}
چرا بعضی کودکان زود گریه میکنند؟
وقتی کودکمان زود گریه میکند، ممکن است اولین فکری که به ذهنمان برسد این باشد که «خیلی لوس شده» یا «بیش از حد حساس است».
اما واقعیت این است که گریه، زبان طبیعی احساسات در کودکان است.
بعضی کودکان از نظر خلقوخو حساستر هستند. آنها اتفاقات روزمره را عمیقتر تجربه میکنند؛ یک شکست کوچک در بازی، خراب شدن اسباببازی یا حتی یک تذکر ساده میتواند احساس ناراحتی شدیدی در آنها ایجاد کند.
نکته مهم اینجاست که حساس بودن همیشه یک نقطه ضعف نیست.
همین کودکانی که زودتر اشک میریزند، معمولاً:
همدلی بیشتری با دیگران دارند.
احساسات اطرافیان را بهتر درک میکنند.
مهربانتر و دلسوزتر هستند.
آنچه به این کودکان آسیب میزند، گریه کردن نیست؛ بلکه شنیدن جملاتی مانند:«گریه نکن!»«این که گریه نداره!»«چقدر حساسی!»
وقتی احساسات کودک را نادیده میگیریم، او یاد نمیگیرد احساساتش را مدیریت کند؛ فقط یاد میگیرد آنها را پنهان کند.
به جای قضاوت کردن، ابتدا احساس او را ببینیم:
«میفهمم ناراحت شدی.»«حق داری ناراحت باشی.»«من کنارت هستم.»
کودکان قبل از اینکه به راهحل نیاز داشته باشند، به درک شدن نیاز دارند.
هدف ما این نیست که کودکی داشته باشیم که هرگز گریه نکند؛هدف این است که کودکی تربیت کنیم که بتواند احساساتش را بشناسد، بپذیرد و به شیوهای سالم آنها را مدیریت کند.
الهام طباطبای
وقتی کودکمان زود گریه میکند، ممکن است اولین فکری که به ذهنمان برسد این باشد که «خیلی لوس شده» یا «بیش از حد حساس است».
اما واقعیت این است که گریه، زبان طبیعی احساسات در کودکان است.
بعضی کودکان از نظر خلقوخو حساستر هستند. آنها اتفاقات روزمره را عمیقتر تجربه میکنند؛ یک شکست کوچک در بازی، خراب شدن اسباببازی یا حتی یک تذکر ساده میتواند احساس ناراحتی شدیدی در آنها ایجاد کند.
نکته مهم اینجاست که حساس بودن همیشه یک نقطه ضعف نیست.
همین کودکانی که زودتر اشک میریزند، معمولاً:
آنچه به این کودکان آسیب میزند، گریه کردن نیست؛ بلکه شنیدن جملاتی مانند:«گریه نکن!»«این که گریه نداره!»«چقدر حساسی!»
وقتی احساسات کودک را نادیده میگیریم، او یاد نمیگیرد احساساتش را مدیریت کند؛ فقط یاد میگیرد آنها را پنهان کند.
به جای قضاوت کردن، ابتدا احساس او را ببینیم:
«میفهمم ناراحت شدی.»«حق داری ناراحت باشی.»«من کنارت هستم.»
کودکان قبل از اینکه به راهحل نیاز داشته باشند، به درک شدن نیاز دارند.
الهام طباطبای
۱۳
۱۱:۱۹
بسیاری از والدین وقتی میبینند فرزندشان در مهمانی، مدرسه یا جمعهای جدید ساکت میشود، نگران میشوند. اما واقعیت این است که همه کودکان برونگرا و اجتماعی نیستند.
برخی کودکان برای احساس امنیت و برقراری ارتباط به زمان بیشتری نیاز دارند. آنها ابتدا محیط را مشاهده میکنند، افراد را میسنجند و بعد وارد تعامل میشوند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که ما از روی نگرانی یا خجالت، کودک را مجبور به سلام کردن، صحبت کردن یا پاسخ دادن کنیم. فشار آوردن معمولاً باعث افزایش اضطراب و دوری بیشتر کودک از ارتباط میشود.
به جای گفتن:«چرا حرف نمیزنی؟»«بگو سلام!»«خجالت نکش!»
میتوانیم بگوییم:«اشکالی ندارد، هر وقت آماده بودی میتوانی صحبت کنی.»
کودکی که احساس امنیت کند، به مرور جرأت ارتباط را پیدا میکند؛اما کودکی که برای صحبت کردن تحت فشار قرار بگیرد، ممکن است بیشتر در لاک خودش فرو برود.
گاهی سکوت کودک نشانه ضعف نیست؛نشانه این است که او هنوز در حال آشنا شدن با دیگران است
الهام طباطبایی
۱۱
۲۱:۳۲
بسیاری از والدینی که زود عصبانی میشوند، والدین بیعلاقه یا بیمسئولیتی نیستند؛آنها اغلب والدینی خسته، تحت فشار و پر از مسئولیتهای نادیده گرفته شدهاند.
وقتی ساعتها مراقب فرزندمان هستیم، کارهای خانه را انجام میدهیم، نگرانیهای مالی یا شغلی را تحمل میکنیم و زمانی برای استراحت و رسیدگی به خودمان نداریم، ظرفیت روانی ما کمکم کاهش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، ممکن است یک رفتار ساده کودک، یک مخالفت کوچک یا حتی یک درخواست معمولی، جرقهای برای انفجار خشم ما شود.
داد زدن شاید در همان لحظه احساس تخلیه ایجاد کند، اما معمولاً نه مشکل را حل میکند و نه رابطه را بهتر میکند. بعد از آن اغلب احساس گناه، ناراحتی و سرزنش خودمان شروع میشود.
قبل از اینکه از خودمان بپرسیم:«چرا اینقدر عصبانی میشوم؟»
شاید بهتر باشد بپرسیم:«این روزها چقدر خستهام؟»«آخرین بار کی به نیازهای خودم توجه کردهام؟»«چه چیزی پشت این خشم پنهان شده است؟»
گاهی خشم، چهره بیرونیِ خستگی، فرسودگی و نیازهای برآورده نشده ماست.
والد کامل وجود ندارد؛اما والدی که بتواند خودش را با مهربانی بیشتری ببیند، احتمال بیشتری دارد که با فرزندش نیز مهربانتر رفتار کند.
الهام طباطبایی
۱۲
۲۱:۳۳
اعتمادبهنفس به این معنا نیست که کودک همیشه شجاع، موفق یا بدون ترس باشد. اعتمادبهنفس یعنی کودک حتی در مواجهه با اشتباه، شکست یا قضاوت دیگران، احساس ارزشمندی خود را حفظ کند.
بسیاری از والدین تصور میکنند اعتمادبهنفس با تشویق مداوم یا تعریف و تمجید زیاد ساخته میشود؛ در حالی که پژوهشها نشان میدهند اعتمادبهنفس پایدار زمانی شکل میگیرد که کودک فرصت تجربه کردن، تصمیم گرفتن، تلاش کردن و حتی شکست خوردن را داشته باشد.
کودکی که اجازه دارد متناسب با سن خود مسئولیت بپذیرد، نظرش شنیده میشود و برای تلاشش مورد توجه قرار میگیرد، بهتدریج این پیام را درونی میکند که:«من توانمندم و میتوانم از پس چالشها برآیم.»
اعتمادبهنفس هدیهای نیست که والدین به کودک بدهند؛ حاصل تجربههای روزمرهای است که به او نشان میدهد ارزشمندیاش وابسته به کامل بودن نیست.
الهام طباطبایی
بسیاری از والدین تصور میکنند اعتمادبهنفس با تشویق مداوم یا تعریف و تمجید زیاد ساخته میشود؛ در حالی که پژوهشها نشان میدهند اعتمادبهنفس پایدار زمانی شکل میگیرد که کودک فرصت تجربه کردن، تصمیم گرفتن، تلاش کردن و حتی شکست خوردن را داشته باشد.
کودکی که اجازه دارد متناسب با سن خود مسئولیت بپذیرد، نظرش شنیده میشود و برای تلاشش مورد توجه قرار میگیرد، بهتدریج این پیام را درونی میکند که:«من توانمندم و میتوانم از پس چالشها برآیم.»
اعتمادبهنفس هدیهای نیست که والدین به کودک بدهند؛ حاصل تجربههای روزمرهای است که به او نشان میدهد ارزشمندیاش وابسته به کامل بودن نیست.
الهام طباطبایی
۱۱
۶:۰۴
رابطه پدر و فرزند، تنها به تأمین نیازهای مالی یا حضور فیزیکی محدود نمیشود. پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند کیفیت ارتباط عاطفی پدر با فرزند، نقش مهمی در شکلگیری اعتمادبهنفس، تنظیم هیجانات، مهارتهای اجتماعی و سلامت روان او دارد.
کودکانی که احساس میکنند توسط پدرشان دیده، شنیده و پذیرفته میشوند، معمولاً امنیت روانی بیشتری را تجربه میکنند. این امنیت به آنها کمک میکند با اطمینان بیشتری دنیا را کشف کنند، روابط سالمتری بسازند و در مواجهه با چالشها انعطافپذیرتر باشند.
اما این ارتباط چگونه ساخته میشود؟
روزی چند دقیقه بدون موبایل و حواسپرتی، فقط به حرفهای فرزندتان گوش دهید؛ حتی اگر موضوع صحبتش از نظر شما مهم نباشد.
هنگام ناراحتی یا گریه کودک، قبل از نصیحت کردن یا راهحل دادن، احساسش را نام ببرید؛ مثلاً: «به نظر میاد خیلی ناراحت شدی.»
در طول روز تماس فیزیکی محبتآمیز داشته باشید؛ یک آغوش، نوازش یا دست روی شانه، برای کودک پیام امنیت و دوستداشتنی بودن دارد.
برای فعالیتهای مشترک وقت بگذارید؛ بازی، کتاب خواندن، پیادهروی یا حتی انجام یک کار ساده در خانه میتواند فرصت نزدیکی عاطفی ایجاد کند.
به جای تمرکز صرف بر نتیجه، تلاش و پشتکار فرزندتان را ببینید و تحسین کنید.
فرزندان بیش از آنکه به پدری کامل نیاز داشته باشند، به پدری نیاز دارند که از نظر عاطفی در دسترس باشد؛ پدری که بتوانند در کنار او احساس امنیت، پذیرش و ارزشمندی کنند.
الهام طباطبایی
کودکانی که احساس میکنند توسط پدرشان دیده، شنیده و پذیرفته میشوند، معمولاً امنیت روانی بیشتری را تجربه میکنند. این امنیت به آنها کمک میکند با اطمینان بیشتری دنیا را کشف کنند، روابط سالمتری بسازند و در مواجهه با چالشها انعطافپذیرتر باشند.
اما این ارتباط چگونه ساخته میشود؟
فرزندان بیش از آنکه به پدری کامل نیاز داشته باشند، به پدری نیاز دارند که از نظر عاطفی در دسترس باشد؛ پدری که بتوانند در کنار او احساس امنیت، پذیرش و ارزشمندی کنند.
الهام طباطبایی
۱۱
۶:۰۷
اگر دنبال یک دستور جادویی هستید، متأسفم…
اعتمادبهنفس نه با تعریفهای اغراقآمیز ساخته میشود، نه با سختگیری بیش از حد.مواد لازم:
یک فنجان عشقِ بیقیدوشرط
دو قاشق فرصت برای اشتباه کردن
کمی مسئولیت متناسب با سن کودک
تشویقِ تلاش، نه فقط نتیجه
گوش دادن بدون قضاوت
احترام به احساسات کودک، حتی وقتی با آنها موافق نیستیم
صبوری… به مقدار زیاد!طرز تهیه:
همه مواد را هر روز، با حوصله و تکرار، به رابطهتان اضافه کنید.
گاهی نتیجه دیر دیده میشود، اما آرامآرام کودکی شکل میگیرد که باور دارد:
«اگر اشتباه کنم، باز هم ارزشمندم.»
«اگر موفق نشوم، میتوانم دوباره تلاش کنم.»
«من توانمندم و از پس چالشها برمیآیم.»یادتان باشد…
اعتمادبهنفس هدیهای نیست که یک روز به کودک بدهیم؛
احساسی است که در دلِ تجربههای کوچک و رابطهای امن، ذرهذره ساخته میشود.
الهام طباطبایی | روانشناس کودک و نوجوان
اعتمادبهنفس نه با تعریفهای اغراقآمیز ساخته میشود، نه با سختگیری بیش از حد.مواد لازم:
همه مواد را هر روز، با حوصله و تکرار، به رابطهتان اضافه کنید.
گاهی نتیجه دیر دیده میشود، اما آرامآرام کودکی شکل میگیرد که باور دارد:
«اگر اشتباه کنم، باز هم ارزشمندم.»
«اگر موفق نشوم، میتوانم دوباره تلاش کنم.»
«من توانمندم و از پس چالشها برمیآیم.»یادتان باشد…
اعتمادبهنفس هدیهای نیست که یک روز به کودک بدهیم؛
احساسی است که در دلِ تجربههای کوچک و رابطهای امن، ذرهذره ساخته میشود.
الهام طباطبایی | روانشناس کودک و نوجوان
۱۲
۸:۴۶
یک کودکِ همیشه مطیع…یا یک انسانِ توانمند؟
کودکی که فقط «بله» میگوید، شاید دردسر کمتری برای امروز داشته باشد…اما آیا فردا هم میتواند از خودش دفاع کند؟نظرش را محترمانه بیان کند؟در برابر فشار دوستان «نه» بگوید؟برای زندگیاش تصمیم بگیرد؟
اگر آرزوی تو داشتن یک فرزندِ توانمند است، به او فرصت بده:
سؤال بپرسد.
نظرش را بگوید.
گاهی مخالفتش را با احترام بیان کند.
اشتباه کند و از اشتباهاتش یاد بگیرد.
مسئولیت انتخابهای متناسب با سنش را بر عهده بگیرد.
هدف تربیت، ساختن کودکی نیست که فقط از ما اطاعت کند؛هدف، پرورش انسانی است که روزی بدون حضور ما هم بتواند درست فکر کند، درست انتخاب کند و با اعتمادبهنفس از پسِ زندگیاش بربیاید.
فرزند مطیع، لزوماً فرزند موفقی نیست؛ اما فرزند توانمند، شانس بیشتری برای ساختن یک زندگی سالم و مستقل خواهد داشت.
الهام طباطبایی
کودکی که فقط «بله» میگوید، شاید دردسر کمتری برای امروز داشته باشد…اما آیا فردا هم میتواند از خودش دفاع کند؟نظرش را محترمانه بیان کند؟در برابر فشار دوستان «نه» بگوید؟برای زندگیاش تصمیم بگیرد؟
اگر آرزوی تو داشتن یک فرزندِ توانمند است، به او فرصت بده:
هدف تربیت، ساختن کودکی نیست که فقط از ما اطاعت کند؛هدف، پرورش انسانی است که روزی بدون حضور ما هم بتواند درست فکر کند، درست انتخاب کند و با اعتمادبهنفس از پسِ زندگیاش بربیاید.
فرزند مطیع، لزوماً فرزند موفقی نیست؛ اما فرزند توانمند، شانس بیشتری برای ساختن یک زندگی سالم و مستقل خواهد داشت.
الهام طباطبایی
۱۲
۸:۴۷
گاهی والدین میگویند:
«پسرم قبل از خواب باید سه بار درِ اتاق را چک کند.»
«دخترم مدام دستهایش را میشوید.»
«اگر اسباببازیهایش دقیق کنار هم نباشند، خیلی بیقرار میشود.»اما آیا اینها یعنی کودک دچار وسواس شده است؟نه همیشه.کودکان گاهی عادتها یا رفتارهای تکراری دارند که بخشی از روند طبیعی رشد است و بهمرور از بین میرود.اما اگر این رفتارها:
زمان زیادی از روز را بگیرند،
باعث اضطراب شدید کودک شوند،
در درس، بازی یا روابطش اختلال ایجاد کنند،
یا اگر نتواند آنها را انجام دهد، بهشدت آشفته شود،بهتر است موضوع توسط روانشناس کودک بررسی شود.یادتان باشد:
تشخیص «وسواس» فقط با دیدن یک رفتار تکراری ممکن نیست.
گاهی پشت این رفتارها اضطراب، استرس یا نیاز کودک به احساس امنیت پنهان شده است.قبل از اینکه برچسب «وسواس» به کودک بزنیم، بهتر است علت رفتارش را بشناسیم.
الهام طباطبایی | روانشناس کودک و نوجوا
«پسرم قبل از خواب باید سه بار درِ اتاق را چک کند.»
«دخترم مدام دستهایش را میشوید.»
«اگر اسباببازیهایش دقیق کنار هم نباشند، خیلی بیقرار میشود.»اما آیا اینها یعنی کودک دچار وسواس شده است؟نه همیشه.کودکان گاهی عادتها یا رفتارهای تکراری دارند که بخشی از روند طبیعی رشد است و بهمرور از بین میرود.اما اگر این رفتارها:
تشخیص «وسواس» فقط با دیدن یک رفتار تکراری ممکن نیست.
گاهی پشت این رفتارها اضطراب، استرس یا نیاز کودک به احساس امنیت پنهان شده است.قبل از اینکه برچسب «وسواس» به کودک بزنیم، بهتر است علت رفتارش را بشناسیم.
الهام طباطبایی | روانشناس کودک و نوجوا
۲۰
۸:۴۷