۱۰۱
۵:۰۹
۱۲۲
۱۸:۴۹
۶۸
۷:۱۲
سالها پیش، بنیانگذاران شرکت کاله با چالشهای بزرگی روبهرو بودند؛ بازار رقابتی، مشکلات اقتصادی، تغییر سلیقه مشتریان و موانعی که هر کسبوکاری ممکن است تجربه کند.
اما یک تفاوت مهم وجود داشت...
آنها به جای تصمیمهای عجولانه، روی ساختن یک برند ماندگار تمرکز کردند.
هر روز کمی بهتر شدند؛کیفیت محصولات را ارتقا دادند،بازار را شناختند،به مشتریان گوش دادندو آرامآرام اعتماد مردم را به دست آوردند.
موفقیت یکشبه اتفاق نمیافتد. هر قدم کوچک، پایهای برای یک دستاورد بزرگتر است.
شرایط بازار همیشه تغییر میکند؛ کسبوکارهای موفق، خودشان را با تغییرات هماهنگ میکنند.
احساسات مهماند، اما تصمیمهای هوشمندانه بر پایه اطلاعات و شناخت بازار گرفته میشوند.
تبلیغات میتواند مشتری را جذب کند، اما این اعتماد است که او را دوباره برمیگرداند.
امروز کاله یکی از شناختهشدهترین برندهای ایرانی است و محصولاتش علاوه بر بازار ایران، به کشورهای مختلف نیز صادر میشود.
اگر این روزها احساس میکنید بازار آرام نیست یا رشدتان کند شده، ناامید نشوید.
درختی که امروز سایه دارد، سالها پیش نهالی کوچک بوده است.
کسبوکارهای بزرگ، بیشتر از آنکه به خاطر سرعت رشد کنند، به خاطر «ادامه دادن» موفق شدهاند.
پس...
و مهمتر از همه...
صبور باشید؛ اما هرگز متوقف نشوید.
به ما بپیوندید
۹۴
۷:۲۷
سال ۱۹۹۴...
«جف بزوس» شغل بسیار پردرآمدش را در والاستریت رها کرد.
همه فکر میکردند دیوانه شده است!
دوستانش میگفتند:
«واقعاً میخواهی شغلت را ول کنی و کتاب بفروشی؟ آن هم از طریق اینترنت؟!»
آن زمان کمتر از ۱٪ مردم دنیا خرید اینترنتی انجام میدادند.
اما جف یک چیز را دیده بود...
استفاده از اینترنت هر سال با سرعتی عجیب رشد میکرد.
او با خودش گفت:
«اگر قرار است مردم در آینده آنلاین خرید کنند، چرا اولین انتخابشان من نباشم؟»
همین شد که در گاراژ خانهاش، آمازون را راهاندازی کرد.
در ابتدا فقط یک محصول میفروخت:
نه انبار بزرگی داشت...
نه سرمایه میلیاردی...
نه حتی دفتر کار لوکس.
اما یک اصل را از همان روز اول فراموش نکرد:
مشتری باید راحت، سریع و با اعتماد خرید کند.
برای همین روی چند موضوع سرمایهگذاری کرد:
خیلیها به او میخندیدند.
میگفتند:
«هیچکس کتاب را بدون دیدن از اینترنت نمیخرد!»
اما جف بزوس بهجای بحث کردن...
هر روز سایتش را بهتر میکرد.
هر روز تجربه مشتری را بهتر میکرد.
و هر روز دادهها را تحلیل میکرد.
کمکم اتفاقات جالبی افتاد.
مشتریها فقط کتاب نمیخواستند.
پس آمازون محصولات بیشتری اضافه کرد.
بعد هزاران فروشنده دیگر هم وارد پلتفرم شدند.
امروز اگر وارد آمازون شوید، میلیونها کالا برای فروش وجود دارد.
جالبتر اینکه...
بخش بزرگی از فروش آمازون توسط فروشندگان مستقلی انجام میشود که محصولاتشان را روی این پلتفرم عرضه میکنند.
اما راز موفقیت فقط فروش نبود...
آمازون فهمید که اگر مشتری یک بار تجربه خوبی داشته باشد، دوباره برمیگردد.
برای همین شعار نانوشته شرکت این بود:
اول مشتری؛ بعد سود.
نتیجه چه شد؟
اما شاید مهمترین نکته این نباشد...
یک خبرنگار از جف بزوس پرسید:
«راز موفقیت آمازون چیست؟»
او جواب جالبی داد:
«روی چیزهایی تمرکز میکنیم که میدانیم ۱۰ سال دیگر هم تغییر نخواهند کرد؛ مردم همیشه قیمت کمتر، ارسال سریعتر و خدمات بهتر میخواهند.»
همین نگاه باعث شد آمازون فقط یک فروشگاه اینترنتی نباشد...
بلکه به یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری دنیا تبدیل شود.
آمازون فقط یک سایت نساخت.
یک تجربه ساخت.
اگر بهترین محصول دنیا را داشته باشید اما مردم نتوانند شما را در اینترنت پیدا کنند، بخش بزرگی از بازار را از دست میدهید.
وبسایت، سئو، تولید محتوا و تجربه کاربری، هزینه نیستند...
آنها سرمایهگذاری برای دیده شدن هستند.
اگر دوست دارید داستانهای واقعی و آموزنده از برندهای بزرگی مثل آمازون، اپل، دیجیکالا، علیبابا، نتفلیکس و... بخوانید و ببینید چگونه با سایت، سئو و دیجیتال مارکتینگ رشد کردند، ما را دنبال کنید.
بما بپیوندید
۱۳۹
۱۸:۱۷
نمونه کارهای ما :
۸۶
۷:۳۱
اگر تبلیغ میکنید اما تماس و فروش نمیگیرید، احتمالاً یکی از این اشتباهات را انجام میدهید:
۱۰۹
۴:۳۵
سال ۱۹۹۸...
دو دانشجوی دکترای دانشگاه استنفورد، «لری پیج» و «سرگئی برین»، ایدهای داشتند که خیلیها آن را جدی نمیگرفتند.
آنها میخواستند موتور جستجویی بسازند که واقعاً بهترین جواب را به مردم نشان دهد.
آن زمان همه میگفتند:
«مگر موتور جستجو کم داریم؟»
اما آنها یک سؤال ساده از خودشان پرسیدند:
چطور میتوان پیدا کردن اطلاعات را برای همه آسانتر کرد؟
دفتر کارشان؟
یک گاراژ اجارهای.
سرمایهشان؟
خیلی کمتر از چیزی که تصور میکنید.
اما یک باور بزرگ داشتند...
اگر به کاربران بهترین تجربه را بدهیم، آنها دوباره برمیگردند.
بهجای اینکه صفحه را پر از تبلیغات کنند...
روی کیفیت نتایج جستجو تمرکز کردند.
هر روز الگوریتم را بهتر کردند.
هر روز رفتار کاربران را بررسی کردند.
هر روز یک قدم جلوتر رفتند.
کمکم مردم فهمیدند:
اگر جواب درست میخواهی...
برو سراغ گوگل.
سالها گذشت...
گوگل فقط یک موتور جستجو نماند.
به نقشه، ایمیل، سیستمعامل موبایل، فضای ابری، هوش مصنوعی و دهها سرویس دیگر گسترش پیدا کرد.
اما نکته جالب اینجاست...
همه این رشد از یک سؤال ساده شروع شد:
«چطور میتوانیم زندگی کاربران را راحتتر کنیم؟»
بسیاری از کسبوکارها از خودشان میپرسند:
«چطور بیشتر بفروشیم؟»
اما کسبوکارهای ماندگار اول میپرسند:
«چطور بیشتر به مشتری کمک کنیم؟»
وقتی مردم به شما اعتماد کنند...
فروش هم بهدنبال آن میآید.
اگر وبسایت شما سریع باشد، در گوگل دیده شود، محتوای مفید تولید کنید و ارتباطتان با مشتری را با CRM مدیریت کنید، شانس رشدتان چند برابر میشود.
گاهی موفقیت، از یک ایده بزرگ شروع نمیشود...
از حل یک مشکل کوچک برای مشتری آغاز میشود.
---
۷۴
۱۸:۰۹
۱۵۰
۵:۰۱