امروز حراج شمش طلا در مرکز مبادله ارز و طلای ایران برگزار میشود.
این حراج ها بیشتر نقش تنظیم کننده بازار هستند.
مرکز مبادله ارز و طلای ایران:
مرحله ۱۴۵ حراج شمش طلا امروز یکشنبه ۲۰ اردیبهشت برگزار میشود.
در این مرحله چهار گروه شامل فروشندگان عمده، تولیدکنندگان مصنوعات، خردهفروشان طلای آبشده و سکوهای معاملات آنلاین مجاز به خرید هستند.
این حراج ها بیشتر نقش تنظیم کننده بازار هستند.
مرکز مبادله ارز و طلای ایران:
۱.۴K
۴:۵۲
تورم آمریکا نسبت به سال قبل به ۳.۸ درصد افزایش پیدا کرده که بیشتراز ۳.۶ درصد پیشبینیها بوده و بیشترین میزان از می ۲۰۲۳ است.تورم آمریکا نسبت به ماه قبل هم ۰.۶ درصد بیشتر شده که بیشتر از ۰.۵ درصد ماه قبل بوده است.
پ.ن: این آمار نشون میده که تاثیرات جنگ داره کم کم خودش رو نشون میده ولی از این نکته نباید ساده گذشت که وضعیت اشتغال امریکا در یکی از بهترین حالتهای ممکن هست
@ecoamirali
پ.ن: این آمار نشون میده که تاثیرات جنگ داره کم کم خودش رو نشون میده ولی از این نکته نباید ساده گذشت که وضعیت اشتغال امریکا در یکی از بهترین حالتهای ممکن هست
@ecoamirali
۱.۲K
۱۳:۴۵
نسبت طلا به نقره به ۵۴ کاهش یافته که دومین سطح پایین از فوریه ۲۰۲۳ تاکنون است.
این نسبت طی ۶ روز معاملاتی گذشته ۹ واحد کاهش یافته و نقره در ۶ جلسه معاملاتی متوالی عملکرد بهتری نسبت به طلا داشته است؛ طولانیترین روند از دسامبر ۲۰۲۵.
در این مدت، قیمت نقره ۲۰٪ رشد کرده و به ۸۷ دلار در هر اونس رسیده که بالاترین سطح از ۱۱ مارس است؛ در حالی که قیمت طلا تنها ۳٪ افزایش یافته و به ۴٬۶۹۰ دلار در هر اونس رسیده است.
این نسبت اکنون از اوج ۱۰۵ واحدی آوریل ۲۰۲۵، ۵۱ واحد یا ۴۹٪ کاهش یافته است.
برای مقایسه، این نسبت در ژانویه ۲۰۲۶ برای مدت کوتاهی به ۴۳ واحد رسید؛ پایینترین سطح در ۱۵ سال گذشته، زمانی که قیمت نقره برای نخستین بار در تاریخ از ۱۲۰ دلار در هر اونس عبور کرد.
@ecoamirali
۹۲۵
۱۹:۵۹
مقاله بلومبرگ با عنوان «عصر بعدی ثبات ژئوپلیتیک با نیروی برق تامین خواهد شد» ، به تحلیل تحول بنیادین در ساختار قدرت جهانی میپردازد. خلاصه نکات کلیدی این مقاله به شرح زیر است:۱. گذار از «ژئوپلیتیک بشکه» به «ژئوپلیتیک وات»این مقاله استدلال میکند که جهان در حال عبور از دورانی است که در آن امنیت ملی و ثبات بینالمللی بر پایه دسترسی به نفت و گاز (سوختهای فسیلی) تعریف میشد. در عصر جدید، برق به ارز اصلی قدرت تبدیل شده است. برخلاف نفت که وابسته به منابع جغرافیایی خاص است، قدرت برقی بر پایه تکنولوژی، ظرفیت شبکه و توانایی مدیریت تقاضاهای عظیم استوار است.۲. هوش مصنوعی؛ کاتالیزور جدید تقاضایکی از محورهای اصلی مقاله، نقش انفجاری هوش مصنوعی (AI) در تغییر موازنه انرژی است. بلومبرگ اشاره میکند که مراکز داده (Data Centers) برای آموزش و اجرای مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به مقادیر بیسابقهای از برق نیاز دارند. کشورهایی که بتوانند برق پایدار، ارزان و سبز تولید کنند، به قطبهای جدید نوآوری و قدرت اقتصادی تبدیل خواهند شد.۳. امنیت ملی و حاکمیت انرژیمقاله بر مفهوم «حاکمیت برقی» تاکید دارد. در این دوران:انرژی هستهای: دوباره به عنوان یک ستون استراتژیک مطرح شده است؛ بهویژه راکتورهای کوچک مدولار (SMRs) که میتوانند توان پایداری برای صنایع سنگین و دیتاسنترها فراهم کنند.شبکههای هوشمند: امنیت فیزیکی و سایبری شبکههای برق به اندازه امنیت مرزها اهمیت یافته است.زنجیره تامین مواد معدنی: کنترل بر مس، لیتیوم و سایر فلزات استراتژیک که برای برقرسانی (Electrification) ضروری هستند، جایگزین کنترل بر میادین نفتی شده است.۴. تغییر در ائتلافهای جهانیبلومبرگ پیشبینی میکند که رقابت میان قدرتهای بزرگ (بهویژه آمریکا و چین) اکنون در جبهه «برتری الکتریکی» جریان دارد. کشورهایی که در تولید انرژیهای تجدیدپذیر و تکنولوژیهای ذخیرهسازی پیشرو هستند، متحدان جدیدی پیدا خواهند کرد و وابستگی به صادرکنندگان سنتی سوختهای فسیلی کاهش خواهد یافت.نتیجهگیری مقالهثبات ژئوپلیتیک در دهههای آینده دیگر نه با تانکرهای نفت در تنگهها، بلکه با تابآوری شبکههای برق و پیشتازی در فنآوریهای پاک سنجیده میشود. کشوری که شبکه برق قدرتمندتر و پایدارتری داشته باشد، در رقابت اقتصادی و نظامی قرن بیست و یکم دست بالا را خواهد داشت.
https://www.bloomberg.com/news/articles/2026-05-14/the-next-era-of-geopolitical-stability-will-be-powered-by-electricity?srnd=phx-green
@ecoamirali
https://www.bloomberg.com/news/articles/2026-05-14/the-next-era-of-geopolitical-stability-will-be-powered-by-electricity?srnd=phx-green
@ecoamirali
۸۴۸
۷:۲۳
بازدهی ماهانه صندق های طلا با بیش از 5 همت AUM عیار 17.83 زر 17.33 نفیس 17.11 زرفام 16.99 زروان 16.24 گنج 15.63 مثقال 15.62 ناب 15.38 آتش 15.29 درخشان 15.28 همیان 15.23 کهربا 15.23 طلا 15.09 جواهر 15.08 تابش 14.99 ریتون 14.88 گوهر 14.87 رز ترنج 14.58 زمرد 13.84 آلتون 13.26
@ecoamirali
@ecoamirali
۱.۲K
۸:۵۲
۵۶۰
۱۹:۱۰
تحلیل اقتصادی با امیرعلی زعیمی|ecoamirali
تصویر
سرمایهداریِ سوختیار؛ آیا تثبیت قیمت بنزین به سود پرمصرفها و به زیان عدالت انرژی است؟
امیرعلی زعیمی
انرژی در اقتصاد مدرن فقط یک کالا نیست؛ نوعی «زیرساخت خاموش» است که تقریباً در تمام لایههای زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی حضور دارد. از نان روی سفره خانوار تا هزینه جابهجایی کالا، از رقابتپذیری صنایع تا بودجه عمومی دولت، همه بهنوعی بر قیمت و کیفیت دسترسی به انرژی سوارند.
در سبد مصرف خانوار، انرژی فقط آن عددی نیست که بابت بنزین، برق یا گاز پرداخت میشود؛ بلکه در قیمت حملونقل، مواد غذایی، مسکن، خدمات و تقریباً تمام هزینههای زیست روزمره رسوب کرده است. در سطح کلان نیز انرژی شریان پنهان تولید است؛ نهادهای که قیمت آن میتواند ساختار تولید، مزیت رقابتی، الگوی مصرف و حتی نظم توزیع ثروت را بازآرایی کند.
به همین دلیل، مسئله قیمت حاملهای انرژی در اغلب کشورها صرفاً یک تصمیم اقتصادی نبوده، بلکه بخشی از «معماری حکمرانی» تلقی شده است. تجربه جهانی نیز نشان میدهد دولتها هرچند در دورههایی برای کنترل فشار اجتماعی یا حمایت از رفاه عمومی به سراغ یارانههای گسترده انرژی رفتهاند، اما در بلندمدت ناگزیر شدهاند میان عدالت، پایداری مالی، بهرهوری و الگوی مصرف تعادل تازهای برقرار کنند.
از دهه ۱۹۷۰ و پس از شوکهای نفتی، بسیاری از کشورها به این جمعبندی رسیدند که تثبیت مصنوعی قیمت انرژی، هرچند در کوتاهمدت آرامش سیاسی ایجاد میکند، در بلندمدت مصرف را بیقاعده، سرمایهگذاری را ناکارآمد و بودجه عمومی را فرسوده میسازد. از آمریکای لاتین تا جنوب شرق آسیا، از اقتصادهای تورمی تا اقتصادهای صنعتی، اصلاح تدریجی قیمت انرژی با شدت و شکلهای متفاوت بخشی از دستور کار حکمرانی اقتصادی شد.
اما در ایران، بحث قیمت بنزین هنوز عمدتاً در سطح یک دوگانه ساده باقی مانده است: افزایش قیمت مساوی تورم و فشار معیشتی، تثبیت قیمت مساوی حمایت از مردم. این تصویر، گرچه بخشی از واقعیت را بازتاب میدهد، اما همه واقعیت نیست. پرسش مهمتر آن است که واقعاً چه کسانی از انرژی ارزان سود میبرند و هزینه تثبیت قیمت را چه کسانی میپردازند؟
عدالت انرژی یا نابرابریِ مصرفمحور؟
در ظاهر، بنزین ارزان نوعی سیاست حمایتی به نظر میرسد؛ گویی دولت برای همه شهروندان امکان دسترسی ارزان به انرژی فراهم کرده است. اما زیر پوست این سیاست، نوعی نابرابری پنهان جریان دارد که میتوان آن را «نابرابری مصرفمحور» نامید. در نظام یارانهای انرژی، هرکس بیشتر مصرف کند، سهم بیشتری از منابع عمومی دریافت میکند.
خانواری که چند خودرو دارد، خانه بزرگتر مصرف میکند، بیشتر سفر میرود یا فعالیت اقتصادی انرژیبر دارد، عملاً یارانه بیشتری جذب میکند. در مقابل، دهکهای پایین که مصرف محدودتری دارند، سهم بسیار کمتری از این حمایت عمومی میبرند.
به بیان دیگر، در نظام قیمتگذاری تثبیتشده، یارانه نه بر مبنای نیاز، بلکه بر مبنای مصرف توزیع میشود؛ و چون مصرف تابعی از درآمد است، نتیجه آن بازتولید شکلی از نابرابری اقتصادی است. اینجا عدالت انرژی بهتدریج جای خود را به چیزی میدهد که میتوان آن را «یارانهخواری مصرفی» نامید.
سرمایهداریِ سوختیار؛ وقتی انرژی ارزان به رانت تولید تبدیل میشود
اما مسئله فقط به مصرف خانوار محدود نیست. انرژی ارزان در اقتصاد ایران، بهویژه برای بخشهایی از تولید، به نوعی رانت ساختاری بدل شده است؛ رانتی که در سکوت، نوعی «سرمایهداریِ سوختیار» را بازتولید میکند.
در سادهترین بیان، هر بنگاه یا صنعتی که انرژی بیشتری مصرف میکند، سهم بیشتری از یارانه عمومی میبرد. وقتی برق، گاز یا بنزین پایینتر از هزینه واقعی عرضه میشود، بخشی از هزینه تمامشده تولید بهطور مصنوعی کاهش مییابد. در ظاهر، این موضوع به افزایش رقابتپذیری کمک میکند؛ اما در واقعیت، نوعی مزیت رانتی ایجاد میشود که لزوماً حاصل بهرهوری، نوآوری یا فناوری نیست.
تولیدکنندهای که محصول خود را با انرژی یارانهای تولید و سپس صادر میکند، در عمل فقط کالا صادر نمیکند؛ بخشی از انرژی یارانهای کشور را نیز صادر میکند. میتوان گفت بخشی از صادرات ایران در واقع انتقال غیرمستقیم یارانه انرژی به بازار جهانی است.
این وضعیت دو پیامد مهم دارد: نخست، انگیزه برای افزایش بهرهوری انرژی را کاهش میدهد؛ زیرا هزینه اتلاف پایین است. دوم، مصرف بیشتر را تشویق میکند؛ چون هرچه مصرف بالاتر باشد، سهم بیشتری از رانت انرژی جذب میشود. در چنین سیستمی، مصرف بالا نه یک هزینه، بلکه گاه مزیت اقتصادی است.ادامه در لینکزیر:https://irna.ir/xjXshb
امیرعلی زعیمی
انرژی در اقتصاد مدرن فقط یک کالا نیست؛ نوعی «زیرساخت خاموش» است که تقریباً در تمام لایههای زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی حضور دارد. از نان روی سفره خانوار تا هزینه جابهجایی کالا، از رقابتپذیری صنایع تا بودجه عمومی دولت، همه بهنوعی بر قیمت و کیفیت دسترسی به انرژی سوارند.
در سبد مصرف خانوار، انرژی فقط آن عددی نیست که بابت بنزین، برق یا گاز پرداخت میشود؛ بلکه در قیمت حملونقل، مواد غذایی، مسکن، خدمات و تقریباً تمام هزینههای زیست روزمره رسوب کرده است. در سطح کلان نیز انرژی شریان پنهان تولید است؛ نهادهای که قیمت آن میتواند ساختار تولید، مزیت رقابتی، الگوی مصرف و حتی نظم توزیع ثروت را بازآرایی کند.
به همین دلیل، مسئله قیمت حاملهای انرژی در اغلب کشورها صرفاً یک تصمیم اقتصادی نبوده، بلکه بخشی از «معماری حکمرانی» تلقی شده است. تجربه جهانی نیز نشان میدهد دولتها هرچند در دورههایی برای کنترل فشار اجتماعی یا حمایت از رفاه عمومی به سراغ یارانههای گسترده انرژی رفتهاند، اما در بلندمدت ناگزیر شدهاند میان عدالت، پایداری مالی، بهرهوری و الگوی مصرف تعادل تازهای برقرار کنند.
از دهه ۱۹۷۰ و پس از شوکهای نفتی، بسیاری از کشورها به این جمعبندی رسیدند که تثبیت مصنوعی قیمت انرژی، هرچند در کوتاهمدت آرامش سیاسی ایجاد میکند، در بلندمدت مصرف را بیقاعده، سرمایهگذاری را ناکارآمد و بودجه عمومی را فرسوده میسازد. از آمریکای لاتین تا جنوب شرق آسیا، از اقتصادهای تورمی تا اقتصادهای صنعتی، اصلاح تدریجی قیمت انرژی با شدت و شکلهای متفاوت بخشی از دستور کار حکمرانی اقتصادی شد.
اما در ایران، بحث قیمت بنزین هنوز عمدتاً در سطح یک دوگانه ساده باقی مانده است: افزایش قیمت مساوی تورم و فشار معیشتی، تثبیت قیمت مساوی حمایت از مردم. این تصویر، گرچه بخشی از واقعیت را بازتاب میدهد، اما همه واقعیت نیست. پرسش مهمتر آن است که واقعاً چه کسانی از انرژی ارزان سود میبرند و هزینه تثبیت قیمت را چه کسانی میپردازند؟
عدالت انرژی یا نابرابریِ مصرفمحور؟
در ظاهر، بنزین ارزان نوعی سیاست حمایتی به نظر میرسد؛ گویی دولت برای همه شهروندان امکان دسترسی ارزان به انرژی فراهم کرده است. اما زیر پوست این سیاست، نوعی نابرابری پنهان جریان دارد که میتوان آن را «نابرابری مصرفمحور» نامید. در نظام یارانهای انرژی، هرکس بیشتر مصرف کند، سهم بیشتری از منابع عمومی دریافت میکند.
خانواری که چند خودرو دارد، خانه بزرگتر مصرف میکند، بیشتر سفر میرود یا فعالیت اقتصادی انرژیبر دارد، عملاً یارانه بیشتری جذب میکند. در مقابل، دهکهای پایین که مصرف محدودتری دارند، سهم بسیار کمتری از این حمایت عمومی میبرند.
به بیان دیگر، در نظام قیمتگذاری تثبیتشده، یارانه نه بر مبنای نیاز، بلکه بر مبنای مصرف توزیع میشود؛ و چون مصرف تابعی از درآمد است، نتیجه آن بازتولید شکلی از نابرابری اقتصادی است. اینجا عدالت انرژی بهتدریج جای خود را به چیزی میدهد که میتوان آن را «یارانهخواری مصرفی» نامید.
سرمایهداریِ سوختیار؛ وقتی انرژی ارزان به رانت تولید تبدیل میشود
اما مسئله فقط به مصرف خانوار محدود نیست. انرژی ارزان در اقتصاد ایران، بهویژه برای بخشهایی از تولید، به نوعی رانت ساختاری بدل شده است؛ رانتی که در سکوت، نوعی «سرمایهداریِ سوختیار» را بازتولید میکند.
در سادهترین بیان، هر بنگاه یا صنعتی که انرژی بیشتری مصرف میکند، سهم بیشتری از یارانه عمومی میبرد. وقتی برق، گاز یا بنزین پایینتر از هزینه واقعی عرضه میشود، بخشی از هزینه تمامشده تولید بهطور مصنوعی کاهش مییابد. در ظاهر، این موضوع به افزایش رقابتپذیری کمک میکند؛ اما در واقعیت، نوعی مزیت رانتی ایجاد میشود که لزوماً حاصل بهرهوری، نوآوری یا فناوری نیست.
تولیدکنندهای که محصول خود را با انرژی یارانهای تولید و سپس صادر میکند، در عمل فقط کالا صادر نمیکند؛ بخشی از انرژی یارانهای کشور را نیز صادر میکند. میتوان گفت بخشی از صادرات ایران در واقع انتقال غیرمستقیم یارانه انرژی به بازار جهانی است.
این وضعیت دو پیامد مهم دارد: نخست، انگیزه برای افزایش بهرهوری انرژی را کاهش میدهد؛ زیرا هزینه اتلاف پایین است. دوم، مصرف بیشتر را تشویق میکند؛ چون هرچه مصرف بالاتر باشد، سهم بیشتری از رانت انرژی جذب میشود. در چنین سیستمی، مصرف بالا نه یک هزینه، بلکه گاه مزیت اقتصادی است.ادامه در لینکزیر:https://irna.ir/xjXshb
۸۰۷
۱۹:۱۱
سازمانهای بزرگ را مدیرعاملهای بزرگ نمیسازند؛ تیمهای بزرگی میسازند که هر کدام مالک یک حوزهاند.
رهبر خوب، مقصد و چرایی را مشخص میکند و کنار میرود. مدیران C-Level باید آنقدر توانمند باشند که بهترین، سریعترین و کمهزینهترین مسیر رسیدن به هدف را خودشان پیدا کنند.
اگر همه پاسخها باید از مدیرعامل بیاید، سازمان هنوز تیم نساخته؛ فقط نیرو استخدام کرده است.
رهبر خوب، مقصد و چرایی را مشخص میکند و کنار میرود. مدیران C-Level باید آنقدر توانمند باشند که بهترین، سریعترین و کمهزینهترین مسیر رسیدن به هدف را خودشان پیدا کنند.
اگر همه پاسخها باید از مدیرعامل بیاید، سازمان هنوز تیم نساخته؛ فقط نیرو استخدام کرده است.
۵۸۷
۱۶:۵۶
۳۰۴
۷:۲۴
۲۵۱
۲۳:۳۵