عکس پروفایل عینک مدیا ع

عینک مدیا

۴۲ عضو
عینک مدیا
undefined مردم از پولی که کف خیابون به جیب زدن میگن! undefined کاری از عینک‌ مدیا undefined @einak_media undefined
سلام به مخاطبین عینک مدیا undefined
undefinedویدیو جدید رو مشاهده کردید؟!
undefinedاز تیمی که سعی میکنه کارهای با کیفیت هم از لحاظ محتوا هم از لحاظ فنی تقدیمتون کنه؛
با نشر ویدیو ها و پادکست هامون حمایت مون کنید undefined
undefinedنظرات تون در مورد تولیدات جدیدمون رو با آیدی زیر با ما درمیون بزارید:
@seyyed_amin110@seyyed_amin110@seyyed_amin110

۳۷

۸:۴۸

thumbnail
undefined#قاب_ماندگار
undefinedروایتِ خیابون‌ با عینکِ خونواده‌ی عینک‌مدیا!undefinedاین داستان خوندن دارهundefined

۳۵

۱۴:۳۱

وضعیت جسمی مساعدی نداشت.شایدم بهتره بگم از نظر جسمی با بقیه ادم های معمولی فرق میکرد. درست وسط میدون،جایی که صدا به صدا نمیرسه و از میزان شلوغی ادم هوشیار ممکنه خودشو گم کنه،یجوری با آرامش خوابیده بود که نمیتونستم باور کنم جدی جدی خوابه! دور و برشو نگاه کردم گفتم شاید داره با دوستاش شوخی میکنه. اما نه.. واقعا خواب بود. خیلی خسته تر از چیزی بود که بخواد شوخی کنه یا ادا در بیاره. نمیدونم چی تا اینجا اینجوری نگهش داشته بود. اما مشخص بود منتظر بود.. عکس توی پلاستیک و پرچمی که گاهی وسط خواب سرش رو به اون تکیه میداد برام‌ پر از سوال بود. هی میگفتم با این شرایط جسمی یعنی میدونه معنای دقیق این عکس و پرچم چیه؟ اصلا درکی داره؟نمیدونم شایدم من خودمو خیلی دست بالا گرفته بودم. ذهنم پر از سوال و گاها خودخوری بود. اما با همه این وجود نزدیک ۱۰ دقیقه فقط تماشاش میکردم،حالمو خوب میکرد!بهم انگیزه میداد. مثل همیشه که تا سوژه ای به دلم میشینه ازش عکس میگیرم،گوشیو روشن کردم و ازش دو سه تا عکس گرفتم. بعد از عکس یه خانمی اومد کنارم ایستاد و شروع کرد به تعریف کردن. مادرش بود. میگفت اینجوری نگاهش نکنا، اینقدر شر و شیطونه گاهی از دستش ذله میشم. کلی از خصوصیاتش گفت و رسید به آخرش.. میگفت اذان مغرب و که میشنوه یواش یواش شروع میکنه به اماده شدن. میره پرچمشو دستمال میکشه که کثیف نباشه،عکسشو با دست صاف میکنه.مامانش میگفت یجوری هر شب با ذوق و شوق دم از خیابون میزنه هر کی ندونه فک میکنه به بچم پول میدن واقعا. دل خسته‌ی مادر پر بود اما ذوق بچش نمیذاشت چیزی رو به رو بیاره.میگفت خیلی شبا برام سخته بیارمش، حتی خودمم حوصلم نمیکشه خیلی بمونم.اما یجوری میاد باهام حرف میزنه و قانعم میکنه که با خودم میگم اگه بمونم خونه ظلم کردم.نه تنها مادرش،بلکه من غریبه‌ی رهگذرم میگفتم کاش دل منم مثل این بچه بود.همینقدر پاک و واقعی و بی ادعا.. خوشبحالت ایران خانوم. خوشبحالت جمهوری اسلامی ایران.
undefinedفاطمه کرمی
undefined @einak_media undefined

۵۷

۱۴:۳۱

thumbnail
undefined️به زودی ...

undefined @einak_media undefined

۴۲

۲۳:۰۶

thumbnail
undefinedاتفاق بعدی این جنگ چیه؟!undefinedمردم برامون میگنundefined کاری از عینک‌ مدیا
undefinedعینک مدیا اینجاست:undefined @einak_media undefined

۳۳

۱۶:۴۴

عینک مدیا
undefined undefinedاتفاق بعدی این جنگ چیه؟! undefinedمردم برامون میگن undefined کاری از عینک‌ مدیا undefinedعینک مدیا اینجاست: undefined @einak_media undefined
بزنید بره برا مجله undefinedخیلی زحمت کشیده تیم سر این مصاحبه حتما خودتون هم ببینید و نظرتون رو برامون بفرستینundefined@seyyed_amin110@seyyed_amin110@seyyed_amin110
undefined @einak_media undefined

۳۸

۲۱:۲۳

عینک مدیا
undefined undefinedاتفاق بعدی این جنگ چیه؟! undefinedمردم برامون میگن undefined کاری از عینک‌ مدیا undefinedعینک مدیا اینجاست: undefined @einak_media undefined
سلام به مخاطبین عینک مدیا undefinedundefined
ویدیو #مصاحبه رو مشاهده کردید دیگهundefinedundefinedundefined
undefined نظرتون چی بودundefined در مورد سوالها، در مورد نوع مصاحبه یا امور فنی ویدیو... undefined
به سید مون بگید @seyyed_amin110@seyyed_amin110
اگه تا الا مشاهده نکردید حتما بیینید و اگر مفید بود لطفا برای گروه ها و مخاطبین تون بفرستید undefinedundefined
undefined @einak_media undefined

۲۹

۱۱:۱۰

عینک مدیا
undefined undefined#قاب_ماندگار undefinedروایتِ خیابون‌ با عینکِ خونواده‌ی عینک‌مدیا! undefinedاین داستان خوندن دارهundefined
thumbnail
undefined#قاب_ماندگارundefinedروایتِ خیابون‌ با عینکِ خونواده‌ی عینک‌مدیاundefinedشما راوی قسمت بعد باشید!undefined️قسمت دوم

۱۹

۱۹:۳۶

عینک مدیا
undefined undefined#قاب_ماندگار undefinedروایتِ خیابون‌ با عینکِ خونواده‌ی عینک‌مدیا undefinedشما راوی قسمت بعد باشید! undefined️قسمت دوم
شب مثل همیشه آرام اما سنگین روی شهر افتاده بود؛نه از آن شب‌هایی که فقط تاریک‌اند،از آن شب‌هایی که تاریخ نفس می‌کشد…در دل خیابانی که این شب ها بوی نذر و خاطره می‌داد،زنی ایستاده بود.نه برای نمایش،نه برای دیده‌شدن،بلکه برای ادامه‌دادنِ راهی قدیمی. دست‌هایش بر دسته‌ی کالسکه،اما انگارتمام وزن قرن‌ها صبر و ایمان را هل می‌داد. دست‌هایش بی‌هیاهو وزن آینده را گرفته بودند. کالسکه ساده بود،اما در آن نسلی خوابیده بود که هنوز نمی‌دانست بر شانه‌هایش چه داستان‌هایی خواهد رویید..پشت سرش دیوارها شاهد بودند،پرچم‌ها گوش می‌دادند،و شب،با احترام کنار رفته بود.این‌جا میدان جنگ نبود.اما حماسه دقیقاً همین‌جاست:در ایستادن،در ماندن،در هل‌دادنِ آیندهدر شلوغیِ راهبی‌آنکه صدایت را بلند کنی.این تصویر،روایت زنانی‌ست که تاریخ را نه با شمشیر،بلکه با قدم‌های آرام، مداوم و خستگی‌ناپذیر جلو بردند.
undefinedفاطمه کرمی
undefined @einak_media undefined

۲۷

۱۹:۳۶

thumbnail
سلام به شما عزیزان از کف خیابون پشت دوربین undefined
شاید بپرسین این چند روزه کجا بودیم چکار میکردیم سخت درگیر تولید #مستند_کوتاه چند قسمتی هستیم undefined
برامون دعا کنین بتونیم کار خوب و موثری که به دل بشینه رو به تماشای شما عزیزان دربیاریمundefinedundefined
undefined @einak_media undefined
undefined۳

۲۰

۲۱:۰۵