خسته تر تر تر تر ترینم ...
۱۹:۱۸
Mohsen Chavoshi - Dar Astaneye Piri (320).mp3
۰۴:۵۱-۴.۶۲ مگابایت
در آستانه یِ پیری ، گلایه از شبِ دنیابد است مردِ حسابی ، به احترام دیازپامبدون قِصه و بوسه ، تلاش کن که بخوابیتو مثلِ برده ی خانه ، وبالِ گردن روزیکسی نگفت نباید ، که از نهاد بسوزیتو آفتاب نبودی ، که بی دریغ بتابیچه اسب ها که درونت ، به اهتزاز درآمدبه شِیهه عُمرِ گلویت ، کشان کشان به سر آمدتو را که بست به گاری ، که روز مزد عذابیلگد زدند به شیری ، که صبر غرش او بودشکست یوزپلنگی ، که رام و آینه خو بودو از فراز دهانی ، سقوط کرد عقابیدلیر ماندی و نان را ، به خون زدی که نمیریبه هرزه پا ندواندیاز این دوندگی آخر چه میرسد به جماعتجز آخوری و طنابی
شناسِ عالمی اما ، شناسنامه نداریو دائم الغمی اما ، خودت ادامه نداریغرور منقطع النسل ، عماره سازِ خرابیتو برگزیده نبودی ، قبول کن که نبودیقبول کن که رسولی ، بدونِ معجزه هستیبلند مسئله هستی ، ولی بدونِ کتابیدریچه ای که تپید و ، جهان کوچک ما رابه نور خواند گرفتست ، بیا و زنده شو ای ماهکه مثلِ فاتحه هر شب ، بر این دریچه بتابیهزار ماهیِ تنها ، فدایِ آبی دریاهزار بسته مسکن ، فدایِ این غم برناهزار گَله ی درنا ، فدایِ وسعت آبیگلایه از شب کوچک ، و نِق به شیوه ی کودکبس است حزن مبارک ، شبت بلند غمت نیزغمت بخیر شبت نیز ، شب است مردِ حسابی
شناسِ عالمی اما ، شناسنامه نداریو دائم الغمی اما ، خودت ادامه نداریغرور منقطع النسل ، عماره سازِ خرابیتو برگزیده نبودی ، قبول کن که نبودیقبول کن که رسولی ، بدونِ معجزه هستیبلند مسئله هستی ، ولی بدونِ کتابیدریچه ای که تپید و ، جهان کوچک ما رابه نور خواند گرفتست ، بیا و زنده شو ای ماهکه مثلِ فاتحه هر شب ، بر این دریچه بتابیهزار ماهیِ تنها ، فدایِ آبی دریاهزار بسته مسکن ، فدایِ این غم برناهزار گَله ی درنا ، فدایِ وسعت آبیگلایه از شب کوچک ، و نِق به شیوه ی کودکبس است حزن مبارک ، شبت بلند غمت نیزغمت بخیر شبت نیز ، شب است مردِ حسابی
۱۰:۲۵
آخرین باری که بابام رو دیدم، خونشون بودیمبازی رفت بارسلونا و رئال مادرید بودهمون بازی که بارسلونا باختخیلی اعصابم خرد بودبرای همین بابام رو خوب نگاه نکردمخوب بغلش نکردمدستش رو سفت نگرفتمدیشب بازی برگشت بارسلونا و رئال مادرید بودبارسلونا برد و قهرمان شدولی بابای من دیگه نیست ...چقدر غم ها آدمارو عوض میکنه ...شاید اگر پارسال بود وسط خونه در حال فریاد و شادی بودمولی الان ...اگر هنوز تو زندگیتون هستند، قدرشونو بدونید ...
۱۵:۳۶
اگر روم ز پی اش فتنهها برانگیزدور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداریچو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوسز حقه دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو میبینمبس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاستکجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده بازهزار بازی از این طرفهتر برانگیزد
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظکه گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
#حافظ
و گر به رهگذری یک دم از وفاداریچو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوسز حقه دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو میبینمبس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاستکجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده بازهزار بازی از این طرفهتر برانگیزد
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظکه گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
#حافظ
۹:۵۵
- که بود؟+ شهره عالم به سست پیمانی وفا نکرد و دریغ از کمی پشیمانی - چه گفت؟+گفت فراق تو بر من آسان استوداع کرد و نمی یابمش به آسانی-چه برد؟+تاب مرا برد تاب گیسویش-چه بود جرم تو؟+سرگشتگی، پریشانی-چه کرد؟+عشق مرا کفر خواند و خونم ریختچه حکمتیست در این شیوهء مسلمانی؟-چه از تو خواست؟+غزلهای بی رقیب مرا-کجاست؟+نزد رقیبان پی غزلخوانی-چرا به عشق چنین ظالمی دچار شدی؟+تو نیز عاشق اویی خودت نمیدانی...#سجاد_سامانی
۱۴:۲۰
نه بدت بیادنه خوشت بیاد !
نه دور باشنه نزدیک !
نه دور باشنه نزدیک !
۱۳:۱۸
روح من زیبا بودتو در آن رنج کاشتی ...
۲۲:۱۰
Mohsen Chavoshi - To Dar Masafate Barani.mp3
۰۳:۴۰-۸.۷۹ مگابایت
تو در مسافت بارانی و غم درشکه ای از اشک استو اشک شیهه کوتاهی من و تو آخورمان مرگ استاز این درشکه بیا پایین تو نیز شیهه بکش گاهی
بتاز گله اکسیژن و راه مال رویی چیزی به سمت پنجره پیدا کن هوای حبس نفسگیر استبتاخت قفل مرا وا کن بتاز ای که پر از راهی …منم که لک لک غمگینی به روی دودکشت هستم منم که ماهی دریای بلند موی مشت هستممنم که طعمه قلابم مرا شکار کن ای ماهی …منم شکار شکارم کن سپس ببوس و بچرخانم سپس بچرخ و ببوسانمسپس چه کار چه کارم کن چه کار هرچه تو میخواهی ستبخواه آن چه که میخواهی …آهای بینی سربالا از این درشکه بیا پایین به من بچسب همین الان مرا ببوس همین حالاکه زندگی دو سه نخ کام است و عمر سرفه ی کوتاهی …
بتاز گله اکسیژن و راه مال رویی چیزی به سمت پنجره پیدا کن هوای حبس نفسگیر استبتاخت قفل مرا وا کن بتاز ای که پر از راهی …منم که لک لک غمگینی به روی دودکشت هستم منم که ماهی دریای بلند موی مشت هستممنم که طعمه قلابم مرا شکار کن ای ماهی …منم شکار شکارم کن سپس ببوس و بچرخانم سپس بچرخ و ببوسانمسپس چه کار چه کارم کن چه کار هرچه تو میخواهی ستبخواه آن چه که میخواهی …آهای بینی سربالا از این درشکه بیا پایین به من بچسب همین الان مرا ببوس همین حالاکه زندگی دو سه نخ کام است و عمر سرفه ی کوتاهی …
۱۱:۴۵
La Tegheeb لا تغيب - Menna.m4a
۰۲:۲۴-۱.۷۱ مگابایت
خطر ایست قلبی ...
۱۴:۰۱
تاریخ، سلاح فهم سیاست است.
۱۶:۵۶