اردیبهشت که کردستان بودم یکی دو روز از سفرم به مهمونی و دورهمی خانوادگی گذشت. بعد یکی از رفقا اومد دنبالم و زدیم به دل طبیعت. یکی دیگه از رفقا هم حرف خوبی میزد. میگفت اردیبهشت در کردستان، خونهموندن حرومه! و واقعاً راست میگفت. راستش امشب که با رفقا زدیم بیرون و اومدیم باغ فاتح برای بدمینتون و پیادهروی، حس کردستان و اردیبهشتش اومد سراغم و برای همین میخوام فتوا بدم که شبهای تابستون خونهموندن حرومه! درک میکنم که برخی ممکنه صبح زود برن سر کار یا برای متأهلها شبگردی و بیروناومدن سخت باشه؛ ولی واقعاً حیفه این هوا و این شبها خونهموندن! حالا از ما گفتن و از شما نشنفتن!
مسعود عطری
۶۸
۲۰:۰۳
ما انتهای پارک تور بسته بودیم و مشغول بازی بودیم؛ اما سرتاسر این راسته بساط بازی تا پاسی از شب بهراه بود. این بندهخدا رو نمیشناختم و موقعی که میرفتم از مغازهٔ توی پارک آب معدنی بخرم بهش برخوردم! یک باند بزرگ آورده بود و آهنگهای خارجی دههشصتی قدیمی گذاشته بود و داشت اینجوری هنرنمایی میکرد! راستش جلو نرفتم که ازش بپرسم اهل کجاست؛ ولی چشمبسته شیرازیبودنش رو تضمین میکنم!
پ.ن: ولی انصافاً بازیش خوب بود و حسابی مسلط بود. اینم دیگه اداهای وسط بازیش بود.
مسعود عطری
پ.ن: ولی انصافاً بازیش خوب بود و حسابی مسلط بود. اینم دیگه اداهای وسط بازیش بود.
۸۱
۲۰:۱۳
در خصوص قطعات منتخبه و خواندن یک داستان از تذکرهٔ سمرقندی!
#مسعود_عطری
#مسعود_عطری
۱۰۰
۱۳:۱۵
گیر کردیم! یه چیزی تو مایههای فرورفتن در باتلاق یا حتی موندن زیر آوار، طوری که نه راه پس داریم نه راه پیش! خیلی وقت هم هست که گیر کردیم، دستکم از وقتی که حافظه یاری میکنه شرایط همین بوده! امید؟ این یه فقره رو داریم تا دلت بخواد؛ چون اینجا جز امید راه دیگهای نداریم.لااقل من راه دیگهای سراغ ندارم و نمیشناسم. شما رو نمیدونم؟
۸۸
۱۴:۰۳
Habib - Nafas.mp3
۰۵:۴۲-۵.۵۷ مگابایت
نفسم گرفت ازين شب در اين حصار بشكندر اين حصار جادويی روزگار بشكن
چو شقايق از دل سنگ برآر رايت خونبه جنون صلابت صخرهٔ كوهسار بشكن
تو كه ترجمان صبحی به ترنم و ترانهلب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن
سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابی؟تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
بسرای تا كه هستی كه سرودن است بودنبه ترنمی دژ وحشت اين ديار بشكن
شب غارت تتاران همه سو فكنده سايهتو به آذرخشی اين سايهٔ ديوسار بشكن
ز برون كسی نيايد چو به ياری تو اينجاتو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن
شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنیخواننده: مرحوم حبیب محبیان
پ.ن: شعر بسیار زیبا و عجیبیه. میشه ساعتها در معنی شعر پرسه زد؛ چراکه هنرمندی و شاعرانگی بسیاری توش نهفته است و پیامهای ارزشمندی برای مخاطب داره. این شعر استاد شفیعی کدکنی رو همایون شجریان هم خونده؛ اما بهنظرم هیچکس مثل حبیب خدابیامرز نمیتونه اجراش کنه.
پ.ن۲: یکجای شعر رو حبیب اشتباه میخونه. اگر فهمیدین بگین.
#مسعود_عطری
برای عضویت در کانال من
ble.ir/join/7wAf2VpqGH
چو شقايق از دل سنگ برآر رايت خونبه جنون صلابت صخرهٔ كوهسار بشكن
تو كه ترجمان صبحی به ترنم و ترانهلب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن
سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابی؟تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
بسرای تا كه هستی كه سرودن است بودنبه ترنمی دژ وحشت اين ديار بشكن
شب غارت تتاران همه سو فكنده سايهتو به آذرخشی اين سايهٔ ديوسار بشكن
ز برون كسی نيايد چو به ياری تو اينجاتو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن
شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنیخواننده: مرحوم حبیب محبیان
پ.ن: شعر بسیار زیبا و عجیبیه. میشه ساعتها در معنی شعر پرسه زد؛ چراکه هنرمندی و شاعرانگی بسیاری توش نهفته است و پیامهای ارزشمندی برای مخاطب داره. این شعر استاد شفیعی کدکنی رو همایون شجریان هم خونده؛ اما بهنظرم هیچکس مثل حبیب خدابیامرز نمیتونه اجراش کنه.
پ.ن۲: یکجای شعر رو حبیب اشتباه میخونه. اگر فهمیدین بگین.
#مسعود_عطری
برای عضویت در کانال من
۷۸
۱۴:۵۰
Ehaam - Bezan Baran (128).mp3
۰۴:۱۳-۶.۱۸ مگابایت
بزن باران، ببار از چشم منبزن باران، بزن باران بزنبزن باران، که شاید گریهام پنهان بماند.
بزن باران که من هم ابریام! بزن باران پُر از بیصبریام! بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند.
بهانهای بده به ابر کوچک نگاه من در اوج گریهها فقط تو میشوی پناه منبه داد من برس! هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده تو راه خانه را به پای خستهام نشان بدهبه داد من برس! هوا هوای خاطرات اوست.
بزن باران، ببار از چشم منبزن باران، بزن باران بزنبزن باران که چتر بسته یعنی دلسپردن!
بزن باران که من هم ابریام!بزن باران پر از بیصبریام!بزن باران، نوازش از تو باشد گریه از من!
بهانهای بده به ابر کوچک نگاه مندر اوج گریهها فقط تو میشوی پناه منبه داد من برس! هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بدهتو راه خانه را به پای خستهام نشان بدهبهداد من برس! هوا هوای خاطرات اوست.
آهنگ از: گروه ایهام
#مسعود_عطری
برای عضویت در کانال من
ble.ir/join/7wAf2VpqGH
بزن باران که من هم ابریام! بزن باران پُر از بیصبریام! بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند.
بهانهای بده به ابر کوچک نگاه من در اوج گریهها فقط تو میشوی پناه منبه داد من برس! هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده تو راه خانه را به پای خستهام نشان بدهبه داد من برس! هوا هوای خاطرات اوست.
بزن باران، ببار از چشم منبزن باران، بزن باران بزنبزن باران که چتر بسته یعنی دلسپردن!
بزن باران که من هم ابریام!بزن باران پر از بیصبریام!بزن باران، نوازش از تو باشد گریه از من!
بهانهای بده به ابر کوچک نگاه مندر اوج گریهها فقط تو میشوی پناه منبه داد من برس! هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بدهتو راه خانه را به پای خستهام نشان بدهبهداد من برس! هوا هوای خاطرات اوست.
آهنگ از: گروه ایهام
#مسعود_عطری
برای عضویت در کانال من
۴۵
۲۳:۰۳
شونزده میلیون ناقابل برایم آب خورد! پولدارم؟ نه والا، در چهارقسط از اسنپپی خریدم! بیکارم که اینقدر کتاب میخرم؟بله! گردشگری و کاروبارمون یکسالە که تعطیله و باید در این تعطیلیها کارهایی کرد. بوستان و شاهنامه و مثنوی نداشتی؟چرا؛ اما همهشون قدیمی هستند و این نسخههایی که گرفتم کاربردیتر و جدیدترند!
پرسش دیگری هم داشتید در پیامها بنویسید. قطعاً جواب خواهم داد.
#مسعود_عطریبرای عضویت در کانال من
ble.ir/join/7wAf2VpqGH
پرسش دیگری هم داشتید در پیامها بنویسید. قطعاً جواب خواهم داد.
#مسعود_عطریبرای عضویت در کانال من
۵۱
۲۳:۲۱
Shokolat - wWw.NakaMan.iR.mp3
۰۷:۳۳-۳.۹۵ مگابایت
خوانش متن: مازیار مقدم
پ.ن: پونزدهشونزدهساله بودم که این فایل صوتی رو از مازیار مقدم شنیدم. هنوزم هروقت دوباره بهش گوش میدم برمیگردم به روزهای خوب نوجوانی. یادش بهخیر!
#مسعود_عطریبرای عضویت در کانال من
۵۲
۷:۲۳
امروز به این فکر میکردم که ما چه نسل عجیبی هستیم؛ نسلی که در فاصلهٔ فقط یک دهه، آنقدر تورم افسارگسیخته و نابسامانی اقتصادی دیده که دیگر درک ارزش پول برایش دگرگون شده است.
ده سال پیش، با هفتونیم میلیون تومان میشد خودرویی مثل پراید خرید، اما امروز با همین مبلغ، که ارزشش را بهطرز دردناکی از دست داده، فقط توانستم چهار جلد شاهنامه بخرم.
نسل بینهایت مفلوکی هستیم و البته بدشانس!
مسعود عطری
برای عضویت در کانال من
ble.ir/join/7wAf2VpqGH
ده سال پیش، با هفتونیم میلیون تومان میشد خودرویی مثل پراید خرید، اما امروز با همین مبلغ، که ارزشش را بهطرز دردناکی از دست داده، فقط توانستم چهار جلد شاهنامه بخرم.
نسل بینهایت مفلوکی هستیم و البته بدشانس!
برای عضویت در کانال من
۵۷
۵:۱۸