What's on my desk?(روی میز من چه چیزهایی هست؟)
•
Laptop (لپ تاپ)•
Tulips (گل لاله)•
Vase (گلدان)• 🪴Plants (گیاهان)•
Candle (شمع)•
Pens/Markers (خودکارها/ماژیک ها)•
️Mug (ماگ)•
️Coaster (زیر لیوانی)•
️Coffee (قهوه)•
Sticky tabs (نشانگرهای چسب دار)• 🟨Sticky notes (برگه یادداشت چسب دار)•
Note books (دفتر یادداشت)•
Desk lamp (چراغ مطالعه)
•
۱۶۱
۳:۱۶
آیا تا به حال اصطلاح Don’t sweat it را شنیده بودی؟
در این دیالوگ، وقتی یکی از طرفین نگران است، دوستش به او میگوید: “Don’t sweat it!”
این اصطلاحِ فوقالعاده کاربردی به معنای «خیلی سخت نگیر» یا «غصه نخور، چیزی نیست» میباشد. در واقع به طرف مقابل میگوییم: «ارزشش رو نداره که براش عرق بریزی!»
سعی کن از امروز برای تنوع و طبیعیتر صحبت کردن، این عبارت را جایگزین “Don’t worry” های تکراری کنی.
۱۲۷
۱۴:۴۵
محتوای سطح #B1 #B2این عکس را سیو کن تا به جای استفاده از کلمات تکراری، هوشمندانهتر حرف بزنی و بنویسی!
----------------------------------------------------
بخش اول: مهارت صحبت کردن (SPEAK)برای انتخاب کلمه مناسب در گفتگوها:
ChatWe were just chatting about our weekend plans.گپ زدن دوستانه و غیر رسمی
🟠 DiscussEx: We need to discuss the project details.بحث کردن جدی یا تحلیل کردن برای بررسی موضوعی
🟡 Converse Ex: It was a pleasure to converse with him.تبادل نظر، رسمی تر و سطح بالاتر
🟢 Debate Ex: They will debate the new policy.بیان دیدگاه های متضاد برای اثبات حقیقت یا نتیجه گیری
Articulate Ex: She struggled to articulate her توانایی بیان افکار به شکل شفاف
🟣Express Ex: It’s important to express your gratitude.بیان احساسات یا عقاید درونی----------------------------------------------------
بخش دوم: مهارت نوشتن (WRITE)برای نگارش دقیق و ساختارمند:
ComposeEx: He had to compose a formal letter.نوشتن نامه ای به صورت ساختار یافته، مقاله یا نامه رسمی
🟠 DraftEx: I’m still drafting my essay.پیش نویسی نسخه اولیه قبل از ویرایش، چک نویس
🟡 Note downEx: Please note down the instructions.یادداشت کردن سریع نکات مهم
🟢 Type Ex: I prefer to type my documents. تایپ کردن به صورت دیجیتالی
FormulateEx: We need to formulate a new strategy.ساختار دهی به طراحی یک برنامه، ایده و یا یک تئوری
🟣 Record Ex: Please record the minutes of the meeting.ثبت کردن، ضبط کردن یک واقعه، گفت و گو یا اعداد----------------------------------------------------ارسال برای دوستانی که عاشق یادگیری انگلیسی هستند فراموش نشه!
🟠 DiscussEx: We need to discuss the project details.بحث کردن جدی یا تحلیل کردن برای بررسی موضوعی
🟡 Converse Ex: It was a pleasure to converse with him.تبادل نظر، رسمی تر و سطح بالاتر
🟢 Debate Ex: They will debate the new policy.بیان دیدگاه های متضاد برای اثبات حقیقت یا نتیجه گیری
🟣Express Ex: It’s important to express your gratitude.بیان احساسات یا عقاید درونی----------------------------------------------------
🟠 DraftEx: I’m still drafting my essay.پیش نویسی نسخه اولیه قبل از ویرایش، چک نویس
🟡 Note downEx: Please note down the instructions.یادداشت کردن سریع نکات مهم
🟢 Type Ex: I prefer to type my documents. تایپ کردن به صورت دیجیتالی
🟣 Record Ex: Please record the minutes of the meeting.ثبت کردن، ضبط کردن یک واقعه، گفت و گو یا اعداد----------------------------------------------------ارسال برای دوستانی که عاشق یادگیری انگلیسی هستند فراموش نشه!
۱۲۵
۱۰:۳۸
محتوای سطح #A1ستون فقرات زبان انگلیسی چیزی نیست جز ضمایر فاعلی!!! بیاید با هم یادشون بگیریم🤍
--------------------------------------------------------------
I (من): I am a student (من یک دانشآموز هستم.)
You (تو): You are kind (تو مهربان هستی.)
🪻 He (او - مذکر): He is my brother (او برادر من است.)
She (او - مؤنث): She is my sister (او خواهر من است.)
It (آن / او): It is a dog (این یک سگ است.)
We (ما): We are friends (ما با هم دوست هستیم.)
You (شما): You are welcome (شما خوشآمدید / خواهش میکنم.)
They (آنها): They are classmates (آنها همکلاسی هستند.)--------------------------------------------------------------


در زبان انگلیسی، ضمیر “I” همیشه و در هر کجای جمله که باشد، با حرف بزرگ (Capital) نوشته میشود. همچنین ضمیر “You” هم برای “تو” (یک نفر) و هم برای “شما” (چند نفر) به یک شکل به کار میرود.--------------------------------------------------------------
@engafra
@engafra
🪻 He (او - مذکر): He is my brother (او برادر من است.)
۱۲۷
۱۵:۳۷
معنی: بهدست آوردن، کسب کردن، تحصیل کردن
مترادفها: Get, Acquire, Procure
تصویرسازی: فرض کن در حال جمعآوریِ میوههایِ رسیده از یک درختِ بلند هستی!
جمله کاربردی:“I managed to obtain a ticket for the concert after waiting in line for hours.”
۹۰
۱۰:۰۵
معنی: تلاشِ بسیار کردن، کوشیدن (برای رسیدن به یک هدفِ والا)
مترادفها: Try, Attempt, Endeavor
تصویرسازی: مثلِ کوهنوردی که با تمامِ قدرت به سمتِ قله در حرکت است!
جمله کاربردی:“To succeed in your career, you must strive to improve your skills every single day.”
--------------------------------------------------------------
۹۸
۱۰:۰۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۸۷
۲۰:۲۷