لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل علمِ ثروتع
۳۲ عضو

علمِ ثروت

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ تیر
thumbnail
نجات آینده ایران در گرو اصلاح سه سیاست بنیادین است:
• پایان دادن به بیماری هلندی• پایان دادن به خلق پول بی‌پشتوانه• پایان دادن به وام با بهره واقعی منفی
اگر این سه مشکل حل شوند، ایران می‌تواند به کشوری تبدیل شود که مردمش هم در رفاه زندگی کنند و هم از افت قیمت نفت یا تحریم هراسی نداشته باشند؛ زیرا ثروت کشور بر پایه توان تولید و سازندگی مردم شکل می‌گیرد، نه بر درآمدهای نفتی.
تحریم‌ها، هرچند هزینه‌های بسیار سنگینی به کشور تحمیل کرده‌اند، اما از یک جهت، به طور موقت بخشی از آثار بیماری هلندی را نیز کاهش داده‌اند و به همین دلیل سهم صادرات غیرنفتی در اقتصاد ایران نسبت به گذشته افزایش یافته است. با این حال، دو مشکل دیگر، یعنی خلق پول بی‌پشتوانه و وام با بهره واقعی منفی، همچنان پابرجاست.
خلق پول بی‌پشتوانه نوعی مالیات پنهان است که عمدتاً از جیب حقوق‌بگیران، پس‌اندازکنندگان و کسانی پرداخت می‌شود که دیرتر به پول جدید دسترسی پیدا می‌کنند. در مقابل، بیشترین منفعت را کسانی می‌برند که زودتر به اعتبار جدید یا دارایی‌های واقعی دسترسی دارند. این سازوکار نه عادلانه است و نه اقتصاد را به سمت تولید، بهره‌وری و ارزش‌آفرینی هدایت می‌کند.
وام با بهره واقعی منفی نیز مانند قطب‌نمایی است که جهت را اشتباه نشان می‌دهد. هرچه سرمایه و اعتبار بیشتری در اقتصاد جریان پیدا کند، منابع با سرعت بیشتری به سمت فعالیت‌های کم‌بازده، رانت‌جویانه و سفته‌بازانه منحرف می‌شوند.
تا زمانی که این سه پایه اصلاح نشوند، تقریباً هر اصلاح اقتصادی دیگری بخش بزرگی از اثر خود را از دست خواهد داد. اصلاح یارانه انرژی، تک‌نرخی کردن ارز، کاهش مقررات اداری، خصوصی‌سازی، کوچک‌سازی دولت، بهبود روابط خارجی، کارآمدسازی بوروکراسی و بسیاری از سیاست‌های دیگر، هرچند ممکن است در ذات خود مفید باشند، اما ناچارند برخلاف جریان شنا کنند. در بهترین حالت، بخشی از آثارشان توسط این سه مشکل خنثی می‌شود و در برخی موارد حتی ممکن است منابع را با سرعت بیشتری در همان مسیر نادرست به حرکت درآورند.
فارغ از موافقت یا مخالفت با این تحلیل، به نظر شما چند درصد از افراد تحصیل‌کرده ایران اساساً این سه مسئله را به عنوان ریشه‌های اصلی مشکلات اقتصاد ایران می‌شناسند؟
@earthiannotes

۳۱

۱۲:۲۵

thumbnail
کدام مکتبِ اقتصادی؟
خیلی از خوانندگان می‌نویسند: «شما فقط حرفِ فریدمن و مکتبِ شیکاگو را تکرار می‌کنید.» این ایرادِ منصفانه‌ای است و پاسخِ روشنی دارد.
نکتهٔ چشمگیر دربارهٔ سیاستِ پولیِ ایران این نیست که یک مکتب آن را رد می‌کند؛ این است که همهٔ مکاتب، با آنکه در تقریباً همه‌چیز با هم اختلاف دارند، در همین یک مورد هم‌داستان‌اند:
• پول‌گرا (فریدمن): پولی که سال‌به‌سال تندتر از تولید رشد کند، سرانجام به تورم می‌رسد.
• کینزی (و کینزی‌های جدید که بیشترِ بانک‌های مرکزی را می‌گردانند): یک شوکِ مقطعی، مانندِ جنگ یا جهشِ نرخِ ارز، سطحِ قیمت را یک‌بار بالا می‌برد؛ اما تنها زمانی به تورمِ پایدار بدل می‌شود که سیاستِ پولی پیوسته آن را تغذیه کند.
• اتریشی: وقتی نرخِ بهره زیرِ سطحِ طبیعیِ خود نگه داشته شود، هر تصمیمِ پس‌انداز و سرمایه‌گذاری تحریف می‌شود و سرمایه به سمتِ فعالیت‌های کم‌بازده و سفته‌بازانه می‌رود.
• سنّتِ اسلامی: این پرسش تازه نیست. در روزگارِ ما آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)، در پاسخ به گروهی از اقتصاددانانِ حوزوی، خلقِ پولِ بی‌پشتوانه را «مصداقِ اکلِ مالِ به باطل» و حرام دانست؛ زیرا سرمایه‌ای واقعی در کار نیست، باعثِ تورم و زیانِ جامعه می‌شود، و بی‌شباهت به نوعی کلاهبرداری نیست.
پس هیچ مکتبی، و هیچ مرجعی که خلقِ پول را بررسی کرده، این ترکیبِ سه‌گانه را تأیید نمی‌کند:۱) رشدِ پول، سال‌به‌سال بسیار فراتر از تولید؛۲) نرخِ بهرهٔ زیرِ تورم، یعنی بهرهٔ حقیقیِ منفی؛۳) اعتبارِ ارزان که با یک قیمت به هر پروژه داده می‌شود، فارغ از اینکه ارزش می‌آفریند یا نابود می‌کند.
رشدِ اقتصادی به‌راستی سخت است؛ نهاد می‌خواهد، صبر می‌خواهد، یک نسل می‌خواهد. اما تورم‌نساختن بخشِ آسانِ کار است: تنها همین را می‌طلبد که دولت پول را تندتر از اقتصاد گسترش ندهد. آنچه کم بوده، هرگز نظریه نبوده است.
undefined جستارِ کامل، با منابع:
https://earthiannotes.com/know-wealth/notes/which-school.html

۳۰

۱۲:۲۶

thumbnail
قطب‌نمای شکسته (۱ از ۴): وقتی معیارِ سنجش دروغ می‌گوید 🧭
هر بنگاه پیش از سرمایه‌گذاری یک پرسش دارد: بازده از «حدِ نصاب» بالاتر است؟ این حدِ نصاب، قطب‌نمایی است که کلِ اقتصاد با آن پولش را به‌سویِ آنچه ارزشِ ساختن دارد نشانه می‌رود.
بهره را که زیرِ تورم نگه داری، بهرهٔ حقیقی منفی می‌شود — حدودِ منفي ۲۰٪. آن‌وقت حتی پروژهٔ زیان‌ده هم سودآور به نظر می‌رسد. پول را ارزان نکرده‌ای؛ قطب‌نما را دستکاری کرده‌ای. هر اتاقِ هیئت‌مدیره هنوز آن را با دقت می‌خواند — و همان دقت، به بیراهه‌اش می‌بَرد.
undefined جستارِ کامل: https://earthiannotes.com/know-wealth/notes/boardroom-hurdle-rate.htmlundefined @earthiannotes
#تورم #اقتصاد_ایران #سرمایه_گذاری #علم_ثروت

۲۹

۱۲:۲۷

thumbnail
قطب‌نمای شکسته (۲ از ۴): یک قیمت برای هر ریسک 🧭
ریسکِ هر وام از سه لایه روی هم ساخته می‌شود:• اقتصاد — کشور در رونق است یا در بحران؟• صنعت — دارو، یا فست‌فود؟ سرنوشتشان یکی نیست.• بنگاه — تیمِ کهنه‌کار، یا شرطِ نوپای پرشور؟
هیچ دو وام‌گیرنده‌ای این سه لایه را یکسان ندارند. پس چگونه یک نرخِ واحد، که شورای پول و اعتبار برای کلِ کشور دستور می‌دهد، می‌تواند قیمتِ درستِ همه باشد؟
یک قیمت برای هر ریسک، مثلِ یک حقِ بیمهٔ واحد برای هر راننده است: منصفانه به نظر می‌رسد، اما درست وارونه عمل می‌کند — از محتاط بیش‌ازحد می‌گیرد، بی‌پروا را پاداش می‌دهد، و بازار را به‌سویِ ریسک‌های پنهان می‌رانَد.
undefined جستارِ کامل: https://earthiannotes.com/know-wealth/notes/boardroom-price-of-risk.htmlundefined @earthiannotes
#تورم #اقتصاد_ایران #بانک #علم_ثروت

۳۲

۱۲:۲۷

thumbnail
قطب‌نمای شکسته (۳ از ۴): وقتی احتکار عاقلانه می‌شود 🧭
یک خانوادهٔ عاقل پس‌اندازی دارد و می‌خواهد امن بماند و، اگر شد، رشد کند.
در اقتصادی سالم، حرکتِ عاقلانه این است که ریسک کند و در یک کسب‌وکارِ مولد سرمایه‌گذاری کند — پاداشِ حقیقی، حدودِ +۷٪.
در اقتصادی پرتورم، همان خانواده عکسش را می‌کند: روی طلا و دلار می‌نشیند. چون پولِ نقدی که فقط نگه داشته شود، در یک سالِ تورمِ حدودِ ۴۰٪، نزدیکِ منفی ۳۰٪ آب می‌رود.
هیچ‌چیز جز پول عوض نشد — اما احتکار، عاقلانه شد. این هزینهٔ خاموشِ پولِ بیمار است: غریزهٔ محتاطانهٔ میلیون‌ها خانوادهٔ عادی را از تولید و اشتغال به‌سویِ دارایی‌های راکد می‌بَرد.
undefined جستارِ کامل: https://earthiannotes.com/know-wealth/notes/boardroom-hoarding.htmlundefined @earthiannotes
#تورم #اقتصاد_ایران #پس_انداز #علم_ثروت

۳۸

۱۲:۲۸

thumbnail
قطب‌نمای شکسته (۴ از ۴): وقتی ابتکار و تلاش اختیاری می‌شود 🧭
یک بنگاه بابتِ چه چیزی پاداش می‌گیرد؟
با پولِ سالم، پاسخ مهارت است: تخصیصِ درستِ سرمایه، کیفیت، کارایی، پیشی‌گرفتن در نوآوری. مدیریتِ خوب، برگِ برنده است.
پول که بیمار شود، این نظم وارونه می‌شود. برنده کسی است که وامِ ارزان بگیرد و دارایی‌هایی را نگه دارد که تورم گرانشان می‌کند. نبوغ و سخت‌کوشی، اختیاری می‌شود.
نشانه‌اش را در واگذاریِ سهم ببین: بنیان‌گذارِ یک شرکتِ نوپا در اقتصادی با پولِ سالم حدودِ ۱۰ تا ۲۰٪ سهم واگذار می‌کند؛ زیرِ تورمِ بالا ممکن است به ۵۰٪+ ناچار شود. سرمایه شاه می‌شود و استعداد، ارزان.
undefined جستارِ کامل: https://earthiannotes.com/know-wealth/notes/boardroom-management.htmlundefined کلِ مجموعه (۴ بخش): https://earthiannotes.com/know-wealth/fa/boardroom.htmlundefined @earthiannotes
#تورم #اقتصاد_ایران #مدیریت #علم_ثروت

۵۴

۱۲:۲۸

۶ مرداد
thumbnail
مسعود روغنی زنجانی، رئیس اسبق سازمان برنامه و بودجه، دربارهٔ رشد نقدینگی می‌گوید:«وقتی به آقای هاشمی در مورد افزایش نقدینگی توضیح می‌دادیم، موضوع را به مسخره می‌گرفت. شاید ایراد از من و آقای نیلی و طبیبیان یا نوربخش بود که نتوانستیم این مساله را به درستی منتقل کنیم؛ در نتیجه نقدینگی رشد کرد و تورم افزایش یافت.»
او نمی‌گوید پژوهشی در کار نبود. می‌گوید نتوانستیم منتقل کنیم.
جامعهٔ اقتصادی ایران کم‌کار نیست؛ آثار ۱۷۶ صاحب‌نظر را فهرست کرده‌ایم. گره جای دیگری است: تغییر سیاست اقتصادی، پیش از آنکه تصمیمی فنی باشد، تغییری اجتماعی است، و برنامه‌های اقتصادی که مردم نفهمند به سرانجام نمی‌رسد.
پس دو وظیفه. کسانی که اقتصاددان نیستند اما بر افکار عمومی اثر می‌گذارند، باید بدانند «خلق پول» یعنی چه و «مالیات تورمی» از جیب چه کسی برمی‌دارد. و اقتصاددان‌ها، آموزشِ عمومی را نیمِ دیگرِ کار بدانند.
کتاب‌خانهٔ صداها: موضع هر صاحب‌نظر دربارهٔ چهار سیاست کلیدی، با نقل‌قول و پیوندِ منبع.www.earthiannotes.com/sedaha
undefined @earthiannotes

۳۳

۷:۰۲

thumbnail
بیست صاحب‌نظر اقتصاد ایران، روی دو محور:محور افقی: ریشهٔ تورم را کجا می‌دانند؟ (چپ: پولی و مالی، راست: بیرونی، ارز و تحریم و فشار هزینه)قتصادی ایران نیست؛ نشانهٔ بحثِ زنده است. در هر رشتهٔ زنده‌ای اختلافمحور عمودی: چه درمانی می‌خواهند؟ (پایین: کشف قیمت، بالا: قیمت مصوب)
این پراکندگی، ایرادِ جامعهٔ ا‌نظر جدی وجود دارد و همین نبردِ ایده‌ها آن را جلو می‌برد.
مسئله جای دیگری است: این بحث تقریباً هیچ مخاطبی بیرون از دانشگاه و رسانهٔ تخصصی ندارد. تا وقتی غیراقتصاددان‌هایی که بر تصمیم‌ها اثر می‌گذارند با جزئیاتِ همین اختلاف‌ها درگیر نشوند، نبردِ ایده‌ها به اجماعِ سیاستی ترجمه نمی‌شود.
دایرهٔ توخالی با خط‌چین یعنی همان فرد جای دیگری موضعی دیگر گرفته است؛ مثلاً در مقالهٔ علمی یک چیز و در مقام رسمی چیزی دیگر.
جای هرکس با نقل‌قول و پیوندِ منبع مشخص شده است:www.earthiannotes.com/sedaha
undefined @earthiannotes
undefined۲

۴۴

۷:۰۳

۹ مرداد
پیام به ثروتمندان ایران
اگر خانه خراب شود، دیگر فرقی نمی‌کند چند اتاق داشته است.
یادتان باشد که باشگاه چلسی را بدون محاکمه از رومن آبراموویچ گرفتند. آن سوی آب هم هیچ تضمینی برای امنیت اموالتان وجود ندارد.
اگر می‌خواهید اتاق خودتان هم باقی بماند، برای حفظ اصل خانه قدم بردارید.
چند پیشنهاد:
۱. از بانک‌ها بخواهید وام شما از محل پس‌انداز واقعی مردم تأمین شود، نه از طریق خلق پول جدید که تورم ایجاد می‌کند. امن‌ترین روش، تأمین مالی مستقیم از پس‌اندازکنندگان از طریق صکوک یا قراردادهای مستقیم، از جمله سازوکارهای پیش‌بینی شده در ماده ۱۳۸ مکرر، است.
۲. فرار مالیاتی نکنید. کشوری که درآمد مالیاتی سالم نداشته باشد، دیر یا زود هزینه آن را همه، از جمله صاحبان سرمایه، خواهند پرداخت.
۳. دولت را به انتشار اوراق قرضه جهادی تشویق کنید. بخشی از دارایی‌های راکد خود، مانند ملک، ارز، سکه و طلا را به فروش برسانید و اوراق دولت بخرید تا سرمایه به جای سفته‌بازی، صرف حفظ و بازسازی اقتصاد کشور شود.
۴. از دولت بخواهید بر عایدی سرمایه و سود تقسیمی مالیات وضع کند. شاید در کوتاه مدت بخشی از سود شما کاهش یابد، اما در بلندمدت ثبات اقتصادی، امنیت سرمایه و ارزش دارایی‌هایتان حفظ خواهد شد.
۵. خودتان را با آرزوی رفع تحریم فریب ندهید. تورم، پیش از هر چیز، ریشه در سیاست‌های پولی و بانکی دارد. رفع تحریمی که تنها درآمدهای ارزی را افزایش دهد و بیماری هلندی را تشدید کند، درمان نیست، بلکه می‌تواند درد را بیشتر کند. رفع تحریم را همراه با راهکاری برای مدیریت عایدی نفت مطالبه کنید.
۶. خودتان الفبای اقتصاد را بیاموزید و برای آموزش عمومی اقتصاد وقت بگذارید. مردم باید بدانند بیماری هلندی چیست، خلق پول چگونه انجام می‌شود، حجم نقدینگی چه معنایی دارد، ریشه بهره چیست، اندازه اقتصاد چگونه سنجیده می‌شود و سیاست نرخ بهره واقعی منفی چه اثری بر تولید، سرمایه‌گذاری و زندگی روزمره دارد. شما، به عنوان کسی که این مفاهیم را در عمل و در اداره بنگاه اقتصادی لمس کرده‌اید، می‌توانید بسیاری از این مسائل را ملموس‌تر از آموزش‌های دانشگاهی برای مردم توضیح دهید.
۷. تغییر سیاست اقتصادی، بدون تغییر فهم عمومی ممکن نیست. از توان بازاریابی، ارتباطات و روایت‌سازی تیم‌های خود برای تبیین مفاهیم اقتصادی استفاده کنید. بسیاری از اقتصاددانان در انتقال پیام به عموم جامعه موفق نیستند. اگر خود شما حاضر نیستید پنج دقیقه به یک سخنرانی تخصصی اقتصاد گوش دهید، انتظار نداشته باشید مردم چنین کنند. اقتصاد را به زبان مردم ترجمه کنید و به این گفت‌وگوی ملی کمک کنید.
اگر خانه بماند، اتاق شما هم خواهد ماند.
undefined۳

۴۰

۷:۵۵

۱۴ مرداد
thumbnail
اگر اقتصاددان هستید، یا اقتصاددانی می‌شناسید، ممنون می‌شویم این لینک را برایش بفرستید:
https://github.com/earthiannotes/inflation-exit
ما در حد توان خودمان تلاش کرده‌ایم یک راه خروج از تورم مزمن را مدل کنیم. ادعا نمی‌کنیم درست است؛ ادعا می‌کنیم قابل بررسی است: یک گزارش سیاستی، ده فایل داده از منابع رسمی که هر کدام آزمون صحت خودش را همراه دارد، و دوازده برنامه که تک‌تک اعداد گزارش را بازتولید می‌کنند. هر جا هم که مدل ضعف دارد، خود گزارش در بخش «صداقت مدل» به آن اعتراف کرده است.
این کار حاصل چند دور نقد سخاوتمندانه اهل فن است و هنوز راه زیادی دارد. به همین دلیل متن‌باز منتشرش کرده‌ایم: نه به عنوان پاسخ نهایی، به عنوان دعوت به گفتگو. ادعای اصلی هم عامدانه ابطال‌پذیر طراحی شده؛ خود گزارش می‌گوید با چه معیاری شکستش اثبات می‌شود.
اگر فرصت و لطفش را داشتید:
undefined اقتصاددان‌ها: مدل را اجرا کنید، پارامترها را عوض کنید، و هر جا خطا دیدید بی‌تعارف بگویید. یک ایراد مستند برای ما از صد تایید ارزشمندتر است.undefined اهل داده و برنامه‌نویسی: فهرست داده‌هایی که هنوز کم داریم در فایل مشارکت آمده است.undefined بقیه دوستان: اگر صلاح دیدید، همین لینک را به یک نفر که ممکن است بتواند کمک کند برسانید.
ما شاگردان این بحثیم، نه معلمانش. اگر این تلاش کوچک بهانه‌ای شود که بحث اقتصاد ایران چند قدم از باورها به سمت اعداد برود، به هدفش رسیده است.
undefined @earthiannotes
#تورم #اقتصاد_ایران #متن_باز #علم_ثروت

۲۲

۲۰:۵۳