لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل فادیه🇮🇷ف
۳۱۵ عضو

فادیه🇮🇷

من هستم اینجا پس شماهم باشید اینجا.
https://t.me/Fadiyeh_ir
ناشناس :https://ble.ir/bineshanBot?start=6517de59d83c‌پادکست راویان نور : @Raviane_noor
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ مرداد
معلم پرورشی مدرسه ابتدایی بود.مداح بود.۲ هفته یهو دیدن چرا نیست؟ چرا غیبش زده؟یهو یه کلیپ ازش منتشر شد.کجا بود؟رو زمین.چطور بود؟خاکی و خونی.زنده زنده داشتن قلبشو میکشیدن بیرون.فقط میدونم شما کافیه انسان باشی تا بابت این ماجرا قلبت درد بگیره‌ و ناراحت باشی!
undefined۶
undefined۱

۷۹

۱۷:۰۵

thumbnail
بِاَیِ ذَنبٍ قُتِلَت یعنی...
پ.ن:از زبون خودش بشنویم:
undefined۵
undefined۲

۱۱۰

۱۷:۰۶

۱۸ مرداد
از انسان بودن خستم ، کاش تیرامیسو بودم.
undefined۴

۵۸

۲۲:۰۹

امروز بازم دوستم وقتی حرم امام رضا بود، بهم زنگ زد:)اینکه یه دوستی داری که هر وقت میره حرم امام رضا، تو رو یادش میاد و بهت زنگ می‌زنه، واقعاً یه حس عجیبی داره…انگار امام رضا بهم میگه:«ببین، من هنوز به یادت هستم؛ حتی وقتی تو منو یادت نیست…»
undefined۵

۶۲

۲۲:۱۷

سلام امام رضا.mp3

۰۳:۱۵-۳.۰۱ مگابایت
دق میکنم اگه یه سالمشهد نیام امام رضا....
undefined۴

۶۷

۲۲:۱۸

فادیه🇮🇷
امروز بازم دوستم وقتی حرم امام رضا بود، بهم زنگ زد:) اینکه یه دوستی داری که هر وقت میره حرم امام رضا، تو رو یادش میاد و بهت زنگ می‌زنه، واقعاً یه حس عجیبی داره… انگار امام رضا بهم میگه: «ببین، من هنوز به یادت هستم؛ حتی وقتی تو منو یادت نیست…»
امشبم وقتی زنگ زد روضه خون داشت روضه حضرت علی اصغر میخوند:)
undefined۶

۷۴

۲۲:۲۱

۱۹ مرداد
وقتی مربیم اینطوری حرف میزنه:-داداشیا ۳۰ تا جلو بازو- چاکرم ، مخلصم ، داداشمی معلومه امروز وقتی دمبل ۱۰ کیلویی بعد ۲ ماه برمیدارم ناخوداگاه میگم علییییی
undefined۷

۶۸

۹:۵۸

۲۱ مرداد
عایشه بنت ابوبکر و حفصه بنت عمر لعنت‌الله‌علیهم پیامبر را در پانزده صفر سال ۱۱ هجری مسموم کردند و به شهادت رساندند .- بحارالانوار ، ج۳۱ ، ص۶۳۳- جامع‌الاصول ، ج۱۱ ، ص۳۸- بصائرالدرجات ، ص۵۰۳ -
undefined۳

۳۵

۶:۲۹

تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم؛این هم جزای آن همه آقایی و کرم¹¹⁸
undefined۳
undefined۱

۳۶

۶:۳۶

بازارسال شده از پادکست راویان نور✨

Revaiat Natamam 4.mp3

۰۸:۵۹-۹.۰۹ مگابایت
«میناب»؛ شهری که یک روز، کودکانش با کیف‌های رنگی وارد مدرسه شدند و چند لحظه بعد، مدرسه‌شان به ویرانه‌ای از خاک و آتش تبدیل شد… undefined
روایتِ معلمی که هنوز اسم تک‌تک شاگردهایش را به خاطر دارد؛
علی‌اصغر، ماکان، امیرعلی و تمام آن کودکانی که قرار بود امروز در کلاس باشند، نه در قاب خاطرات. undefined

«خانم معلم، امروز کلاس داریم؟»
و پاسخ او هنوز همان است:«بله بچه‌ها… امروز کلاس داریم؛ کلاسِ انتظار برای فردایی که شاید شما را برگرداند.»
undefined #روایت_ناتمام | قسمت چهارمروایتی از کودکانِ مدرسه شجره طیبه میناب؛کودکانی که قصه‌شان هنوز تمام نشده است...
undefined<img style=" />undefined نویسنده: مهدیه یوسفیundefined گوینده: ملیکا منصوریundefined تنظیم گر: محمدصادق حیدرنژادundefinedمدیر تولید: فاطمه علیزاده‌آدرس ما : تلگرام | اینستاگرامبله | ایتا | سروش | آپارات undefined

۱

۱۵:۴۷