لغات و عبارات کلیدی:
۱. *Memorandum of Understanding (MoU):
- ترجمه: یادداشت تفاهم
- توضیح: سندی رسمی که بین دو یا چند طرف امضا میشود و نشاندهنده توافق بر سر یک خطمشی یا هدف مشترک است. این سند معمولاً قدرت قانونی کامل یک «قرارداد» را ندارد اما بسیار معتبر است.
۲. Closer (در این متن):
- ترجمه: نزدیکتر (به مرحله نهایی)
- توضیح: منظور این است که توافق در آستانه نهایی شدن و امضای قطعی قرار دارد.
۳. Pending:
- ترجمه: در انتظارِ / تا زمانِ
- توضیح: به وضعیتی اشاره دارد که چیزی هنوز تمام نشده و منتظر یک اتفاق (در اینجا نهایی شدن) است.
۴. Finalization:
- ترجمه: نهاییسازی / قطعی کردن
- توضیح: به مرحله آخر یک فرآیند یا قرارداد که تمام جزئیات در آن تثبیت میشود، میگویند.
۵. Refrain from:
- ترجمه: خودداری کردن / پرهیز کردن
- توضیح: یک فعل رسمی برای بیان اینکه کسی نباید کاری را انجام دهد.
۶. Speculation:
- ترجمه: گمانهزنی / حدس و گمان
- توضیح: وقتی بر اساس اطلاعات ناقص یا غیررسمی درباره چیزی نظر داده میشود.
۷. In line with:
- ترجمه: در راستایِ / مطابق با
- توضیح: عبارتی برای نشان دادن هماهنگی یک اقدام با یک سیاست یا باور خاص.
۸. Transparent:
- ترجمه: شفاف
- توضیح: در سیاست به معنای عملکردی است که در آن چیزی از مردم پنهان نمیشود و همه چیز روشن است.
۹. Approach:
- ترجمه: رویکرد / نگرش
- توضیح: روش یا شیوهای که برای برخورد با یک موضوع انتخاب میشود.
۱۰. In due course:
- ترجمه: در زمان مقتضی / در زمان مناسب
- توضیح:* اصطلاحی رسمی به این معنا که این کار نه فوراً، بلکه در وقتی که شرایط مهیا باشد انجام خواهد شد.
ترجمه روان متن جهت درک بهتر:> «یادداشت تفاهم اسلامآباد هیچگاه تا این حد به مرحله نهایی نزدیک نبوده است. تا زمان قطعی شدن آن، رسانهها باید از گمانهزنی درباره محتوای آن خودداری کنند. در راستای رویکرد مسئولانه و شفاف ما، تمام جزئیات در زمان مقتضی با عموم مردم در میان گذاشته خواهد شد.»
۱. *Memorandum of Understanding (MoU):
- ترجمه: یادداشت تفاهم
- توضیح: سندی رسمی که بین دو یا چند طرف امضا میشود و نشاندهنده توافق بر سر یک خطمشی یا هدف مشترک است. این سند معمولاً قدرت قانونی کامل یک «قرارداد» را ندارد اما بسیار معتبر است.
۲. Closer (در این متن):
- ترجمه: نزدیکتر (به مرحله نهایی)
- توضیح: منظور این است که توافق در آستانه نهایی شدن و امضای قطعی قرار دارد.
۳. Pending:
- ترجمه: در انتظارِ / تا زمانِ
- توضیح: به وضعیتی اشاره دارد که چیزی هنوز تمام نشده و منتظر یک اتفاق (در اینجا نهایی شدن) است.
۴. Finalization:
- ترجمه: نهاییسازی / قطعی کردن
- توضیح: به مرحله آخر یک فرآیند یا قرارداد که تمام جزئیات در آن تثبیت میشود، میگویند.
۵. Refrain from:
- ترجمه: خودداری کردن / پرهیز کردن
- توضیح: یک فعل رسمی برای بیان اینکه کسی نباید کاری را انجام دهد.
۶. Speculation:
- ترجمه: گمانهزنی / حدس و گمان
- توضیح: وقتی بر اساس اطلاعات ناقص یا غیررسمی درباره چیزی نظر داده میشود.
۷. In line with:
- ترجمه: در راستایِ / مطابق با
- توضیح: عبارتی برای نشان دادن هماهنگی یک اقدام با یک سیاست یا باور خاص.
۸. Transparent:
- ترجمه: شفاف
- توضیح: در سیاست به معنای عملکردی است که در آن چیزی از مردم پنهان نمیشود و همه چیز روشن است.
۹. Approach:
- ترجمه: رویکرد / نگرش
- توضیح: روش یا شیوهای که برای برخورد با یک موضوع انتخاب میشود.
۱۰. In due course:
- ترجمه: در زمان مقتضی / در زمان مناسب
- توضیح:* اصطلاحی رسمی به این معنا که این کار نه فوراً، بلکه در وقتی که شرایط مهیا باشد انجام خواهد شد.
ترجمه روان متن جهت درک بهتر:> «یادداشت تفاهم اسلامآباد هیچگاه تا این حد به مرحله نهایی نزدیک نبوده است. تا زمان قطعی شدن آن، رسانهها باید از گمانهزنی درباره محتوای آن خودداری کنند. در راستای رویکرد مسئولانه و شفاف ما، تمام جزئیات در زمان مقتضی با عموم مردم در میان گذاشته خواهد شد.»
۱۰۲
۲۰:۲۰
easy رو از دایره لغاتت حذف کن
میخوای مثل یه نیتیو اسپیکر حرف بزنی؟ این جایگزینهای حرفهای رو جایگزین کن:
Effortless
(به جای Easy)
وقتی میخوای بگی یه کاری «بیدردسر» و بدون زحمت انجام شد.
Straightforward
(به جای Easy test)
برای توصیف چیزی که «سرراست» و بدون پیچیدگیه.
No-brainer
(به جای Easy decision)
وقتی یه تصمیم انقدر روشنه که «نیاز به فکر کردن نداره».
User-friendly
(به جای Easy to use)
برای ابزار یا برنامهای که «کاربرپسند» و راحته.
Foolproof
(به جای Easy recipe)
برای کاری (مثل آشپزی) که «امکان نداره توش شکست بخوری».
A piece of cake
(به جای Easy job)
یه اصطلاح عالی که یعنی اون کار «مثل آب خوردنه».
Crystal clear
(به جای Easy to understand)
وقتی میخوای بگی موضوع «کاملاً شفاف و واضحه».
کدومش رو از امروز توی مکالماتت استفاده میکنی؟ برام توی کامنتها بنویس! 
#یادگیری_زبان #آموزش_انگلیسی #مکالمه_انگلیسی #کلمات_کاربردی #انگلیسی_روزمره #تقویت_زبان
میخوای مثل یه نیتیو اسپیکر حرف بزنی؟ این جایگزینهای حرفهای رو جایگزین کن:
(به جای Easy)
وقتی میخوای بگی یه کاری «بیدردسر» و بدون زحمت انجام شد.
(به جای Easy test)
برای توصیف چیزی که «سرراست» و بدون پیچیدگیه.
(به جای Easy decision)
وقتی یه تصمیم انقدر روشنه که «نیاز به فکر کردن نداره».
(به جای Easy to use)
برای ابزار یا برنامهای که «کاربرپسند» و راحته.
(به جای Easy recipe)
برای کاری (مثل آشپزی) که «امکان نداره توش شکست بخوری».
(به جای Easy job)
یه اصطلاح عالی که یعنی اون کار «مثل آب خوردنه».
(به جای Easy to understand)
وقتی میخوای بگی موضوع «کاملاً شفاف و واضحه».
#یادگیری_زبان #آموزش_انگلیسی #مکالمه_انگلیسی #کلمات_کاربردی #انگلیسی_روزمره #تقویت_زبان
۱۲۲
۱۶:۵۴
###
*تحلیل واژگان خبری: دیپلماسی بینالملل
در این پست، متن خبری مرتبط با توافق واشینگتن و تهران را همراه با لغات کلیدی آن بررسی میکنیم:
متن انگلیسی خبر:
> "French President Emmanuel Macron told French broadcaster TF1 that 'we must do everything' to implement the framework agreement reached between Washington and Tehran yesterday evening. Macron also stressed that the Strait of Hormuz should remain open to free navigation after US President Donald Trump said the deal with Iran would ensure the waterway remained 'permanently toll-free.'"
---
لغات و اصطلاحات کاربردی:
Deploy: مستقر کردن / اعزام کردن (نیرو یا تجهیزات)
🟠 Broadcaster: شبکه رادیو و تلویزیونی / پخشکننده
🟡 Implement: اجرا کردن / به کار بستن (یک توافق یا قانون)
🟢 Framework agreement: توافقنامه چارچوبی
Stressed: تأکید کرد
🟣 Strait of Hormuz: تنگه هرمز
🟤 Free navigation: آزادی کشتیرانی
️ Waterway: آبراه / مسیر آبی
️ Toll-free: بدون عوارض (در اینجا: آزاد و بدون مانع برای تردد)
---
ترجمه روان:*امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه به شبکه TF1 گفت: «ما باید هر کاری که میتوانیم انجام دهیم تا توافقنامه چارچوبی که دیروز عصر میان واشینگتن و تهران حاصل شد، اجرا شود.» مکرون همچنین تأکید کرد که تنگه هرمز باید برای آزادی کشتیرانی باز بماند؛ این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا گفته بود توافق با ایران تضمین میکند که این آبراه «برای همیشه بدون عوارض» باقی بماند.
در این پست، متن خبری مرتبط با توافق واشینگتن و تهران را همراه با لغات کلیدی آن بررسی میکنیم:
> "French President Emmanuel Macron told French broadcaster TF1 that 'we must do everything' to implement the framework agreement reached between Washington and Tehran yesterday evening. Macron also stressed that the Strait of Hormuz should remain open to free navigation after US President Donald Trump said the deal with Iran would ensure the waterway remained 'permanently toll-free.'"
---
🟠 Broadcaster: شبکه رادیو و تلویزیونی / پخشکننده
🟡 Implement: اجرا کردن / به کار بستن (یک توافق یا قانون)
🟢 Framework agreement: توافقنامه چارچوبی
🟣 Strait of Hormuz: تنگه هرمز
🟤 Free navigation: آزادی کشتیرانی
---
۸۸
۱۲:۳۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
"The perspicacious student quickly understood the complex theory that others struggled with."
(دانشآموزِ باهوش و بصیر، خیلی زود تئوری پیچیدهای را که بقیه در فهمش مشکل داشتند، درک کرد.)*
"She is an eminent scientist, known globally for her groundbreaking research."
(او یک دانشمند برجسته و مشهور است که در سطح جهانی برای تحقیقات پیشگامانهاش شناخته میشود.)*
"He is a fervent supporter of animal rights and spends his weekends volunteering."
(او یک حامی پرشور و مشتاق برای حقوق حیوانات است و آخر هفتههایش را به کار داوطلبانه میگذراند.)*
کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید
@englishspark
۴۱۶
۱۶:۵۵
🟥 *Strait of Hormuz — تنگه هرمز — آبراه خیلی حیاتی
🟦 Leverage — اهرم فشار/نفوذ — قدرت برای وادار کردن طرف مقابل
🟨 Tank the economy — فلج کردن اقتصاد — ایجاد بحران/اختلال جدی
🟩 Global economy — اقتصاد جهانی — چرخه اقتصادی کل دنیا
🟪 Fertilizer — کود — تقویت خاک و کشاورزی
GCC states — کشورهای شورای همکاری خلیج فارس — ۶ کشور خلیج فارس
🟧 Infrastructure — زیرساخت — برق، آب، راهها و…
🟫 Desalination plants — تأسیسات آبشیرینکن — تبدیل آب شور به آب شیرین
🟩 Escalation ladder — نردبان تنش/تشدید — بالا رفتن سطح درگیری
Rung — پله/مرحله — هر سطح از آن نردبان
🟦 Drone* — پهپاد — هواپیمای بدون سرنشین
🟦 Leverage — اهرم فشار/نفوذ — قدرت برای وادار کردن طرف مقابل
🟨 Tank the economy — فلج کردن اقتصاد — ایجاد بحران/اختلال جدی
🟩 Global economy — اقتصاد جهانی — چرخه اقتصادی کل دنیا
🟪 Fertilizer — کود — تقویت خاک و کشاورزی
🟧 Infrastructure — زیرساخت — برق، آب، راهها و…
🟫 Desalination plants — تأسیسات آبشیرینکن — تبدیل آب شور به آب شیرین
🟩 Escalation ladder — نردبان تنش/تشدید — بالا رفتن سطح درگیری
🟦 Drone* — پهپاد — هواپیمای بدون سرنشین
۱۱۱
۱۴:۳۰
۸۰
۱۴:۲۱
Track05.mp3
۰۲:۲۷-۱.۹۳ مگابایت
Chapter 5 , phrasal verbs in context 

۲۹
۱۳:۵۹
By the time that Lady Prescott had *stormed out of the office and Sir Gerald had straightened his tie (0:07) and Angus had come out from behind the armchair, (0:11) Frederick Carruthers was well on his way home. (0:14) After he had slipped out through the side door, (0:17) Frederick had run across the prison yard, climbed over a wall, and run off into the night. (0:24) Having crossed the main road that links New Town to Old Town, (0:26) he had rolled down a hill, climbed over a couple of gates, (0:31) crawled through a field full of turnips, waded through a swamp, (0:34) dived into a stream, and swum across to the opposite bank, (0:38) climbed up a hill, run across six kilometres of open countryside, (0:41) jumped onto a train that was slowing down in front of a set of signals, (0:45) run down the corridor to avoid the ticket collector, (0:47) and then jumped off again as the train pulled into a station.
(0:51) While the other passengers were getting off the train, (0:53) Frederick had slipped through the ticket barrier by showing his prison identification badge (0:58) and shouting, (0:59) I'm a train engineer! I'm a train engineer! Let me through! Let me through! (1:03) Then he'd elbowed his way through a group of tourists, (1:06) rushed down a flight of steps, run through a subway tunnel, (1:09) and finally ended up standing outside a café at a lay-by near junction 34 of the M1 motorway. (1:17) It was at this moment that his problems really began. (1:22) Frederick had been rushing, rolling, running, jumping, (1:25) climbing, crawling, wading and swimming for several hours now, (1:28) and the last meal he'd had was three biscuits and a glass of water (1:32) before Angus had turned out the light in his cell.
(1:35) His exhausted body was beginning to complain. (1:39) His stomach was crying out for food, and his throat felt like sandpaper. (1:44) But what could he do? (1:46) Prisoners don't carry money, and he didn't have a penny on him.
(1:51) Frederick looked through the windows of the café, (1:55) and for the next few moments he went through a dreadful torture. (1:59) What have I done to deserve this, he thought. (2:03) Here am I with my stomach rumbling and my throat parched, (2:06) and I can't even afford a cup of tea.
(2:10) How did I get into this mess? (2:13) And more to the point, how do I get out of it? (2:18) These were the thoughts running through Frederick Carruther's troubled mind (2:21) as a blue Rolls-Royce pulled into the lay-by and glided to a halt.
*
###
@englishspark
۳۱
۱۴:۰۴
در این بخش، افعال عبارتی (Phrasal Verbs) متن را یاد بگیرید:
*1. Run off
*معنی: فرار کردن، ناگهان رفتن
*Example: The thief ran off as soon as he saw the police.
(دزد به محض اینکه پلیس را دید، فرار کرد.)
*2. Get off
*معنی: پیاده شدن (از اتوبوس، قطار، هواپیما و...)
*Example: We need to get off the train at the next station.
(ما باید در ایستگاه بعدی از قطار پیاده شویم.)
*3. End up
*معنی: در نهایت به جایی یا وضعیتی رسیدن (معمولاً غیرمنتظره)
*Example: We got lost and ended up in a small village.
(ما گم شدیم و در نهایت به یک روستای کوچک رسیدیم.)
*4. Turn out
*معنی: خاموش کردن (چراغ یا وسیلهای)
*Example: Please turn out the lights before you leave the room.
(لطفاً قبل از ترک اتاق، چراغها را خاموش کنید.)
*5. Get into
*معنی: وارد چیزی شدن / دچار موقعیتی شدن
*Example: How did he get into such a difficult situation?
(او چطور وارد چنین موقعیت دشواری شد؟)
*6. Get out (of)
*معنی: خارج شدن (از یک مکان یا یک موقعیت سخت)
*Example: It is hard to get out of a bad habit.
(خارج شدن از یک عادت بد کار سختی است.)
*7. Pull into
*معنی: وارد شدن به (یک مکان مثل پارکینگ یا کنار جاده) با وسیله نقلیه
*Example: The car slowly pulled into the driveway.
(ماشین به آرامی وارد مسیر ورودی خانه شد.)
*
*
افعال عبارتی از ترکیب یک فعل + یک حرف اضافه* ساخته میشوند که گاهی اوقات معنی جدیدی کاملاً متفاوت از خودِ فعل اصلی میدهند. حتماً این ترکیبها را به صورت یک واحد (Unit) یاد بگیرید.
۱۱۹
۱۴:۰۷