لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل لوازم تحریر استرن🎀ل
۱۹۰ عضو

لوازم تحریر استرن🎀

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲ خرداد
thumbnail
روزتـون بخـیر باشـهundefinedبریـم ادامه‌شو بگـم؟undefined
@esteranir
undefined۳۰
🥳۳
undefined۱
undefined۱

۴۷۸

۶:۱۷

thumbnail
undefined۱۶
undefined۵

۴۶۹

۱۴:۴۸

thumbnail
اولین بسته بندیامون این شکلی بود(پلاستیک چسب دار)🤍بعدش پک کاهی شدundefinedو الان هم که پاکت پستی هستundefinedبه امید روزی که بسته بندی اختصاصی استرن با رنگ خودش رو ببینیمundefinedundefined
@esteran_ir
undefined۱۵
undefined۶

۴۶۹

۱۴:۴۸

thumbnail
داستان انتخابِ اسم رو هم که هم تو روبیکـا هم ایتـاخوندینundefinedundefined ࿙࿚.
@esteran_ir
undefined۱۶

۴۸۲

۱۴:۵۰

البته اگه تو عکسای قبلی دقت کرده باشینلوگوی استرن اولش یه چیز دیگه بوددومش ایشونهو احتمالا یه سومی هم در آینده داشته باشه🥹undefined
undefined۱۸

۵۱۰

۱۴:۵۲

thumbnail
خلاصههه گذشت و گذشت دیدیم هرکی همشهریه میخواد حضوری خرید کنه و ما شرایطشو ندارم🥲undefinedاین شد که خیاطی مامانم تغییر کاربری داد به لوازم تحریر استرنundefinedundefinedundefinedundefined
خب راستش هیچی رویایی پیش نرفت🦦بودجه نداشتیم که خوشگلش کنیم و تِم خاص بزنیم یا کمدارو سبز استرنی سفارش بدیم و ...و همه چی سفید انتخاب شد(البته انتخابی نبود)
بنر چاپ کردیم رنگی که میخواستم نبود🥺
بعدها کارت ویزیت چاپ کردیمبازم رنگش متفاوت شد🥺
بعد ترش تابلو برا سر در مغازه مون سفارش دادیماونم شبا آبی میزد بیشتر تا سبز🥺
حتی کارت تشکرمم رنگش اونی که میخوام نشد🥺
همه هم میگن چنددرصد تغییر رنگ طبیعیهولی آخه چقد درصد دیگهundefined
@esteran_ir
undefined۱۳
undefined۳
undefined۲

۵۲۴

۲۰:۱۶

thumbnail
روزی که مغازه تقریبا کامل شدundefinedروز عجیبی بودundefinedحدودا ۶ ماه از شروع برند استرن گذشته بود که افتتاحیه داشتیمundefinedundefinedاز یه طرف دلم میخواست یه عالمه آدم بیاد و بدونم همراه های استرن واقعی و زیادنundefined️🩷از یه طرف از دیدن آدم های جدید خجالت میکشیدم و میگفتم با خودم کاش نیان اصلاundefined
اگه درست بگم کلا دو نفر غریبه اومدنundefinedبقیه همه فامیل و آشنا بودنundefined
شب عیدغدیرم بود و مولودی هم گذاشتیم و شیرینی و‌شربت هم پخش کردیم و حتی صندلی هم کرایه کرده بودیم،🪑البته همه ی اینا با حضور و همراهی مامان عزیزم بود🫂undefined‍🩹
خلاصه که اون روز تو یه دوگانگی بودم بین خواستن و دیدن همراه های استرن و خجالت رویارویی با آدم های جدیدundefinedو کلی فشار دیگه و عجله برای آمادگی حضور مهمان ها🥹undefined
@esteran_ir
undefined۲۰
undefined۱

۵۹۹

۲۱:۵۳

۴ خرداد
thumbnail
و شب که رسیدم خونهundefinedهای های گریه میکردم 🥲طوری که هنوزم دلم برا خودِ اون شبم میسوزه:)دلیلش؟ کم اورده بودمundefinedundefinedبله!هنوز شروع نکرده کم اورده بودم. . .
می‌گفتم بیا تمومش کنیم و‌من نمیتونم :)بسه دیگه تهش که چیundefined‍undefined
اما همسرم تو راهی که قدم گذاشته تا آخرش میرهundefinedو زود کم نمیاره و دلداریم داد خلاصه•⁠ᴗ⁠•
.
یه بار یه نفر تو اینستاگرام پرسید:تاحالا شده کم بیاری؟گفتم بله هرروزززاز روزی که استرن شروع شد هرروز یه تایم ناامیدی داشتم و تا قبل ۱۰کایی اینستا هرروووووز کم میوردم🦦
الان کمتر شده مثلا دو روزی یکبار 🥲undefined
@esteran_ir
undefined۱۵
undefined۶

۴۹۵

۲۲:۰۶

thumbnail
این بود شر‌وع استرن undefinedundefined️⊹࣪نمیدونم‌چقد خوندنی بود . . .
روزای بعدش رو بعدا بگمundefinedundefinedهمینقدشم یه شب بی‌خوابی زده بود به سرم نوشتمundefinedundefinedوگرنه با اینکه عاشقِ نوشتنم🪔undefinedو بعدها که اون نوشته رو میخونم خودم شگفت زده میشم از تجربه‌هام و خاطره‌هام،اما هیچ وقت براش وقت نذاشتمundefined‍🦯undefined‍🦯undefined‍🦯
@esteran_ir
undefined۲۰

۵۹۳

۲۲:۱۶

۵ خرداد
thumbnail
فعلا سلام و خوش اومدگویی وماچ‌ ماچ خلاصهundefined
من اینجا غریبه ترینمundefinedبیاید تحویلم بگیرید🫂undefined
@esteranir───♡─────────────
undefined۳۴

۶۵۶

۸:۲۱