استفهام حقیقی!
#بشنویم
آقای محمدحسین راحمی مسئلهی بازگشایی «تنگهی هرمز» و حواشی مرتبط با آن! #تنگه_هرمز
@estefhamehaghighi
🟣 بخش سوم: معماریِ تسلط؛ گامهای چهارگانه مدیریت هوشمندانه تنگه
رویکردهای هیجانی و باجخواهی (مانند دزدان دریایی) عملی نیست و سرمایهگذاران را فراری میدهد. برای نقد کردن مزایای ژئوپولیتیک تنگه در بلندمدت و در چارچوب حقوق بینالملل، چهار گام اساسی و به هم پیوسته طراحی و در حال اجراست:
گام اول؛ هدایت و تعیین مسیر: تثبیت حق تعیین مسیر عبور و مرور و الزام کشتیها به استفاده از مسیرهای تحت کنترل ایران (در مجاورت سواحل کشورمان).گام دوم؛ تثبیت نظارت میدانی: الزام تمام شناورها به اعلام دقیق هویت، مختصات، مبدأ، مقصد و نوع محموله جهت جلوگیری قطعی از عبور کشتیهای متخاصم یا دارای کارکرد نظامی.گام سوم؛ تأمین امنیت و خدمات: تبدیل شدن ایران به تنها مرجع و زیرساخت اصلی برای تأمین امنیت پایدار و ارائه خدمات عبور و مرور (نظیر بیمه، توقف و پشتیبانی).گام چهارم؛ اخذ عوارض هدفمند: پس از تثبیت سه گام پیشین، در ازای تأمین امنیت و خدمات، عوارض دریافت میشود. این روند باید به گونهای مدیریت شود که ضمن درآمدزایی برای ایران، استفاده از این مسیر همچنان برای تجارت جهانی مقرونبهصرفه بماند.
#جنگ#تنگه_هرمز
@estefhamehaghighi
رویکردهای هیجانی و باجخواهی (مانند دزدان دریایی) عملی نیست و سرمایهگذاران را فراری میدهد. برای نقد کردن مزایای ژئوپولیتیک تنگه در بلندمدت و در چارچوب حقوق بینالملل، چهار گام اساسی و به هم پیوسته طراحی و در حال اجراست:
گام اول؛ هدایت و تعیین مسیر: تثبیت حق تعیین مسیر عبور و مرور و الزام کشتیها به استفاده از مسیرهای تحت کنترل ایران (در مجاورت سواحل کشورمان).گام دوم؛ تثبیت نظارت میدانی: الزام تمام شناورها به اعلام دقیق هویت، مختصات، مبدأ، مقصد و نوع محموله جهت جلوگیری قطعی از عبور کشتیهای متخاصم یا دارای کارکرد نظامی.گام سوم؛ تأمین امنیت و خدمات: تبدیل شدن ایران به تنها مرجع و زیرساخت اصلی برای تأمین امنیت پایدار و ارائه خدمات عبور و مرور (نظیر بیمه، توقف و پشتیبانی).گام چهارم؛ اخذ عوارض هدفمند: پس از تثبیت سه گام پیشین، در ازای تأمین امنیت و خدمات، عوارض دریافت میشود. این روند باید به گونهای مدیریت شود که ضمن درآمدزایی برای ایران، استفاده از این مسیر همچنان برای تجارت جهانی مقرونبهصرفه بماند.
#جنگ#تنگه_هرمز
۴۵۷
۷:۰۱
استفهام حقیقی!
#بشنویم
آقای محمدحسین راحمی مسئلهی بازگشایی «تنگهی هرمز» و حواشی مرتبط با آن! #تنگه_هرمز
@estefhamehaghighi
#تنگه_هرمز
۵۴۹
۸:۵۳
استفهام حقیقی!
حالا نوبت شماست!
در مجموعه سوالات «نوبت شما»، میتوانید پاسخگوی سوالات مخاطبین باشید و پاسختان را بهوسیلهی استفهام حقیقی، به اشتراک بگذارید.
ملاک گزینش و قرارگیری متن شما در کانال، روند استدلال و شفافیت آن است و هیچ الزامی برای همراستایی پاسخ شما با اندیشهی ادمینهای کانال وجود ندارد. (از طرح ایدههای متفاوت در صورت مطرح شدن در چارچوب منطق و اصول آزاداندیشی، استقبال میکنیم.)
ارائهی پاسخ به سوال مطرحشده در عکسنوشته: تا یکشنبه ساعت ۲۲ در قالب «پیام متنی» به آیدی @atenamhz یا @saharkhodaverdian #نوبت_شما
@estefhamehaghighi
برای «جُستن» گِرد آمدهایم.
🟣 همراهان عزیز استفهام حقیقی!
پاسخهای ارسالی شما در حال بررسی است و بهزودی متون منتخب، در کانال بهاشتراک گذاشته خواهند شد.
پاسخهای ارسالی شما در حال بررسی است و بهزودی متون منتخب، در کانال بهاشتراک گذاشته خواهند شد.
۵۴۹
۹:۰۳
🟣 چرا ایران برای محور مقاومت و در جنگ اخیر برای لبنان، مجبور به پرداخت هزینههای گزاف مالی و سیاسی شده است؟
نباید مردم کشور را در اولویت گذاشت؟
پس از بررسی نوشتههای ارسالی، متون منتخب از سری اول سوالات #نوبت_شما منتشر شد!در ادامه نوشتههای ارسالی، این دو متن با قلم حنانه عبادتکار و پریا صادقزاده پیش روی شما قرار گرفته است.دو متن با دیدگاههای متفاوت در کنار هم قرار گرفته است تا فرصتی برای مطالعهی چند زاویهی فکری فراهم شود!
@estefhamehaghighi
نباید مردم کشور را در اولویت گذاشت؟
پس از بررسی نوشتههای ارسالی، متون منتخب از سری اول سوالات #نوبت_شما منتشر شد!در ادامه نوشتههای ارسالی، این دو متن با قلم حنانه عبادتکار و پریا صادقزاده پیش روی شما قرار گرفته است.دو متن با دیدگاههای متفاوت در کنار هم قرار گرفته است تا فرصتی برای مطالعهی چند زاویهی فکری فراهم شود!
۳۱۰
۱۸:۳۷
استفهام حقیقی!
🟣 چرا ایران برای محور مقاومت و در جنگ اخیر برای لبنان، مجبور به پرداخت هزینههای گزاف مالی و سیاسی شده است؟ نباید مردم کشور را در اولویت گذاشت؟ پس از بررسی نوشتههای ارسالی، متون منتخب از سری اول سوالات #نوبت_شما منتشر شد! در ادامه نوشتههای ارسالی، این دو متن با قلم حنانه عبادتکار و پریا صادقزاده پیش روی شما قرار گرفته است. دو متن با دیدگاههای متفاوت در کنار هم قرار گرفته است تا فرصتی برای مطالعهی چند زاویهی فکری فراهم شود!
@estefhamehaghighi
متن ۱
حنانه عبادتکار، دانشآموز پایه یازدهم
معمای سیاست خارجی ایران: توازن میان نفوذ منطقهای و توسعه داخلیاز زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، سیاست خارجی ایران همواره درگیر یک معمای پیچیده بوده است: چگونه میتوان توازنی میان آرمانهای ایدئولوژیک در خاورمیانه و نیازهای توسعهای در داخل کشور برقرار کرد؟ ایران از همان ابتدای انقلاب به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه خاورمیانه بوده است. این استراتژی به وضوح در حمایت از محور مقاومت، به ویژه در لبنان، سوریه و فلسطین مشاهده میشود. دلایل متعددی وجود دارد که نشان میدهد چرا ایران هزینههای مالی و سیاسی بالایی را در این راستا متقبل شده است. این دلایل را میتوان در دو سطح «گفتمان رسمی» و «اهداف عملگرایانه» دستهبندی کرد:
ساحت اول: گفتمان رسمی و ایدئولوژیکبخشی از ایدئولوژی انقلاب اسلامی، حمایت از مستضعفین است که برای ما در سطح یک هدف سیاسی و سودآور نیست، بلکه یک تکلیف شرعی است؛ بر همین اساس جمهوری اسلامی ایران به دنبال گسترش ایدئولوژی خود و ایجاد یک الگوی اسلامی در سطح منطقه است. اساساً ما از همان ابتدا هم با نگاهی به خط فکری امام دریافت میکنیم که انقلاب اسلامی فقط برای ایران نیست و انقلابی است که مدعی است میخواهد بیداری اسلامی را در جهان رقم بزند. انقلاب ۵۷ صرفاً یک تغییر حکومتی نبود، بلکه حامل یک گفتمان ایدئولوژیک بود. بر اساس اصول قانون اساسی و ایدئولوژی انقلاب، سیاستگذاران ایران حمایت از ملتهای مسلمان و گروههایی که «مستضعف» یا تحت ستم خوانده میشوند را یک وظیفه دینی و انقلابی و اساساً آرمان انقلاب میدانند. یکی از اصلیترین و ثابتترین ارکان ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران از همان ابتدای انقلاب تاکنون، عدم به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل و تقابل با آن است. در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، مسئله فلسطین از یک مناقشه محدود عربی-اسرائیلی خارج شده و به یک «مسئله کلان اسلامی» و نماد مبارزه حق علیه باطل ارتقا یافته است. این رویکرد در سیاست منطقهای ایران بر چند پایه استوار است: نخست، اهمیت مذهبی آزادی قدس (مسجدالاقصی) به عنوان قبله اول مسلمانان؛ دوم، استفاده از موضوع فلسطین به عنوان یک نقطه اشتراک برای عبور از شکافهای قومی و مذهبی (شیعه و سنی) و تلاش برای ایجاد وحدت در جهان اسلام بر محور یک هدف مشترک؛ و سوم، تبدیل این آرمان به اقدام عملی از طریق حمایت سیاسی، مالی و نظامی از گروههای فلسطینی و لبنانی.با هدف مبارزه با استکبار و مقابله با نفوذ غرب، یکی از عناصر مهم در سیاست خارجی ما، نگاه انتقادی به حضور نظامی و سیاسی ایالات متحده و برخی کشورهای غربی در خاورمیانه بوده است. حمایت از این گروهها به عنوان ابزاری برای مقابله با حضور نظامی، سیاسی و اقتصادی ایالات متحده و قدرتهای غربی در منطقه خاورمیانه مطرح میشود و در ادبیات رسمی ایران بخش مهمی از سیاست «مقاومت» است.در خصوص تامین امنیت ملی و ایجاد «عمق راهبردی»، جنگ هشتساله ایران و عراق، سالهای پیش از همین تجربه ملموس جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، تأثیر عمیقی بر نگرش امنیتی ما گذاشت و نشان داد تهدیدات میتوانند از محیط منطقهای شکل بگیرند. در همین راستا، ایران تأکید دارد که حضور و نفوذ منطقهای باعث میشود خطوط دفاعی کشور به خارج از مرزها منتقل شود (عمق راهبردی) تا تهدیدات نظامی و تروریستی پیش از رسیدن به خاک ایران خنثی شوند.
ساحت دوم: لایههای عمیقتر و رویکرد عملگرایانه (پراگماتیک)علاوه بر دلایل قبلی با نگاهی به مسائل ژئوپلیتیک معمولاً میتوان به لایههای عمیقتر و عملگرایانهتری از این سیاست اشاره کرد:در جهت بازدارندگی و هزینهسازی، این شبکه به عنوان یک سپر دفاعی عمل میکند. استراتژی این است که به رقبا و دشمنان نشان داده شود هرگونه درگیری مستقیم با ایران، محدود به مرزهای این کشور نخواهد بود و به یک بحران گسترده و پرهزینه در سراسر منطقه تبدیل میشود؛ همانطور که در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان این را لمس کردیم.به عنوان یک اهرم چانهزنی و فشار دیپلماتیک، نفوذ منطقهای یک «کارت بازی» بسیار قدرتمند در میز مذاکرات بینالمللی است. ایران از این اهرم برای متوازن کردن فشارهای اقتصادی (تحریمها) و سیاسی غرب استفاده میکند تا در بدهبستانهای دیپلماتیک دست بالا را داشته باشد؛ که این مورد را هم در مذاکرات اخیر دیدیم.در عرصه رقابتها و حفظ موازنه قدرت ژئوپلیتیکی، خاورمیانه صحنه رقابت شدید قدرتهایی مانند ایران، عربستان، ترکیه و اسرائیل است. در این چارچوب، حمایت از گروههای متحد، راهبرد ایران برای جلوگیری از محاصره شدن توسط متحدان این کشورها و حفظ توازن قوا به نفع خود در شطرنج ژئوپلیتیک خاورمیانه است. دشمن ما متحدان خودش را دارد و ما هم متحدان خودمان را داریم و این یعنی همان حفظ موازنه.
@estefhamehaghighi
معمای سیاست خارجی ایران: توازن میان نفوذ منطقهای و توسعه داخلیاز زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، سیاست خارجی ایران همواره درگیر یک معمای پیچیده بوده است: چگونه میتوان توازنی میان آرمانهای ایدئولوژیک در خاورمیانه و نیازهای توسعهای در داخل کشور برقرار کرد؟ ایران از همان ابتدای انقلاب به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه خاورمیانه بوده است. این استراتژی به وضوح در حمایت از محور مقاومت، به ویژه در لبنان، سوریه و فلسطین مشاهده میشود. دلایل متعددی وجود دارد که نشان میدهد چرا ایران هزینههای مالی و سیاسی بالایی را در این راستا متقبل شده است. این دلایل را میتوان در دو سطح «گفتمان رسمی» و «اهداف عملگرایانه» دستهبندی کرد:
ساحت اول: گفتمان رسمی و ایدئولوژیکبخشی از ایدئولوژی انقلاب اسلامی، حمایت از مستضعفین است که برای ما در سطح یک هدف سیاسی و سودآور نیست، بلکه یک تکلیف شرعی است؛ بر همین اساس جمهوری اسلامی ایران به دنبال گسترش ایدئولوژی خود و ایجاد یک الگوی اسلامی در سطح منطقه است. اساساً ما از همان ابتدا هم با نگاهی به خط فکری امام دریافت میکنیم که انقلاب اسلامی فقط برای ایران نیست و انقلابی است که مدعی است میخواهد بیداری اسلامی را در جهان رقم بزند. انقلاب ۵۷ صرفاً یک تغییر حکومتی نبود، بلکه حامل یک گفتمان ایدئولوژیک بود. بر اساس اصول قانون اساسی و ایدئولوژی انقلاب، سیاستگذاران ایران حمایت از ملتهای مسلمان و گروههایی که «مستضعف» یا تحت ستم خوانده میشوند را یک وظیفه دینی و انقلابی و اساساً آرمان انقلاب میدانند. یکی از اصلیترین و ثابتترین ارکان ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران از همان ابتدای انقلاب تاکنون، عدم به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل و تقابل با آن است. در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، مسئله فلسطین از یک مناقشه محدود عربی-اسرائیلی خارج شده و به یک «مسئله کلان اسلامی» و نماد مبارزه حق علیه باطل ارتقا یافته است. این رویکرد در سیاست منطقهای ایران بر چند پایه استوار است: نخست، اهمیت مذهبی آزادی قدس (مسجدالاقصی) به عنوان قبله اول مسلمانان؛ دوم، استفاده از موضوع فلسطین به عنوان یک نقطه اشتراک برای عبور از شکافهای قومی و مذهبی (شیعه و سنی) و تلاش برای ایجاد وحدت در جهان اسلام بر محور یک هدف مشترک؛ و سوم، تبدیل این آرمان به اقدام عملی از طریق حمایت سیاسی، مالی و نظامی از گروههای فلسطینی و لبنانی.با هدف مبارزه با استکبار و مقابله با نفوذ غرب، یکی از عناصر مهم در سیاست خارجی ما، نگاه انتقادی به حضور نظامی و سیاسی ایالات متحده و برخی کشورهای غربی در خاورمیانه بوده است. حمایت از این گروهها به عنوان ابزاری برای مقابله با حضور نظامی، سیاسی و اقتصادی ایالات متحده و قدرتهای غربی در منطقه خاورمیانه مطرح میشود و در ادبیات رسمی ایران بخش مهمی از سیاست «مقاومت» است.در خصوص تامین امنیت ملی و ایجاد «عمق راهبردی»، جنگ هشتساله ایران و عراق، سالهای پیش از همین تجربه ملموس جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، تأثیر عمیقی بر نگرش امنیتی ما گذاشت و نشان داد تهدیدات میتوانند از محیط منطقهای شکل بگیرند. در همین راستا، ایران تأکید دارد که حضور و نفوذ منطقهای باعث میشود خطوط دفاعی کشور به خارج از مرزها منتقل شود (عمق راهبردی) تا تهدیدات نظامی و تروریستی پیش از رسیدن به خاک ایران خنثی شوند.
ساحت دوم: لایههای عمیقتر و رویکرد عملگرایانه (پراگماتیک)علاوه بر دلایل قبلی با نگاهی به مسائل ژئوپلیتیک معمولاً میتوان به لایههای عمیقتر و عملگرایانهتری از این سیاست اشاره کرد:در جهت بازدارندگی و هزینهسازی، این شبکه به عنوان یک سپر دفاعی عمل میکند. استراتژی این است که به رقبا و دشمنان نشان داده شود هرگونه درگیری مستقیم با ایران، محدود به مرزهای این کشور نخواهد بود و به یک بحران گسترده و پرهزینه در سراسر منطقه تبدیل میشود؛ همانطور که در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان این را لمس کردیم.به عنوان یک اهرم چانهزنی و فشار دیپلماتیک، نفوذ منطقهای یک «کارت بازی» بسیار قدرتمند در میز مذاکرات بینالمللی است. ایران از این اهرم برای متوازن کردن فشارهای اقتصادی (تحریمها) و سیاسی غرب استفاده میکند تا در بدهبستانهای دیپلماتیک دست بالا را داشته باشد؛ که این مورد را هم در مذاکرات اخیر دیدیم.در عرصه رقابتها و حفظ موازنه قدرت ژئوپلیتیکی، خاورمیانه صحنه رقابت شدید قدرتهایی مانند ایران، عربستان، ترکیه و اسرائیل است. در این چارچوب، حمایت از گروههای متحد، راهبرد ایران برای جلوگیری از محاصره شدن توسط متحدان این کشورها و حفظ توازن قوا به نفع خود در شطرنج ژئوپلیتیک خاورمیانه است. دشمن ما متحدان خودش را دارد و ما هم متحدان خودمان را داریم و این یعنی همان حفظ موازنه.
۴۷۴
۱۹:۲۱
استفهام حقیقی!
🟣 چرا ایران برای محور مقاومت و در جنگ اخیر برای لبنان، مجبور به پرداخت هزینههای گزاف مالی و سیاسی شده است؟ نباید مردم کشور را در اولویت گذاشت؟ پس از بررسی نوشتههای ارسالی، متون منتخب از سری اول سوالات #نوبت_شما منتشر شد! در ادامه نوشتههای ارسالی، این دو متن با قلم حنانه عبادتکار و پریا صادقزاده پیش روی شما قرار گرفته است. دو متن با دیدگاههای متفاوت در کنار هم قرار گرفته است تا فرصتی برای مطالعهی چند زاویهی فکری فراهم شود!
@estefhamehaghighi
متن ۲
پریا صادقزاده، دانشجوی جامعهشناسی
من بیشتر به جریان فکریای نزدیک هستم که نسبت به این نوع سیاستهای وحدت ساحاتی نگاه انتقادی دارد. از دید من، اگر چنین سیاستهایی بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای داخلی و منافع ملی دنبال شوند، ممکن است با منطق دولت‑ملت و الزامات اداره یک جامعه مدرن سازگار نباشند.اولین نقطهای که برای من اهمیت دارد، مفهوم دولت‑ملت است. در نگاه من، دولت نهادی است که وظیفه اصلی آن تأمین امنیت، رفاه و نظم اجتماعی برای شهروندان خودش است. شهروندان مالیات میپردازند، قوانین را رعایت میکنند و در مقابل انتظار دارند که دولت از آنها حمایت کند و شرایط زندگی بهتری برایشان فراهم کند. بنابراین من مشروعیت دولت را تا حد زیادی وابسته به همین توانایی میدانم. اگر دولتی نتواند امنیت و رفاه جامعه خود را تأمین کند، بهتدریج پایههای اعتماد عمومی نیز تضعیف میشود.به همین دلیل، وقتی به سیاست خارجی فکر میکنم، آن را جدا از نیازهای داخلی نمیبینم.سیاست خارجی باید در درجه اول بر اساس «منافع ملی» شکل بگیرد. این مفهوم را بسیار مهم میدانم. از نظر من، منافع ملی مجموعهای از اهداف مشخص است که به امنیت، ثبات، قدرت و رفاه یک کشور با مرز جغرافیایی مشخص مربوط میشود. اگر یک سیاست خارجی نتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم این اهداف را تقویت کند، برای من دشوار است که آن را بهعنوان یک سیاست منطقی و پایدار در نظر بگیرم. به بیان سادهتر، معتقدم هر اقدامی که در خارج از مرزها انجام میشود باید در نهایت به نوعی به تقویت وضعیت داخلی کشور منجر شود.یکی از مسائل مهم محدود بودن منابع است. هیچ نظام سیاسی منابع نامحدود در اختیار ندارد و به همین دلیل هر تصمیم مالی به معنای انتخاب میان گزینههای مختلف است. در علم اقتصاد به این مسئله «هزینه فرصت» گفته میشود. یعنی وقتی دولت تصمیم میگیرد منابع خود را در یک حوزه خاص هزینه کند، در واقع از هزینه کردن همان منابع در حوزههای دیگر صرفنظر کرده است.وقتی از این زاویه به مسئله نگاه میکنیم، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا مصرف منابع و صرف انرژی و انتشار علم و دانش در خارج از مرزها همیشه بهترین استفاده از این منابع است یا نه. بسیاری از کشورها با چالشهای داخلی متعددی روبهرو هستند: توسعه زیرساختها، بهبود نظام آموزشی، ارتقای خدمات درمانی، کاهش فقر، افزایش فرصتهای شغلی و تقویت رشد اقتصادی. همه این حوزهها نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه هستند. بنابراین اگر منابعی که میتواند در این بخشها استفاده شود در جای دیگری مصرف شود، ممکن است روند توسعه داخلی کندتر شود. به همین دلیل سیاستگذاران باید همواره میان اهداف خارجی و نیازهای داخلی نوعی توازن منطقی برقرار کنند.به علاوه انسجام اجتماعی در هر جامعهای تا حد زیادی به احساس عدالت و پاسخگویی حکمرانی بستگی دارد. اگر شهروندان احساس کنند که دولت به نیازهای آنها توجه میکند و سیاستهای عمومی در جهت بهبود زندگی آنها طراحی شده است، اعتماد عمومی افزایش مییابد. اما اگر این تصور شکل بگیرد که مسائل داخلی در اولویت قرار ندارند، ممکن است بخشی از جامعه نسبت به سیاستهای نظام دچار تردید شود.اعتماد اجتماعی یکی از مهمترین سرمایههای هر نظام است. حکومتهایی که از اعتماد عمومی بالاتری برخوردارند، در مدیریت بحرانها، اجرای سیاستهای اقتصادی و ایجاد اصلاحات ساختاری موفقتر عمل میکنند. بنابراین اگر سیاستهایی اتخاذ شود که بخشهایی از جامعه آن را «نادیده گرفتن مشکلات داخلی» تلقی کنند، ممکن است این سرمایه اجتماعی بهتدریج تضعیف شود.یکی از وظایف اصلی سیاستگذاری عمومی این است که میان اهداف خارجی و رضایت اجتماعی در داخل نوعی تعادل ایجاد کند.
@estefhamehaghighi
من بیشتر به جریان فکریای نزدیک هستم که نسبت به این نوع سیاستهای وحدت ساحاتی نگاه انتقادی دارد. از دید من، اگر چنین سیاستهایی بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای داخلی و منافع ملی دنبال شوند، ممکن است با منطق دولت‑ملت و الزامات اداره یک جامعه مدرن سازگار نباشند.اولین نقطهای که برای من اهمیت دارد، مفهوم دولت‑ملت است. در نگاه من، دولت نهادی است که وظیفه اصلی آن تأمین امنیت، رفاه و نظم اجتماعی برای شهروندان خودش است. شهروندان مالیات میپردازند، قوانین را رعایت میکنند و در مقابل انتظار دارند که دولت از آنها حمایت کند و شرایط زندگی بهتری برایشان فراهم کند. بنابراین من مشروعیت دولت را تا حد زیادی وابسته به همین توانایی میدانم. اگر دولتی نتواند امنیت و رفاه جامعه خود را تأمین کند، بهتدریج پایههای اعتماد عمومی نیز تضعیف میشود.به همین دلیل، وقتی به سیاست خارجی فکر میکنم، آن را جدا از نیازهای داخلی نمیبینم.سیاست خارجی باید در درجه اول بر اساس «منافع ملی» شکل بگیرد. این مفهوم را بسیار مهم میدانم. از نظر من، منافع ملی مجموعهای از اهداف مشخص است که به امنیت، ثبات، قدرت و رفاه یک کشور با مرز جغرافیایی مشخص مربوط میشود. اگر یک سیاست خارجی نتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم این اهداف را تقویت کند، برای من دشوار است که آن را بهعنوان یک سیاست منطقی و پایدار در نظر بگیرم. به بیان سادهتر، معتقدم هر اقدامی که در خارج از مرزها انجام میشود باید در نهایت به نوعی به تقویت وضعیت داخلی کشور منجر شود.یکی از مسائل مهم محدود بودن منابع است. هیچ نظام سیاسی منابع نامحدود در اختیار ندارد و به همین دلیل هر تصمیم مالی به معنای انتخاب میان گزینههای مختلف است. در علم اقتصاد به این مسئله «هزینه فرصت» گفته میشود. یعنی وقتی دولت تصمیم میگیرد منابع خود را در یک حوزه خاص هزینه کند، در واقع از هزینه کردن همان منابع در حوزههای دیگر صرفنظر کرده است.وقتی از این زاویه به مسئله نگاه میکنیم، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا مصرف منابع و صرف انرژی و انتشار علم و دانش در خارج از مرزها همیشه بهترین استفاده از این منابع است یا نه. بسیاری از کشورها با چالشهای داخلی متعددی روبهرو هستند: توسعه زیرساختها، بهبود نظام آموزشی، ارتقای خدمات درمانی، کاهش فقر، افزایش فرصتهای شغلی و تقویت رشد اقتصادی. همه این حوزهها نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه هستند. بنابراین اگر منابعی که میتواند در این بخشها استفاده شود در جای دیگری مصرف شود، ممکن است روند توسعه داخلی کندتر شود. به همین دلیل سیاستگذاران باید همواره میان اهداف خارجی و نیازهای داخلی نوعی توازن منطقی برقرار کنند.به علاوه انسجام اجتماعی در هر جامعهای تا حد زیادی به احساس عدالت و پاسخگویی حکمرانی بستگی دارد. اگر شهروندان احساس کنند که دولت به نیازهای آنها توجه میکند و سیاستهای عمومی در جهت بهبود زندگی آنها طراحی شده است، اعتماد عمومی افزایش مییابد. اما اگر این تصور شکل بگیرد که مسائل داخلی در اولویت قرار ندارند، ممکن است بخشی از جامعه نسبت به سیاستهای نظام دچار تردید شود.اعتماد اجتماعی یکی از مهمترین سرمایههای هر نظام است. حکومتهایی که از اعتماد عمومی بالاتری برخوردارند، در مدیریت بحرانها، اجرای سیاستهای اقتصادی و ایجاد اصلاحات ساختاری موفقتر عمل میکنند. بنابراین اگر سیاستهایی اتخاذ شود که بخشهایی از جامعه آن را «نادیده گرفتن مشکلات داخلی» تلقی کنند، ممکن است این سرمایه اجتماعی بهتدریج تضعیف شود.یکی از وظایف اصلی سیاستگذاری عمومی این است که میان اهداف خارجی و رضایت اجتماعی در داخل نوعی تعادل ایجاد کند.
۴۸۲
۱۹:۲۲
۹۷
۱۵:۴۲
با ما همراه باشید!
۱۰۱
۱۵:۴۳
نخستین تماس آمریکاییها با ایران در سال ۱۲۰۹ ه.ش مطابق با ۱۸۳۰ میلادی برقرار شد، که بر اثر آن چند گروه از مبلغان مذهبی آمریکا با هدف تبلیغ آئین مسیحیت به مناطق شمال غربی ایران آمدند. یک نویسنده آمریکایی به نام جیمز بیل در کتاب (شیر و عقاب) مینویسد: «*نخستین گروه از آمریکاییها به ایرانیها با دیده تحقیر مینگریستند و به سادگی در میان خود در مورد راهبردهای لازم برای رسیدن به هدف نهایی یعنی تغییر دین و آئین آنان بحث میکردند.*» جان پرکینز، یکی از کشیشهایی که به ایران آمد و به ترویج مسیحیت اشتغال داشت معتقد بود که «باید محمدگرایی و اسلام در ایران با درخشش فزاینده تمدن غرب و مسیحیت به آرامی و بدون خطر کمرنگ گردد.» در سال ۱۸۵۱ (۱۲۳۰ ه.ش) یعنی اوایل سلطنت ناصرالدین شاه اولین تماس رسمی میان دولت آمریکا با ایران برقرار شد. روابط رسمی دیپلماتیک میان ایران و آمریکا در سال ۱۲۶۲ شکل گرفت و دو کشور به تبادل سفیر اقدام نمودند. اولین سفیر آمریکا در ایران ساموئل بنجامین نام داشت که در ۱۴ فوریه ۱۸۸۳ به عنوان سفیر و کنسول اول آمریکا در ایران منصوب گردید
الف) قبل از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲از سال ۱۲۶۲ تا ۱۳۳۲ عملکرد آمریکا در ایران به شدت تحتالشعاع نفوذ و سلطه عمیق روسیه و انگلیس قرار داشت. سیاست کلی آمریکا در این مدت بر محور ایجاد اعتماد و اثبات حسن نیت بود. مشهورترین عناصر آمریکایی برای پیشبرد این سیاست در آن مقطع زمانی، هوارد باسکرویل، ساموئل جردن و لوییس دریفوس بودند.هوارد باسکرویل در تبریز با طرفداران نهضت مشروطه همکاری کرد و در جریان مبارزات مشروطه خواهی کشته شد. آمریکاییها سعی کردند تا در تبلیغات خود او را همچون یک قهرمان ملی به افکار عمومی مردم ایران معرفی کنند. ساموئل جردن مدیریت دبیرستان آمریکاییها را در تهران بر عهده داشت، و از سال ۱۳۲۴ به بعد مدیر کالج آمریکاییها در تهران شد. فعالیت او آموزش جوانان ایرانی و تربیت افراد مناسب برای فعالیتهای آینده آمریکا در ایران بود. لوییس دریفوس در طول جنگ جهانی دوم، از سال ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۳ وزیر مختار آمریکا در ایران بود. هدف عمده فعالیتهای او معرفی آمریکا به عنوان دوست مردم ایران و افزایش اعتماد مردم و دولتمردان ایران به آمریکا بود. این روند به گونهای ادامه یافت که میلسپو، مستشار اقتصادی و مالی آمریکا به راحتی توانست در دستگاههای اقتصادی کشور نفوذ گسترده بیابد. در ژانویه ۱۹۴۳ (دی ۱۳۲۱) وزارت خارجه آمریکا سیاست تعامل با ایران را تنظیم نمود. در سند محرمانهای که به تصویب مقامهای تراز اول آمریکا رسید، بر حفظ تمامیت ارضی ایران تأکید شد و دخالت انگلیس و شوروی در ایران تقبیح گردید و بر افزایش نفوذ آمریکا در ایران پافشاری شد.دولت آمریکا روابط کاری نزدیکی با محمدرضا شاه برقرار ساخت؛ این روابط سبب شد که آمریکا به تدریج به حامی بیقید و شرط حکومت شاه مبدل گردد. با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت آمریکا با دخالت مستقیم در امور داخلی ایران و سازماندهی زمینههای حاکمیت، سلطه همهجانبه خود بر ایران را فراهم آورد.با استقرار حکومت کودتا همه دستاوردهای سیاسی نهضت ملی را یک شبه نابود ساختند و به سرکوب ملت ایران ادامه دادند، مبارزین راه آزادی و استقلال کشور را دستگیر و اعدام نمودند، روحانیت را از صحنه سیاسی حذف کردند و به تثبیت سلطه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی مشغول شدند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اولین سنگ بنای بلند دیوار بیاعتمادی میان ایران و آمریکا بود که با خیانت دولتمردان آمریکا به اعتماد ملت ایران به دست آمریکا ساخته شد و آمریکا معمار دیوار بیاعتمادی میان دو کشور گردید.
۱۷۶
۱۵:۴۷
بدون شک ایران یکی از مهمترین و استراتژیکترین کشورهای خاورمیانه است، کشوری که هنوز هم به دلایل مختلف جذابیتهای زیادی برای آمریکا و کشورهای دیگر دارد تا سیطره خود را به آن گسترش دهند. در این میان چه عواملی در ساختار حکومتی و دولتی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که آمریکا را از رسیدن به هدفش بازمیدارد و مقابل ایران قرار میدهد؟ این سوال اصلی در واقع شاکله کتاب «عقاب علیه شیر» نوشته یعقوب توکلی است؛ نویسنده در این کتاب به مواردی پرداخته است که هر یک میتواند مدخل مهمی برای بررسی دلایل علاقه آمریکا به ایران باشد و اینکه چرا دولتمردان آمریکایی سعی میکنند با تبیین نقشههای جدید، به اهدافشان برسند.نویسنده با اشاره به مواردی مانند سابقه حمله نظامی آمریکا به ایران، محدودیتهای آمریکا در حمله به ایران یا حتی بررسی امتیازات نظامی آمریکا فرصتی را در اختیار خواننده قرار داده است که قضاوتی درست و دور از جانبداری در مورد جنگ احتمالی ایران و آمریکا داشته باشد.
۵۰
۱۴:۲۶