عکس پروفایل اعجاز علمی قرآنا

اعجاز علمی قرآن

۶۰ عضو
دعای عرفه (وخودسازی ) امام حسین (ع)،
مضمونش شناخت خود وخدا و نیز حمد و سپاس برای نعمتهای فراوان خداوند بر انسان، یادآوری مشکلاتی که شخص ازبدوآفرینش تا کنون پشت سر نهاده، و کوشش برای خودسازی با تخلق به اخلاق الهی با :1-تجدید عهد با خدا: پروردگارا به سوی توروی آوردم و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده وپرورنده منی و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمتت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... ۳) خود شناسی: و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت‎های بی‎کرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکی‎های سه‎گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیک از امورم را به خودم وانگذاشتی...

https://t.me/ejazequran2

۶۸

۱۱:۰۴

برگزیده ای از دعای امام حسین علیه السلام در عرفه
۴) راز آفرینش انسان: ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل‎های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .۵) تربیت انسان در دانشگاه الهی: تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت‎های بی‎کرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .۶) شهادت به بی‎کرانی نعمت‎های الهی :الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به توحید صریح و خالص و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست‎های جریان نور دیده‎ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی‎ام، و روزنه‎های تنفسی‎ام، و نرمه‎های تیغه بینی‎ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب‎های من پنهان است...
https://t.me/ejazequran2
undefined۲

۷۱

۱۱:۰۵

http://uupload.ir/files/jpjp_picture13.png

ایمن سازی نطفه آدمی
وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْكَنْتَنِى الاْصْلابَ آمِناًو مرا ازخاك آفريدى آنگاه درميان صلبها جايم دادى وايمنم ساختىلِرَيْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنينَ فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْاز حوادث زمانه و تغييرات روزگار و سالها و همچنان همواره ازصُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاْيّامِ الْماضِيَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِيَةِ صلبى به رحمى كوچ كردم در ايام گذشته و قرنهاى پيشين
نکته علمی:اسپرم ها دارای حالت قلیای هستند،اگر دارای حالت قلیایی نبودند بلافاصله پس از ورود به رحم به دلیل خاصیت اسیدی رحم از بین می رفتند، سلول های بدن آنها را می شناسند وبه آنها یورش نمی برند
https://t.me/ejazequran2
undefined۲

۷۳

۱۱:۰۵

با گوهر سخن، مرا گویا ساختی.
undefinedحتّى اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْكَلامِ ا تْمَمْتَ عَلَىَّ سَوابغَ الاْ نْعامِ. تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت‎های بی‎کرانت را بر من تمام کردی. ورَبَّيْتَنى زايِداً فى كُلِّ عامٍ حَتّى إ ذَا اكْتَمَلَتْ فِطْرَتى وَاعْتَدَلَتْ مِرَّتىو سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. undefinedاَوْجَبْتَ عَلَىَّ حُجَتَّكَ بِاَنْ اَلْهَمْتَنى مَعْرِفَتَكَ وَرَوَّعْتَنى بِعَجائِبِ حِكْمَتِكَحجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودي .@ejazequran2
undefined۱

۷۳

۱۱:۰۶

undefinedوَاَنـَا اَشْهَدُ يا اِلهى بِحَقيقَةِ ايمانى ومن گواهيى‏ مى‏دهم به حقيقت ايمانم، undefined وَعَقْدِ عَزَماتِ يَقينى و باور تصميمات يقينم،undefinedوَخالِصِ صَريحِ تَوْحيدى و توحید خالص وصريحم undefinedوَباطِنِ مَكْنُونِ ضَميرى و درون پوشيده نهادم،undefinedوَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى وآويزه‏هاى راههاى نور چشمم،
http://uupload.ir/files/nly9_sdd.jpg@ejazequran2
undefined۳

۷۳

۱۱:۰۶

•وَاَساريرِ صَفْحَةِ جَبينى •و چينهاى صفحه پيشانى‏ام،
•«خطوط و چينها در پيشانى براى آنست تا عرق را كه از سر فرو مي ريزد نگاهدارد تا انسان فرصت پاك كردن آن را داشته باشد و به چشم نريزد و اين چين و چروكها در پيشانى مانند نهرهائيست كه آب را در خود نگاه‏مي دارد». توحیدمفضل@ejazequran2
undefined۱

۸۹

۱۱:۰۶

زان یار دلنوازم، شکری است با شکایتگر نکته دان عشقی، خوش بشنو این حکایتبی‌مزد بود و منت، هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایترندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کسگویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایتدر زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کان‌جاسرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایتهرچند بردی آبم، روی از درت نتابمجور از حبیب خوش‌تر، کز مدعی رعایتچشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندیجانا روا نباشد، خون ریز را حمایتدر این شب سیاهم، گم گشت راه مقصوداز گوشه‌ای برون آی! ای کوکب هدایتاز هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزودزنهار از این بیابان، وین راه بی‌نهایت...عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ@ejazequran2
undefined۳

۷۷

۱۸:۱۴