بازارسال شده از صنعت سیمان جمهوری اسلامی ایران ☫
نزدیک به ۲۵۰۰ متخصص صنعت سیمان، الان یهجا جمعن. 
از فرصت شغلی گرفته تا معرفی تجهیزات، از مناقصه گرفته تا مشتری صادراتی... همهچی از دل یه خلاء واقعی توی این صنعت شکل گرفت.
توی این کلیپ کوتاه برات تعریف کردم چرا این اکوسیستم رو ساختم و هر بخشش دقیقاً چه دردی رو حل میکنه.
ببین و اگه جات اینجا خالیه، بهمون بپیوند
صنعت سیمان | جمهوری اسلامی ایران
ble.ir/Irancement |
@cementcast |
@cem_tech
@cementbid | @cementhub | @cementjob | @cementhr
@cementexport |
@cementdemand
از فرصت شغلی گرفته تا معرفی تجهیزات، از مناقصه گرفته تا مشتری صادراتی... همهچی از دل یه خلاء واقعی توی این صنعت شکل گرفت.
توی این کلیپ کوتاه برات تعریف کردم چرا این اکوسیستم رو ساختم و هر بخشش دقیقاً چه دردی رو حل میکنه.
۵
۱۲:۱۴
هفته پیش تو تست تیم قایقرانیمون یه چیزی دیدم که هنوز ذهنمو درگیر کرده.
بالاترین میانگین امتیاز رو کسی زد که از همهمون سنش بیشتر بود.نه جوونترینها، نه کسی که فکر میکردیم "الان وقتشه"...
بزرگترین عضو تیم، بهترین بود.
و اونجا یاد یه چیزی افتادم که سالهاست باهاش درگیرم:
نمیدونم کی تو کلهمون فرو کرده که اگه ۱۸ سالگی کنکور ندادی، ۳۸ سالگی دیره.کی گفته اگه یه زبون یاد نگرفتی، یه مسیر رو شروع نکردی، یعنی تمومه؟
یه کلیپ اومده بیرون این روزا، ولی اصل حرفش درسته:"حال کنید کار کنید، کار کنید حال کنید."
من آدمایی رو دیدم که بعد بازنشستگی یه کار جدید شروع کردن و ترکوندن.و جوونهایی هم دیدم که با ذهنیت غلط، خودشونو انگار قبل از مرگ تو تابوت گذاشتن — بدون اینکه واقعاً زندگی کرده باشن.
آقای خامنهای همیشه برام یه سوال بزرگ بوده. چرا این آدم پیر نمیشد؟۸۰ سالش بود، ولی همش شور بود، همش ایده بود، همش خلاقیت، همش جریانسازی.یه بار نشنیدم بگه "بابا پیر شدم، بذارین برم استراحت کنم."
و اذا فرغت فانصبلیس للانسان الا ما سعی
هر چیزی که تو ذهن و دل آدم میاد، بیدلیل نیست.اون علاقه، اون کشش، اون ایدهای که ولت نمیکنه... یه نشونهست.باید به سمتش حرکت کرد: با توکل، با تلاش، با تفکر.
ما فقط یه بار زندگی میکنیم.نذار حسرتِ یه شروعِ نشده، تا ته عمر مسمومت کنه.
الان به چی علاقه داری که هنوز شروعش نکردی؟بگو تو کامنتها
احسان عابدیننسب
@ehsanstrategy | کارآفرینی بدون فیلتر
بالاترین میانگین امتیاز رو کسی زد که از همهمون سنش بیشتر بود.نه جوونترینها، نه کسی که فکر میکردیم "الان وقتشه"...
بزرگترین عضو تیم، بهترین بود.
و اونجا یاد یه چیزی افتادم که سالهاست باهاش درگیرم:
نمیدونم کی تو کلهمون فرو کرده که اگه ۱۸ سالگی کنکور ندادی، ۳۸ سالگی دیره.کی گفته اگه یه زبون یاد نگرفتی، یه مسیر رو شروع نکردی، یعنی تمومه؟
یه کلیپ اومده بیرون این روزا، ولی اصل حرفش درسته:"حال کنید کار کنید، کار کنید حال کنید."
من آدمایی رو دیدم که بعد بازنشستگی یه کار جدید شروع کردن و ترکوندن.و جوونهایی هم دیدم که با ذهنیت غلط، خودشونو انگار قبل از مرگ تو تابوت گذاشتن — بدون اینکه واقعاً زندگی کرده باشن.
آقای خامنهای همیشه برام یه سوال بزرگ بوده. چرا این آدم پیر نمیشد؟۸۰ سالش بود، ولی همش شور بود، همش ایده بود، همش خلاقیت، همش جریانسازی.یه بار نشنیدم بگه "بابا پیر شدم، بذارین برم استراحت کنم."
و اذا فرغت فانصبلیس للانسان الا ما سعی
هر چیزی که تو ذهن و دل آدم میاد، بیدلیل نیست.اون علاقه، اون کشش، اون ایدهای که ولت نمیکنه... یه نشونهست.باید به سمتش حرکت کرد: با توکل، با تلاش، با تفکر.
ما فقط یه بار زندگی میکنیم.نذار حسرتِ یه شروعِ نشده، تا ته عمر مسمومت کنه.
الان به چی علاقه داری که هنوز شروعش نکردی؟بگو تو کامنتها
۲.۱K
۸:۰۱
کار خوب را باید گفت
در یکی از شرکتهایی که سالها پیش در آن مشغول به کار بودم، مدیرعامل هلدینگ بخشنامهای درست و شجاعانه صادر کرده بود: خرید تندیس ممنوع. شرکت در طول سال فقط در یک رویداد معتبر و شناختهشده شرکت میکرد؛ همان رویدادی که در میان بقیه، اعتبار واقعی داشت.
راستش اول تعجب کردم. چرا باید از افتخار گرفتن پرهیز کرد؟ اما کمکم فهمیدم حق با ایشان بود.
واقعیت این است که خودمان هم میدانیم بعضی از این لوحهای تقدیر چقدر میارزند. نه برای سهامدار ارزشی دارند، نه برای مشتری، نه برای شرکت، و نه حتی برای فروش و صادرات. این مدلها صرفاً یک کسبوکار پررونق برای برگزارکنندهی تندیس هستند: مبلغی دریافت میشود، یک عکس تشریفاتی هم برای روابط عمومی شرکت میگیرند و در کانالها منتشر میشود؛ همین.
اگر واقعاً شرکتی شایستهی تندیس است، به نظرم منطقیتر این است که مدل تأمین مالی این رویدادها برعکس شود؛ یعنی برگزارکننده به شرکت پاداش بدهد، نه شرکت به برگزارکننده. جالب اینجاست که همان شرکتهایی که گاهی در یک ماه سه تندیس میگیرند، در اخذ استانداردهای حرفهای مانند ایزوهایی که واقعاً برای صادرات محصول یا الزامات محیطزیستی کاربرد دارند، بهخاطر پاس نکردن الزامات واقعی، گاهی سالها معطل ماندهاند.
این ماجرا یاد خاطرهای از دوران دانشجوییام انداخت. یک روز یکی از بازاریابهای مترو با اصرار زیاد کتابی را تبلیغ میکرد و میگفت رایگان است. من هم گرفتم و راهم را ادامه دادم. حدود یک کیلومتر بعد، دیدم دنبالم دویده و میگوید «پولش را چرا ندادی؟» گفتم «خودت گفتی رایگانه.» گفت: «کتاب رایگانه، اما هدیهی رویش اجباریه!»
اگر تندیس واقعاً بازتابدهندهی عملکرد واقعی یک سازمان باشد، گرفتنش نهفقط ضروری که ارزشمند است. اما اگر صرفاً ابزاری برای برندینگ شخصی و «نوشابه باز کردن» برای خودمان شود، بیشتر جای خنده دارد تا افتخار.
البته در صنعت سیمان ما چنین رویهای رایج نیست — این الگو بیشتر در برخی صنایع دیگر دیده میشود.
احسان عابدیننسب
@EhsanStrategy | کارآفرینی بدون فیلتر
در یکی از شرکتهایی که سالها پیش در آن مشغول به کار بودم، مدیرعامل هلدینگ بخشنامهای درست و شجاعانه صادر کرده بود: خرید تندیس ممنوع. شرکت در طول سال فقط در یک رویداد معتبر و شناختهشده شرکت میکرد؛ همان رویدادی که در میان بقیه، اعتبار واقعی داشت.
راستش اول تعجب کردم. چرا باید از افتخار گرفتن پرهیز کرد؟ اما کمکم فهمیدم حق با ایشان بود.
واقعیت این است که خودمان هم میدانیم بعضی از این لوحهای تقدیر چقدر میارزند. نه برای سهامدار ارزشی دارند، نه برای مشتری، نه برای شرکت، و نه حتی برای فروش و صادرات. این مدلها صرفاً یک کسبوکار پررونق برای برگزارکنندهی تندیس هستند: مبلغی دریافت میشود، یک عکس تشریفاتی هم برای روابط عمومی شرکت میگیرند و در کانالها منتشر میشود؛ همین.
اگر واقعاً شرکتی شایستهی تندیس است، به نظرم منطقیتر این است که مدل تأمین مالی این رویدادها برعکس شود؛ یعنی برگزارکننده به شرکت پاداش بدهد، نه شرکت به برگزارکننده. جالب اینجاست که همان شرکتهایی که گاهی در یک ماه سه تندیس میگیرند، در اخذ استانداردهای حرفهای مانند ایزوهایی که واقعاً برای صادرات محصول یا الزامات محیطزیستی کاربرد دارند، بهخاطر پاس نکردن الزامات واقعی، گاهی سالها معطل ماندهاند.
این ماجرا یاد خاطرهای از دوران دانشجوییام انداخت. یک روز یکی از بازاریابهای مترو با اصرار زیاد کتابی را تبلیغ میکرد و میگفت رایگان است. من هم گرفتم و راهم را ادامه دادم. حدود یک کیلومتر بعد، دیدم دنبالم دویده و میگوید «پولش را چرا ندادی؟» گفتم «خودت گفتی رایگانه.» گفت: «کتاب رایگانه، اما هدیهی رویش اجباریه!»
اگر تندیس واقعاً بازتابدهندهی عملکرد واقعی یک سازمان باشد، گرفتنش نهفقط ضروری که ارزشمند است. اما اگر صرفاً ابزاری برای برندینگ شخصی و «نوشابه باز کردن» برای خودمان شود، بیشتر جای خنده دارد تا افتخار.
البته در صنعت سیمان ما چنین رویهای رایج نیست — این الگو بیشتر در برخی صنایع دیگر دیده میشود.
۲۶۶
۱۵:۴۸
افول یک سازمان از کجا شروع میشه؟
نه از ورشکستگی، نه از افت فروش.از یک نقطه خیلی زودتر شروع میشه؛ جایی که هنوز همه فکر میکنن اوضاع روبراهه.
امام على عليه السلام يُسْتَدَلُ عَلَى إِذبَارِ الدَّوَلِ بأربع : تَضْبِيعِ الْأَصول، وَالتَّمَشْكِ بِالْفُرُوعِ وَتَقْدِيمِ الْأَرَاذِلِ وَتَأْخِيرِ الْأَفَاضِل.»امام علی (ع) میفرمایند: افول دولتها را از چهار چیز میشه فهمید؛ رها شدن اصول، دلمشغولی به فروعات، جلو افتادن آدمهای فرومایه، و عقب موندن شایستهها.
هر بار که یک شرکت شروع به افت میکنه، دقیقاً همین ترتیب رو میشه دید:اول خیلی وقته کسی سراغ استراتژی اصلی نمیره. همه غرق جزئیات اجرایی و میکرومنیجمنت هستند.بعد آدمهایی که بلد هستند «بله قربانگو» باشن، جلو می افتن؛ نه چون توانمند هستن، چون خطری برای کسی ندارن.و آدمهای واقعاً کاربلد، همونهایی که میتونستن مسیر رو عوض کنن، یا کنار گذاشته می شوند یا خودشون می رن.
درس مدیریتی این حدیث ساده و بیرحمه: وقتی توی یک تیم یا سازمان میبینی شایستهها عقب میمونن و ضعیفها جلو میافتن، این فقط یک مشکل پرسنلی نیست؛ نشانهی افوله. حتی اگه سود این ماه خوب باشه.
شما توی محیط کاری یا کسبوکار خودتون کدومیک از این چهار نشونه رو بیشتر دیدید؟میکرومنیجمنت، کوتولهپروری، یا هردو؟
احسان عابدیننسب
@ehsanstrategy | کارآفرینی بدون فیلتر
نه از ورشکستگی، نه از افت فروش.از یک نقطه خیلی زودتر شروع میشه؛ جایی که هنوز همه فکر میکنن اوضاع روبراهه.
امام على عليه السلام يُسْتَدَلُ عَلَى إِذبَارِ الدَّوَلِ بأربع : تَضْبِيعِ الْأَصول، وَالتَّمَشْكِ بِالْفُرُوعِ وَتَقْدِيمِ الْأَرَاذِلِ وَتَأْخِيرِ الْأَفَاضِل.»امام علی (ع) میفرمایند: افول دولتها را از چهار چیز میشه فهمید؛ رها شدن اصول، دلمشغولی به فروعات، جلو افتادن آدمهای فرومایه، و عقب موندن شایستهها.
هر بار که یک شرکت شروع به افت میکنه، دقیقاً همین ترتیب رو میشه دید:اول خیلی وقته کسی سراغ استراتژی اصلی نمیره. همه غرق جزئیات اجرایی و میکرومنیجمنت هستند.بعد آدمهایی که بلد هستند «بله قربانگو» باشن، جلو می افتن؛ نه چون توانمند هستن، چون خطری برای کسی ندارن.و آدمهای واقعاً کاربلد، همونهایی که میتونستن مسیر رو عوض کنن، یا کنار گذاشته می شوند یا خودشون می رن.
درس مدیریتی این حدیث ساده و بیرحمه: وقتی توی یک تیم یا سازمان میبینی شایستهها عقب میمونن و ضعیفها جلو میافتن، این فقط یک مشکل پرسنلی نیست؛ نشانهی افوله. حتی اگه سود این ماه خوب باشه.
شما توی محیط کاری یا کسبوکار خودتون کدومیک از این چهار نشونه رو بیشتر دیدید؟میکرومنیجمنت، کوتولهپروری، یا هردو؟
۲.۶K
۶:۳۰
سلام و وقت بخیر 
داشبورد هوش مصنوعی «کالاسنج» رو راه انداختم: تحلیل لحظهای بازار سیمان و کلینکر ایران.
دادهی معاملات فیزیکی و صادراتی بورس کالا هر روز بهروز میشه. ابزار برای مدیران خرید، فروش و صادرات ساخته شده: رتبهبندی شرکتها، روند قیمت، فصلیبودن، تحلیل رقبا و اطلاعیههای عرضه.
اگه وقت کردید نگاهی بهش بندازید:
https://bi.d24d.ir/Reports/browse/Kalasanj/Cementنام کاربری: ks0000_01رمز: 4Fzpqr&GScN&Z^VC
بعد از دیدنش، سه تا سؤال کوتاه دارم برای تعیین قیمت اشتراک ماهانه (عدد رو به تومان بنویسید):
در چه قیمتی اشتراک ماهانه اونقدر ارزونه که بدون فکر میخرید؟
از چه قیمتی شروع میکنید به تردید؟
از چه قیمتی میگید گرونه؟
صادقانهترین جوابتون برام خیلی ارزشمنده. ممنون از وقتی که میذارید
داشبورد هوش مصنوعی «کالاسنج» رو راه انداختم: تحلیل لحظهای بازار سیمان و کلینکر ایران.
دادهی معاملات فیزیکی و صادراتی بورس کالا هر روز بهروز میشه. ابزار برای مدیران خرید، فروش و صادرات ساخته شده: رتبهبندی شرکتها، روند قیمت، فصلیبودن، تحلیل رقبا و اطلاعیههای عرضه.
اگه وقت کردید نگاهی بهش بندازید:
بعد از دیدنش، سه تا سؤال کوتاه دارم برای تعیین قیمت اشتراک ماهانه (عدد رو به تومان بنویسید):
صادقانهترین جوابتون برام خیلی ارزشمنده. ممنون از وقتی که میذارید
۵۶
۱۴:۰۳
برای سازمان شما مسیر زیر را از صفر تا صد انجام میدهم:
۱️⃣ تعریف نیاز و شاخصهای کلیدی۲️⃣ مدل داده و اتصال به منابع شما (اکسل، پایگاهداده، نرمافزار حسابداری و فروش)۳️⃣ طراحی داشبورد مدیریتی و عملیاتی در Power BI۴️⃣ استقرار روی سرور، آموزش تیم و پشتیبانی
اگر هنوز گزارشهایتان اکسلهای پراکنده است و هر ماه چند نفر ساعتها برای جمعکردنش وقت میگذارند، همینجا شروع کنید.
#هوش_تجاری #پاورBI #داشبورد_مدیریتی #تحلیل_داده #کارآفرینی
۷۴
۱۵:۳۹
بازارسال شده از صنعت سیمان جمهوری اسلامی ایران ☫
فصل تازهای شروع شد: بنیانگذار کالاسنج 
سالها در صنعت سیمان، از مدیریت صادرات تا ساختن جامعهای از فعالان این صنعت، یک جمله را بارها شنیدم: «*داده هست، ولی نمیشود به آن تکیه کرد*.»
کالاسنج پاسخ من به همین جمله است: پلتفرم هوش تجاری بورس کالای ایران که دادهی رسمی و روزانهی بازار را به تصمیم تبدیل میکند.
در این مسیر نقش من تعریف سؤالهای کسبوکار، قواعد هر شاخص (چه چیزی شمرده شود، با چه واحدی، و چه چیزی کنار گذاشته شود) و طراحی تجربهی کاربر بوده است. ساخت فنی را با کمک ابزارهای هوش مصنوعی انجام دادم؛ تجربهای که نشان داد دانش عمیق از یک صنعت، امروز بیش از همیشه میتواند به محصول تبدیل شود.
تا امروز:
دو داشبورد: کالاسنج سیمان و کالاسنج کالاها
دادهی رسمی بازار فیزیکی و صادراتی با بهروزرسانی هر روز کاری
دورهی آزمایشی با حضور فعالان صنعت
قدم بعدی: تحلیل صورتهای مالی شرکتهای سیمانی.
از همهی دوستانی که با بازخوردشان همراه بودند سپاسگزارم. اگر به هوش تجاری، بازار کالا یا داشبورد اختصاصی برای سازمانتان علاقه دارید، خوشحال میشوم گفتوگو کنیم.
#کالاسنج #کارآفرینی #هوش_تجاری #بورس_کالا #صنعت_سیمان
صنعت سیمان | جمهوری اسلامی ایران
@ir_cement |
ble.ir/Irancement
@cementcast |
@cem_tech
@cementbid | @cementhub | @cementjob | @cementhr
@cementexport |
@kharid_siman
سالها در صنعت سیمان، از مدیریت صادرات تا ساختن جامعهای از فعالان این صنعت، یک جمله را بارها شنیدم: «*داده هست، ولی نمیشود به آن تکیه کرد*.»
کالاسنج پاسخ من به همین جمله است: پلتفرم هوش تجاری بورس کالای ایران که دادهی رسمی و روزانهی بازار را به تصمیم تبدیل میکند.
در این مسیر نقش من تعریف سؤالهای کسبوکار، قواعد هر شاخص (چه چیزی شمرده شود، با چه واحدی، و چه چیزی کنار گذاشته شود) و طراحی تجربهی کاربر بوده است. ساخت فنی را با کمک ابزارهای هوش مصنوعی انجام دادم؛ تجربهای که نشان داد دانش عمیق از یک صنعت، امروز بیش از همیشه میتواند به محصول تبدیل شود.
تا امروز:
قدم بعدی: تحلیل صورتهای مالی شرکتهای سیمانی.
از همهی دوستانی که با بازخوردشان همراه بودند سپاسگزارم. اگر به هوش تجاری، بازار کالا یا داشبورد اختصاصی برای سازمانتان علاقه دارید، خوشحال میشوم گفتوگو کنیم.
#کالاسنج #کارآفرینی #هوش_تجاری #بورس_کالا #صنعت_سیمان
۱
۴:۳۰
چرا هزینه تولید یک خودرو در کارخانه فولکسواگن آلمان ۴٬۸۵۰ یورو است، اما در چین به ۱٬۰۷۸ یورو میرسد؟
مقایسه این سه کارخانه نشان میدهد که هزینه نیروی کار، ساعات کار مؤثر، نرخ غیبت و بهرهوری نیروی انسانی در کنار هزینه انرژی، چگونه میتوانند اقتصاد تولید را متحول کنند.
۱.۴K
۱۳:۰۲
گره ای که با دندان(زبان) باز میشه را با دست باز نکن
احسان عابدیننسب
@Ehsan_Strategy | کارآفرینی بدون فیلتر
۲۹
۱۴:۰۰