خشم — علائم، ریشه، راهِ تنظیم
خشم معمولاً با داد زدن شروع نمیشه.خیلی وقتها از همون جایی میاد که بدن زودتر از ذهن پیام میفرسته.
علائمش چیه؟قبل از هر واکنشی، بدن خبر میده: • سفتشدن فک یا مشتها • تند شدن نفس • صدایی که ناخواسته میره بالا • نیاز شدید به کنترل یا قطع کردن موقعیت • یا برعکس: یخزدگی و سکوتِ پرتنش
اینها «بدرفتاری» نیستند؛ علائم فعالشدن سیستم دفاعیاند.
ریشهها کجاست؟خشم معمولاً احساسِ اول نیست.پشتش اغلب یکی از اینها خوابیده: • نادیدهگرفتهشدن • درماندگی («هیچجوری درست نمیشه») • ترس از ازدستدادن کنترل یا ارتباط • فرسودگی مزمن (خواب کم، بار ذهنی بالا)
برای خیلی از مادرها، خشم آخرین زنگ خطرِ بدنه؛ وقتی مدتها نیازها دیده نشده.
راهِ تنظیم چیه؟تنظیم خشم یعنی خاموشکردنش نیست؛یعنی کمک کنیم شدتِ موج پایین بیاد. • اول بدن، بعد کلام.چند دم و بازدمِ آهسته، فشار پاها روی زمین، یا شستن دستها با آب ولرم—کارهای سادهای که سیستم عصبی رو برمیگردونه به حال عادیتر. • اسمگذاری بدون سرزنش.«الان خیلی عصبانیام»همین جمله، وقتی با خودمون یا با بچه گفته میشه، از شدت واکنش کم میکنه. • مرز کوتاه، نه انفجار.بهجای داد زدن:«الان نیاز دارم مکث کنیم. بعدش حرف میزنیم.» • بعد از عبور موج، نه وسطش.تحلیل، آموزش و تصمیمگیری وقتی خشم بالاست کار نمیکنه.تنظیم یعنی صبر تا بدن اجازه بده.
خشم دشمن ما نیست.پیامه.و وقتی یاد بگیریم پیامش رو بشنویم، کمتر مجبور میشه فریاد بزنه.
خشم معمولاً با داد زدن شروع نمیشه.خیلی وقتها از همون جایی میاد که بدن زودتر از ذهن پیام میفرسته.
علائمش چیه؟قبل از هر واکنشی، بدن خبر میده: • سفتشدن فک یا مشتها • تند شدن نفس • صدایی که ناخواسته میره بالا • نیاز شدید به کنترل یا قطع کردن موقعیت • یا برعکس: یخزدگی و سکوتِ پرتنش
اینها «بدرفتاری» نیستند؛ علائم فعالشدن سیستم دفاعیاند.
ریشهها کجاست؟خشم معمولاً احساسِ اول نیست.پشتش اغلب یکی از اینها خوابیده: • نادیدهگرفتهشدن • درماندگی («هیچجوری درست نمیشه») • ترس از ازدستدادن کنترل یا ارتباط • فرسودگی مزمن (خواب کم، بار ذهنی بالا)
برای خیلی از مادرها، خشم آخرین زنگ خطرِ بدنه؛ وقتی مدتها نیازها دیده نشده.
راهِ تنظیم چیه؟تنظیم خشم یعنی خاموشکردنش نیست؛یعنی کمک کنیم شدتِ موج پایین بیاد. • اول بدن، بعد کلام.چند دم و بازدمِ آهسته، فشار پاها روی زمین، یا شستن دستها با آب ولرم—کارهای سادهای که سیستم عصبی رو برمیگردونه به حال عادیتر. • اسمگذاری بدون سرزنش.«الان خیلی عصبانیام»همین جمله، وقتی با خودمون یا با بچه گفته میشه، از شدت واکنش کم میکنه. • مرز کوتاه، نه انفجار.بهجای داد زدن:«الان نیاز دارم مکث کنیم. بعدش حرف میزنیم.» • بعد از عبور موج، نه وسطش.تحلیل، آموزش و تصمیمگیری وقتی خشم بالاست کار نمیکنه.تنظیم یعنی صبر تا بدن اجازه بده.
خشم دشمن ما نیست.پیامه.و وقتی یاد بگیریم پیامش رو بشنویم، کمتر مجبور میشه فریاد بزنه.
۱۰۹
۱۸:۱۲
هیجانات عمیقِ نادیدهگرفتهشده
بعضی هیجانها بلند گریه نمیکنند؛آرام، ساکت و نجیباند…آنقدر که سالها میشود از کنارشان رد شدبیآنکه کسی متوجه زخمشان شود.
هیجانهای نادیدهگرفتهشده معمولاً همانهاییاند کهدر کودکی برایشان جا نبود:غمهایی که «زیادی حساس» نام گرفتند،خشمهایی که «بیادب» تلقی شدند،ترسهایی که «بزرگ شو» پاسخشان بود.
این هیجانها سرکوب نمیشوند؛ذخیره میشوند.در بدن، در روابط، در انتخابها،و روزی از جایی که انتظارش را نداریمخودشان را نشان میدهند.
در درمان هیجانمدار،ما به هیجانها یاد نمیدهیم ساکت باشند؛به آنها گوش میدهیم.نامشان را صدا میزنیم،معنایشان را میفهمیمو اجازه میدهیم تجربه شوند.
شفا از جایی شروع میشود کهبه هیجانهای عمیقِ نادیدهگرفتهشدهحقِ بودن داده میشود.
اگر هیجانی در تو هست که سالها دیده نشده،مشکل از تو نیست؛آن هیجان فقط منتظر رابطهای امن بوده است.
بعضی هیجانها بلند گریه نمیکنند؛آرام، ساکت و نجیباند…آنقدر که سالها میشود از کنارشان رد شدبیآنکه کسی متوجه زخمشان شود.
هیجانهای نادیدهگرفتهشده معمولاً همانهاییاند کهدر کودکی برایشان جا نبود:غمهایی که «زیادی حساس» نام گرفتند،خشمهایی که «بیادب» تلقی شدند،ترسهایی که «بزرگ شو» پاسخشان بود.
این هیجانها سرکوب نمیشوند؛ذخیره میشوند.در بدن، در روابط، در انتخابها،و روزی از جایی که انتظارش را نداریمخودشان را نشان میدهند.
در درمان هیجانمدار،ما به هیجانها یاد نمیدهیم ساکت باشند؛به آنها گوش میدهیم.نامشان را صدا میزنیم،معنایشان را میفهمیمو اجازه میدهیم تجربه شوند.
شفا از جایی شروع میشود کهبه هیجانهای عمیقِ نادیدهگرفتهشدهحقِ بودن داده میشود.
اگر هیجانی در تو هست که سالها دیده نشده،مشکل از تو نیست؛آن هیجان فقط منتظر رابطهای امن بوده است.
۹۵
۶:۵۹
گفتوگوهای سخت بین والد و نوجوان
گفتوگوهای سخت معمولاً دربارهی درس، قانون یا رفتار شروع میشونداما تقریباً همیشه دربارهی هیجاناند.
نوجوانی که فریاد میزند،در حال گفتن چیزی است که بلد نیست آرام بگوید.والدی که کنترل میکند،اغلب در حال پنهانکردن ترسی عمیق است:ترس از دست دادن،ترس از اشتباهکردن،ترس از ناکافیبودن.
در گفتوگوهای سخت،دو طرف معمولاً به هم گوش نمیدهند؛هر کدام در حال دفاع از زخمی نادیدهگرفتهشدهاند.
نوجوان میگوید:«من را بفهم.»والد میگوید:«من نگرانم.»اما هر دو این پیامهازیر لایهای از خشم، سکوت یا فاصله گم میشود.
در رویکرد هیجانمدار،هدف برندهشدن در بحث نیست؛هدف حفظ رابطه در دل تفاوتهاست.ما بهجای اصلاح رفتار،به هیجانِ زیرِ رفتار توجه میکنیم.
وقتی والد بتواندپیش از قانون، ارتباط بسازدو نوجوان بتواندپیش از دفاع، احساسش را تجربه کند،گفتوگو—even اگر سخت باشد—امن میماند.
گفتوگوهای سخت قرار نیست حذف شوند؛قرار است تحملپذیر، انسانی و ترمیمکننده شوند.
رابطهای که هیجان را تاب میآورد،حتی از دل سختترین گفتوگوهاسالم بیرون میآید.
گفتوگوهای سخت معمولاً دربارهی درس، قانون یا رفتار شروع میشونداما تقریباً همیشه دربارهی هیجاناند.
نوجوانی که فریاد میزند،در حال گفتن چیزی است که بلد نیست آرام بگوید.والدی که کنترل میکند،اغلب در حال پنهانکردن ترسی عمیق است:ترس از دست دادن،ترس از اشتباهکردن،ترس از ناکافیبودن.
در گفتوگوهای سخت،دو طرف معمولاً به هم گوش نمیدهند؛هر کدام در حال دفاع از زخمی نادیدهگرفتهشدهاند.
نوجوان میگوید:«من را بفهم.»والد میگوید:«من نگرانم.»اما هر دو این پیامهازیر لایهای از خشم، سکوت یا فاصله گم میشود.
در رویکرد هیجانمدار،هدف برندهشدن در بحث نیست؛هدف حفظ رابطه در دل تفاوتهاست.ما بهجای اصلاح رفتار،به هیجانِ زیرِ رفتار توجه میکنیم.
وقتی والد بتواندپیش از قانون، ارتباط بسازدو نوجوان بتواندپیش از دفاع، احساسش را تجربه کند،گفتوگو—even اگر سخت باشد—امن میماند.
گفتوگوهای سخت قرار نیست حذف شوند؛قرار است تحملپذیر، انسانی و ترمیمکننده شوند.
رابطهای که هیجان را تاب میآورد،حتی از دل سختترین گفتوگوهاسالم بیرون میآید.
۹۲
۱۸:۳۶
چطور وقتی خستهایم، مهربان بمانیم؟
خستگی فقط کمبود انرژی نیست؛اغلب یعنی هیجانهایی که مدتها حمل شدهاندو جایی برای زمینگذاشتهشدن نداشتهاند.
وقتی خستهایم،ظرفیت هیجانیمان کم میشود.آستانهی تحریک پایین میآیدو مهربانی—با خود و دیگران—اولین چیزی است که کنار میرود.
در این لحظهها،بیمهری نشانهی بدبودن ما نیست؛نشانهی فرسودگی سیستم هیجانی است.
در رویکرد هیجانمدار،قرار نیست در خستگی خودمان را مجبور به مهربانی کنیم.اول باید خستگی را ببینیم،نامش را بگذاریمو به آن حقِ وجود بدهیم.
گاهی مهربانی یعنی: • مکثکردن قبل از پاسخ • کمحرفزدن بهجای توضیحدادن • بهتعویقانداختن گفتوگوهای مهم • و حتی سکوتی آگاهانه
مهربانی واقعیاز جایی میآید که ما حال خودمان را میفهمیم،نه از جایی که خودمان را نادیده میگیریم.
اگر امروز مهربانبودن سخت است،شاید اولین مهربانیاین باشد که بپذیریخستهای.
خستگی فقط کمبود انرژی نیست؛اغلب یعنی هیجانهایی که مدتها حمل شدهاندو جایی برای زمینگذاشتهشدن نداشتهاند.
وقتی خستهایم،ظرفیت هیجانیمان کم میشود.آستانهی تحریک پایین میآیدو مهربانی—با خود و دیگران—اولین چیزی است که کنار میرود.
در این لحظهها،بیمهری نشانهی بدبودن ما نیست؛نشانهی فرسودگی سیستم هیجانی است.
در رویکرد هیجانمدار،قرار نیست در خستگی خودمان را مجبور به مهربانی کنیم.اول باید خستگی را ببینیم،نامش را بگذاریمو به آن حقِ وجود بدهیم.
گاهی مهربانی یعنی: • مکثکردن قبل از پاسخ • کمحرفزدن بهجای توضیحدادن • بهتعویقانداختن گفتوگوهای مهم • و حتی سکوتی آگاهانه
مهربانی واقعیاز جایی میآید که ما حال خودمان را میفهمیم،نه از جایی که خودمان را نادیده میگیریم.
اگر امروز مهربانبودن سخت است،شاید اولین مهربانیاین باشد که بپذیریخستهای.
۹۰
۱۲:۳۱
VAmbience - Peaceful Journey.mp3
۰۳:۱۵-۳.۲۵ مگابایت
برای تایم با خودت بودنِ این هفته؛یادت باشه که هیچ احساسی دشمن تو نیست…
۶۰
۱۷:۲۵
دلبستگی ایمن در رابطهی والد–کودک یعنی چی؟
دلبستگی ایمن یعنی بچه بدونهوقتی میترسه، ناراحته یا بههم میریزهیه آدم امن هست که میتونه بهش رجوع کنه.
یعنی والد براش فقط قانونگذار یا مراقب نیست؛یه «جای امن»ه.جایی که میشه با هیجانهای سخت هم برگشتو طرد نشد.
دلبستگی ایمن با کاملبودن والد ساخته نمیشه.با در دسترسبودن ساخته میشه.با اینکه وقتی بچه هیجانی میشهوالد یا ناپدید نشهیا فقط دستور ندهیا سریع جمعش نکنه.
وقتی والد میتونه بگه:«میبینم ناراحتی»«میدونم ترسیدی»«کنارت هستم، آرومآروم حلش میکنیم»بچه کمکم یاد میگیرههیجانهاش خطرناک نیستن.
دلبستگی ایمن یعنیبچه لازم نباشه برای حفظ رابطههیجانهاشو قورت بدهیا نقش بچهی خوب رو بازی کنه.
وقتی والد بیشتر دنبال فهمیدن هیجانهتا اصلاح رفتار،بچه احساس امنیت میکنه؛و از دل همین امنیترفتار هم کمکم تنظیم میشه.
دلبستگی ایمن یعنیحتی وقتی بچه عصبانیه، گریه میکنه یا اشتباه میکنهرابطه سر جاشه.
و همین تجربههای سادهی روزمرهستکه پایهی روابط امن آیندهی بچه رو میسازه.
دلبستگی ایمن یعنی بچه بدونهوقتی میترسه، ناراحته یا بههم میریزهیه آدم امن هست که میتونه بهش رجوع کنه.
یعنی والد براش فقط قانونگذار یا مراقب نیست؛یه «جای امن»ه.جایی که میشه با هیجانهای سخت هم برگشتو طرد نشد.
دلبستگی ایمن با کاملبودن والد ساخته نمیشه.با در دسترسبودن ساخته میشه.با اینکه وقتی بچه هیجانی میشهوالد یا ناپدید نشهیا فقط دستور ندهیا سریع جمعش نکنه.
وقتی والد میتونه بگه:«میبینم ناراحتی»«میدونم ترسیدی»«کنارت هستم، آرومآروم حلش میکنیم»بچه کمکم یاد میگیرههیجانهاش خطرناک نیستن.
دلبستگی ایمن یعنیبچه لازم نباشه برای حفظ رابطههیجانهاشو قورت بدهیا نقش بچهی خوب رو بازی کنه.
وقتی والد بیشتر دنبال فهمیدن هیجانهتا اصلاح رفتار،بچه احساس امنیت میکنه؛و از دل همین امنیترفتار هم کمکم تنظیم میشه.
دلبستگی ایمن یعنیحتی وقتی بچه عصبانیه، گریه میکنه یا اشتباه میکنهرابطه سر جاشه.
و همین تجربههای سادهی روزمرهستکه پایهی روابط امن آیندهی بچه رو میسازه.
۷۳
۱۴:۱۰
۱۰ راه ساده برای ایجاد احساس ارزشمندی در کودک
۱. به احساسش واکنش نشون بده، نه فقط به رفتارشوقتی میگی «میبینم ناراحتی»، بچه حس میکنه دیده شده، نه قضاوت.
۲. بیشتر توصیف کن تا قضاوتبهجای «آفرین بچهی خوبی»، بگو «دیدم تلاش کردی»؛ارزشمندی از درون میاد، نه از برچسب.
۳. بهش حق انتخاب بده، حتی کوچیکاینکه بتونه انتخاب کنه، یعنی «نظر من مهمه».
۴. گوش بده بدون عجله برای درستکردنگاهی بچه فقط شنیدهشدن میخواد، نه راهحل.
۵. اشتباهش رو از خودش جدا کنبگو «این کارت درست نبود»، نه «تو بدی».این فرق کوچیک، اثر خیلی بزرگی داره.
۶. مقایسه نکن، حتی به شوخیمقایسه، آرومآروم احساس «کمبودن» میسازه.
۷. حضور داشته باش، نه فقط مراقبتحتی ده دقیقه توجه کامل،از ساعتها کنار هم بودن بدون ارتباط ارزشمندتره.
۸. هیجانهای سختش رو تاب بیاروقتی گریه، خشم یا ترسش رو تحمل میکنی،پیامش اینه: «من به همهی حالتها ارزش دارم».
۹. تلاشش رو ببین، نه فقط نتیجه روارزشمندی با کاملبودن ساخته نمیشه.
۱۰. خودت با خودت مهربون باشبچهها از رابطهای که ما با خودمون داریمیاد میگیرن چقدر ارزشمندند.
احساس ارزشمندیاز تشویقهای بزرگ نمیاد؛از تجربهی تکرارشوندهیدیدهشدن، شنیدهشدن و مهمبودنه.
۱. به احساسش واکنش نشون بده، نه فقط به رفتارشوقتی میگی «میبینم ناراحتی»، بچه حس میکنه دیده شده، نه قضاوت.
۲. بیشتر توصیف کن تا قضاوتبهجای «آفرین بچهی خوبی»، بگو «دیدم تلاش کردی»؛ارزشمندی از درون میاد، نه از برچسب.
۳. بهش حق انتخاب بده، حتی کوچیکاینکه بتونه انتخاب کنه، یعنی «نظر من مهمه».
۴. گوش بده بدون عجله برای درستکردنگاهی بچه فقط شنیدهشدن میخواد، نه راهحل.
۵. اشتباهش رو از خودش جدا کنبگو «این کارت درست نبود»، نه «تو بدی».این فرق کوچیک، اثر خیلی بزرگی داره.
۶. مقایسه نکن، حتی به شوخیمقایسه، آرومآروم احساس «کمبودن» میسازه.
۷. حضور داشته باش، نه فقط مراقبتحتی ده دقیقه توجه کامل،از ساعتها کنار هم بودن بدون ارتباط ارزشمندتره.
۸. هیجانهای سختش رو تاب بیاروقتی گریه، خشم یا ترسش رو تحمل میکنی،پیامش اینه: «من به همهی حالتها ارزش دارم».
۹. تلاشش رو ببین، نه فقط نتیجه روارزشمندی با کاملبودن ساخته نمیشه.
۱۰. خودت با خودت مهربون باشبچهها از رابطهای که ما با خودمون داریمیاد میگیرن چقدر ارزشمندند.
احساس ارزشمندیاز تشویقهای بزرگ نمیاد؛از تجربهی تکرارشوندهیدیدهشدن، شنیدهشدن و مهمبودنه.
۷۴
۷:۱۱
اشتباهات رایج در تنبیه و پیامد
تنبیه معمولاً از درماندگی والد میاد،نه از بدخواهی.اما بعضی شکلهای تنبیه،ناخواسته پیامهایی به کودک میدنکه اثرشون از خودِ رفتار، موندگارتره.
۱. تنبیه همراه با تحقیروقتی کودک با شرم تنبیه میشه،پیامش اینه: «من بد هستم»،نه «این رفتارم نیاز به اصلاح داره».
۲. تنبیه در اوج هیجانتنبیه وقتی والد عصبانیه،بیشتر تخلیهی هیجان والدهتا آموزش به کودک.
۳. تهدیدهای توخالیتهدیدهایی که اجرا نمیشناحساس ناامنی و بیاعتمادی میسازن.
۴. تنبیه نامتناسب با سن یا رفتارپیامدهای سنگین برای خطاهای کوچک،احساس بیعدالتی ایجاد میکنه.
۵. قطع رابطه بهعنوان تنبیهقهر، بیمحلی یا سردشدنبرای کودک یعنی:«محبتم مشروطه».
۶. تنبیه بدون توضیحبچهای که فقط تنبیه میشهولی دلیلش رو نمیفهمه،فقط یاد میگیره بترسه، نه مسئولیتپذیر باشه.
۷. تمرکز فقط روی رفتار، نه هیجان پشتشوقتی خشم، ترس یا نیاز دیده نمیشه،رفتار فقط موقتاً متوقف میشه.
۸. مقایسه هنگام تنبیه«ببین فلانی چقدر خوبه»احساس ناکافیبودن رو تقویت میکنه.
۹. تنبیههای غیرقابل پیشبینیوقتی قانونها مدام عوض میشن،کودک احساس امنیت نمیکنه.
۱۰. نبودِ ترمیم بعد از تنبیهبدون بازگشت به رابطه،تنبیه به زخم تبدیل میشه.
پیامدِ سالمقراره آموزش بده، نه بترسونه؛قراره مسئولیت بسازه، نه شرم.
کودک بیشتر از «تنبیه»،به راهنمایی همراه با ارتباط نیاز داره.
تنبیه معمولاً از درماندگی والد میاد،نه از بدخواهی.اما بعضی شکلهای تنبیه،ناخواسته پیامهایی به کودک میدنکه اثرشون از خودِ رفتار، موندگارتره.
۱. تنبیه همراه با تحقیروقتی کودک با شرم تنبیه میشه،پیامش اینه: «من بد هستم»،نه «این رفتارم نیاز به اصلاح داره».
۲. تنبیه در اوج هیجانتنبیه وقتی والد عصبانیه،بیشتر تخلیهی هیجان والدهتا آموزش به کودک.
۳. تهدیدهای توخالیتهدیدهایی که اجرا نمیشناحساس ناامنی و بیاعتمادی میسازن.
۴. تنبیه نامتناسب با سن یا رفتارپیامدهای سنگین برای خطاهای کوچک،احساس بیعدالتی ایجاد میکنه.
۵. قطع رابطه بهعنوان تنبیهقهر، بیمحلی یا سردشدنبرای کودک یعنی:«محبتم مشروطه».
۶. تنبیه بدون توضیحبچهای که فقط تنبیه میشهولی دلیلش رو نمیفهمه،فقط یاد میگیره بترسه، نه مسئولیتپذیر باشه.
۷. تمرکز فقط روی رفتار، نه هیجان پشتشوقتی خشم، ترس یا نیاز دیده نمیشه،رفتار فقط موقتاً متوقف میشه.
۸. مقایسه هنگام تنبیه«ببین فلانی چقدر خوبه»احساس ناکافیبودن رو تقویت میکنه.
۹. تنبیههای غیرقابل پیشبینیوقتی قانونها مدام عوض میشن،کودک احساس امنیت نمیکنه.
۱۰. نبودِ ترمیم بعد از تنبیهبدون بازگشت به رابطه،تنبیه به زخم تبدیل میشه.
پیامدِ سالمقراره آموزش بده، نه بترسونه؛قراره مسئولیت بسازه، نه شرم.
کودک بیشتر از «تنبیه»،به راهنمایی همراه با ارتباط نیاز داره.
۷۴
۱۵:۳۹
وقتی کودک میترسد چه کنیم؟
ترس، نشانهی ضعیفبودن کودک نیست؛نشانهی اینه که چیزی براش ناامن شده.
اولین کار ماکمکردن ترس نیست؛فهمیدن ترسه.
بهجای اینکه بگیم:«نترس»یا «چیزی نیست»یا «بزرگ شو»بهتره بگیم:«میبینم ترسیدی»«حق داری بترسی»«کنارت هستم»
کودک وقتی آروم میشهکه تنها نمونه با ترسش.
کار ما این نیستکه سریع قویش کنیم؛اینِ که کمکش کنیمترس رو قابلتحمل کنه.
بعضی ترسهابا توضیح منطقی حل نمیشن؛با حضور امن حل میشن.
وقتی ترس کودک مسخره میشهیا نادیده گرفته میشه،یا شدیدتر میشهیا پنهان.
کمک واقعی یعنی: • نامگذاری ترس («انگار صدای رعد ترسوندت») • جداکردن ترس از خود کودک («ترس اومده سراغت») • موندن کنار کودک تا بدنش آروم بشه • نه هلدادنش به شجاعتِ اجباری
ترس اگر دیده بشه،کمکم کوچک میشه.اگر تنها بمونه،بزرگ میشه.
بچهای که با ترسش تنها نمیمونه،یاد میگیرهدنیا جای قابلتحملتریه.
ترس، نشانهی ضعیفبودن کودک نیست؛نشانهی اینه که چیزی براش ناامن شده.
اولین کار ماکمکردن ترس نیست؛فهمیدن ترسه.
بهجای اینکه بگیم:«نترس»یا «چیزی نیست»یا «بزرگ شو»بهتره بگیم:«میبینم ترسیدی»«حق داری بترسی»«کنارت هستم»
کودک وقتی آروم میشهکه تنها نمونه با ترسش.
کار ما این نیستکه سریع قویش کنیم؛اینِ که کمکش کنیمترس رو قابلتحمل کنه.
بعضی ترسهابا توضیح منطقی حل نمیشن؛با حضور امن حل میشن.
وقتی ترس کودک مسخره میشهیا نادیده گرفته میشه،یا شدیدتر میشهیا پنهان.
کمک واقعی یعنی: • نامگذاری ترس («انگار صدای رعد ترسوندت») • جداکردن ترس از خود کودک («ترس اومده سراغت») • موندن کنار کودک تا بدنش آروم بشه • نه هلدادنش به شجاعتِ اجباری
ترس اگر دیده بشه،کمکم کوچک میشه.اگر تنها بمونه،بزرگ میشه.
بچهای که با ترسش تنها نمیمونه،یاد میگیرهدنیا جای قابلتحملتریه.
۶۰
۱۹:۱۹
Empty Swing_ Martin Czerny. .mp3
۰۳:۰۷-۲.۲۳ مگابایت
برای پایانِ شب.
۱۵
۱۹:۲۵