#
English in Real Life
## *Find vs. Find Out
### هر دو با «پیدا کردن» ارتباط دارند، اما یک تفاوت مهم دارند!
###
1. FIND = پیدا کردن یک چیز یا شخص
وقتی چیزی یا کسی را پیدا میکنیم، از find استفاده میکنیم.
Examples:
I can't find my keys. 
نمیتوانم کلیدهایم را پیدا کنم.
I found a great book at the library. 
یک کتاب عالی در کتابخانه پیدا کردم.
Have you found your phone?
گوشیات را پیدا کردهای؟
###
2. FIND OUT = فهمیدن / پی بردن به یک موضوع
وقتی اطلاعاتی را کشف میکنیم یا متوجه حقیقتی میشویم، از find out استفاده میکنیم.
Examples:
I found out that she was moving to Canada.
فهمیدم که او داشت به کانادا نقل مکان میکرد.
We need to find out what happened.
باید بفهمیم چه اتفاقی افتاده است.
I'll find out the answer for you.
جواب را برایت پیدا میکنم / به دست میآورم.
###
تفاوت در یک نگاه
FIND → پیدا کردن یک چیز
I found my bag.*
*FIND OUT → فهمیدن یک حقیقت یا اطلاعات
I found out the truth.*
###
اشتباه رایج
I want to find out my keys.
I want to find my keys.
I want to find the truth about what happened. (این جمله غلط نیست، اما اگر منظورت کشف حقیقت باشد، find out the truth هم بسیار طبیعی است.)
###
Quick Quiz
کدام گزینه درست است؟
*I need to __ why the meeting was canceled.*
A) findB) find out
H
پاسخ را در کامنت بنویسید و دلیل انتخابتان را هم بگویید!
یک نکته کوچک در روز؛ یک قدم به انگلیسی بهتر.
## *Find vs. Find Out
### هر دو با «پیدا کردن» ارتباط دارند، اما یک تفاوت مهم دارند!
###
وقتی چیزی یا کسی را پیدا میکنیم، از find استفاده میکنیم.
نمیتوانم کلیدهایم را پیدا کنم.
یک کتاب عالی در کتابخانه پیدا کردم.
گوشیات را پیدا کردهای؟
###
وقتی اطلاعاتی را کشف میکنیم یا متوجه حقیقتی میشویم، از find out استفاده میکنیم.
فهمیدم که او داشت به کانادا نقل مکان میکرد.
باید بفهمیم چه اتفاقی افتاده است.
جواب را برایت پیدا میکنم / به دست میآورم.
###
I found my bag.*
I found out the truth.*
###
###
کدام گزینه درست است؟
*I need to __ why the meeting was canceled.*
A) findB) find out
H
۱۹
۹:۵۷
#
English in Real Life
## *Actually vs. Currently
### دو کلمه شبیه به هم در ظاهر، اما با دو معنی متفاوت!
###
1. ACTUALLY = در واقع / راستش
برای بیان واقعیت، اصلاح یک برداشت اشتباه یا گفتن چیزی برخلاف انتظار.
Examples:
I thought she was French, but actually, she's Canadian.
فکر میکردم فرانسوی است، اما در واقع کانادایی است.
Actually, I don't agree with you.
راستش، با تو موافق نیستم.
It's actually easier than I expected.
در واقع، از چیزی که انتظار داشتم آسانتر است.
###
2. CURRENTLY = در حال حاضر / اکنون
برای صحبت درباره وضعیت فعلی یا کاری که این روزها در جریان است.
Examples:
I'm currently learning French.
در حال حاضر دارم فرانسوی یاد میگیرم.
She is currently working on her thesis.
او در حال حاضر روی پایاننامهاش کار میکند.
The library is currently closed.
کتابخانه در حال حاضر تعطیل است.
###
تفاوت در یک نگاه
ACTUALLY → واقعیت چیست؟
Actually, I prefer tea.*
راستش، چای را ترجیح میدهم.
*CURRENTLY → الان چه وضعیتی وجود دارد؟
I'm currently studying.*
در حال حاضر مشغول مطالعه هستم.
###
اشتباه رایج
I'm actually studying at university. (اگر منظورت فقط «در حال حاضر» باشد، انتخاب مناسبی نیست.)
I'm currently studying at university.
البته جمله اول هم از نظر دستوری درست است، اما معنی متفاوتی دارد: «در واقع، در دانشگاه درس میخوانم.»
###
Quick Quiz
کدام کلمه مناسبتر است؟
*I'm __ working on a research project.*
A) actuallyB) currently
جواب را در کامنت بنویسید و یک جمله با کلمه دیگر هم بسازید!
هر روز یک نکته؛ هر روز یک قدم به انگلیسی بهتر.
## *Actually vs. Currently
### دو کلمه شبیه به هم در ظاهر، اما با دو معنی متفاوت!
###
برای بیان واقعیت، اصلاح یک برداشت اشتباه یا گفتن چیزی برخلاف انتظار.
فکر میکردم فرانسوی است، اما در واقع کانادایی است.
راستش، با تو موافق نیستم.
در واقع، از چیزی که انتظار داشتم آسانتر است.
###
برای صحبت درباره وضعیت فعلی یا کاری که این روزها در جریان است.
در حال حاضر دارم فرانسوی یاد میگیرم.
او در حال حاضر روی پایاننامهاش کار میکند.
کتابخانه در حال حاضر تعطیل است.
###
Actually, I prefer tea.*
راستش، چای را ترجیح میدهم.
I'm currently studying.*
در حال حاضر مشغول مطالعه هستم.
###
البته جمله اول هم از نظر دستوری درست است، اما معنی متفاوتی دارد: «در واقع، در دانشگاه درس میخوانم.»
###
کدام کلمه مناسبتر است؟
*I'm __ working on a research project.*
A) actuallyB) currently
۲۵
۵:۲۹
۳۲
۰:۱۸
هر سه به لباس مربوطاند، اما کاربردشان متفاوت است!
وقتی لباسی را پوشیدهایم و درباره آن صحبت میکنیم، از wear استفاده میکنیم.
وقتی درباره عمل او هر روز کتانی میپوشد.
از dress برای صحبت درباره لباس پوشیدن یا لباس پوشاندن به کسی استفاده میکنیم.
I’m wearing a coat.
Put on your coat.
She dresses well.
اما اگر همین لحظه در حال پوشیدن آن هستی، جمله اول کاملاً درست است!
کدام گزینه درست است؟
It’s cold outside. __ your coat!
A) WearB) Put onC) Dress
۲۹
۴:۲۶
هر دو به معنی «مقداری / تعدادی» هستند، اما کاربردشان فرق دارد!
معمولاً در جملههای مثبت از some استفاده میکنیم.
معمولاً در جملههای منفی و پرسشی از any استفاده میکنیم.
در پیشنهادها و درخواستهای مؤدبانه، اغلب از some استفاده میکنیم:
I have some time.
Do you have any time?
I don’t have any time.
کدام گزینه درست است؟
Do you have __ questions about the lesson?
A) someB) any
۲۸
۵:۵۹
از Past Perfect استفاده میکنیم تا نشان دهیم یک اتفاق، قبل از اتفاق دیگری در گذشته رخ داده است.
مثال فارسی:
وقتی به ایستگاه رسیدم، قطار حرکت کرده بود.
یعنی:
اول: قطار حرکت کرد.
3)
فاعل + had + شکل سوم فعل
بعد: من به ایستگاه رسیدم.
پس برای اتفاقی که زودتر رخ داده، از ماضی بعید استفاده میکنیم.
Subject + had + past participle (V
I had finished my homework before dinner.
قبل از شام تکالیفم را تمام کرده بودم.
She had left before I arrived. قبل از اینکه من برسم، او رفته بود. They had already eaten when we got there.
efore.
قبلاً آن فیلم را ندیده بودم.
سؤالی:
Had وقتی به آنجا رسیدیم، آنها قبلاً غذا خورده بودند.
منفی:
Subject + had not + V3
I hadn’t seen that movie b+ subject + V3?
Had you finished your work before the meeting?
آیا قبل از جلسه کارت را تمام کرده بودی؟
پاسخ کوتاه:
Yes, I had. No, I hadn’t.
این کلمات ممکن است در جملههای ماضی بعید دیده شوند:
before = قبل از after = بعد از
و اتفاق در گذشته already = قبلاً* by the time = تا زمانی که
مثال:
By the time the teacher arrived, the students had completed the exercise.
تا زمانی که معلم رسید، دانشآموزان تمرین را تمام کرده بودند.
چون هر داند و رفتن او قبل از رسیدن من اتفاق افتاده است، اینجا از had left استفاده میکنیم.
⸻
جمله زیر را با شکل درست فعل کامل کن:
When I got home, my family __ already __ dinner.
فعل: eat
A) has / eatenB) had / eatenC) have / ate
۲۳
۱۲:۳۴
امروز میخواهیم یاد بگیریم چطور دربارهی یک اتفاق گذشته صحبت کنیم و توضیح بدهیم که قبل از آن چه اتفاقی افتاده بود.
🟢 1. Read the story
A Terrible Morning!
Yesterday, I woke up late because I hadn’t heard my alarm.
I quickly got dressed and ran to the bus stop, but the bus had already left.
I decided to take a taxi, but when I arrived at work, I realized that I had left my phone at home!
It was definitely one of the worst mornings of my life!
🟡 2. ترجمه داستان
یک صبح افتضاح!
دیروز دیر از خواب بیدار شدم، چون صدای زنگ ساعتم را نشنیده بودم.
بهسرعت لباس پوشیدم و به سمت ایستگاه اتوبوس دویدم، اما اتوبوس قبلاً رفته بود.
تصمیم گرفتم تاکسی بگیرم، اما وقتی به محل کار رسیدم، متوجه شدم تلفنم را در خانه جا گذاشته بودم!
قطعاً یکی از بدترین صبحهای زندگیام بود!
Past Simple: برای اتفاقات اصلی داستان در گذشته.
I woke up late.
I ran to the bus stop. I decided to take a taxi
.
Past Perfect: برای اتفاقی که قبل از یک اتفاق دیگر در گذشته رخ داده بود.
I hadn’t heard my alarm. The bus had already left.
I had left my phone at home.
Subject + had + V3
منفی:Subject + hadn’t + V3
🟣 4. Your turn!
حالا نوبت شماست!
به این سه سؤال به انگلیسی جواب بدهید:
1. Have you ever missed a bus or a train?2. What had happened before you missed it?3. How did you solve the problem?
Example:
Yes, I have. I missed a bus because I had woken up late. I took a taxi instead.
جوابهایتان را در کامنتها بنویسید تا با هم تمرین کنیم!
ــــــــــــــــــــــــــــــ
ارتباط با ادمین:
Telegram: @EnglishFrenchResearchLabBale: @EnglishFrenchResearchLabWhatsApp: 0917 187 6328
برای مقاله، پروژه، پروپوزال، رزومه، ترجمه و ویرایش تخصصی هم میتوانید با ما در ارتباط باشید.
۱۸
۵:۲۲
Can you solve the mystery?
Yesterday evening, Sarah came home and noticed that the chocolate cake she had left in the kitchen was gone!
Her brother, Tom, was sitting at the kitchen table. He said, “I didn’t eat the cake!”
But Sarah noticed something strange… There were chocolate crumbs on his shirt, and he had chocolate on his fingers!
Sarah looked at him and asked, “Are you sure you didn’t eat it?”
Tom smiled nervously and said, “Of course!”
1. Who do you think ate the cake?
A) SarahB) TomC) Someone else
2. What is your evidence?
Complete this sentence:
“I think _ ate the cake because _.”
3. Grammar Challenge!
Complete the sentence with the correct form of the verb:
“When Sarah came home, someone already __ the cake.”
A) has / eatenB) had / eatenC) did / ate
We use Past Perfect (had + V3) to describe an action that happened before another action in the past.
Example:“When Sarah came home, someone had already eaten the cake.”
وقتی سارا به خانه آمد، یک نفر قبلاً کیک را خورده بود.
Don’t just choose an option. Try to explain your answer in English!
ارتباط با ادمین:
Telegram: @EnglishFrenchResearchLabBale: @EnglishFrenchResearchLabWhatsApp: 0917 187 6328
برای مقاله، پروژه، پروپوزال، رزومه، ترجمه و ویرایش تخصصی هم میتوانید با ما در ارتباط باشید.
۱۵
۱۱:۱۶
English in Real Life | Day 43تا حالا شده کسی بهانهای بیاره و با خودت بگی: «نه، این حرفت اصلاً قانعکننده نیست!»؟ 
در انگلیسی محاورهای، بهجای ترجمه تحتاللفظی «باورت نمیکنم»، میتونی از این عبارت استفاده کنی:
I’m not buying it.
یعنی: «حرفت رو باور نمیکنم» یا «این بهانهات رو قبول ندارم».
مثال:He says he didn’t know about the meeting, but I’m not buying it.
میگه از جلسه خبر نداشته، ولی من حرفش رو باور نمیکنم!
حالا نوبت توئه!
Challenge:
این جمله رو به انگلیسی ترجمه کن:
«میگه تصادفی این کار رو کرده، ولی من حرفش رو باور نمیکنم!»
جوابت رو در کامنت بنویس تا با هم بررسی کنیم.
هر روز چند دقیقه انگلیسی طبیعی یاد بگیر؛ قدمهای کوچک، تغییرهای بزرگ میسازند!
English & French Research Lab
09171876328
Instagram: @efrl.research
Telegram: @EnFr0
در انگلیسی محاورهای، بهجای ترجمه تحتاللفظی «باورت نمیکنم»، میتونی از این عبارت استفاده کنی:
یعنی: «حرفت رو باور نمیکنم» یا «این بهانهات رو قبول ندارم».
میگه از جلسه خبر نداشته، ولی من حرفش رو باور نمیکنم!
حالا نوبت توئه!
این جمله رو به انگلیسی ترجمه کن:
«میگه تصادفی این کار رو کرده، ولی من حرفش رو باور نمیکنم!»
جوابت رو در کامنت بنویس تا با هم بررسی کنیم.
هر روز چند دقیقه انگلیسی طبیعی یاد بگیر؛ قدمهای کوچک، تغییرهای بزرگ میسازند!
English & French Research Lab
۷
۱۷:۱۴
ان طبیعیتر انگلیسی صحبت کنیم؟
🟢 1. I’m going to…
برای برنامهچطور درباره برنامهها و تصمیمهایم یا قصدی که داریم.
Examples:
I’m going to learn French this year.
امسال قصد دارم فرانسه یاد بگیرم.
وقتی درباره برنامهای صحبت میکنیم که بر I’m going to start exercising next week. هفته آینده میخواهم ورزش را شروع کنم.
Examples:
I’m planning to travel to Italy next summer.
برنامه دارم تابستان آینده به ایتالیا سفر کنم.
I’m planning to take an English exam.hope to find a better job. امیدوارم شغ قصد دارم در یک آزمون انگلیسی شرکت کنم.
🟣 3. I hope to…
برای بیان امید و آرزو درباره آینده.
Examples:
I hope to improve my English.
امیدوارم انگلیسیام را بهتر کنم.
I ل بهتری پیدا کنم.
I’m going to… → قصد یا برنامه
I’m planning to… → برنامهریزی برای انجام کاری* I hope to… → امید به نتیجهای در آینده
بعد از هر سه عبارت، فعل به شکل ساده با to + verb میآید:
I’m going to study.I’m planning to travel.I hope to succeed.
جملهها را کامل کن:
1. Next year, I’m going to .
2. I’m planning to this weekend.3. I hope to __ in the future.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
ارتباط با ادمین:
Telegram: @EnglishFrenchResearchLabBale: @EnglishFrenchResearchLabWhatsApp: 0917 187 6328
برای مقاله، پروژه، پروپوزال، رزومه، ترجمه و ویرایش تخصصی هم میتوانید با ما در ارتباط باشید.
۸
۱۷:۲۶