۱۹۱
۱۵:۲۰
۲۹
۱۹:۴۴
۲۷۰
۱۳:۵۲
۱۷
۹:۰۴
نوشته:دٌن قیوم
فاز دوم: زنده نگه داشتن گفتوگوها پس از شکست مذاکرات
۱۳ آوریل تا ۲۹ مه
ادامه دارد...
۱۶
۹:۲۴
میراث شرقی/پاکستان🇵🇰
*هر تماس، هر پرواز، هر نامه؛ میانجیگری پاکستان در واقع چگونه بود؟ نوشته:دٌن قیوم
عصر روز یکشنبه، زمانی که موشکهای ایرانی برای نخستین بار از زمان آتشبس شکننده ماه آوریل وارد حریم هوایی اسرائیل شدند، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تلفن را برداشت و با فیلد مارشال عاصم منیر تماس گرفت. جنگ وارد صدمین روز خود شده بود. اسرائیل تا صبح روز بعد سه شهر ایران را هدف قرار میداد و درخواست مستقیم دونالد ترامپ برای خویشتنداری را نادیده میگرفت. تنگه هرمز عملاً بسته مانده بود. پیشنویس یادداشت تفاهمی ۱۴ بندی بدون امضا روی میز هر دو طرف قرار داشت. تنها کانالی که همچنان باز مانده بود، از اسلامآباد عبور میکرد؛ همانطور که طی صد روز گذشته نیز چنین بود.
فاز اول: رساندن دو طرف به پای میز مذاکره ۲۸ فوریه تا ۱۲ آوریل**
روابطی که امکان چنین نقشی را برای پاکستان فراهم کرد، پس از آغاز جنگ شکل نگرفته بودند. در ژوئن ۲۰۲۵، عاصم منیر به کاخ سفید رفت و در دیداری خصوصی با دونالد ترامپ ناهار خورد؛ نخستین بار که یک رئیسجمهور آمریکا بدون حضور رهبران غیرنظامی پاکستان، از رئیس ارتش این کشور میزبانی میکرد. ترامپ او را «فیلد مارشال محبوب من» نامید.
در سپتامبر ۲۰۲۵، منیر همراه با نخستوزیر شهباز شریف دوباره به واشنگتن رفت. پاکستان به «هیئت صلح ترامپ» پیوست. همچنین در ۱۷ سپتامبر توافق امنیتی و دفاع متقابل با عربستان سعودی امضا شد که بر اساس آن حدود ۱۳ هزار نیروی پاکستانی و جنگندههای این کشور در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز مستقر شدند.
پاکستان در آغاز این بحران از امتیازی برخوردار بود که هیچ کشور دیگری نداشت: اعتبار همزمان در واشنگتن، ریاض، تهران، پکن، دوحه، آنکارا، قاهره و مسکو. این کشور مرزی ۹۰۰ کیلومتری با ایران دارد و میزبان دومین جمعیت بزرگ شیعیان جهان پس از ایران است. همچنین دارای پیمان دفاعی با عربستان است؛ همان کشوری که ایران بیش از همه نگران استفاده از ظرفیتهای آن علیه خود بود.
اما یک نکته مهم در گزارشهای دیپلماتیک کمتر دیده شد. دو روز پیش از آغاز جنگ ایران، پاکستان عملیات «غضب للحق» را علیه مواضع طالبان در آن سوی مرز افغانستان آغاز کرده بود. اسلامآباد همزمان با ایفای نقش میانجی، خود درگیر جنگی فعال در مرزهای غربیاش بود.
پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، پاکستان ترور رهبر جمهوری اسلامی را نقض حقوق بینالملل دانست، اما روابط خود با واشنگتن را نیز حفظ کرد. ظرف ۷۲ ساعت، اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، اعلام کرد کشورش آماده تسهیل گفتوگو میان تهران و واشنگتن است.
در همان هفته و در نشست سازمان همکاری اسلامی در ریاض، دار به طرف ایرانی اطمینان داد که خاک عربستان برای حمله به ایران مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. در نتیجه، ایران در آن هفتههای حساس نه عربستان را هدف قرار داد و نه عمان را.
در همین حال، بنیامین نتانیاهو در اواسط مارس اعلام کرد که جنگ هنوز به اهداف خود نرسیده و «بخش زمینی» آن در پیش است. از همان ابتدا، پاکستان تلاش میکرد آتشبسی را شکل دهد که یکی از طرفهای اصلی آن علاقهای به پایان جنگ نداشت.
ضربالاجلهای ترامپ در ماه مارس یکی پس از دیگری تمدید شدند. در ۵ آوریل، تنها ۴۸ ساعت مانده به آخرین مهلت، عاصم منیر تماسهای مستقیمی با رهبران ایران و آمریکا برقرار کرد. پاکستان چارچوبی برای آتشبس پیشنهاد داد، اما ایران آن را رد و طرح ۱۰ بندی خود را ارائه کرد. مذاکرات شبانه ادامه یافت.
در ۸ آوریل، شهباز شریف در شبکه ایکس نوشت: «خوشحالم اعلام کنم که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به همراه متحدانشان با آتشبس فوری در همه جبههها موافقت کردهاند.»
هم ترامپ و هم رئیسجمهور پزشکیان در بیانیههای خود از شریف و منیر نام بردند. یکی از پژوهشگران مؤسسه مطالعات سیاستی اسلامآباد این اتفاق را «همگرایی بسیار نادر» توصیف کرد، زیرا هیچ کشور دیگری از چنین سطحی از اعتماد نزد هر دو طرف برخوردار نبود.
همان شب، نتانیاهو در سخنرانی تلویزیونی خود گفت: «در هر زمان که لازم باشد آماده بازگشت به جنگ هستیم. انگشت ما همچنان روی ماشه است.»
سه روز بعد، در ۱۱ آوریل، هیئتهای آمریکایی و ایرانی وارد هتل سرنا در اسلامآباد شدند تا نخستین گفتوگوی مستقیم میان دو کشور طی بیش از چهار دهه را آغاز کنند. جیدی ونس رهبری هیئت آمریکا را بر عهده داشت و قالیباف و عراقچی نمایندگان ایران بودند.
مذاکرات ۲۱ ساعت ادامه یافت و شامل سه دور گفتوگو بود؛ نخست غیرمستقیم و دو دور بعدی رو در رو. اما در ۱۲ آوریل بدون توافق پایان یافت. موضوعات اصلی اختلاف، تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران بودند. فاز دوم: زنده نگه داشتن گفتوگوها پس از شکست مذاکرات ۱۳ آوریل تا ۲۹ مه ادامه دارد...
@EASTERN_HERITAGE/
در ادامه...
ظرف ۴۸ ساعت پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، شریف و منیر مأموریتهای موازی را آغاز کردند. شریف به جده، دوحه و سپس آنتالیا سفر کرد تا حمایت منطقهای لازم برای دور دوم مذاکرات را جلب کند.
همزمان، منیر در ۱۶ آوریل به تهران رفت و با رئیسجمهور پزشکیان، عراقچی، قالیباف و همچنین فرماندهان سپاه پاسداران دیدار کرد. یکی از دلایل شکست مذاکرات این بود که تیم مذاکرهکننده غیرنظامی ایران اختیار کافی بر سپاه نداشت. منیر مستقیماً با فرماندهان سپاه وارد گفتوگو شد.
در ۲۵ آوریل، عراقچی به اسلامآباد سفر کرد. او با منیر، شریف و دار دیدار کرد و سپس از طریق عمان راهی مسکو شد. وزیر خارجه ایران عملاً اسلامآباد را به نقطه اتصال سفرهای دیپلماتیک خود تبدیل کرده بود.
در طول ماه مه، چارچوبی برای توافق شکل گرفت: تمدید ۶۰ روزه آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز، امکان فروش آزاد نفت ایران و آغاز مذاکرات هستهای.
اما نتانیاهو همچنان از احتمال تغییر حکومت در ایران سخن میگفت و عملیات اسرائیل در جنوب لبنان نیز متوقف نشده بود. ایران نیز اعلام کرده بود که ادامه درگیری اسرائیل و حزبالله، هرگونه مذاکره با آمریکا را غیرمنطقی میکند.
در ۲۱ مه، منیر بار دیگر به تهران رفت. وبسایت آکسیوس او را «میانجی اصلی میان آمریکا و ایران» توصیف کرد. دو روز بعد، ترامپ اعلام کرد که توافق «تا حد زیادی مذاکره شده است».
اما سپس آمریکا از پاکستان خواست در چارچوب توافق نهایی به پیمان ابراهیم بپیوندد. اسحاق دار این درخواست را علناً رد کرد.
سناتور لیندزی گراهام در واکنش نوشت که پاکستان به عنوان میانجی «بسیار مشکلساز» است و باید یا خواسته ترامپ را بپذیرد یا از روند کنار برود.
از نگاه تهران، ارزش پاکستان به این بود که اسلامآباد خود ذینفع توافق نباشد. پیوستن به پیمان ابراهیم همان هفته کانال ارتباطی با ایران را از بین میبرد.
فاز سوم: حفظ کانال ارتباطی زیر آتش
۱ تا ۸ ژوئن
در نخستین هفته ژوئن، آتشبس رو به فروپاشی رفت. حملات پهپادی و موشکی متقابل ادامه یافت. هر طرف دیگری را به نقض آتشبس متهم میکرد.
در لبنان نیز بحران تشدید شد. حزبالله توافق پیشنهادی آمریکا را «تحقیرآمیز» خواند. عراقچی اعلام کرد هر توافقی با آمریکا باید شامل آتشبس در تمام جبههها، از جمله لبنان، باشد.
در ۶ ژوئن، محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، برای سومین بار طی سه هفته به تهران رفت و نامهای شخصی از طرف عاصم منیر و شهباز شریف برای رهبر ایران حمل کرد.
همان روز، فرمانده ارتش لبنان نیز به دعوت شخصی منیر وارد اسلامآباد شد. منابع مختلف این سفر را مستقیماً مرتبط با روند میانجیگری ایران دانستند.
مخالفتها با نقش پاکستان از جهات مختلف ادامه داشت. اسرائیل اظهارات وزیر دفاع پاکستان را «ضدیهودی» و «غیرقابل قبول» خواند. رسانههای هندی نیز تلاشهای اسلامآباد را نمایشی توصیف کردند.
در ۷ ژوئن، ایران موشکهایی به سمت اسرائیل شلیک کرد. هنگام عبور موشکها از مرز، عراقچی با عاصم منیر تماس گرفت. روز بعد اسرائیل سه شهر ایران را هدف قرار داد؛ اقدامی که برخلاف درخواست صریح ترامپ برای خویشتنداری بود.
صد روز
هنوز توافقی امضا نشده است. تنگه هرمز عمدتاً بسته باقی مانده است. مسئله ذخایر اورانیوم غنیشده حل نشده و لبنان همچنان در آتش میسوزد.
اما آتشبسی که بسیاری از تحلیلگران تصور میکردند خیلی زود فروبپاشد، حدود ۹۰ روز بیشتر دوام آورده است.
نخستین تماس مستقیم آمریکا و ایران از سال ۱۹۷۹ در اسلامآباد انجام شد. چارچوبی ۱۴ بندی که هر دو طرف روی آن مذاکره کردهاند، فقط به این دلیل وجود دارد که پاکستان پس از فروپاشی مذاکرات، میز گفتوگو را همچنان برپا نگه داشت.
اگر روزی توافقی حاصل شود، احتمالاً نام واشنگتن بر آن خواهد بود؛ اما به نوشته نویسنده، «نشانیِ کار، اسلامآباد است.»
نگاه و تحلیل واقع گرایانه از دن قیوم کارشناس ارشد حوزه اقتصاد و امنیت در شبه قاره با موضوع روند مذاکرات اسلام آباد از شروع جنگ رمضان تا کنون
@EASTERN_HERITAGE/
فاز سوم: حفظ کانال ارتباطی زیر آتش
۱ تا ۸ ژوئن
صد روز
۳۰
۹:۲۷
۳۴
۱۳:۴۰
۳۴
۱۳:۴۰
۱۱
۱۱:۴۰
تولید داخلی تقویت شودصادرات غیرکارگری افزایش یابدسرمایهگذاری داخلی رشد کند
۸
۱۳:۳۳