در مقاله ای با عنوان: «مجازات اعدام در ایران، آثار و راهکارها» در روزنامه اعتماد، شنبه ۱۹مهر۱۴۰۴: 《هر دیدگاهی که داشته باشید (چه موافق اعدام چه مخالف اعدام) واقعیت این است که محکومان به اعدام، یک انسان اند، یک حشره یا موجود منفرد و ایزوله نیستند. آنها حتی گناهکار و مجرم که باشند انسانی هستند که خانواده و خویشان و بستگانی دارند. کافیست به مجلس ختم هر کدام از آنها بروید که عدهای را سوگوار میبینید. وقتی تعداد اعدامها زیاد میشود، جمعیت سوگواران به طور تصاعدی افزایش پیدا میکند و آثار انکارناپذیری در سطح جامعه میگذارد، به ویژه اگر بستگان و اطرافیان و شهروندان، نسبت به احکام صادره و اجرا شده قانع نشده باشند، روحیه انتقام را در جامعه پرورش میدهد.متاسفانه اعدامها بالا گرفته و حکومت نیز گویی توجه ندارد که هر کدام از این افراد خانواده و خویشانی دارند و اگر راهی و بهانه ای پیدا شد که کسی را اعدام نکنند ترجیح دارد.》https://www.etemadonline.com/tiny/news-740992
کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
۱.۱K
۲۰:۱۳
هشتمین توافق ناموفق!#عمادالدین_باقیآخرین شماره مجله تجارت فردا (شماره ۶۳۹ مورخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵) را دیدم. هرچند همه مطالب آن در حیطه مطالعات من نبود اما در مجموع مطالب خواندنی زیادی داشت. مقاله 《جریمه چاقی》 به یکی از معضلات مهم اجتماعی پرداخته و رابطه آن با اقتصاد را بیان می کند یا پرونده《جغرافیا چگونه توازن قدرت را دگرگون میکند》.پرونده 《در دام استهلاک》 نشان میدهد فقط با بحران سالمندی جمعیت روبرو نیستیم بلکه صنعت سالمند، پیری سرمایه، ناوگان فرسوده حمل و نقل، انرژی کهنسال، فرسایش سرمایه اجتماعی از بخشهای دیگر استهلاک اقتصادی-اجتماعی را تشکیل میدهند.یکی دیگر از پروندههای خوب آن تحت عنوان 《توافقهای ناتمام》به این پرسش میپردازد که: چرا توافقهای مهم به نتیجه پایدار نمیرسند؟ و نشان میدهد که فقط تفاهمنامه اخیر ایران و آمریکا به نام 《تفاهم اسلام آباد》 در ۱۴۰۵ نیست که ناکام مانده بلکه در دهههای اخیر این هشتمین توافق یا تفاهم ناکام است. قرارداد ایران و عراق معروف به قرارداد الجزایر در ۱۳۵۴، بیانیه الجزایر میان ایران و آمریکا (۱۳۵۹)، توافق سعدآباد( ۱۳۸۲)، توافق پاریس( ۱۳۸۳)، بیانیه تهران( ۱۳۸۹)، توافق موقت ژنو (۱۳۹۲)، برجام (۱۳۹۴).در پاسخ به این پرسش، دلایلی همچون چپ گراییهای عصر جنگ سرد و غرب ستیزی و امریکا ستیزی و آثار بعدی آن، تبدیل به هویت شدن "مبارزه محوری" و فقدان اندیشه و تمرین صلح، تبدیل موضوع به بخشی از رقابتهای سیاسی داخلی و استفاده ابزاری از آن که منجر به نادیده گرفتن منافع ملی شده، تفوق نگاه ایدئولوژیک بر سیاست داخلی و خارجی از جمله دلایل و عوامل ناکامی توافق ها ذکر شده اند اما به نظر می رسد که به فراخور اهمیت پرسش، جا دارد بیش از آن دربارهاش گفتگو و پاسخ یابی شود و همچنین نقش رفتار خود قدرت های غربی در به وجود آمدن جریان غرب ستیزی هم نادیده گرفته نشود.
کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
۸۹۳
۹:۳۴
برگرفته از کانال آوای خرد:
اختلاف مشرب میان آقای خمینی و منتظریعمادالدین باقی محقق و فعال حقوق بشر: "بدون شک اختلاف وجود داشته است، اختلافها هم اختلافهای جدی بوده است، اختلافها هم اختلاف در خلق و خو، و منش و شخصیت، هم در تفکر و مشرب فکری. در خلق و خو به خاطر همین تفاوت زیستی و تربیتی آنها، و در مشرب هم به دلیل اینکه بالاخره امام خمینی پیش از اینکه فقیه بشود عارف بود، اصلاً شهرت او شهرت عرفانی بود، بعد شاگرد مرحوم شاهآبادی بود و شیفته محیالدین عربی بود. این مشرب عرفانی، مشرب مرید مرادی و «لا دین لمن لا شیخ له» است. بعدا مرحوم آیتالله مطهری و آیتالله منتظری ایشان را کشیدند در عالم فقه و فقاهت و امثال اینها. اما مشرب آقای منتظری برعکس است. ایشان به جای اینکه با شاهآبادی شروع کند با بروجردی شروع کرده است. یعنی فقیه بود، قانونگرا و حقوقدان بود به اصطلاح. مشرب عرفانی و مشرب فقهی، اقتضائات فکری و فتوایی آن و هم اقتضائات عملی آن، با یکدیگر فرق میکند. بعد از انقلاب، اولین نقطهای که تجلی کرد، این اختلاف مشرب بود. آقای منتظری به شدت ارزشگرا بود. بعد معتقد بود که اصلاً مأموریت ما دفاع از ارزشها است و این بحثی هم که آن زمان هم مطرح بود که امام علی اگر قدرت را حفظ میکرد بهتر بود یا اینکه قدرت را از دست بدهد به خاطر دفاع از آن ارزشها و بعد هم سرنوشت دنیا و اسلام این طوری بشود. آقای منتظری میگفت که حضرت علی(ع) به این دلیل علی شده است که پای دفاع از ارزشها ایستاد. یعنی ارزشها را فدای قدرت نکرد. امام خمینی نگاهش این بود که به هر حال حفظ حکومت مهم است، حفظ حکومت اصل است. منتهی این اختلافات، دلیل کافی نبود برای اتفاقاتی که بعداً افتاد. اینها بیشتر اختلافات فکری و اجتهادی بود که بین همه علمای دیگر هم وجود داشت. منتهی یک بخشی از آن اصطکاکهای عملی پیش میآمد، بالاخره یک مسئولیتهایی آیتالله منتظری داشتند و مراجعاتی هم به ایشان میشد و یک جاهایی دچار اصطکاک میشدند. این اصطکاکها هم به نظرم نمیتوانست عاملی باشد برای اتفاقات سال 68. به نظر من عامل سومی که مؤثر بود همین جریانهایی بودند که میخواستند از این اختلافات طبیعی، بهرهبرداری کنند و در واقع لانه گزیدند در این شکافها و اختلافهای نظری که وجود داشت."
@lotfi_mojtaba
کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
@lotfi_mojtaba
کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
۱.۶K
۱۱:۱۳
۱.۸K
۹:۳۹
۶۰۴
۱۴:۰۱
۳.۴K
۸:۰۸
۹۵۳
۱۱:۴۴
گفتارهای باقی
️ صدای پای هیولای فاشیسم #عمادالدین_باقی
قتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم است که دیگر هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که آیا جنایت از نوع تروریستی بوده یا منازعات شخصی یا ناموسی؟ ولی نتیجه هرچه باشد، عاملان جنایت را از مجازات 《با رعایت تمام اصول دادرسی عادلانه》 مصون نمی دارد زیرا نفی اعدام، نفی مجازات نیست. افزون بر آن، تمام اکانت های خارج نشین که مبادرت به تایید و تشویق این سلاخی کردند طبق قوانین همان کشورها مرتکب فعل مجرمانه شده اند. چنین افرادی حتی برای کشورهای میزبان خود نیز خطرناک هستند چنانکه تاکنون چند ادم ربایی و قتل در خارج از کشور مانند قتل دکتر مسجودی در کانادا و مرتضی صادقی در هامبورگ را مرتکب شده اند. رسانه های فارسی برون مرزی که با تکرار لقب "مداح حکومتی" برای حمیدرضا رجب زاده و یا طرح احتمالاتی مانند دخالت وی در حوادث دیماه ۱۴۰۴ و یا انجام امر به معرف و نهی از منکر توسط وی، سعی در عادی سازی و سفیدشویی جنایت دارند و به این ترتیب مسیر تشدید خشونت را هموار می کنند باید پاسخگو باشند. فارغ از هر دلیل و انگیزه ای در این قتل، نفس سلاخی کردن و انتشار فیلم جنایت در کانال های خاصی در خارج کشور و شادی کردن برای آن و عادی سازی جنایت، خودش جرم مستقلی به شمار می رود. اگر هرکس خودش شاکی و قاضی و مجری خشن ترین مجازات شود دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. کشتن و "خون به خون شستن" به مثابه راه حل نهایی، از هر طرف که باشد حاصلی جز نفرت و خشم و کشتن بیشتر و در نهایت جنگ داخلی نخواهد داشت. بنابراین همه باید روش حذف و کشتن را طرد کنند. تمام کسانی که به سرکوب و اعدام حکومتی اعتراض دارند اگر این جنایت را قاطعانه محکوم نکنند بی صداقتی شان در آن اعتراض هم محرز می شود و سکوت شان نوعی همنوایی و حتی تشویق نسبت به این هیولای مخوف خشونت است. سیستم حکومتی نیز باید فراتر از شناسایی و مجازات این تبهکاران به این پرسش رسیدگی کند که چرا افرادی از همین جامعه که سن آنها نیمی از عمر حکومت است و در دامن جمهوری اسلامی تربیت شده اند به این مرحله از قساوت رسیده اند؟ راه جلوگیری از تکرار این فجایع و کور کردن چرخه خشونت، پاسخ علمی به این پرسش و اصلاح روندهایی است که احتمال بروز و تکرار این حوادث را رقم می زند. به ویژه توجه به آمار بالای قتل که موجب امار بالای احکام قصاص شده و بررسی پرونده ها نشان می دهد درصد بالایی از قتل ها که اصولا رسانه ای نمی شوند نیز محصول خشم است، ضرورت اقدامات فوری برای مهار و کنترل خشم و خشونت را مبرم می سازد.
کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi
۴۴۶
۱۶:۵۷
۸۱۷
۱۷:۲۰
۱۰۶
۶:۲۶