لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل EDENT ☠💔E
۵۲ عضو

EDENT ☠💔

undefinedایـݩ یـڪ ڋآښـٺآטּ اښـٺ، ݕہـٺــڔ اښـٺ ݕـآۅڔݜ ڪݩـیـڋ...
undefinedڔݦـآݩـے ښـڔݜـآڔ اݫ هیـڄـآݩ...
undefinedٺـڔښـݩـآڪـundefined
undefinedعـآشـڨـآݩـہundefined
undefinedݦـآڃـڔآڄــۅیـےundefined
undefinedطـݩــݫundefined
undefined ݕـڔآۍ ٺـݕآڋݪ ݕ ݩـآشــݩآښ آیـڋۍ ݕـڣــڔسـٺــيـݩ...
ⁿᵃˢʰᵉⁿᵃˢ: https://harfeto.timefriend.net/892213066 ♪
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۴ شهریور ۱۳۹۹
جوابای شما undefinedundefined

https://harfeto.timefriend.net/979537145
undefined۴

۱۰۰

۱۴:۵۶

thumbnail
بابا تو دیگه کی هستی undefined
حالا داستانو دنبال کن و ببین چی میشه undefined
ولی یه راهنمایی اینکه این رمان حالا حالا ها ادامه داره و ۲ تا بخش داره که هر بخش ۱۰ تا فصل داره که هر فصل حدود ۲۰۰ تا بیشتر پارته و ما الان پارت ۲۰ و خورده ایم undefined

https://harfeto.timefriend.net/979537145
undefined۱۲

۱۰۴

۱۴:۵۸

thumbnail
اوا نگو اینجوری 🥺

https://harfeto.timefriend.net/979537145
undefined۱۱

۱۰۳

۱۴:۵۸

thumbnail
آقا چرا همتون گیر دادین ب بن؟ خیلی دوس دارین بمیره؟ undefinedundefinedundefined

https://harfeto.timefriend.net/979537145
undefined۱۰

۱۰۴

۱۵:۳۰

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

#پارت29 :

#هانا :
#لمس

راهرویی که ما وارد شدیم خیلی تاریک و سرد بود حتی سرد تر و تاریک تر از بیرون.

فکر کن اینجا چیه که بیرون پیشش روشن و گرمه. دست بن رو فشار دادم و خودمو بیشتر و محکم تر توی بغلش فرو کردم.

خیلی جای ترسناکی بود و خیلی می ترسیدم، ولی تو این شرایط تنها چیزی که آرومم میکرد و بهم امید میداد، یک چیز بود.

چیزی که ترس از دست دادنش مثل خوره به جونم افتاده بود. ترس از دست دادن بن.

همیشه این ترس داشتم از همون روز اولی که دیدمش و با هم صمیمی شدیم.

برای همین بود که همیشه سعی میکردم ازش دوری کنم. میترسیدم وقتی گذشتمو بدونه، منو بذاره.

بره میترسیدم وقتی که بیشتر از هر وقتی بهت احتیاج دارم و بهش عادت کردم منو بذاره و بره همین ترس از دست دادنش بود که باعث شد از هم دور بشیم.

ولی حالا کنار همین با وجود همین ترس ولی باز هم کنار همیم. این مهم ترین چیزه.

همین که دارمش همین که کنارم و هر لحظه بهم آرامش میده وجودش بهترین و مهمترین چیز توی دنیا است.

هیچ وقت دوست نداشتم به این اعتراف کنم این اتفاق برام بیفته ولی من واقعا عاشقشم.

همینجوری راه می رفتیم و هیچی نمی گفتیم. فقط می خواستیم از آرامشی که در کنار هم داریم و تنها با همدیگه هستیم لذت ببریم.


نمی دونم شاید این آخرین باری بود که کنار هم بودیم، شاید هم نه. ولی من نمی خواستم این آرامشو با هیچ چیزی توی این دنیا عوض کنم. هیچ چیزی!

چشمامو بسته بودم و همینجوری که ساکت تو بغل بن بودم، حس کردم که بن دیگه راه نمیره.

نگاه کردم دیدم که یه لامپ جلومونه. منو آروم زیر لامپ گذاشت و نشست رو به روم.

- هانایی! میخام پانسمانتو عوض کنم.. نگا کن. یه کم خون پس داده به تیشرتت. دستاتو بیار بالا تا در بیارم لباستو.

هیچی نگفتم و فقط آروم دستامو بردم بالا و با کمک بن تیشرتمو در آوردم. این دفعه دیگه ترسی نبود. چون فقط به بود و بن.

سرمو گذاشتم رو پاهاش و به دستاش خیره شدم که داشت چسب پانسمان رو باز میکرد.

با دیدن این همه خون روی پانسمان صورتش جمع شد و چشاشو بست.

بعد از اینکه یکم به خودش مسلط شد، پانسمان قبلی رو گذاشت کنار و پانسمان جدید و گذاشتم پوستم.

خیلی دردم میومد، ولی به خاطر حس لمس نوازشهای بن روی بدنم هیچی نمیگفتم.

آروم بودم تا کارشو بکنه باورت میشه؟ حتی همین لمس کوچک سر انگشتاش کلی آرومم میکرد.

همین لمس کوچیک! اگه اسمش عشق نیست، پس چیه؟ پس چیه..؟

ادامہ دارد....

به قلم: رَهآ... undefined<img style=" />undefinedundefined<img style=" />undefined

کپی بدون ذکر منبع ممنوعه و پیگرد قانونی داره... undefined️undefined

[ݪایڪمون ڪنید دیگه undefinedundefined]
undefined۳۱

۱۱۰

۱۵:۳۴

thumbnail
Hᵃⁿⁿᵃʰ undefined

کپی بدون ذکر منبع ممنوعه و پیگرد قانونی داره... undefined️undefined

[ݪایڪمون ڪنید دیگه undefinedundefined]
undefined۱۶

۱۱۰

۱۵:۳۴

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۶ شهریور ۱۳۹۹
بچه ها فعلا فعالیت کنسله... undefinedundefined
اونایی ک میخان ادامه رمانو بخونن فعلا بقیشو نمیذارم... undefinedundefined
ولی اگه میخان تو چنل بمونین تا بعدا بذارم... undefinedundefined
ممنون از همه اونایی ک همراهی کردن... undefinedundefined

رهآ... undefinedundefined
undefined۳۰

۱۱۵

۷:۴۲

۷ مهر ۱۴۰۱
مرسی از همه کسایی ک همراهی کردن و منتظر فعالیت دوباره چنلن :)
من امسال متاسفانه نمیتونم ولی شاید از تابستون سال آینده دوباره شروع کنم و ادامه رمانو بنویسم
مرسی از همراهیتون :)

رهآ
undefined۴

۱۱۵

۱۰:۳۸