ناتاشا کانوا، رئیس راهبرد جهانی کالاها در JPMorgan Chase، میگوید:
«پرسش اصلی این است که آیا توقف طولانیمدت تولید میتواند به کاهش دائمی ظرفیت تولید منجر شود یا خیر. احتمالاً این خطرات بیش از حد بزرگنمایی شدهاند.»
پیش از این نیز چاههای نفت برای دورههای طولانی تعطیل شدهاند؛ از جمله در ایران.
در روزهای نخست همهگیری کووید-۱۹، زمانی که تقریباً هیچکس سفر نمیکرد، جهان با کمبود ظرفیت ذخیرهسازی سوخت مواجه شد و قیمت نفت حتی برای مدتی منفی شد. در آن زمان تولیدکنندگان سراسر جهان چاههای خود را متوقف کردند، بدون آنکه آسیب مهم یا ماندگاری به آنها وارد شود.
برخی تولیدکنندگان خاورمیانه نیز در دوره اجرای محدودیتهای تولید از سوی Organization of the Petroleum Exporting Countries چاههای خود را به طور موقت تعطیل کرده بودند.
صنعت نفت، حتی در کشوری با مشکلات اقتصادی گسترده مانند ایران، آن زمان توانست این مسئله را بهخوبی مدیریت کند و این بار نیز از عهده آن برخواهد آمد.
کانوا همچنین یادآور میشود که گاهی توقف تولید حتی میتواند به نفع یک چاه باشد؛ زیرا موجب بازتعادل فشار در مخزن میشود و در نتیجه پس از راهاندازی مجدد، نفت بیشتری نسبت به قبل تولید خواهد شد.
روشن کردن دوباره موتور تولید
ازسرگیری تولید پس از پایان جنگ نیز مانند فشردن یک کلید برق نیست؛ فقط مسئله در جهت عکس عمل میکند.
تولید باید بهآرامی و طی چند هفته از سر گرفته شود تا از فروریختن مخازن نفتی جلوگیری شود؛ رخدادی که میتواند حفاری مجدد و تعمیرات گسترده را ضروری سازد. تولیدکنندگان باید هنگام تزریق آب و گاز به چاهها برای استخراج نفت، فشار زیرزمینی را با دقت متعادل نگه دارند.
از آنجا که چاههای منطقه بزرگ هستند و فاصله کمی از یکدیگر دارند، راهاندازی مجدد آنها به هماهنگی گسترده میان شرکتها و کشورهای مختلف نیاز دارد تا فشار در چندین چاه به طور همزمان در سطح مناسبی حفظ شود. در غیر این صورت، احتمال فروریزش، نشت و خسارات فاجعهبار به چاهها وجود خواهد داشت.
هر بار که یک چاه از مدار تولید خارج میشود، خطر کاهش جریان نفت پس از راهاندازی مجدد وجود دارد. برای جلوگیری از این مشکل، برخی بهرهبرداران حداقل میزان جریان نفت را حفظ میکنند؛ مشابه باز گذاشتن اندک شیر آب در هوای بسیار سرد برای جلوگیری از یخزدگی لولهها.
اما صنعت نفت همه این مسائل را به خوبی میشناسد. ایران تجربه فراوانی در متوقفسازی و راهاندازی مجدد چاههای نفت دارد.
بنابراین، انتظار نداشته باشید این داستان با یک پایان انفجاری به پایان برسد.
@energylp
«پرسش اصلی این است که آیا توقف طولانیمدت تولید میتواند به کاهش دائمی ظرفیت تولید منجر شود یا خیر. احتمالاً این خطرات بیش از حد بزرگنمایی شدهاند.»
پیش از این نیز چاههای نفت برای دورههای طولانی تعطیل شدهاند؛ از جمله در ایران.
در روزهای نخست همهگیری کووید-۱۹، زمانی که تقریباً هیچکس سفر نمیکرد، جهان با کمبود ظرفیت ذخیرهسازی سوخت مواجه شد و قیمت نفت حتی برای مدتی منفی شد. در آن زمان تولیدکنندگان سراسر جهان چاههای خود را متوقف کردند، بدون آنکه آسیب مهم یا ماندگاری به آنها وارد شود.
برخی تولیدکنندگان خاورمیانه نیز در دوره اجرای محدودیتهای تولید از سوی Organization of the Petroleum Exporting Countries چاههای خود را به طور موقت تعطیل کرده بودند.
صنعت نفت، حتی در کشوری با مشکلات اقتصادی گسترده مانند ایران، آن زمان توانست این مسئله را بهخوبی مدیریت کند و این بار نیز از عهده آن برخواهد آمد.
کانوا همچنین یادآور میشود که گاهی توقف تولید حتی میتواند به نفع یک چاه باشد؛ زیرا موجب بازتعادل فشار در مخزن میشود و در نتیجه پس از راهاندازی مجدد، نفت بیشتری نسبت به قبل تولید خواهد شد.
روشن کردن دوباره موتور تولید
ازسرگیری تولید پس از پایان جنگ نیز مانند فشردن یک کلید برق نیست؛ فقط مسئله در جهت عکس عمل میکند.
تولید باید بهآرامی و طی چند هفته از سر گرفته شود تا از فروریختن مخازن نفتی جلوگیری شود؛ رخدادی که میتواند حفاری مجدد و تعمیرات گسترده را ضروری سازد. تولیدکنندگان باید هنگام تزریق آب و گاز به چاهها برای استخراج نفت، فشار زیرزمینی را با دقت متعادل نگه دارند.
از آنجا که چاههای منطقه بزرگ هستند و فاصله کمی از یکدیگر دارند، راهاندازی مجدد آنها به هماهنگی گسترده میان شرکتها و کشورهای مختلف نیاز دارد تا فشار در چندین چاه به طور همزمان در سطح مناسبی حفظ شود. در غیر این صورت، احتمال فروریزش، نشت و خسارات فاجعهبار به چاهها وجود خواهد داشت.
هر بار که یک چاه از مدار تولید خارج میشود، خطر کاهش جریان نفت پس از راهاندازی مجدد وجود دارد. برای جلوگیری از این مشکل، برخی بهرهبرداران حداقل میزان جریان نفت را حفظ میکنند؛ مشابه باز گذاشتن اندک شیر آب در هوای بسیار سرد برای جلوگیری از یخزدگی لولهها.
اما صنعت نفت همه این مسائل را به خوبی میشناسد. ایران تجربه فراوانی در متوقفسازی و راهاندازی مجدد چاههای نفت دارد.
بنابراین، انتظار نداشته باشید این داستان با یک پایان انفجاری به پایان برسد.
۲.۶K
۱۳:۳۸
🟥پاکستان در پی افزایش واردات گاز مایع و بررسی خرید نفت ارزانتر از ایران
اویل پرایسوزیر نفت پاکستان، علی پرویز ملک، اعلام کرده است که پاکستان واردات گاز مایع (LPG) از ایران را افزایش خواهد داد و همچنین در حال بررسی امکان واردات نفت خام ارزانتر از جمهوری اسلامی ایران است.
پاکستان که یکی از میانجیهای اصلی در مذاکرات میان ایالات متحده و ایران به شمار میرود، در طول آخرین بحران خاورمیانه روابط نزدیک خود را با ایران حفظ کرده و در جریان این بحران، برای تضمین عبور ایمن کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر به مقصد پاکستان، مستقیماً با ایران مذاکره کرده بود.
اکنون که ایالات متحده تحریمهای مربوط به فروش فرآوردههای نفتی ایران را تا ۲۱ اوت به حالت تعلیق درآورده است، پاکستان در حال بررسی امکان واردات نفت خام از ایران و افزایش واردات LPG از این کشور است.
وزیر نفت پاکستان که سخنانش توسط رسانههای ایرانی نقل شده، اظهار داشت:
«روابط ما با ایران، رابطهای برادرانه و مبتنی بر همسایگی نزدیک است و معتقدم باید حداکثر استفاده را از توانمندیهای مشترک خود ببریم.»
بر اساس گزارش رسانههای پاکستانی، ملک همچنین گفته است که پاکستان در حال «بررسی» خرید نفت و گاز ارزانتر از ایران است.
به گفته وزیر نفت، واردات نفت خام ایران با قیمتهای تخفیفخورده میتواند بین ۱۷۰ تا ۳۴۰ میلیون دلار از هزینه واردات نفت پاکستان بکاهد؛ البته این برآورد بر این فرض استوار است که تا ۲۰ درصد از خریدهای نفتی پاکستان با قیمتی پایینتر از شاخصهای بینالمللی انجام شود.
بحران تنگه هرمز و توقف عرضه نفت و گاز از سوی تولیدکنندگان اصلی خاورمیانه ــ که پاکستان برای تأمین نیازهای انرژی خود به آنها وابسته است ــ موجب بروز بحران انرژی در این کشور جنوب آسیا شده است.
با این حال، وزیر نفت پاکستان روز یکشنبه اظهار داشت که دشوارترین مرحله این بحران پشت سر گذاشته شده و افزود:
«روزهای خوب اکنون در راه است.»
با وجود این، پاکستان همچنان روند بازگشت تردد کشتیها از تنگه هرمز به حالت عادی را با دقت زیر نظر دارد تا بتواند تأمین انرژی خود را بهطور مؤثر مدیریت کند.
در یکی از تازهترین نشانهها مبنی بر اینکه پاکستان هنوز از بازار نقدی LNG خارج نشده است، شرکت دولتی واردکننده گاز طبیعی مایع این کشور بهصورت فوری در پی خرید یک محموله LNG برای تحویل در همین هفته است؛ زیرا با وجود کاهش تنشها، رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز همچنان با نوسانات و نااطمینانی روبهرو است و تهدیدها علیه نفتکشها و همچنین تشدید دوباره تنش میان ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد.
@energylp
پاکستان که یکی از میانجیهای اصلی در مذاکرات میان ایالات متحده و ایران به شمار میرود، در طول آخرین بحران خاورمیانه روابط نزدیک خود را با ایران حفظ کرده و در جریان این بحران، برای تضمین عبور ایمن کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر به مقصد پاکستان، مستقیماً با ایران مذاکره کرده بود.
اکنون که ایالات متحده تحریمهای مربوط به فروش فرآوردههای نفتی ایران را تا ۲۱ اوت به حالت تعلیق درآورده است، پاکستان در حال بررسی امکان واردات نفت خام از ایران و افزایش واردات LPG از این کشور است.
وزیر نفت پاکستان که سخنانش توسط رسانههای ایرانی نقل شده، اظهار داشت:
«روابط ما با ایران، رابطهای برادرانه و مبتنی بر همسایگی نزدیک است و معتقدم باید حداکثر استفاده را از توانمندیهای مشترک خود ببریم.»
بر اساس گزارش رسانههای پاکستانی، ملک همچنین گفته است که پاکستان در حال «بررسی» خرید نفت و گاز ارزانتر از ایران است.
به گفته وزیر نفت، واردات نفت خام ایران با قیمتهای تخفیفخورده میتواند بین ۱۷۰ تا ۳۴۰ میلیون دلار از هزینه واردات نفت پاکستان بکاهد؛ البته این برآورد بر این فرض استوار است که تا ۲۰ درصد از خریدهای نفتی پاکستان با قیمتی پایینتر از شاخصهای بینالمللی انجام شود.
بحران تنگه هرمز و توقف عرضه نفت و گاز از سوی تولیدکنندگان اصلی خاورمیانه ــ که پاکستان برای تأمین نیازهای انرژی خود به آنها وابسته است ــ موجب بروز بحران انرژی در این کشور جنوب آسیا شده است.
با این حال، وزیر نفت پاکستان روز یکشنبه اظهار داشت که دشوارترین مرحله این بحران پشت سر گذاشته شده و افزود:
«روزهای خوب اکنون در راه است.»
با وجود این، پاکستان همچنان روند بازگشت تردد کشتیها از تنگه هرمز به حالت عادی را با دقت زیر نظر دارد تا بتواند تأمین انرژی خود را بهطور مؤثر مدیریت کند.
در یکی از تازهترین نشانهها مبنی بر اینکه پاکستان هنوز از بازار نقدی LNG خارج نشده است، شرکت دولتی واردکننده گاز طبیعی مایع این کشور بهصورت فوری در پی خرید یک محموله LNG برای تحویل در همین هفته است؛ زیرا با وجود کاهش تنشها، رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز همچنان با نوسانات و نااطمینانی روبهرو است و تهدیدها علیه نفتکشها و همچنین تشدید دوباره تنش میان ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد.
۲.۷K
۱۷:۰۱
🟥کاهش درآمدهای دولت روسیه در پی کاهش قیمت نفت
اویل پرایس
قیمت نفت خام روسیه به سطحی بازگشته است که پیش از جنگ خاورمیانه در آن قرار داشت، بهگونهای که نفت شاخص اورال در سه روز نخست ژوئیه به طور میانگین تنها ۴۱٫۶۶ دلار در هر بشکه معامله شد. این کاهش، افزایش درآمدی را که مسکو از درگیریها به دست آورده بود، از بین میبرد و بودجهٔ فدرال را تحت فشار قرار میدهد؛ بودجهای که بر اساس قیمت نفت حدود ۵۹ دلار در هر بشکه تدوین شده است.
اورال از ماه مارس به بعد هر ماه به طور میانگین بیش از ۵۹ دلار در هر بشکه قیمت داشت و در ژوئن به ۶۰٫۹۲ دلار صعود کرد، پس از آنکه ایالات متحده و ایران به توافقی برای ازسرگیری ترانزیت کشتیرانی از طریق تنگهٔ هرمز دست یافتند. قیمتهای بالاتر به کرملین این امکان را داد که برای نخستین بار در حدود یک سال، صندوق ذخیرهٔ خود را بازپُر کند و کاهش هزینههای برنامهریزیشده را به تأخیر بیندازد. اکنون که اورال دوباره به حدود ۴۲ دلار در هر بشکه بازگشته است، این آرامش ممکن است کوتاهمدت باشد. نفت و گاز تقریباً یکسوم از درآمدهای بودجهٔ فدرال روسیه را تشکیل میدهند.
رویترز روز دوشنبه گزارش داد که یک ارزیابی اطلاعاتی اروپا هشدار داده است که بخش بانکی این کشور پس از سالها وامدهی ناشی از جنگ، به طور فزایندهای آسیبپذیر میشود و افزایش وامهای معوق و افت کیفیت داراییها خطر یک بحران مالی گستردهتر را به همراه دارد.
بر اساس این ارزیابی، بانکهای روسیه بخش بزرگی از بار مالی جنگ را از طریق اعطای وامهای یارانهای به پیمانکاران دفاعی، شرکتهای تحت حمایت دولت و خانوارها جذب کردهاند. این گزارش تخمین میزند که حدود ۱۰ درصد از وامهای شرکتی اکنون مشکوکالوصول تلقی میشوند، در حالی که نسبت وامهای غیرجاری خرد در برخی از وامدهندگان بزرگ تا ۱۵ درصد نیز رسیده است. همچنین به بیش از ۵۰۰ هزار مورد ورشکستگی شخصی در سال ۲۰۲۵ اشاره شده است.
اوکراین همچنین به کارزارهای خود با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی روسیه ادامه میدهد. بلومبرگ روز دوشنبه گزارش داد که پهپادهایی در نزدیکی بنادر بالتیک اوست-لوگا و پریمورسک، دو تا از قطبهای کلیدی صادرات نفت خام روسیه، رهگیری شدهاند. گزارشی از خسارت یا اختلال در صادرات نفت منتشر نشده است.
@energylp
۲.۶K
۷:۰۱
🟥چرا چین آمده است تا در بخش انرژی عراق ماندگار شود
جرد لوی و بن ون هوولن
در حالی که محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، برای افزایش حضور ایالات متحده در بخش انرژی این کشور تلاش کرده است، دولت او همزمان روابط عمیق خود با پکن را نیز گسترش داده و با واگذاری پروژههای جدید بالادستی به شرکتهای چینی و توسعه دامنه پروژههای زیربنایی حیاتی انرژی که از سوی چین تأمین مالی میشوند، این همکاری را بیش از پیش تقویت کرده است.
چین پیش از آنکه در دوران نخستوزیری السودانی بلوکهای جدید نفت و گاز به شرکتهای چینی واگذار شود، بزرگترین بازیگر خارجی در بخش بالادستی عراق بود و چندین میدان بزرگ نفتی در جنوب عراق را اداره میکرد. تنها مزایده قراردادهای نفت و گاز که در دوره دولت السودانی برگزار شد ــ دور صدور مجوزهای «پنجم+ و ششم» در ماه مه ۲۰۲۴ ــ تحت سلطه شرکتهای ملی نفت چین و شرکتهای خصوصی اکتشاف و تولید (E&P) این کشور قرار گرفت. استقبال شرکتهای بزرگ نفتی غربی بسیار محدود بود (تنها شل پیشنهاد ارائه کرد که آن هم موفق نشد) و شرکتهای آمریکایی تقریباً هیچ حضوری نداشتند. تسلط پکن بر این مزایده تا آنجا بود که تنها شرکت غیرچینی برنده، شرکت عراقی KAR Group بود.
تأمین مالی چین نیز به نظر میرسد شرکتهای چینی را در کسب پروژههای حیاتی زیرساخت انرژی در موقعیتی ممتاز قرار داده است. بر اساس برنامهای که از سال ۲۰۱۹ و پیش از روی کار آمدن دولت السودانی آغاز شد، عراق اکنون درآمد حاصل از فروش حدود ۱۵۰ هزار بشکه نفت در روز را به یک حساب امانی واریز میکند. این حساب بهعنوان وثیقه برای دریافت وام از طریق شرکت دولتی Sinosure عمل میکند. در سالهای نخست، این سازوکار برای تأمین مالی پروژههای خارج از بخش انرژی به کار میرفت، اما دولت السودانی اخیراً از آن برای پیشبرد دو پروژه مهم انرژی استفاده کرده است:
پروژه خط لوله ۲٫۶ میلیارد دلاری برای انتقال آب دریای تصفیهشده به میدانهای عظیم نفتی جهت تزریق آب، که به شرکت China Petroleum Engineering and Construction Corporation واگذار شده است.
پروژه خط لوله گاز یک میلیارد دلاری که میدان گازی استان الانبار را به نیروگاههای تولید برق متصل میکند؛ بخشی از این نیروگاهها نیز توسط شرکتهای چینی ساخته میشوند.علاوه بر این، تأمین مالی چین احتمالاً عامل تعیینکننده موفقیت یا شکست پروژه یکپارچه ۱۸ میلیارد دلاری خواهد بود که اوایل امسال به شرکت Geo-Jade Petroleum چین واگذار شد. این پروژه شامل توسعه بالادستی میدان نفتی طوبا در بصره و همچنین احداث یک پالایشگاه نفت، دو نیروگاه برق، یک مجتمع پتروشیمی و یک کارخانه تولید کود شیمیایی است.
جذابیت چین برای عراق آشکار است. در بخش بالادستی، شرکتهای چینی حاضرند شرایط تجاری را بپذیرند که شرکتهای بزرگ غربی و شرکتهای آمریکایی اکتشاف و تولید حاضر به پذیرش آن نیستند. در واقع، موفقیت چین در مزایده نفت و گاز سال ۲۰۲۴ عراق بیش از آنکه نتیجه راهبردی آگاهانه از سوی بغداد برای ترجیح دادن شرکتهای چینی باشد، بازتاب ساختار مزایده بود؛ ساختاری که تنها معیار انتخاب برنده، آمادگی شرکت برای پذیرش حاشیه سود اندک بود. این ساختار به سود شرکتهای چینی عمل کرد، زیرا شرکتهای ملی نفت چین که ساختاری یکپارچه دارند، میتوانند با واگذاری قراردادهای اصلی به شرکتهای تابعه خود همچنان سودآور باشند. از سوی دیگر، شرکتهای خصوصی کوچک چینی نیز با هزینهای کمتر از رقبای غربی فعالیت میکنند. همچنین، این شرکتها بهدلیل آنکه پکن حضور پررنگ در بخش بالادستی عراق را اولویتی راهبردی برای تضمین دسترسی بلندمدت به نفت خام میداند، بهراحتی به منابع مالی دولتی دسترسی دارند.
در عین حال، شرکتهای بزرگ بینالمللی و شرکتهای آمریکایی نیز دولت السودانی را مشتاق همکاری یافتهاند، هرچند در مزایدههای رقابتی توان رقابت با شرکتهای چینی را ندارند. دولت السودانی پس از مذاکرات دوجانبه قراردادهای بزرگی با TotalEnergies و BP امضا کرده و همچنان با Chevron و ExxonMobil در حال مذاکره است. همچنین، دولت عراق یادداشت تفاهمی با شرکت خصوصی آمریکایی HKN Energy امضا کرده است.
به نظر میرسد دولت السودانی برای جذب شرکتهای بزرگ غربی و آمریکایی ارزش راهبردی قابلتوجهی قائل است، حتی اگر شرایط مورد مطالبه این شرکتها نسبت به شرایط پذیرفتهشده از سوی شرکتهای چینی برای عراق کمتر مطلوب باشد. دولتهای متوالی عراق همواره نسبت به گسترش تدریجی سلطه چین بر بخش بالادستی نفت این کشور نگران بودهاند. برای نمونه، احسان اسماعیل، وزیر پیشین نفت عراق، در سال ۲۰۲۱ به Iraq Oil Report گفت که با تلاش شرکت لوکاویل برای فروش سهم خود در میدان «غرب القرنه-۲» به یک شرکت چینی مخالفت کرده است، زیرا «باید همان توازن سهم بازار در جنوب حفظ شود.»
@energylp
پروژه خط لوله ۲٫۶ میلیارد دلاری برای انتقال آب دریای تصفیهشده به میدانهای عظیم نفتی جهت تزریق آب، که به شرکت China Petroleum Engineering and Construction Corporation واگذار شده است.
۲.۵K
۱۰:۴۳
🟥اصلاحات قوانین و مقررات صنعت نفت ونزوئلا در سال ۲۰۲۶: گذار از انحصار دولتی به مشارکت بخش خصوصی
مادرن دیسکاوریمترجم: هادی عطازاده، پژوهشگر حقوق انرژی
اصلاحات قوانین نفتی ونزوئلا در سال ۲۰۲۶ به تازگی در 29 صفحه در روزنامه رسمی این کشور منتشر شده است.این کشور، با وجود برخورداری از بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان، طی سالهای گذشته به دلیل تحریمهای بینالمللی و فرسودگی زیرساختها، بخش عمدهای از ظرفیت تولید خود را از دست داده است. ازاینرو، دولت با تدوین چارچوبی جدید تلاش کرده است زمینه بازگشت سرمایهگذاران داخلی و خارجی را فراهم کند. به نظر میرسد این اصلاحات قانونی در چهارچوب فشار دولت آمریکا برای هرچه بیشتر فراهم کردن بستر فعالیت برای شرکت های نفتی آمریکایی در این کشور قابل تحلیل باشد. (مترجم)
متن کامل در فایل پیوست شده
@energylp
اصلاحات قوانین نفتی ونزوئلا در سال ۲۰۲۶ به تازگی در 29 صفحه در روزنامه رسمی این کشور منتشر شده است.این کشور، با وجود برخورداری از بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان، طی سالهای گذشته به دلیل تحریمهای بینالمللی و فرسودگی زیرساختها، بخش عمدهای از ظرفیت تولید خود را از دست داده است. ازاینرو، دولت با تدوین چارچوبی جدید تلاش کرده است زمینه بازگشت سرمایهگذاران داخلی و خارجی را فراهم کند. به نظر میرسد این اصلاحات قانونی در چهارچوب فشار دولت آمریکا برای هرچه بیشتر فراهم کردن بستر فعالیت برای شرکت های نفتی آمریکایی در این کشور قابل تحلیل باشد. (مترجم)
متن کامل در فایل پیوست شده
۲.۲K
۲۰:۱۳
پیش از این در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد به تغیرات الگوی قراردادی ونزوئلا پرداخته شده بود.
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بازار-نفت-126/4249674-بررسی-تغییرات-قوانین-قرارداد-های-نفتی-ونزوئلا-پس-از-تحولات-اخیر
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بازار-نفت-126/4249674-بررسی-تغییرات-قوانین-قرارداد-های-نفتی-ونزوئلا-پس-از-تحولات-اخیر
۱۳۹
۲۰:۲۳
🟥قرارداد های آتی دائمی والاستریت را منحرف کردهاند، نه متحول
فایننشال تایمز
تبِ قراردادهای آتی دائمی (Perpetual Futures یا «پرپها») سرمایهگذاران بورسهای اوراق بهادار را نگران کرده است.
معاملهگران در بورس Cboe Global Markets در شیکاگو. پس از تغییر رویکرد نهادهای نظارتی آمریکا نسبت به قراردادهای پرپ، ارزش سهام این گروه فعال در معاملات اختیار معامله طی چهار هفته حدود یکسوم کاهش یافت.
غول بودن در صنعت بورسهای اوراق بهادار کار آسانی نیست. از یک سو باید چهرهای باسابقه، معتبر و باثبات داشته باشید و از سوی دیگر، همگام با جدیدترین نوآوریهای بازار حرکت کنید. نگرانیها از اینکه بورسهای آمریکا از موج جدید قراردادهای آتی دائمی یا «پرپها» (Perpetual Futures) عقب ماندهاند، اخیراً باعث شده است که تا حدود یکسوم از ارزش سهام آنها از بین برود. با این حال، نباید توانایی این نهادهای قدیمی را در سازگار شدن با تحولات جدید دستکم گرفت.
ماجرا از زمانی آغاز شد که نهادهای نظارتی آمریکا به بازار پیشبینی Kalshi اجازه دادند قراردادهای پرپ مبتنی بر بیتکوین را عرضه کند. این قراردادهای مشتقه، همانگونه که از نامشان پیداست، تاریخ سررسید ندارند و بنابراین نیازی به تحویل واقعی دارایی پایه نیست. این نخستین بار بود که کمیسیون معاملات آتی کالا آمریکا (CFTC) مجوز عرضه چنین محصولی را در داخل ایالات متحده صادر میکرد؛ اقدامی که به معنای تغییر موضع نسبت به بدبینی دیرینه این نهاد درباره چنین ابزارهایی بود. قراردادهای پرپ ابتدا در بازار ارزهای دیجیتال محبوب شدند، زیرا معامله آنها از خرید و فروش مستقیم رمزارزها سادهتر بود، اما اکنون داراییهایی مانند نفت را نیز در بر میگیرند.
سرمایهگذاران در بورسهای معاملاتی نگراناند که تغییر رویکرد CFTC موجب سرازیر شدن حجم عظیمی از قراردادهای پرپ شود و جایگاه بورسهای سنتی را بهعنوان محل اصلی معاملات شاخصهای سهام، نفت و سایر کالاها تضعیف کند. سهام شرکت Cboe Global Markets در چهار هفته پس از موفقیت Kalshi حدود یکسوم سقوط کرد و همچنان نزدیک به یکپنجم پایینتر از سطح قبلی قرار دارد. سهام CME Group با قدمتی ۱۲۸ ساله نیز حدود یکپنجم افت کرد و سهام Intercontinental Exchange (ICE) نیز کاهش، هرچند اندکی کمتر، را تجربه کرد.
@energylp
تبِ قراردادهای آتی دائمی (Perpetual Futures یا «پرپها») سرمایهگذاران بورسهای اوراق بهادار را نگران کرده است.
معاملهگران در بورس Cboe Global Markets در شیکاگو. پس از تغییر رویکرد نهادهای نظارتی آمریکا نسبت به قراردادهای پرپ، ارزش سهام این گروه فعال در معاملات اختیار معامله طی چهار هفته حدود یکسوم کاهش یافت.
غول بودن در صنعت بورسهای اوراق بهادار کار آسانی نیست. از یک سو باید چهرهای باسابقه، معتبر و باثبات داشته باشید و از سوی دیگر، همگام با جدیدترین نوآوریهای بازار حرکت کنید. نگرانیها از اینکه بورسهای آمریکا از موج جدید قراردادهای آتی دائمی یا «پرپها» (Perpetual Futures) عقب ماندهاند، اخیراً باعث شده است که تا حدود یکسوم از ارزش سهام آنها از بین برود. با این حال، نباید توانایی این نهادهای قدیمی را در سازگار شدن با تحولات جدید دستکم گرفت.
ماجرا از زمانی آغاز شد که نهادهای نظارتی آمریکا به بازار پیشبینی Kalshi اجازه دادند قراردادهای پرپ مبتنی بر بیتکوین را عرضه کند. این قراردادهای مشتقه، همانگونه که از نامشان پیداست، تاریخ سررسید ندارند و بنابراین نیازی به تحویل واقعی دارایی پایه نیست. این نخستین بار بود که کمیسیون معاملات آتی کالا آمریکا (CFTC) مجوز عرضه چنین محصولی را در داخل ایالات متحده صادر میکرد؛ اقدامی که به معنای تغییر موضع نسبت به بدبینی دیرینه این نهاد درباره چنین ابزارهایی بود. قراردادهای پرپ ابتدا در بازار ارزهای دیجیتال محبوب شدند، زیرا معامله آنها از خرید و فروش مستقیم رمزارزها سادهتر بود، اما اکنون داراییهایی مانند نفت را نیز در بر میگیرند.
سرمایهگذاران در بورسهای معاملاتی نگراناند که تغییر رویکرد CFTC موجب سرازیر شدن حجم عظیمی از قراردادهای پرپ شود و جایگاه بورسهای سنتی را بهعنوان محل اصلی معاملات شاخصهای سهام، نفت و سایر کالاها تضعیف کند. سهام شرکت Cboe Global Markets در چهار هفته پس از موفقیت Kalshi حدود یکسوم سقوط کرد و همچنان نزدیک به یکپنجم پایینتر از سطح قبلی قرار دارد. سهام CME Group با قدمتی ۱۲۸ ساله نیز حدود یکپنجم افت کرد و سهام Intercontinental Exchange (ICE) نیز کاهش، هرچند اندکی کمتر، را تجربه کرد.
۲K
۷:۱۲
محبوبیت قراردادهای پرپ از زمان آغاز جنگ آمریکا و ایران بهشدت افزایش یافته است؛ جنگی که در تعطیلات آخر هفته آغاز شد و سرمایهگذاران فرصت چندانی برای واکنش در بازارهای سنتی نداشتند. این قراردادها همچنین امکان استفاده از اهرمهای مالی بسیار بالا را فراهم میکنند؛ بهطوری که صرافی Binance در ماه آوریل قراردادهای پرپ مبتنی بر نفت را با امکان استفاده از اهرم تا ۱۰۰ برابر عرضه کرد.
با این حال، بورسهای سنتی به اندازهای که در نگاه اول به نظر میرسد در معرض تهدید نیستند. بخش عمده مشتریان آنها نهادهای مالی و سرمایهگذاران حرفهای هستند که به چیزی فراتر از صرفاً دریافت اعتبار برای شرطبندی روی افزایش قیمت یک دارایی نیاز دارند. قراردادهای پرپ منحنی زمانی (Forward Curve) شامل قراردادهای با سررسیدهای مختلف ایجاد نمیکنند؛ ابزاری که معاملهگران از آن برای زمانبندی موقعیتهای معاملاتی خود استفاده میکنند. همچنین، در این قراردادها سازوکار اخطاریه تأمین وجه تضمین (Margin Call) وجود ندارد؛ سیستمی که در بازارهای سنتی به معاملهگران چند ساعت فرصت میدهد تا در صورت زیان، سرمایه بیشتری به حساب خود واریز کنند. در عوض، مانده حساب دارندگان قراردادهای پرپ تا سه بار در روز بهروزرسانی و تسویه میشود؛ موضوعی که میتواند باعث شود معاملهگر، حتی در صورت یک نوسان موقتی و نامطلوب بازار، تمام سرمایه خود را از دست بدهد.
با وجود این، بورسهای بزرگ از رقابت با ارائهدهندگان قراردادهای پرپ دست نکشیدهاند و حتی تلاش میکنند خود نیز وارد این بازار شوند. شرکت Cboe سال گذشته محصولی مشابه پرپ برای بازار رمزارزها با عنوان «قرارداد آتی پیوسته» (Continuous Future) معرفی کرد. همچنین در ماه مه، ICE با صرافی OKX ــ پلتفرم برونمرزی معاملات رمزارز که خود نیز در آن سهام دارد ــ توافقی امضا کرد تا این صرافی قراردادهای پرپ مبتنی بر قراردادهای نفت برنت متعلق به ICE را عرضه کند. در مقابل، CME مسیر متفاوتی را برگزیده و علیه CFTC اقامه دعوی کرده است.
به احتمال زیاد، قراردادهای پرپ همچنان ابزاری نسبتاً تخصصی و محدود باقی خواهند ماند. در حوزههایی که این قراردادها کاربرد دارند، بورسهای سنتی ممکن است همچنان بتوانند به این موج بپیوندند؛ همانگونه که در گذشته نیز بارها خود را با نوآوریهای جدید سازگار کردهاند. با این حال، ایجاد تعادل میان سنت و نوآوری همواره آسان نیست؛ بهویژه زمانی که خود نهادهای نظارتی نیز شیفته فناوریها و ابزارهای جدید
به نظر میرسند. در چنین شرایطی، طبیعی است که سرمایهگذاران بهراحتی دچار نگرانی شوند.
@energylp
با این حال، بورسهای سنتی به اندازهای که در نگاه اول به نظر میرسد در معرض تهدید نیستند. بخش عمده مشتریان آنها نهادهای مالی و سرمایهگذاران حرفهای هستند که به چیزی فراتر از صرفاً دریافت اعتبار برای شرطبندی روی افزایش قیمت یک دارایی نیاز دارند. قراردادهای پرپ منحنی زمانی (Forward Curve) شامل قراردادهای با سررسیدهای مختلف ایجاد نمیکنند؛ ابزاری که معاملهگران از آن برای زمانبندی موقعیتهای معاملاتی خود استفاده میکنند. همچنین، در این قراردادها سازوکار اخطاریه تأمین وجه تضمین (Margin Call) وجود ندارد؛ سیستمی که در بازارهای سنتی به معاملهگران چند ساعت فرصت میدهد تا در صورت زیان، سرمایه بیشتری به حساب خود واریز کنند. در عوض، مانده حساب دارندگان قراردادهای پرپ تا سه بار در روز بهروزرسانی و تسویه میشود؛ موضوعی که میتواند باعث شود معاملهگر، حتی در صورت یک نوسان موقتی و نامطلوب بازار، تمام سرمایه خود را از دست بدهد.
با وجود این، بورسهای بزرگ از رقابت با ارائهدهندگان قراردادهای پرپ دست نکشیدهاند و حتی تلاش میکنند خود نیز وارد این بازار شوند. شرکت Cboe سال گذشته محصولی مشابه پرپ برای بازار رمزارزها با عنوان «قرارداد آتی پیوسته» (Continuous Future) معرفی کرد. همچنین در ماه مه، ICE با صرافی OKX ــ پلتفرم برونمرزی معاملات رمزارز که خود نیز در آن سهام دارد ــ توافقی امضا کرد تا این صرافی قراردادهای پرپ مبتنی بر قراردادهای نفت برنت متعلق به ICE را عرضه کند. در مقابل، CME مسیر متفاوتی را برگزیده و علیه CFTC اقامه دعوی کرده است.
به احتمال زیاد، قراردادهای پرپ همچنان ابزاری نسبتاً تخصصی و محدود باقی خواهند ماند. در حوزههایی که این قراردادها کاربرد دارند، بورسهای سنتی ممکن است همچنان بتوانند به این موج بپیوندند؛ همانگونه که در گذشته نیز بارها خود را با نوآوریهای جدید سازگار کردهاند. با این حال، ایجاد تعادل میان سنت و نوآوری همواره آسان نیست؛ بهویژه زمانی که خود نهادهای نظارتی نیز شیفته فناوریها و ابزارهای جدید
به نظر میرسند. در چنین شرایطی، طبیعی است که سرمایهگذاران بهراحتی دچار نگرانی شوند.
۲K
۷:۱۴
شرکت هالیبرتون قراردادی چندساله از شرکت نفت کویت (KOC) برای پشتیبانی از توسعهٔ «درهٔ نوآوری احمدی» (AIV) دریافت کرده است؛ مرکزی پژوهشی و توسعهای که برای تسریع نوآوری فناوری در بخش بالادستی نفت و گاز کویت طراحی شده است.
این مرکز به عنوان قطب توسعه و تجاریسازی فناوریهای مربوط به میدانهای توسعه یافته (براونفیلد)، میدانهای توسعه نیافته (گرینفیلد) و مخازن غیرمتعارف فعالیت خواهد کرد و از تلاشهای شرکت نفت کویت برای مواجهه با شرایط عملیاتی روزافزون پیچیده، همزمان با گسترش قابلیتهای تحقیقاتی و فنی در داخل کشور، پشتیبانی مینماید.
بر اساس این قرارداد، هالیبرتون فناوریها و تخصص مهندسی خود را از طریق برنامهای سفارشیسازیشده با تمرکز بر تحقیق کاربردی، نمونهسازی، تست پایلوت و تجاریسازی ارائه خواهد کرد. این شرکت اعلام کرده است که فناوریهای دیجیتال از جمله تحلیل داده و هوش مصنوعی، نقشی محوری در پشتیبانی از تصمیمگیری و عملکرد داراییها در سراسر چرخهٔ عمر میدان ایفا خواهند کرد.
این پروژه بر پایهٔ حضور دیرینهٔ هالیبرتون در کویت بنا شده و نشاندهندهٔ استراتژی گستردهتر شرکت نفت کویت برای تثبیت نوآوری به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعهٔ بالادستی این کشور است.
«جف میلر»، رئیس هیئت مدیره، مدیرعامل و رئیس هالیبرتون، در این باره گفت: «این قرارداد نشاندهندهٔ عمق همکاری بلندمدت با شرکت نفت کویت و تمرکز مشترک بر پیشرفت توسعهٔ فناوری در بخش انرژی کویت است. ما تخصص جهانی، قابلیتهای دیجیتال و حضور داخلی را ترکیب میکنیم تا به چالشهای منحصربهفرد بالادستی کویت پاسخ دهیم.»
به گفتهٔ هالیبرتون، ابتکار «درهٔ نوآوری احمدی» فراتر از خدمات سنتی میدانی رفته و بستری دائمی برای تحقیق کاربردی و توسعهٔ فناوری ایجاد میکند که از پیشرفتهای آینده در زمینهٔ حفاری، بهینهسازی تولید و توسعهٔ میدان در سراسر سبد بالادستی کویت پشتیبانی خواهد کرد.
۷۳۰
۱۸:۲۰