لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل گفتارهای باقیگ
۸۰۶ عضو

گفتارهای باقی

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۰ تیر
thumbnail
در مقاله ای با عنوان: «مجازات اعدام در ایران، آثار و راهکارها» در روزنامه اعتماد، شنبه ۱۹مهر۱۴۰۴: 《هر دیدگاهی که داشته باشید (چه موافق اعدام چه مخالف اعدام) واقعیت این است که محکومان به اعدام، یک انسان اند، یک حشره یا موجود منفرد و ایزوله نیستند. آنها حتی گناهکار و مجرم که باشند انسانی هستند که خانواده و خویشان و بستگانی دارند. کافیست به مجلس ختم هر کدام از آنها بروید که عده‌ای را سوگوار می‌بینید. وقتی تعداد اعدام‌ها زیاد می‌شود، جمعیت سوگواران به طور تصاعدی افزایش پیدا می‌کند و آثار انکارناپذیری در سطح جامعه می‌گذارد، به ویژه اگر بستگان و اطرافیان و شهروندان، نسبت به احکام صادره و اجرا شده قانع نشده باشند، روحیه انتقام را در جامعه پرورش می‌دهد.متاسفانه اعدام‌ها بالا گرفته و حکومت نیز گویی توجه ندارد که هر کدام از این افراد خانواده و خویشانی دارند و اگر راهی و بهانه ای پیدا شد که کسی را اعدام نکنند ترجیح دارد.》https://www.etemadonline.com/tiny/news-740992
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
undefined۱۰
undefined۳

۱.۱K

۲۰:۱۳

۲ مرداد
thumbnail
هشتمین توافق ناموفق!#عمادالدین_باقیآخرین شماره مجله تجارت فردا (شماره ۶۳۹ مورخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵) را دیدم. هرچند همه مطالب آن در حیطه مطالعات من نبود اما در مجموع مطالب خواندنی زیادی داشت. مقاله 《جریمه چاقی》 به یکی از معضلات مهم اجتماعی پرداخته و رابطه آن با اقتصاد را بیان می کند یا پرونده《جغرافیا چگونه توازن قدرت را دگرگون می‌کند》.پرونده 《در دام استهلاک》 نشان می‌دهد فقط با بحران سالمندی جمعیت روبرو نیستیم بلکه صنعت سالمند، پیری سرمایه، ناوگان فرسوده حمل و نقل، انرژی کهنسال، فرسایش سرمایه اجتماعی از بخش‌های دیگر استهلاک اقتصادی-اجتماعی را تشکیل می‌دهند.یکی دیگر از پرونده‌های خوب آن تحت عنوان 《توافق‌های ناتمام》به این پرسش می‌پردازد که: چرا توافق‌های مهم به نتیجه پایدار نمی‌رسند؟ و نشان می‌دهد که فقط تفاهم‌نامه اخیر ایران و آمریکا به نام 《تفاهم اسلام آباد》 در ۱۴۰۵ نیست که ناکام مانده بلکه در دهه‌های اخیر این هشتمین توافق یا تفاهم ناکام است. قرارداد ایران و عراق معروف به قرارداد الجزایر در ۱۳۵۴، بیانیه الجزایر میان ایران و آمریکا (۱۳۵۹)، توافق سعدآباد( ۱۳۸۲)، توافق پاریس( ۱۳۸۳)، بیانیه تهران( ۱۳۸۹)، توافق موقت ژنو (۱۳۹۲)، برجام (۱۳۹۴).در پاسخ به این پرسش، دلایلی همچون چپ ‌گرایی‌های عصر جنگ سرد و غرب ستیزی و امریکا ستیزی و آثار بعدی آن، تبدیل به هویت شدن "مبارزه محوری" و فقدان اندیشه و تمرین صلح، تبدیل موضوع به بخشی از رقابت‌های سیاسی داخلی و استفاده ابزاری از آن که منجر به نادیده گرفتن منافع ملی شده، تفوق نگاه ایدئولوژیک بر سیاست داخلی و خارجی از جمله دلایل و عوامل ناکامی توافق ها ذکر شده اند اما به نظر می رسد که به فراخور اهمیت پرسش، جا دارد بیش از آن درباره‌اش گفتگو و پاسخ یابی شود و همچنین نقش رفتار خود قدرت های غربی در به وجود آمدن جریان غرب ستیزی هم نادیده گرفته نشود.
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۸۹۳

۹:۳۴

۵ مرداد
برگرفته از کانال آوای خرد:undefinedاختلاف مشرب میان آقای خمینی و منتظریعمادالدین باقی محقق و فعال حقوق بشر: "بدون شک اختلاف وجود داشته است، اختلاف‌ها هم اختلاف‌های جدی بوده است، اختلاف‌ها هم اختلاف در خلق و خو، و منش و شخصیت، هم در تفکر و مشرب فکری. در خلق و خو به خاطر همین تفاوت زیستی و تربیتی آن‌ها، و در مشرب هم به دلیل این‌که بالاخره امام خمینی پیش از این‌که فقیه بشود عارف بود، اصلاً شهرت او شهرت عرفانی بود، بعد شاگرد مرحوم شاه‌آبادی بود و شیفته محی‌الدین عربی بود. این مشرب عرفانی، مشرب مرید مرادی و «لا دین لمن لا شیخ له» است. بعدا مرحوم آیت‌الله مطهری و آیت‌الله منتظری ایشان را کشیدند در عالم فقه و فقاهت و امثال این‌ها.  اما مشرب آقای منتظری برعکس است. ایشان به جای این‌که با شاه‌آبادی شروع کند با بروجردی شروع کرده است. یعنی فقیه بود، قانون‌گرا و حقوق‌دان بود به اصطلاح. مشرب عرفانی و مشرب فقهی، اقتضائات فکری و فتوایی آن و هم اقتضائات عملی آن، با یکدیگر فرق می‌کند. بعد از انقلاب، اولین نقطه‌ای که تجلی کرد، این اختلاف مشرب بود. آقای منتظری به شدت ارزش‌گرا بود. بعد معتقد بود که اصلاً مأموریت ما دفاع از ارزش‌ها است و این بحثی هم که آن زمان هم مطرح بود که امام علی اگر قدرت را حفظ می‌کرد بهتر بود یا این‌که قدرت را از دست بدهد به خاطر دفاع از آن ارزش‌ها و بعد هم سرنوشت دنیا و اسلام این طوری بشود. آقای منتظری می‌گفت که حضرت علی(ع) به این دلیل علی شده است که پای دفاع از ارزش‌ها ایستاد. یعنی ارزش‌ها را فدای قدرت نکرد. امام خمینی نگاهش این بود که به هر حال حفظ حکومت مهم است، حفظ حکومت اصل است. منتهی این اختلافات، دلیل کافی نبود برای اتفاقاتی که بعداً افتاد. این‌ها بیشتر اختلافات فکری و اجتهادی بود که بین همه علمای دیگر هم وجود داشت. منتهی یک بخشی از آن اصطکاک‌های عملی پیش می‌آمد، بالاخره یک مسئولیت‌هایی آیت‌الله منتظری داشتند و مراجعاتی هم به ایشان می‌شد و یک جاهایی دچار اصطکاک می‌شدند. این اصطکاک‌ها هم به نظرم نمی‌توانست عاملی باشد برای اتفاقات سال 68. به نظر من عامل سومی که مؤثر بود همین جریان‌هایی بودند که می‌خواستند از این اختلافات طبیعی، بهره‌برداری کنند و در واقع لانه گزیدند در این شکاف‌ها و اختلاف‌های نظری که وجود داشت."
@lotfi_mojtaba
کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
undefined۱۱

۱.۶K

۱۱:۱۳

۸ مرداد
thumbnail
undefined️ رای محکومان به اعدام  را انتشار دهیدundefinedفرصت اعاده دادرسی را سلب نکنیدundefined برش کوتاهی از یک گفتگوی دوساعته درباره اعدام های اجرا شده یا در دست اجرا است که در تاریخ ۷خرداد۱۴۰۵ توسط پانوراما انجام شده است. undefined️تکه های کوتاه جدا شده که در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند مفید است اما وافی به مقصود نیست. برای مثال در متن کامل گفتگو، ارتکاب جرم توسط محکومان نفی نشده بلکه مجازات اعدام بعضی از آنها بر خلاف اصل قرآنی و حقوق بشری و حقوقی تناسب جرم و مجازات قلمداد شده است. ویدئوی کامل این گفتگو را در آپارات یا یوتیوب می‌توانید ببینید که همزمان در تلگرام و اینستاگرام هم منتشر شده است.فایل صوتی کامل را در "رادیو پانوراما" در پلتفرم‌های کست‌باکس و اپل‌پادکست گوش کنید.دیدن این گفتگو در آپارات نیاز به فیلترشکن نداردلینک آپاراتundefinedhttps://www.aparat.com/v/ijw01gm
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
undefined۱۸
undefined۱

۱.۸K

۹:۳۹

۱۳ مرداد
thumbnail
undefinedجنایت میناب، لامرد و اینک قشم#عمادالدین_باقیundefined پس از جنایت هولناک میناب که دنیا را تکان داد و همچنین جنایت لامرد که برای نخستین بار از موشک‌های حاوی هزاران ساچمه در یک منطقه مسکونی استفاده شد، روزنامه نیویورک تایمز تحقیقی انجام داده و از یک جنایت در قشم پرده‌برداری می‌کند. هر چند در ده‌ها نقطه دیگر در ایران نیز جنایات مشابهی رخ داده که هنوز توسط رسانه‌ها مورد واکاوی‌های دقیق قرار نگرفته‌اند.نیویورک تایمز با بررسی فیلم، عکس و تصاویر ماهواره‌ای گزارش داده که آمریکا یک بمب ۲۰۰۰ پوندی (حدود ۹۰۷ کیلوگرمی) را که از بزرگ‌ترین بمب‌های متعارف آمریکا است روی خانه ای در محله مسکونی در چاه‌تنگو جزیره قشم انداخته و در نتیجه آن یک راننده تاکسی به نام قیصر جعفری، همسرش زهرا و سینا فررند ۲ ساله‌ آنها کشته شده و دو نفر دیگرشان که جان سالم به در برده‌اند در بیمارستان به سر می‌برند و ساکنان حدود ۲۰ خانه در مجاورت محل حادثه اواره شده اند. نیویورک تایمز می‌نویسد هیچ نشانه‌ای از وجود تأسیسات نظامی در نزدیکی این خانه و یا گزارشی مبنی بر تلفات نظامی ناشی از این حمله — که مقامات ایرانی معمولاً آن را اعلام می‌کنند — نیافته و شواهد موجود پرسش‌هایی را درباره اهداف ایالات متحده و دلیل استفاده از چنین مهمات سنگینی مطرح می‌کند. فرماندهی مرکزی ایالات متحده که صبح پنجشنبه خبر حمله به اهدافی در جنوب ایران را اعلام کرده بود، اظهار داشت که در حال بررسی گزارش‌های مربوط به تلفات غیرنظامیان است؛ با این حال، به پرسش‌هایی درباره هدف اصلی حمله، نوع مهمات به‌کاررفته یا اقدامات احتیاطی صورت‌گرفته برای محافظت از غیرنظامیان پاسخی نداد. کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی، گفت: «ما از گزارش‌ها مطلع هستیم و آنها را بررسی می‌کنیم».undefined یک نکته قابل توجه این است که رسانه ها و مطبوعات آمریکا، رکن‌ چهارم دموکراسی به شمار می آیند و از چنان استقلال و اقتداری برخوردارند که می‌توانند در میانه جنگ، تخلفات و جنایات حکومت این کشور را آزادانه مورد تحقیق قرارداده و منتشر کنند.undefinedمتن کامل گزارش نیویورک تایمز با جزییات و تصاویرVisuals Suggest U.S. Dropped 2,000-Pound Bomb on Home in Iran, Killing 3The weapon, one of the largest in the U.S.’s arsenal, struck a house in a heavily populated area, according to a Times analysis.By Christiaan TriebertSanjana Varghese and Christoph KoettlJuly 31, 2026https://www.nytimes.com/2026/07/31/world/middleeast/us-iran-bomb-mk84-qeshm-island.html?unlocked_article_code=1.2FA.0k23.D7PIOZw-qsD5&smid=tw-share

undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
undefined۵
undefined۲

۶۰۴

۱۴:۰۱

۱۵ مرداد
undefined️️ ۷ اکتبر ایرانی!؟#عمادالدین_باقیundefined اصالت صلح، موافق کسب آمادگی برای دفاع در برابر تجاوز است نه به پیشواز جنگ رفتن. پس از یک موج سنگین تهدید و جابجایی‌های نظامی آمریکا و اسراییل که همه دنیا انتطار شدیدترین حملات نظامی به ایران را داشتند، سه روز پیش ترامپ ناگهان اعلام کرد دستور توقف عملیات گسترده ای علیه ایران را داده است زیرا ایران و برخی از کشورهای منطقه از او چنین درخواستی کرده اند. بلافاصله خبرگزاری مهر تحت عنوان《اولین واکنش ایران: ادعای ترامپ دروغ است!》به نقل از مسئولینی که نام شان را ذکر نکرده ضمن دروغگو خواندن ترامپ آورده است: «اگر مواجهه اجتناب‌ناپذیر شود، میدان نبرد تعیین‌کننده خواهد بود و در آن زمان، همه خواهند فهمید که چه کسی قدرت را در دست دارد و چه کسی کلام نهایی را خواهد گفت». این موضع اگر فقط یک واکنش سیاسی تلقی شود مشکل خاصی ایجاد نمی کند اما اگر دنباله همان گفتمانی باشد که یک چهره شاخصش گفت: «انقدر باید بجنگیم تا پیروز شویم، فکر توافق را سرتان بیرون کنید»، یا آن مجری‌ صداوسیما که گفت: «به درک که دنیا حرف ما را قبول نمی‌کند و علیه ما بسیج می‌شود، تا ابد با آن‌ها می‌جنگیم!» خطرناک می شود. جنگ ابدی خلاف عقل و شرع و انسانیت است. کسانی هستند که به هزینه تباهی جان و امنیت و آسایش مردم، شعار جنگ طلبانه می دهند. اینکه ترامپ هم رجزخوانی های موهن انجام می دهد توجیه کننده چنین رفتاری نیست. دنیا ترامپ را می‌شناسد. یک مقام عالی رتبه نظامی از کشورهای همسایه به دولتمردان ایرانی گفته است به بلوف‌ها، تهدیدها و توهین‌های ترامپ اعتنا نکنید و مسیر خودتان را بروید.هر عاقلی می‌داند که در برابر یک رئیس جمهور دیوانه و جنگ طلب در راس مجهزترین ارتش دنیا باید عاقلانه و هوشیارانه رفتار کرد. اینکه گفته شود اگر به میدان نبرد بیایید خواهید فهمید چه کسی قدرت دارد، رفتار یک گروه چریکی است نه یک دولت که تامین امنیت و حراست از جان و اموال شهروندان تا حد امکان، رفاه اجتماعی، تقویت بنیه دفاعی، پاسداری از صلح، بازسازی و تعامل سازنده با جهان باید در اولویت وظایف آن باشد.امیدوارم تصمیم سازان این نکته را دریابند و اشتباه کسانی که ۷ اکتبر را آفریدند (هرچند ۷ اکتبر یک واکنش غریزی در برابر بیش از ۲۰ سال سرکوب و محاصره غذایی و دارویی و...توسط اسرائیل بود) تکرار نکنند. ما نیازمند رفتار دوراندیشانه، هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی هستیم نه واکنش غریزی. به نظر می‌رسد برخی با عقاید چریکی و آخرالزمانی دنبال غزه سازی ایران هستند و هر آن ممکن است با اقداماتی غافلگیرانه و خودسرانه کشور را در مسیر جنگی ویرانگرتر بیندازند. باید این گروه مشکوک را متوقف کرد وگرنه سرنوشت شومی را برای ایران رقم خواهند زد. از نشانه های این جریان، فضاسازی‌ها علیه مذاکرات و تفاهم‌نامه‌ای است که با اجماع مقامات سیاسی و نظامی شکل گرفته است و همه دنیا می‌دانند که بیشتر بندهای آن به سود ایران بوده است.
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
undefined۲۷
undefined۳
undefined۳

۳.۴K

۸:۰۸

۱۹ مرداد
thumbnail
undefined️ صدای پای هیولای فاشیسم#عمادالدین_باقیundefinedقتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم است که دیگر  هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که آیا جنایت از نوع تروریستی بوده یا منازعات شخصی یا ناموسی؟ ولی نتیجه هرچه باشد، عاملان جنایت را از مجازات 《با رعایت تمام اصول دادرسی عادلانه》 مصون نمی دارد زیرا نفی اعدام، نفی مجازات نیست. افزون بر آن، تمام اکانت های خارج نشین که مبادرت به تایید و تشویق این سلاخی کردند طبق قوانین همان کشورها مرتکب فعل مجرمانه شده اند. چنین افرادی حتی برای کشورهای میزبان خود نیز خطرناک هستند چنانکه تاکنون چند ادم ربایی و قتل در خارج از کشور مانند قتل دکتر مسجودی در کانادا و مرتضی صادقی در هامبورگ را مرتکب شده اند.رسانه های فارسی برون مرزی که با تکرار لقب "مداح حکومتی" برای حمیدرضا رجب زاده و یا طرح احتمالاتی مانند دخالت وی در حوادث دیماه ۱۴۰۴ و یا انجام امر به معرف و نهی از منکر توسط وی، سعی در عادی سازی و سفیدشویی جنایت دارند و به این ترتیب مسیر تشدید خشونت را هموار می کنند باید پاسخگو باشند. فارغ از هر دلیل و انگیزه ای در این قتل، نفس سلاخی کردن و انتشار فیلم جنایت در کانال های خاصی در خارج کشور و شادی کردن برای آن و عادی سازی جنایت، خودش جرم مستقلی به شمار می رود. اگر هرکس خودش شاکی و قاضی و مجری خشن ترین مجازات شود دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.کشتن و "خون به خون شستن" به مثابه راه حل نهایی، از هر طرف که باشد حاصلی جز نفرت و خشم و کشتن بیشتر و در نهایت جنگ داخلی نخواهد داشت. بنابراین همه باید روش حذف و کشتن را طرد کنند. تمام کسانی که به سرکوب و اعدام حکومتی اعتراض دارند اگر این جنایت را قاطعانه محکوم نکنند بی صداقتی شان در آن اعتراض هم محرز می شود و سکوت شان نوعی همنوایی و حتی تشویق نسبت به این هیولای مخوف خشونت است.سیستم حکومتی نیز باید فراتر از شناسایی و مجازات این تبهکاران به این پرسش رسیدگی کند که چرا افرادی از همین جامعه که سن آنها نیمی از عمر حکومت است و در دامن جمهوری اسلامی تربیت شده اند به این مرحله از قساوت رسیده اند؟ راه جلوگیری از تکرار این فجایع و کور کردن چرخه خشونت، پاسخ علمی به این پرسش و اصلاح روندهایی است که احتمال بروز و تکرار این حوادث را رقم می زند.به ویژه توجه به آمار بالای قتل که موجب امار بالای احکام قصاص شده و بررسی پرونده ها نشان می دهد درصد بالایی از قتل ها که اصولا رسانه ای نمی شوند نیز محصول خشم است، ضرورت اقدامات فوری برای مهار و کنترل خشم و خشونت را مبرم می سازد.
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
undefined۲۰
undefined۴

۹۵۳

۱۱:۴۴

۲۰ مرداد
گفتارهای باقی
undefined undefined️ صدای پای هیولای فاشیسم #عمادالدین_باقی undefinedقتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم است که دیگر  هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که آیا جنایت از نوع تروریستی بوده یا منازعات شخصی یا ناموسی؟ ولی نتیجه هرچه باشد، عاملان جنایت را از مجازات 《با رعایت تمام اصول دادرسی عادلانه》 مصون نمی دارد زیرا نفی اعدام، نفی مجازات نیست. افزون بر آن، تمام اکانت های خارج نشین که مبادرت به تایید و تشویق این سلاخی کردند طبق قوانین همان کشورها مرتکب فعل مجرمانه شده اند. چنین افرادی حتی برای کشورهای میزبان خود نیز خطرناک هستند چنانکه تاکنون چند ادم ربایی و قتل در خارج از کشور مانند قتل دکتر مسجودی در کانادا و مرتضی صادقی در هامبورگ را مرتکب شده اند. رسانه های فارسی برون مرزی که با تکرار لقب "مداح حکومتی" برای حمیدرضا رجب زاده و یا طرح احتمالاتی مانند دخالت وی در حوادث دیماه ۱۴۰۴ و یا انجام امر به معرف و نهی از منکر توسط وی، سعی در عادی سازی و سفیدشویی جنایت دارند و به این ترتیب مسیر تشدید خشونت را هموار می کنند باید پاسخگو باشند. فارغ از هر دلیل و انگیزه ای در این قتل، نفس سلاخی کردن و انتشار فیلم جنایت در کانال های خاصی در خارج کشور و شادی کردن برای آن و عادی سازی جنایت، خودش جرم مستقلی به شمار می رود. اگر هرکس خودش شاکی و قاضی و مجری خشن ترین مجازات شود دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. کشتن و "خون به خون شستن" به مثابه راه حل نهایی، از هر طرف که باشد حاصلی جز نفرت و خشم و کشتن بیشتر و در نهایت جنگ داخلی نخواهد داشت. بنابراین همه باید روش حذف و کشتن را طرد کنند. تمام کسانی که به سرکوب و اعدام حکومتی اعتراض دارند اگر این جنایت را قاطعانه محکوم نکنند بی صداقتی شان در آن اعتراض هم محرز می شود و سکوت شان نوعی همنوایی و حتی تشویق نسبت به این هیولای مخوف خشونت است. سیستم حکومتی نیز باید فراتر از شناسایی و مجازات این تبهکاران به این پرسش رسیدگی کند که چرا افرادی از همین جامعه که سن آنها نیمی از عمر حکومت است و در دامن جمهوری اسلامی تربیت شده اند به این مرحله از قساوت رسیده اند؟ راه جلوگیری از تکرار این فجایع و کور کردن چرخه خشونت، پاسخ علمی به این پرسش و اصلاح روندهایی است که احتمال بروز و تکرار این حوادث را رقم می زند. به ویژه توجه به آمار بالای قتل که موجب امار بالای احکام قصاص شده و بررسی پرونده ها نشان می دهد درصد بالایی از قتل ها که اصولا رسانه ای نمی شوند نیز محصول خشم است، ضرورت اقدامات فوری برای مهار و کنترل خشم و خشونت را مبرم می سازد. undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi
undefined️ توضیح و تکمله ای درباره یادداشت پیرامون مرگ رجب زادهundefined پیرو بعضی از کامنت‌ها درباره یادداشت قبلی تاکید می‌کنم که در یادداشت مورد اشاره کوشش بر این بوده که قضاوتی درباره خود قتل صورت نگیرد و با توجه به اینکه نخستین بار خبر این حادثه را اکانت‌های سیاسی مخالف حکومت با تعبیرات 《قتل مداح حکومتی》 و... منتشر و از سلاخی کردن، دفاع کردند و در مقابل نیز، عده‌ای از موضع دفاع از حکومت، با شهید خواندن وی، نسخه کشتن و انتقام و اعدام را پیچیدند و دو طرف، موضوع را کاملا سیاسی کردند تا میوه ان را بچینند، هدف اصلی من فراتر از این موضوع و نفی توسل به خشونت و انتقام بود و اینکه نفی اعدام، نفی مجازات نیست و مجرم هر که باشد باید طبق اصول دادرسی عادلانه محاکمه و مجازات شود.و اما در مورد ماهیت پرونده آقای رجب‌زاده (که به دلیل روشن نبودن حقیقت ماجرا از به کار بردن هرگونه پیشوند و پسوندی برای نام او خودداری شد) همانطور که اشاره کرده بودم باید منتظر بررسی‌های پلیس و اعلام نظر آن به عنوان نهاد کارشناسی باشیم هرچند متاسفانه گاهی در مورد بعضی از پرونده‌ها چنان فضاسازی‌های سنگینی صورت می‌گیرد که پلیس هم قادر به شفاف سازی نیست. در این مورد خاص امید است حقیقت ماجرا به طور شفاف اطلاع رسانی شود.
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
undefined۷

۴۴۶

۱۶:۵۷

۲۳ مرداد
undefined️ دردهای مشترک جهان سومدردهایی که یا شنیده نمی شوند یا درمان نمی شوندundefined
undefined️شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله لبنان خطاب به دولت این کشور: راهکارهایی که در بیانیه وزارتی وعده دادید کجاست؟ و راهکارهایی که در سخنرانی تحلیف مطرح کردید کجا هستند؟undefinedشما در مواجهه با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی، در ایجاد برابری فرصت‌ها و در انتصاباتی که به صورت غیرشفاف انجام می‌شوند، شکست خورده‌اید. فساد و تبذیر در ادارات گسترده است و صنعت برق نیز با مشکلات زیادی روبرو است. undefinedقوه قضاییه سیاسی شده است و با دستورات، حکم‌های قضایی صادر می‌شوند و با دستورات دیگر، حکم‌های قضایی قبلی لغو می‌شوند. جمعه۲۳مرداد۱۴۰۵
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
undefined۳

۸۱۷

۱۷:۲۰

۲۵ مرداد
undefinedمعنای لغو اعدام در بستر تاریخی-اجتماعی لبنان( این قانون فراتر از یک تصمیم حقوقی است)undefined سرمقاله روزنامه سازندگی ش ۲۳۰۳ یکشنبه۲۵مرداد۱۴۰۵#عمادالدین_باقیundefined چند روز پیش خبر لغو مجازات اعدام در لبنان منتشر شد و در رسانه‌های داخل مورد توجه قرار گرفت. دفتر رئیس پارلمان لبنان اعلام کرد پارلمان، مجازات اعدام را لغو کرد. براساس این قانون، حبس ابد جایگزین همه احکام اعدامی می شود که پیش از این صادر شده بودند. فراکسیون حزب‌الله در پارلمان با این لایحه مخالف بود. البته اجرای احکام اعدام در لبنان از سال 2004 عملاً متوقف شده بود و دو دهه است که گرچه احکام اعدام برای ده‌ها نفر صادر شده ولی حکم اعدامی اجرا نمی شود و اکنون این رویه تبدیل به قانون شده است. در لبنان معمولا برای قتل عمد و خیانت به کشور حکم اعدام صادر می شدالبته در شرایطی که 145 کشور از ۱۹5 کشور جهان یعنی حدود سه چهام کشورها لغو مجازات اعدام را یا تبدیل به قانون کرده اند و یا در عمل این مجازات را اجرا نمی‌کنند پیوستن لبنان به آنها رخداد فوق العاده ای از نظر جهانی نیست اما در برخی از نوشته ها و تعدادی از رسانه ها، از آن به عنوان اولین لغو مجازات اعدام در خاورمیانه یاد کردند که سخن درستی نیست زیرا پیشتر کشورهای دیگری مانند ترکیه و اسرائیل مجازات اعدام را لغو کرده بودند. هرچند در اسرائیل اخیرا با وضع قانونی مجازات اعدام برای فلسطینی‌ها را برگرداندند. البته ترکیه تنها کشور مسلمان نیست بلکه کشورهای اسلامی دیگری مانند مالزی و قزاقستان هم مجازات اعدام را لغو کرده اند وتونس سال هاست اعدام را اجرا نمی کند. در مالزی افزون بر اعدام، حبس ابد را هم لغو کرده اند. این اقدام در کشورهای یاد شده مورد حمایت بسیاری از فقهای دینی در این کشورها نیز بوده است.این که لبنان هم به کشورهای ملغی کننده مجازات اعدام پیوست از نظر حقوق بشری خبر مهمی است اما در مورد خاص لبنان این خبر از جنبه‌های دیگری هم دارای اهمیت است و می‌توان گفت کارکردهایی بیش از الغای مجازات در کشورهای دیگر دارد. کسانی که از ستیزه‌های خونبار دهه‌های ۵۰ و ۶۰ شمسی در لبنان و جنگ داخلی میان مسلمانان و مسیحیان و همچنین سنی و شیعه و در برهه‌ای هم جنگ داخلی میان خود شیعیان حزب الله و امل( که بعدها به نوعی ائتلاف و هماهنگی رسیدند)اطلاع دارند احتمالاً این جنبه از رخداد حقوقی تازه در لبنان برایشان بیشتر قابل توجه باشد. در کشوری که در پیشینه اخیرش برای حل مشکلات داخلی خود متوسل به اسلحه،جنگ و کشتار شده، اعدام همواره می‌تواند ابزار خطرناکی برای تسویه حساب‌های سیاسی باشد و نفس وجود نگرانی استفاده‌های ابزاری از مجازات اعدام خودش یک عامل برای دوام گاردگرفتن های متقابل، تفکر حذفی و خشونت است. به طور کلی جوامعی که نظم سیاسی آنها بر گسل‌های مذهبی و قومی قرار گرفته در معرض چنین خطراتی قرار دارند. لغو اعدام در این کشورها درست برعکس این تصور که حذف شدن ترس از اعدام، موجب تشدید گسل‌ها و ستیزه‌ها می‌شود اتفاقا تجربه جوامع دیگر نشان داده که کنار گذاشتن ترس از حذف و کشتن، راه را برای تحمل مدارا گفتگو و یافتن شیوه‌های بهتری برای همزیستی می‌گشاید. به همین دلیل ترکیه نه فقط برای جلب موافقت اتحادیه اروپا جهت عضویت بلکه از لغو اعدام و حتی تعلیق حبس های سنگین سیاسی علیه کردها به عنوان ابزاری برای کاهش تضادها، تقابل ها و تنش ها و شکل دادن فرایند همزیستی و ادغام تجزیه طلبان در دولت- ملت بهره می گیرد.
undefined کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
undefined۷
undefined۱

۱۰۶

۶:۲۶