چه کتاب هایی رو توی فرانسه یاد می دیم
editoAlter egoTaxi
۳۳۹
۶:۴۱
بچه ها میدونستید توی آزمون آیلتس اگر اول جملات اتون از این کلمات استفاده کنید نمره اتون بالا تر میره
۲۲۲
۱۹:۳۹
1. Well, …
2. Actually, …
3. To be honest, …
4. Honestly speaking, …
5. In fact, …
6. You know, …
7. Let me think, …
8. I guess, …
9. I suppose, …
10. As a matter of fact, …
11. Basically, …
12. The thing is, …
13. What I want to say is that …
14. If I think about it, …
15. I would say that …
16. It’s hard to choose, but …
17. Without a doubt, …
18. I’d like to start by saying …
19. The first thing that comes to my mind is …
20. As far as I remember, …
2. Actually, …
3. To be honest, …
4. Honestly speaking, …
5. In fact, …
6. You know, …
7. Let me think, …
8. I guess, …
9. I suppose, …
10. As a matter of fact, …
11. Basically, …
12. The thing is, …
13. What I want to say is that …
14. If I think about it, …
15. I would say that …
16. It’s hard to choose, but …
17. Without a doubt, …
18. I’d like to start by saying …
19. The first thing that comes to my mind is …
20. As far as I remember, …
۲۵۹
۱۹:۳۹
کلمات مربوط به ماشینن
Bonnet کاپوت : hoodWindscreen wiper شیشه پاک کنWindscreen شیشه جلو ماشینBoot صندوق عقب : trunkWheel چرخTyre لاستیک تایرDoor handle دستگیره درWing mirror اینه بقلNumber plate پلاکHeadlight چراغ جلوEngine موتورSteering wheel فرمونSpeedometer نشاندهنده سرعتIgnition استارتRear view اینه جلوGear stick دندهAccelerater گازBrake ترمزClutch کلاچHorn بوق
۲۰۰
۱۹:۰۹
بریم سراغ یک گرامر ترکی استانبولی
۱۷۷
۹:۴۲
گرامر ترکی استانبولی نسبتاً ساده و منظم است مهمترین نکته این است که فعل معمولاً آخر جمله میآید.ساختار جمله:Ben okula gidiyorum. = من به مدرسه میروم.Ben kitap okuyorum. = من کتاب میخوانم.ضمیرها:Ben = منSen = توO = اوBiz = ماSiz = شماOnlar = آنهاصرف فعل: برای ساختن فعل، به ریشهٔ فعل پسوند اضافه میشود. مثلاً فعل gelmek (آمدن):Ben geliyorum = من میآیمSen geliyorsun = تو میآییO geliyor = او میآیدسؤال کردن: با «mi / mı / mu / mü»:İyi misin? = حالت خوب است؟Öğrenci misin? = دانشآموز هستی؟منفی کردن: با «-ma / -me»:Geliyorum = میآیمGelmiyorum = نمیآیم
۲۰۳
۹:۴۲
بچه ها شرایط کلاس های ترکی استانبولی ایمون رو خبر دارید؟ اگر ندارید یک تکست بدید
۲۰۴
۹:۴۲
توی زبان فرانسه جمع معین داریم و نامعین بیاین باهم یادش بگیریم:۱. des
جمع نامعین = چند تا از چیزی ناشناخته یا هرکدوم
مثال: J’ai acheté des pommes من چند تا سیب خریدم معلوم نیست کدومها
۲. les
جمع معین = چند تا از چیزی که مشخص یا شناخته شده
مثال: Les pommes sont rouges آن سیبها (همانهایی که قبلاً اشاره شد) قرمز هستند
۳. l’
le / la قبل از اسم با مصوت یا h بیصدا
مثال: Regarde l’étoile ! به یک ستاره مشخص اشاره میکنیم، «le / la» نمیتونیم بذاریم چون اسم با مصوت شروع میشه → l’ میاد
پس تو جملهی قبلی:
چند تا سیب ناشناخته des چند تا ستاره خاص یا مشخص les étoiles یا اگر یکیشو اشاره کنیم l’étoile
جمع نامعین = چند تا از چیزی ناشناخته یا هرکدوم
مثال: J’ai acheté des pommes من چند تا سیب خریدم معلوم نیست کدومها
۲. les
جمع معین = چند تا از چیزی که مشخص یا شناخته شده
مثال: Les pommes sont rouges آن سیبها (همانهایی که قبلاً اشاره شد) قرمز هستند
۳. l’
le / la قبل از اسم با مصوت یا h بیصدا
مثال: Regarde l’étoile ! به یک ستاره مشخص اشاره میکنیم، «le / la» نمیتونیم بذاریم چون اسم با مصوت شروع میشه → l’ میاد
پس تو جملهی قبلی:
چند تا سیب ناشناخته des چند تا ستاره خاص یا مشخص les étoiles یا اگر یکیشو اشاره کنیم l’étoile
۱۹۶
۸:۱۵
چرا حرف اضافه اشون فرق داره (زبان فرانسوی)!؟ J'adore manger des pommes.J'adore manger du pain.
۱۳۰
۵:۵۴
آموزشگاه تخصصی زبان استلا
چرا حرف اضافه اشون فرق داره (زبان فرانسوی)!؟ J'adore manger des pommes. J'adore manger du pain.
چون برای قابل شمارش و غیر قابل شمارش یک تفاوتی هست توی حروف اضافه اشون
جمع قابل شمارشdesمذکر غیرقابل شمارشduمؤنث غیرقابل شمارشde laجمع غیرقابل شمارشdesمفرد غیرقابل شمارش مؤنثde la soupeبریم توی جمله ببینیم مفرد قابل شمارشune pomme, un œufجمع قابل شمارشdes pommes, des œufsمفرد غیرقابل شمارش مذکرdu painمفرد غیرقابل شمارش مؤنثde la soupeوقتی نمیتوانی عددش را بشمری → du / de la، وقتی چندتا هستند → des.
جمع قابل شمارشdesمذکر غیرقابل شمارشduمؤنث غیرقابل شمارشde laجمع غیرقابل شمارشdesمفرد غیرقابل شمارش مؤنثde la soupeبریم توی جمله ببینیم مفرد قابل شمارشune pomme, un œufجمع قابل شمارشdes pommes, des œufsمفرد غیرقابل شمارش مذکرdu painمفرد غیرقابل شمارش مؤنثde la soupeوقتی نمیتوانی عددش را بشمری → du / de la، وقتی چندتا هستند → des.
۱۶۴
۵:۵۷