میشه.همه شهدا اصلا تلاش کردند برای همین.
یاد اون شعری افتادم که مهدی رسولی برای فاطمیه مقابل حضرت آقا خوند.یکیاز ابیاتش این بود:"به پیشکش آورده روحالله، جای فدک، شش دنگ ایران را..."(:
به شعر که فکر میکنم کمی دلم آرام میگیرد.ولی دل است دیگر؛من حالا دلم برای فاطمیههایی که او بود هم تنگ میشود...
#دلنوشته#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
۴۹۴
۰:۵۹
┕ @earendel_org ┚
۴۵۶
۱۵:۳۲
با ۱۴۰۴ باید خداحافظی کنیم دلم براش تنگ میشه. واقعا دلم برای ۱۴۰۴ تنگ میشه. با تمااام دردهاش...ولی داشت لحظه لحظه بهمون میفهموند که میتونیم خیلی بیشتر از اینا رشد کنیم؛
دیشب دکتر غلامی درباره تفاوت «رب» و «الله» صحبت میکرد.میگفت همه—حتی فرعون و نمرود—الله را قبول داشتند؛ اینکه خدا خالق است و ما را آفریده.اما تفاوت ما با کفار در «خالقیت» خدا نیست، در «ربانیت» اوست. «رب» یعنی پرورشدهنده، رشددهنده…و خیلیها برای خودشان ربی را تصور میکنند که خودشان ساختهاند؛ ربی که سخت نگیرد، امر و نهی نکند… حتی بعضیها خودشان را رب میدانستند!
به نظرم سال ۱۴۰۴، تجلی ربانیت خدا بود.خدا میخواست با سختیهایی که به ما میدهد—مثل یک مربی—ما را رشد بدهد.خیلی از ما در ۱۴۰۴ رشد کردیم؛و اگر این سختیها نبود، این رشد هم اتفاق نمیافتاد.خدا امسال بیشتر از همیشه هوای «بزرگ شدن» ما را داشت؛بیشتر سخت گرفت تا بزرگتر شویم…مثل سربازی که فرماندهاش به او سخت میگیرد، اما همین سختی باعث رشدش میشود.
امسال خدا چیزهای زیادی به ما نشان داد؛نشان داد ایران چقدر ظرفیت دارد،مردم ایران چقدر ظرفیت دارند،و نیروهای امنیتی ما چقدر توانمندند.
نشان داد که انتهای علم، برای اسلام، «قدرت» است.عملاً به ما ثابت کرد آنچه همیشه گفته میشد: «علم، قدرت میآورد.»
نشان داد اگر مقاومت و استقامت کنیم، دشمن کم میآورد.نشان داد اگر دستمان را از دستش رها کنیم، سقوط میکنیم.
خیلی چیزها دیگر برای ما «تئوری» نیست؛ کاملاً «عملی» شده
امسال، دشمنمان را شناختیم، دوستمان را شناختیم…وطن برایمان معنا پیدا کرد.
دیگر وطن کمرنگ نیست؛برعکس، از همیشه پررنگتر شده.سالها میگفتند عرق ملی کم شده…میگفتند در آمریکا در هر خانهای یک پرچم هست، اما در ایران نیست.همیشه دنبال این بودند که چطور پرچم ایران را وارد خانهها کنند.اما خدا خودش این کار را کرد…
الان در خیلی از خانهها پرچم ایران هست؛در خیابان که راه میروی، از خیلی از ماشینها پرچم بیرون آمده.انگار بدون پرچم بیرون رفتن، حس بیهویتی میدهد.
دیگر فقط اتوبانها نیستند که پرچم دارند؛خود مردم، شهر را پر از پرچم کردهاند
به نظرم این همان «ما رایت الا جمیلا» است که حضرت زینب (س) فرمود.
ظاهر ماجرا سخت است،اما وقتی باطنش را میبینی، میفهمی همه اینها برای رشد ما بوده.
میبینی چقدر زیبا چیده شده…چیزی که حتی خودمان هم فکرش را نمیکردیم.
فکر نمیکردیم بتوانیم اینطور مقاومت کنیم،اینطور متحد شویم.
وقتی شهید شدن سید حسن نصرالله را دیدیم،خیلیها با خودشان گفتند لبنانیها چقدر قویاند…اما ما هم ایستادیم.ما هم مقاومت کردیم.و بهجای فقط عزاداری، ایستادگی کردیم!
۱۴۰۴ سال عجیبی بود…خدایا، ممنون که در این سال ربانیتت را به ما نشان دادی.نشان دادی درِ شهادت هنوز باز است،مثل روزهای اول انقلاب.نشان دادی هنوز خریدار بندههای خوبی؛و آغوشت برای کسانی که در راهت تلاش میکنند، باز است.
و اینکه خستگیِ مسیر تو،
فقط در آغوش خودت آرام میگیرد.
۱۴۰۴ نشان داد:در مدت کوتاهی ممکن است هزاران نفر شهید شوند،ممکن است جنگی بزرگ در زمانی کوتاه رقم بخورد،و این مسیر، پایانی ندارد…
این مسیر به ۱۴۰۵ هم میرسد،تا ما باز هم بزرگتر شویم.۱۴۰۴ تمام شد…و ما هنوز هستیم.این «ماندن» معنا دارد.
ما از چیزهایی عبور کردیم که شاید قبلاً حتی تصورش را هم نمیکردیم؛یا اگر میکردیم، میگفتیم از پسش برنمیآییم.
اما آمدیم… و داریم ادامه میدهیم.
حالا داریم به ۱۴۰۵ میرسیم…باید محکمتر شروع کنیم.باید برای رشد بیشتر برنامه داشته باشیم.خدایی که «رب» است،برای رشد ما برنامه دارد.و واقعاً «رب» چه نام برازندهای برای خداست…سختی دارد، اما وقتی میگذرد، شیرین است؛میفهمی که بزرگتر شدهای
۱۴۰۴ یک چیز دیگر هم به ما یادآوری کرد:میشود در ۶۰ سالگی،یا مثل یک آدم بیهویت و بیغیرت چون رضا پهلوی بود،یا مثل آدمهایی چون لاریجانیها و حاجیزادهها که در مسیر درست ایستادهاند.سن مهم نیست؛
انتخابها مهماند.
#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
۴۶۴
۲۲:۰۱
آهای تاریخ!در برگ های دفترت بنویس از روز هایی که مردم ایران #سلاح به دست گرفتند و در خیابان های شهر و کوچه پس کوچههای محلشان به دفاع از وطن برخواستند... بنویس روزهایی رسید که اسلحه مردم #پرچم بود و خط مقدمشان، وسط خیابان های شهر!
بنویس که در تاریخ بماند قدرت اهتزاز پرچم مقدسی که مزین به اسم #الله است چطور قدرت های پوشالی جهان را به زانو درآورد و به ذلت کشاند!
بنویس اینک میدان دار خط مقدم جبهه، فقط مردان نبودند! زن ها و کودکان، پیر و خردسال و جوان، هریک فرماندهی در خط های مقدم این نبرد بودند!
بنویس از روزهایی که مردم #مبعوث شده بودند تا رسالت عظیم خود را به جای آورند!
آری از این روزها زیاد بنویس...
#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
بنویس که در تاریخ بماند قدرت اهتزاز پرچم مقدسی که مزین به اسم #الله است چطور قدرت های پوشالی جهان را به زانو درآورد و به ذلت کشاند!
بنویس اینک میدان دار خط مقدم جبهه، فقط مردان نبودند! زن ها و کودکان، پیر و خردسال و جوان، هریک فرماندهی در خط های مقدم این نبرد بودند!
بنویس از روزهایی که مردم #مبعوث شده بودند تا رسالت عظیم خود را به جای آورند!
آری از این روزها زیاد بنویس...
#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
۴۷۵
۸:۲۴
#روایت_انقلاب#روایت_شما
┕ @earendel_org ┚
۳۶۸
۷:۱۹
[الهی!] مَاذَا وَجَدَ مَن فَقَدَکَ
وَ ما الَّذِی فَقَدَ مَن وَجَدَکَ؟!
چه یافت آنکه تو را گم کرد
و چه از دست داد آنکه تو را یافت؟!
قسمتی از دعای عرفه
ارسالی از کربلای معلی، امروز.
┕ @earendel_org ┚
وَ ما الَّذِی فَقَدَ مَن وَجَدَکَ؟!
چه یافت آنکه تو را گم کرد
و چه از دست داد آنکه تو را یافت؟!
┕ @earendel_org ┚
۱۲۰
۱۶:۲۹