۱.۹K
۱۶:۳۹
تنظیمگری محتوا به اپراتورها ربطی ندارد
۸۶۷
۱۷:۱۱
انتشار محتوا در داخل را سودآور کنید تا مرجعیت رسانهای به داخل برگردد
۹۰۲
۱۷:۱۲
نود و پنج درصد از مصرف محتوای کودکان ایرانی از خارج و نظارت نشده است
۱.۲K
۱۷:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی
در روزهایی که ملت ایران در سوگ «رهبر شهید» به عزاداری نشسته است، اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی از خانواده بزرگ فضای مجازی کشور دعوت میکند با حضوری پرشور در آیینهای وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، همراه و همدل با ملت ایران، در این رویداد تاریخی حضور یابند.
جامعه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی کشور همواره خود را در قبال حفظ هویت فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و پاسداری از منافع ملی مسئول دانسته است. امروز نیز در کنار آحاد ملت ایران، حضور در آیینهای وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید را فرصتی برای ابراز همبستگی، ادای احترام و همراهی با مردم و پاسداشت یاد و مقام والای شهیدان میداند.
از اینرو، اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی از تمامی اعضای محترم اتحادیه، تولیدکنندگان محتوا، مدیران رسانههای دیجیتال، ناشران، فعالان شبکههای اجتماعی، صاحبان سکوهای بومی، شرکتهای فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال، هنرمندان، متخصصان و همه کنشگران فضای مجازی دعوت میکند تا با حضور در مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، ضمن ادای احترام، جلوهای از انسجام، همدلی و مسئولیتپذیری جامعه فضای مجازی کشور را به نمایش بگذارند.
بیتردید، حضور آگاهانه و مسئولانه خانواده بزرگ فضای مجازی در این آیین، نمادی از وحدت ملی و پایبندی به ارزشهایی است که همواره پشتوانه پیشرفت، استقلال و اقتدار کشورمان بوده است.
اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی
@ettehadiye_nashr
بیانیه اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی
در روزهایی که ملت ایران در سوگ «رهبر شهید» به عزاداری نشسته است، اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی از خانواده بزرگ فضای مجازی کشور دعوت میکند با حضوری پرشور در آیینهای وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، همراه و همدل با ملت ایران، در این رویداد تاریخی حضور یابند.
جامعه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی کشور همواره خود را در قبال حفظ هویت فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و پاسداری از منافع ملی مسئول دانسته است. امروز نیز در کنار آحاد ملت ایران، حضور در آیینهای وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید را فرصتی برای ابراز همبستگی، ادای احترام و همراهی با مردم و پاسداشت یاد و مقام والای شهیدان میداند.
از اینرو، اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی از تمامی اعضای محترم اتحادیه، تولیدکنندگان محتوا، مدیران رسانههای دیجیتال، ناشران، فعالان شبکههای اجتماعی، صاحبان سکوهای بومی، شرکتهای فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال، هنرمندان، متخصصان و همه کنشگران فضای مجازی دعوت میکند تا با حضور در مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، ضمن ادای احترام، جلوهای از انسجام، همدلی و مسئولیتپذیری جامعه فضای مجازی کشور را به نمایش بگذارند.
بیتردید، حضور آگاهانه و مسئولانه خانواده بزرگ فضای مجازی در این آیین، نمادی از وحدت ملی و پایبندی به ارزشهایی است که همواره پشتوانه پیشرفت، استقلال و اقتدار کشورمان بوده است.
اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی
@ettehadiye_nashr
۱.۵K
۱۱:۴۴
بازارسال شده از هئیت فعالان صنعت بازی 🏴🎮
ربیع الاول ۱۴۴۸ | تابستان ۱۴۰۵
@heyatbazi
کانال تلگرام | کانال ایتا
۷
۲:۰۳
بازارسال شده از هئیت فعالان صنعت بازی 🏴🎮
امام (علیه السلام)، مانند خورشید فروزان است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق اعلا قرار دارد، به گونهای که دستها و دیدگان به آن نرسد. 

با حضور گرمتان در مجلس شب شهادت پدر بزرگوار آقا امام زمان (عج)، گرد هم میآییم و با عرض تسلیت، دومین جلسهٔ هیئت فعالان صنعت بازی را برگزار میکنیم

انشاءالله که سعادت داشته باشیم بهعنوان فعالان این حوزه، در ادامه این جریان، خادم همه بزرگواران و اساتید باشیم.
لینک آدرس و لوکیشن محل برگزاری هیئت پنجشنبه

https://nshn.ir/QbveuEyxu1ML
تهران، خیابان ایران، خیابان قوامی ، خیابان معینی، کوچه سینکی، پلاک ۱۵، واحد ۹
@heyatbazi
با حضور گرمتان در مجلس شب شهادت پدر بزرگوار آقا امام زمان (عج)، گرد هم میآییم و با عرض تسلیت، دومین جلسهٔ هیئت فعالان صنعت بازی را برگزار میکنیم
انشاءالله که سعادت داشته باشیم بهعنوان فعالان این حوزه، در ادامه این جریان، خادم همه بزرگواران و اساتید باشیم.
لینک آدرس و لوکیشن محل برگزاری هیئت پنجشنبه
https://nshn.ir/QbveuEyxu1ML
تهران، خیابان ایران، خیابان قوامی ، خیابان معینی، کوچه سینکی، پلاک ۱۵، واحد ۹
@heyatbazi
۱
۲:۰۳
یادداشت| آینده ای که زود آمد و ما جا ماندیم
وزارت ارشاد در بنبست تحولات/ پایان حکمرانی فرهنگی؟
در آینده نزدیک (و اکنون) یک نفر میتواند با چند ایجنت، کاری را انجام بدهد که امروز به دهها و صدها نویسنده، مترجم، تدوینگر، گوینده، طراح، مدیر رسانه و نیروی اجرایی نیاز دارد.
در چنین دنیایی، ممکن است نه نویسنده واقعی محتوا مشخص باشد، نه محل تولید آن، نه سروری که روی آن تولید شده و نه کسی که فرمان اولیه را داده است. یک ایجنت میتواند در خارج از مرزهای ایران فعالیت کند، هزاران نسخه از یک محتوا بسازد و با هزاران هویت مختلف منتشر کند.
در چنین دنیایی، حرفزدن از نظارت، قانون و حقوق مالکیت فکری با روشهای فعلی بسیار عجیب به نظر میرسد. نه به این معنا که نظارت، قانون و مالکیت فکری دیگر مهم نیستند؛ برعکس احتمالاً از همیشه مهمتر میشوند. اما ابزار، روش و تعریف آنها باید کاملاً تغییر کند.
.....
اما آیا واقعاً ممکن است؟ مگر میشود در ظرفهای قدیمی، چهارچوبهای فکری قدیمی، قوانین و آییننامههای قدیمی و روشهایی که متعلق به این دوران نیستند، فناوری جدید را ریخت؟ مگر تحول دیجیتال به این شکل اتفاق میافتد که فقط مظروف را عوض کنیم و ظرف همان ظرف قبلی بماند؟
دیجیتالکردن یک فرم کاغذی، تحول دیجیتال نیست. راهاندازی یک سامانه برای همان فرآیند قدیمی، تحول نیست. اضافهکردن عبارت «هوش مصنوعی» به چند سند، تشکیل یک شورا، برگزاری چند نشست و سمینار و نگرانی از آینده هم بهمعنای آمادگی برای آینده نیست.
این نگاه سنتی به تحولات فرهنگی و محتوایی، همان چیزی است که امروز از نظر من وزارت ارشاد را به بنبست کشانده است.
شاید بشود مأموریتهای یک مرکز را بین چند معاونت تقسیم کرد؛ اما دادن مأموریت جدید به کسی که دانش آن مأموریت را ندارد، ابزارش را ندارد، اختیارش را ندارد، ظرفیت قانونیاش را ندارد و بودجهاش را هم ندارد چه نتیجهای میدهد؟
کسی که عمری به انجام یک کار مشخص سنتی عادت کرده، با تغییر عنوان مأموریتش ناگهان توانایی انجام یک کار کاملاً متفاوت را پیدا نمیکند. حتی اگر پرنده هم باشد وقتی عمری پرواز نکرده و فقط روی زمین راه رفته، با ابلاغ مأموریت پرواز نمیکند......
وزارت ارشاد قبل از هر چیز باید مأموریت خودش را بازتعریف کند.مأموریت آینده ارشاد نمیتواند کنترل تکتک محصولات فرهنگی باشد. باید از کنترل محصول به حکمرانی زیستبوم فرهنگی حرکت کند؛ از صادرکننده مجوز به معمار زیرساخت، از ممیز به نهاد اعتماد، از تولید آمارهای دیرهنگام به رصد لحظهای، از حمایتهای محدود و سلیقهای به تضمین حقوق، رقابت و شفافیت.
وزارت ارشاد باید بداند چه محتوایی در کشور تولید و مصرف میشود اما نه برای اینکه تکتک آنها را حذف یا ممیزی کند؛ برای اینکه بتواند نیاز فرهنگی جامعه، تغییرات نسلی، تهدیدها، فرصتها و وضعیت اقتصاد فرهنگ را بفهمد.
بنابراین ما به یک نظام ملی داده و رصد فرهنگی نیاز داریم؛ نه گزارشهایی که یک یا دو سال بعد منتشر میشوند. باید بتوانیم تغییرات را همان زمان که اتفاق میافتند، ببینیم.
باید برای حفظ زبان فارسی و میراث فرهنگی در مدلهای هوش مصنوعی برنامه داشته باشیم. آثار عمومی، میراث مکتوب، اسناد تاریخی، ادبیات کلاسیک و منابع معتبر فارسی باید با کیفیت مناسب دیجیتال و در دسترس مدلها قرار بگیرند. در کنار آن، حقوق آثار معاصر هم باید حفظ شود.
باید رابطه وزارت ارشاد با بخش خصوصی، انجمنها، ناشران، پلتفرمها، برنامهنویسان، پژوهشگران و تولیدکنندگان محتوا تغییر کند. تحولات آینده را نمیشود فقط در اتاقهای اداری شناخت. دانشی که وزارت ارشاد به آن نیاز دارد، داخل آن اتاقها نیست. چیزی آنجا نیست. جواب آنجا نیست. برای فهمیدن باید بیرون آمد.
ندانستن عیب نیست. هیچ مدیری نمیتواند همه این تحولات را بهتنهایی بشناسد. عیب این است که نپرسیم، از اهل آن استفاده نکنیم و سکوت کنیم تا مبادا کسی متوجه شود که نمیدانیم.
اگر از حکمرانی فرهنگی فقط ممیزی و صدور مجوز را میفهمیم، بله، این مدل حکمرانی به پایان خودش رسیده است.
مطالعه متن کامل یاداشت در خبرگزاری تسنیمhttps://tasnimnews.ir/3674568
وزارت ارشاد در بنبست تحولات/ پایان حکمرانی فرهنگی؟
در آینده نزدیک (و اکنون) یک نفر میتواند با چند ایجنت، کاری را انجام بدهد که امروز به دهها و صدها نویسنده، مترجم، تدوینگر، گوینده، طراح، مدیر رسانه و نیروی اجرایی نیاز دارد.
در چنین دنیایی، ممکن است نه نویسنده واقعی محتوا مشخص باشد، نه محل تولید آن، نه سروری که روی آن تولید شده و نه کسی که فرمان اولیه را داده است. یک ایجنت میتواند در خارج از مرزهای ایران فعالیت کند، هزاران نسخه از یک محتوا بسازد و با هزاران هویت مختلف منتشر کند.
در چنین دنیایی، حرفزدن از نظارت، قانون و حقوق مالکیت فکری با روشهای فعلی بسیار عجیب به نظر میرسد. نه به این معنا که نظارت، قانون و مالکیت فکری دیگر مهم نیستند؛ برعکس احتمالاً از همیشه مهمتر میشوند. اما ابزار، روش و تعریف آنها باید کاملاً تغییر کند.
.....
اما آیا واقعاً ممکن است؟ مگر میشود در ظرفهای قدیمی، چهارچوبهای فکری قدیمی، قوانین و آییننامههای قدیمی و روشهایی که متعلق به این دوران نیستند، فناوری جدید را ریخت؟ مگر تحول دیجیتال به این شکل اتفاق میافتد که فقط مظروف را عوض کنیم و ظرف همان ظرف قبلی بماند؟
دیجیتالکردن یک فرم کاغذی، تحول دیجیتال نیست. راهاندازی یک سامانه برای همان فرآیند قدیمی، تحول نیست. اضافهکردن عبارت «هوش مصنوعی» به چند سند، تشکیل یک شورا، برگزاری چند نشست و سمینار و نگرانی از آینده هم بهمعنای آمادگی برای آینده نیست.
این نگاه سنتی به تحولات فرهنگی و محتوایی، همان چیزی است که امروز از نظر من وزارت ارشاد را به بنبست کشانده است.
شاید بشود مأموریتهای یک مرکز را بین چند معاونت تقسیم کرد؛ اما دادن مأموریت جدید به کسی که دانش آن مأموریت را ندارد، ابزارش را ندارد، اختیارش را ندارد، ظرفیت قانونیاش را ندارد و بودجهاش را هم ندارد چه نتیجهای میدهد؟
کسی که عمری به انجام یک کار مشخص سنتی عادت کرده، با تغییر عنوان مأموریتش ناگهان توانایی انجام یک کار کاملاً متفاوت را پیدا نمیکند. حتی اگر پرنده هم باشد وقتی عمری پرواز نکرده و فقط روی زمین راه رفته، با ابلاغ مأموریت پرواز نمیکند......
وزارت ارشاد قبل از هر چیز باید مأموریت خودش را بازتعریف کند.مأموریت آینده ارشاد نمیتواند کنترل تکتک محصولات فرهنگی باشد. باید از کنترل محصول به حکمرانی زیستبوم فرهنگی حرکت کند؛ از صادرکننده مجوز به معمار زیرساخت، از ممیز به نهاد اعتماد، از تولید آمارهای دیرهنگام به رصد لحظهای، از حمایتهای محدود و سلیقهای به تضمین حقوق، رقابت و شفافیت.
وزارت ارشاد باید بداند چه محتوایی در کشور تولید و مصرف میشود اما نه برای اینکه تکتک آنها را حذف یا ممیزی کند؛ برای اینکه بتواند نیاز فرهنگی جامعه، تغییرات نسلی، تهدیدها، فرصتها و وضعیت اقتصاد فرهنگ را بفهمد.
بنابراین ما به یک نظام ملی داده و رصد فرهنگی نیاز داریم؛ نه گزارشهایی که یک یا دو سال بعد منتشر میشوند. باید بتوانیم تغییرات را همان زمان که اتفاق میافتند، ببینیم.
باید برای حفظ زبان فارسی و میراث فرهنگی در مدلهای هوش مصنوعی برنامه داشته باشیم. آثار عمومی، میراث مکتوب، اسناد تاریخی، ادبیات کلاسیک و منابع معتبر فارسی باید با کیفیت مناسب دیجیتال و در دسترس مدلها قرار بگیرند. در کنار آن، حقوق آثار معاصر هم باید حفظ شود.
باید رابطه وزارت ارشاد با بخش خصوصی، انجمنها، ناشران، پلتفرمها، برنامهنویسان، پژوهشگران و تولیدکنندگان محتوا تغییر کند. تحولات آینده را نمیشود فقط در اتاقهای اداری شناخت. دانشی که وزارت ارشاد به آن نیاز دارد، داخل آن اتاقها نیست. چیزی آنجا نیست. جواب آنجا نیست. برای فهمیدن باید بیرون آمد.
ندانستن عیب نیست. هیچ مدیری نمیتواند همه این تحولات را بهتنهایی بشناسد. عیب این است که نپرسیم، از اهل آن استفاده نکنیم و سکوت کنیم تا مبادا کسی متوجه شود که نمیدانیم.
اگر از حکمرانی فرهنگی فقط ممیزی و صدور مجوز را میفهمیم، بله، این مدل حکمرانی به پایان خودش رسیده است.
مطالعه متن کامل یاداشت در خبرگزاری تسنیمhttps://tasnimnews.ir/3674568
۲.۸K
۱۹:۲۹
به بهانه آغاز فعالیت مرکز کارآفرینی و نوآوری نشریادداشت/ فرصتی برای ورود کتاب به دنیای فناوری
مرکز کارآفرینی و نوآوری چاپ و نشر میتواند نقطه آغاز اصلاحات کمهزینه اما اثرگذار باشد؛ از API عمومی اطلاعات کتاب و سرویس قیمت مرجع تا اعلام وصول تمامالکترونیکی، یکپارچهسازی مجوزها و بازطراحی زنجیره توزیع کتاب.
تیترهای متن یاداشت
دولتها فرصت نامحدود ندارند
از APIهای موردی تا زیرساخت عمومی اطلاعات کتاب
سرویس قیمت مرجع؛ یک ضرورت اقتصادی
اعلام وصول باید واقعاً تمامالکترونیکی شود
مجوز نشر باید از قالب انتشار مستقل شود
اتصال موجودی ناشر، موزع و کتابفروش
مقابله فناورانه با قاچاق و عرضه غیرمجاز کتاب
هوش مصنوعی؛ از موضوع نشست تا ابزار تحول نشر
آزمونی که از یک دعوتنامه آغاز شد
پیشنهاد یک برنامه صدروزه برای مرکز نوآوری نشر
برای آنکه مرکز تازهتأسیس از ابتدا مسئلهمحور و قابل ارزیابی باشد، میتوان برنامهای صدروزه با خروجیهای روشن تعریف کرد:
1. انتشار فهرست مسائل اولویتدار نشر: مسائل پیشنهادی باید با مشارکت ناشران، کتابفروشان، موزعان، چاپخانهها، پلتفرمها و تشکلهای حرفهای جمعآوری، اولویتبندی و عمومی شود.
2. ارائه نقشه راه API اطلاعات کتاب: وضعیت دسترسیهای موجود، محدودیتها، مستندات، زمانبندی عمومیسازی و ضوابط استفاده از داده بهصورت شفاف اعلام شود.
3. اجرای پایلوت قیمت مرجع: چند ناشر، موزع، کتابفروش و پلتفرم به یک سامانه آزمایشی متصل شوند و اثر آن بر کاهش خطا و افزایش فروش اندازهگیری شود.
4. ترسیم کامل فرایند اعلام وصول: همه مراحل، رفتوبرگشتها، ورودهای تکراری اطلاعات و نقاط نیازمند مراجعه یا ارسال فیزیکی شناسایی و حذف شوند.
5. ارائه نقشه یکپارچهسازی مجوزها: مسیر نزدیک شدن مجوز نشر مکتوب، الکترونیکی، صوتی و چندرسانهای به یک ساختار واحد مشخص شود.
6. راهاندازی سامانه استعلام نسخه مجاز: پلتفرمها و خریداران بتوانند ناشر مجاز، قیمت مرجع و مشخصات نسخه را استعلام کنند.
7. ایجاد محیط آزمایشی هوش مصنوعی نشر: شرکتها و ناشران بتوانند خدمات خود را با رعایت حقوق آثار، امنیت داده و ضوابط شفاف آزمایش کنند.
8. انتشار شاخصهای عملکرد مرکز: تعداد نشستها معیار کافی نیست. زمان و هزینه صرفهجوییشده، تعداد اتصالهای فعال، تعداد مسائل حلشده و میزان استفاده واقعی از خدمات باید منتشر شود.
9. دیجیتالسازی کامل فرایندهای داخلی مرکز: دعوت، ثبتنام، دریافت پیشنهاد، داوری، عقد قرارداد، گزارشدهی و ارتباط با شرکتها باید از ابتدا براساس یک فرایند دیجیتال طراحی شود.مرکز نوآوری باید نخستین مصرفکننده نوآوری باشد.
مرکز نوآوری زمانی باورپذیر خواهد شد که خودش نخستین مصرفکننده راهحلهای نوآورانه باشد.
متن کامل در خبرگزاری تسنیمhttps://tasnimnews.ir/3678841
مرکز کارآفرینی و نوآوری چاپ و نشر میتواند نقطه آغاز اصلاحات کمهزینه اما اثرگذار باشد؛ از API عمومی اطلاعات کتاب و سرویس قیمت مرجع تا اعلام وصول تمامالکترونیکی، یکپارچهسازی مجوزها و بازطراحی زنجیره توزیع کتاب.
تیترهای متن یاداشت
دولتها فرصت نامحدود ندارند
از APIهای موردی تا زیرساخت عمومی اطلاعات کتاب
سرویس قیمت مرجع؛ یک ضرورت اقتصادی
اعلام وصول باید واقعاً تمامالکترونیکی شود
مجوز نشر باید از قالب انتشار مستقل شود
اتصال موجودی ناشر، موزع و کتابفروش
مقابله فناورانه با قاچاق و عرضه غیرمجاز کتاب
هوش مصنوعی؛ از موضوع نشست تا ابزار تحول نشر
آزمونی که از یک دعوتنامه آغاز شد
پیشنهاد یک برنامه صدروزه برای مرکز نوآوری نشر
برای آنکه مرکز تازهتأسیس از ابتدا مسئلهمحور و قابل ارزیابی باشد، میتوان برنامهای صدروزه با خروجیهای روشن تعریف کرد:
1. انتشار فهرست مسائل اولویتدار نشر: مسائل پیشنهادی باید با مشارکت ناشران، کتابفروشان، موزعان، چاپخانهها، پلتفرمها و تشکلهای حرفهای جمعآوری، اولویتبندی و عمومی شود.
2. ارائه نقشه راه API اطلاعات کتاب: وضعیت دسترسیهای موجود، محدودیتها، مستندات، زمانبندی عمومیسازی و ضوابط استفاده از داده بهصورت شفاف اعلام شود.
3. اجرای پایلوت قیمت مرجع: چند ناشر، موزع، کتابفروش و پلتفرم به یک سامانه آزمایشی متصل شوند و اثر آن بر کاهش خطا و افزایش فروش اندازهگیری شود.
4. ترسیم کامل فرایند اعلام وصول: همه مراحل، رفتوبرگشتها، ورودهای تکراری اطلاعات و نقاط نیازمند مراجعه یا ارسال فیزیکی شناسایی و حذف شوند.
5. ارائه نقشه یکپارچهسازی مجوزها: مسیر نزدیک شدن مجوز نشر مکتوب، الکترونیکی، صوتی و چندرسانهای به یک ساختار واحد مشخص شود.
6. راهاندازی سامانه استعلام نسخه مجاز: پلتفرمها و خریداران بتوانند ناشر مجاز، قیمت مرجع و مشخصات نسخه را استعلام کنند.
7. ایجاد محیط آزمایشی هوش مصنوعی نشر: شرکتها و ناشران بتوانند خدمات خود را با رعایت حقوق آثار، امنیت داده و ضوابط شفاف آزمایش کنند.
8. انتشار شاخصهای عملکرد مرکز: تعداد نشستها معیار کافی نیست. زمان و هزینه صرفهجوییشده، تعداد اتصالهای فعال، تعداد مسائل حلشده و میزان استفاده واقعی از خدمات باید منتشر شود.
9. دیجیتالسازی کامل فرایندهای داخلی مرکز: دعوت، ثبتنام، دریافت پیشنهاد، داوری، عقد قرارداد، گزارشدهی و ارتباط با شرکتها باید از ابتدا براساس یک فرایند دیجیتال طراحی شود.مرکز نوآوری باید نخستین مصرفکننده نوآوری باشد.
مرکز نوآوری زمانی باورپذیر خواهد شد که خودش نخستین مصرفکننده راهحلهای نوآورانه باشد.
متن کامل در خبرگزاری تسنیمhttps://tasnimnews.ir/3678841
۱.۱K
۱۲:۴۰
یادداشت| چند نکته درباره "طرح نظامبخشی فضای مجازی"
طرح نظامبخشی فضای مجازی بدون مشارکت بخش خصوصی، فقط تقسیم کار دستگاههاست.
طرح «نظامبخشی فضای مجازی» که اکنون در جریان بررسی و بازنویسی است، دو کانون مهم مخالفت دارد: بخشی از فعالان بخش خصوصی که نسبت به افزایش قدرت تنظیمگران و محدودتر شدن فعالیت پلتفرمها نگراناند، و وزارت ارتباطات که نسبت به معماری تقسیم صلاحیتها و جایگاه مرکز ملی فضای مجازی اعتراض دارد.
بنده برخلاف بخش مهمی از این مخالفتها، با اصل طرح و معماری اصلی آن موافقم. این موافقت به معنای تأیید همه مواد، ضمانت اجراها و جزئیات پیشنویس نیست. برخی مواد قطعاً نیازمند اصلاح حقوقی و اجراییاند. اما ایده مرکزی طرح، یعنی خارجکردن فضای مجازی کشور از وضعیت تشتت، بیمسئولیتی و رقابت دائمی دستگاهها، ایدهای درست و ضروری است.
مطالب این یاداشت:
15 سال تشتت و بیمسئولیتی
وزارت ارتباطات، ستون فقرات است؛ نه مغز
فضای مجازی یک کل منسجم است
ضعف اصلی طرح؛ حکمرانی آن از نیمه اول دهه 1390 جلوتر نیامده است
کدخدایی در دهکدهای که دیگر دیوار ندارد
طرح را باید تکمیل کرد، نه اینکه کنار گذاشت
من با اصل طرح نظامبخشی فضای مجازی موافقم. کشور نمیتواند با وضع موجود ادامه دهد؛ وضعیتی که در آن چند دستگاه درباره یک موضوع تصمیم میگیرند، مصوبات یکدیگر را اجرا نمیکنند و در زمان بروز خسارت نیز مسئولیت میان آنها دستبهدست میشود.
تقسیم کار لازم است. تعیین مسئول لازم است. تقویت نقش شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی برای هماهنگی، پیگیری و ارزیابی لازم است. وزارت ارتباطات نیز باید در جایگاه واقعی خود، یعنی توسعه و تنظیم زیرساخت، شبکه و ارتباطات، قدرتمند و پاسخگو باشد.
بنابراین، اعتراض به اصل معماری طرح با این استدلال که دامنه نقش وزارت ارتباطات کاهش یافته، اعتراض موجهی نیست.
اما حمایت از معماری طرح نیز نباید موجب نادیدهگرفتن نقص اصلی آن شود. طرح فعلی میخواهد دعوا و اختلاف میان دستگاههای دولتی و حاکمیتی را پایان دهد. این هدف مهمی است، اما معادل حل مسئله فضای مجازی کشور نیست.
فضای مجازی فقط از دولت و دستگاههای حاکمیتی تشکیل نشده است. پلتفرمها، کسبوکارها، تشکلها، جامعه فنی، تولیدکنندگان محتوا و کاربران، بخش اصلی این زیستبوماند. معماری عمودی طرح باید با یک معماری افقی تکمیل شود؛ معماریای که بخش خصوصی و دیگر ذینفعان را از موضوع تنظیمگری به شریک مسئول حکمرانی تبدیل کند.
این طرح خوب و ضروری است، اما در شکل فعلی مسئله فضای مجازی کشور را حل نمیکند؛ فقط مسئله اختلاف میان دستگاهها را حل میکند.
برای رسیدن از «تقسیم کار دستگاهها» به «نظام حکمرانی فضای مجازی»، باید یک گام دیگر برداشت: تقسیم مسئولیت میان همه بازیگران این فضا.
فضای مجازی را نمیتوان فقط با منظمکردن میزهای دولتی اداره کرد. باید کسانی را که این فضا را ساختهاند، اداره میکنند و هر روز در آن فعالیت دارند نیز پای میز حکمرانی آورد.
علی محمدپور
متن کامل در خبرگزاری تسنیم:https://tasnimnews.ir/3685923
طرح نظامبخشی فضای مجازی بدون مشارکت بخش خصوصی، فقط تقسیم کار دستگاههاست.
طرح «نظامبخشی فضای مجازی» که اکنون در جریان بررسی و بازنویسی است، دو کانون مهم مخالفت دارد: بخشی از فعالان بخش خصوصی که نسبت به افزایش قدرت تنظیمگران و محدودتر شدن فعالیت پلتفرمها نگراناند، و وزارت ارتباطات که نسبت به معماری تقسیم صلاحیتها و جایگاه مرکز ملی فضای مجازی اعتراض دارد.
بنده برخلاف بخش مهمی از این مخالفتها، با اصل طرح و معماری اصلی آن موافقم. این موافقت به معنای تأیید همه مواد، ضمانت اجراها و جزئیات پیشنویس نیست. برخی مواد قطعاً نیازمند اصلاح حقوقی و اجراییاند. اما ایده مرکزی طرح، یعنی خارجکردن فضای مجازی کشور از وضعیت تشتت، بیمسئولیتی و رقابت دائمی دستگاهها، ایدهای درست و ضروری است.
مطالب این یاداشت:
15 سال تشتت و بیمسئولیتی
وزارت ارتباطات، ستون فقرات است؛ نه مغز
فضای مجازی یک کل منسجم است
ضعف اصلی طرح؛ حکمرانی آن از نیمه اول دهه 1390 جلوتر نیامده است
کدخدایی در دهکدهای که دیگر دیوار ندارد
طرح را باید تکمیل کرد، نه اینکه کنار گذاشت
من با اصل طرح نظامبخشی فضای مجازی موافقم. کشور نمیتواند با وضع موجود ادامه دهد؛ وضعیتی که در آن چند دستگاه درباره یک موضوع تصمیم میگیرند، مصوبات یکدیگر را اجرا نمیکنند و در زمان بروز خسارت نیز مسئولیت میان آنها دستبهدست میشود.
تقسیم کار لازم است. تعیین مسئول لازم است. تقویت نقش شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی برای هماهنگی، پیگیری و ارزیابی لازم است. وزارت ارتباطات نیز باید در جایگاه واقعی خود، یعنی توسعه و تنظیم زیرساخت، شبکه و ارتباطات، قدرتمند و پاسخگو باشد.
بنابراین، اعتراض به اصل معماری طرح با این استدلال که دامنه نقش وزارت ارتباطات کاهش یافته، اعتراض موجهی نیست.
اما حمایت از معماری طرح نیز نباید موجب نادیدهگرفتن نقص اصلی آن شود. طرح فعلی میخواهد دعوا و اختلاف میان دستگاههای دولتی و حاکمیتی را پایان دهد. این هدف مهمی است، اما معادل حل مسئله فضای مجازی کشور نیست.
فضای مجازی فقط از دولت و دستگاههای حاکمیتی تشکیل نشده است. پلتفرمها، کسبوکارها، تشکلها، جامعه فنی، تولیدکنندگان محتوا و کاربران، بخش اصلی این زیستبوماند. معماری عمودی طرح باید با یک معماری افقی تکمیل شود؛ معماریای که بخش خصوصی و دیگر ذینفعان را از موضوع تنظیمگری به شریک مسئول حکمرانی تبدیل کند.
این طرح خوب و ضروری است، اما در شکل فعلی مسئله فضای مجازی کشور را حل نمیکند؛ فقط مسئله اختلاف میان دستگاهها را حل میکند.
برای رسیدن از «تقسیم کار دستگاهها» به «نظام حکمرانی فضای مجازی»، باید یک گام دیگر برداشت: تقسیم مسئولیت میان همه بازیگران این فضا.
فضای مجازی را نمیتوان فقط با منظمکردن میزهای دولتی اداره کرد. باید کسانی را که این فضا را ساختهاند، اداره میکنند و هر روز در آن فعالیت دارند نیز پای میز حکمرانی آورد.
علی محمدپور
متن کامل در خبرگزاری تسنیم:https://tasnimnews.ir/3685923
۲.۱K
۹:۵۰