۷۹۱
۶:۲۸
آقا دستمونو محکم گرفته... کسی که دستش تو دست شهدا باشه خیالش راحته .#رهبر_شهید
-در حاشیه دیدار با خانواده شهدا
کانال شهید ابراهیم هادی
-در حاشیه دیدار با خانواده شهدا
۷۴۰
۱۴:۰۶
شهید ابراهیم هادی
آقا دستمونو محکم گرفته... کسی که دستش تو دست شهدا باشه خیالش راحته . #رهبر_شهید -در حاشیه دیدار با خانواده شهدا
کانال شهید ابراهیم هادی
دوستان عزیزم #پیشنهاد مجله
بزنید.
۷۱۹
۱۴:۰۸
احمد رفت، حسین هم رفت، باطری بیسیم دارد تمام میشود بعثی ها عنقریب میآیند تا ما را خلاص کنند، من هم خداحافظی میکنم از قول ما به امام بگوییدهمانطور که فرمودید حسين وار مقاومت کردیم، ﻣﺎﻧﺪﻳﻢ و ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ایستادیم....
۱.۴K
۲:۴۹
سقوط پل،کار را برای عبور سختتر کرد. مانده بودیم که چه کنیم. ابراهیم هادی که پل را تا اینجا به کمک بقیهی نفرات آورده بود جلو آمد. او دید بچهها ممکن است قتل عام شوند، برای همین سریع خودش را به سمت لبهی جلویی پل رساند. گوشهای ایستاد و به بچهها گفت بیاید. وقتی آنها به انتهای پل میرسیدند، ابراهیم با گرفتن فانسقه نیروها، به سرعت آنها را به سمت بالا هل میداد و از روی پل که سقوط کرده بود عبور میداد. "یکی از جاهایی که بدن ورزیدهی ابراهیم کارساز شد همینجا بود..."
کتاب راز کانال کمیل[ص۵۸]
کانال شهید ابراهیم هادی
۶۷۳
۲:۴۵
بعدِ شهادت اومد توۍ خوابم گفت؛اگہ مےخوایید بچه هاتون مثل من بشنبهشون تاکید کنــیدنماز اول وقت و زیارت عاشوراهر شب شون ترڪ نشہ . .
شهیـد عباس دانشگر
کانال شهید ابراهیم هادی
شهیـد عباس دانشگر
۱.۲K
۲:۴۸

پاکت هدیه
ولادت حضرت زینب س و روز پرستار مبارک


سلاممن دانش آموز کلاس هشتم هستم. مایلم مطلبی از شهید هادی براتون بگم.دایی من خیلی اعتقاداتش ضعیف شده بود، تا اینکه یک دفعه تغییر کرد و دوباره سراغ نماز و... رفت.
چند روز پیش توی شهریور با مادرم و دایی رفته بودیم بانک و خیلی عجله داشتیم. اما بانک شلوغ بود.مادرم گفت فایده نداره، بانک شلوغه و به کارمون نمی رسیم.دایی گفت چند تا صلوات به نیت شهید ابراهیم هادی بفرستید مطمئن باش کارمون زود راه می افته.ما شروع کردیم به صلوات. مادرم رفت از دستگاه شماره بگیره که یک پیرزن شماره اش رو به مادرم داد و گفت من کاری برام پیش اومده و باید برم.همان لحظه شماره را خواندند و کار ما ردیف شد.
دایی تو مسیر برگشت گفت من کتاب سلام بر ابراهیم رو خواندم و زندگی ام تغییر کرد. هرجایی کارم گیر کنه نذر صلوات برا این شهید بر می دارم و کارم حل میشه. شما هم امتحان کنید.
#ارسالیمخاطبین
کانال شهید ابراهیم هادی
چند روز پیش توی شهریور با مادرم و دایی رفته بودیم بانک و خیلی عجله داشتیم. اما بانک شلوغ بود.مادرم گفت فایده نداره، بانک شلوغه و به کارمون نمی رسیم.دایی گفت چند تا صلوات به نیت شهید ابراهیم هادی بفرستید مطمئن باش کارمون زود راه می افته.ما شروع کردیم به صلوات. مادرم رفت از دستگاه شماره بگیره که یک پیرزن شماره اش رو به مادرم داد و گفت من کاری برام پیش اومده و باید برم.همان لحظه شماره را خواندند و کار ما ردیف شد.
دایی تو مسیر برگشت گفت من کتاب سلام بر ابراهیم رو خواندم و زندگی ام تغییر کرد. هرجایی کارم گیر کنه نذر صلوات برا این شهید بر می دارم و کارم حل میشه. شما هم امتحان کنید.
#ارسالیمخاطبین
۴۱۲
۲:۳۹
ما دور هم جمع شدیم تا با محوریت کتاب «سلام بر ابراهیم»، هم فرهنگ رفاقت با شهدا رو تکثیر کنیم و هم با عواید این حرکت، ۱۱۰زندانی غیرعمد (پدران آبرومند) رو به آغوش خانوادهشون برگردونیم. (درصورتی که حجم قابل توجهی کتاب تهیه شود)*
۲۲۳
۹:۲۷