حسبی الله از محسن چاوشیاین آهنگ چه زیبا تصویر میکشد وطن فروشان دهن نجس را و چه زیبا تر میگوید خدا بس است بنده راپیشنهاد میکنم ببینید
" />
حسین اشتری
@falagh_1ir
@hossein_ashtari┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
۳۹۴
۸:۱۷
بسیجبسیج واژه ای آشنا که شاید بارها آن را شنیده باشیم ولی شناختی نداشته باشیم. شاید آن زمان که معمار کبیر انقلاب یعنی امام خمینی (ره) این واژه را بیان و تاکید بر ضرورت تشکیل بسیج داشتند، کسی فکرش را نمیکرد چنین نهاد مردمی بتواند این مقدار مشکل گشا و تاثیر گذار باشد. شاید نقطه ی قوتش همین است، چون ریشه در دل مردم، عقاید و هویت ایرانی اسلامی ما دارد. نهادی که شیطان بزرگ، آمریکا آن را تروریست می نامد و یا در حوادث و اغتشاشات مختلف به آن فحش و ناسزا می دهند چرا؟؟؟چون؛ «بسیج ریشه در مردمانی دارد که همیشه پای کار کشورشان در هر شرایطی مانده اند، بر خلاف عده ای اندک که به ظاهر خود را ایرانی می دانند ولی ریشه ی ایران و ایرانی را با تیشه می زنند.» «بسیجی که در صف اول جلوی اوباش و تروریست هایی که به جان و مال و ناموس و بچه رحم نمیکنند و سر می برند و به آتش می کشند، می ایستند و از جان خود که عزیز ترین سرمایه ی اوست می گذرد و آن را فدای مردم و کشورش می کند.» «بسیجی که به وقت حوادثی از جمله: سیل، زلزله و... اول از همه آستین ها را برای کمک بالا می زند.» «بسیجی که در زمان جنگ، زمانی که مرد از نامرد مشخص می شود، اول از همه برای دفاع از خاک و ناموس و وطنش داوطلب می شود.»«بسیجی که در این سال های پس از انقلاب اسلامی پای کار سازندگی کشورش ایستاده و برای آبادانی آن جهاد می کند و در نقاط دور افتاده و مناطقی که حتی یک ثانیه خیلی از این افرادی که به آن ناسزا می گویند حاضر به حضور در آن نیستند کار جهادی می کند.»«بسیجی که حتی برای افرادی که به آن ناسزا می گویند حاضر است برای دفاع از خاک آن ها و یا ناموسشان جان بدهد.»این است بسیجی که معمار کبیر انقلاب آن را تاسیس و رهبر شهیدمان به آن پر و بالی برای صعود به قله های مرتفع داد.
بسیجی که امامین انقلاب تاسیس و پرورش دادند، فقط یک نهاد و یا یک اسم نیست بلکه یک سبک زندگی است، آری بسیجی بودن یک افتخار است که نصیب هر کسی نمی شود.
" />
علیرضا سلیمانی
@falagh_1ir
@Alireza20245┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
بسیجی که امامین انقلاب تاسیس و پرورش دادند، فقط یک نهاد و یا یک اسم نیست بلکه یک سبک زندگی است، آری بسیجی بودن یک افتخار است که نصیب هر کسی نمی شود.
۴۲۹
۲۱:۴۱
به نظرم نسل ما داره یک دورهای رو میگذرونه که همهی این عزیزانی که این روزها دارن شهید میشن در زمان اول انقلاب گذروندن. به عنوان مثال: شهید لاریجانی در سال ۵۷، ۲۱ سالش بوده. تقریبا زمان جنگ تحمیلی و منافقین هم سن ما بوده و دیده که چجوری کشور با وجود شهادت بهترین چهرههای دوره تاریخی اونموقع، سرپا و قدرتمند مونده در حالی که انقلاب، نهالی بیش نبوده. حتما اون موقع، اونها هم مثل ما چنین سوالاتی داشتند که مگه میشه این ذخائر و این آدمهای ارزشمند برن و ما پابرجا بمانیم. اما ماندیم و الآن همون چهرههای جوان اینقدر باصلابت و قدرتمند در جبهه نبرد حاضر بودند و هستند و دانه دانه شهید میشن زیرا که میدانند که فردایی هست و جوانانی همچون خودشون پرچم رو به دست خواهند گرفت انشاالله.(رادان، قالیباف، لاریجانی و ...)ما هم الآن داریم اون فاز رو میگذرونیم. سید حسن، هنیه، لاریجانی، رئیسی، آقا، حاج قاسم، حاج رمضان، سرلشکر موسوی، سلامی، باقری، رشید، حاجی زاده و ... همه شهید شدند اما این درخت باصلابت همچنان پابرجا هست!ما هم به نظرم به گونهای قویتر از این قتلها و جنایتها بیرون میایم و انشاالله این نسل میشود نسل همان اسامیای که بالا عنوان کردم و چه بسا قوی تر. به اذن الله.
" />
سینا لک زایی
@falagh_1ir
@sinalkz┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
۳۲۶
۲۱:۰۲
یا فالقشکوه و عظمت خداوند مسلمانان اینجاست!
عظمت پوشالی ناو هواپیمابر و F35 آمریکا کجاست؟
#قائم۲#شکار_F35┏━━━࿐❁❥༅••┅┄
@falagh_1ir┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
#قائم۲#شکار_F35┏━━━࿐❁❥༅••┅┄
۹۹۸
۲۱:۰۸
یا فالق
خطای محاسباتی استراتژیک؟
قسمت اول :
در تاریخ تحولات استراتژیک جهان، برخی رخدادها به مثابه یک زلزله، تمام پارادایمهای پیشین را دگرگون میسازند. اقدام تروریستی و ناقض تمامی قوانین بینالمللی ائتلاف غربی-عبری،عربی در به شهادت رساندن امام خامنهای (ره) در مارس ۲۰۲۶، یکی از همین نقاط عطف بود. این اقدام که با هدف ایجاد یک شوک فزاینده طراحی شده بود تا به فروپاشی درونی ساختار حاکمیتی ایران، تجزیه کامل آن و گسست در محور مقاومت منجر شود، در عمل به بزرگترین خطای محاسباتی استراتژیک آنها در قرن بیست و یکم بدل گشت.
پاسخ ایران، نه تنها یک انتقام نظامی، بلکه یک ابَرپاسخ شناختی، نظامی و روایی بود که پیروزی راهبردی ایران را در همان روزهای نخست نبرد رقم زد.
بهترین سند برای اثبات این پیروزی، نه در تحلیلهای نظامی پنتاگون، بلکه در توئیتهای آشفته، متناقض و سرشار از فرافکنی دونالد ترامپ، به عنوان اصلی ترین جریان حاکم بر آمریکا، قابل مشاهده است.در چنین چارچوبی، شبکههای اجتماعی به ویژه برای رهبران سیاسی به ابزاری جهت مدیریت ادراک عمومی، ارسال پیامهای بازدارنده و پاسخ به فشارهای داخلی تبدیل شدهاند. با این حال، همین فضا گاه میتواند ناخواسته نشانههایی از تردید، فشار یا ناهماهنگی در سطوح تصمیمگیری را نیز آشکار کند. از این رو بنظر میرسد، توئیتهای منتشرشده از سوی دونالد ترامپ در جریان این بحران، نمونهای قابل توجه از چنین وضعیتی است. جهت تبیین بهتر این موضوع به سراغ بررسی کوتاه چندی از پست های منتشر شده او خواهیم رفت از این جهت به عنوان مثال در توئیتی که آغاز جنگ او به معرض انتشار عمومی قرار داده چنین است که : ((حالا با مرگ ایران ، بزرگترین دشمنی که آمریکا دارد چپ رادیکال و حزب دموکرات به شدت بیکفایت است!)) این پیام در حالی منتشر شد که پس از چندی با بسته شدن تنگه هرمز وی با نقض مفهومی پیام قلبی چنین عنوان کرد که ((اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت از همین لحظه ، تنگه هرمز را کاملا و بدون تهدید باز نکند، ایالات متحده آمریکا وارد عمل خواهد شد و نیروگاههای مختلف آن ها را نابود خواهد کرد، از بزرگترینشان شروع میکنیم!)) این پیامها در مواردی حاوی نوسان در لحن، تغییرات ناگهانی در ارزیابی وضعیت و حتی تناقضهای آشکار در توصیف روند جنگ بودند؛ امری که در تحلیل گفتمان سیاسی میتواند نشانهای از فشارهای شدید تصمیمگیری یا دشواری در مدیریت یک بحران پیچیده تلقی شود چرا که وی در ابتدا در لحنی کاملا مبتنی بر اعتماد به نفس کامل خبر از وقوع اتمام تمامیت ارضی جمهوری اسلامی میدهد و چندی بعد در تناقض اشکار با توئیت قبلی ترامپ مدعی مسدود سازی کامل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران میشود، از این جهت به لحاظ الگوی سیاسی گویا ایران نه تنها با مرگ خود روبرو نشده بلکه با استفاده از قدرت تام و تمام راهبردی خود و بدون هیچ خللی بزرگترین شاهراه انرژی جهان را متناسب با منافع ملی خود مسدود ساخته!
ادامه دارد ...
@falagh_1ir
T┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
ادامه دارد ...
۵۹۶
۹:۰۴
همچنین این الگوی متناقض در پیامرسانی را میتوان به عنوان نشانهای از نوعی تنگنای راهبردی و حتی گسست در سطح روایت سیاسی تعبیر کرد. در چنین شرایطی، رهبر سیاسی ناچار است میان ضرورت نمایش قدرت، مدیریت افکار عمومی داخلی و پذیرش محدودیتهای میدانی توازن برقرار کند؛ توازنی که در فضای سریع و واکنشی شبکههای اجتماعی همواره به آسانی قابل حفظ نیست. از این رو میتوان به یک تناقض اشکار دیگری از میان صدها موارد موجود اشاره کرد. ترامپ مجددا در اقدام رسانهای دیگری پس از بسته شدن تنگه هرمز و ضرب العجل او در یک توئیت نمادین دیگری مدعی محو شدن ایران از روی نقشه و از بین رفتن تمام خطوط دفاعی آن شده ((ایالات متحده ، ایران را از روی نقشه محو کردهاست ، رهبری آن ها از بین رفته است و نیروی دریایی و نیروی هوایی شان نابوده شده است )) این اظهارات در چنین شرایطی منتشر گردیده که ترامپ دائما در حال جبهه گیری در جهت بازگشایی تنگه هرمز قرار دارد و شدیدا در تلاش است با ایجاد ائتلافی اروپایی و عربی انسداد تنگه را رفع نماید و جالب آنکه با واکنش منفی کشورهای اروپایی رو برو میشود و پس از این تلاش در پستی دیگر عنوان میکند که ((ما بسیار به دستیابی اهدافمان نزدیک شده ایم و در حال بررسی پایان دادن به تلاش بزرگ نظامی خود در خاورمیانه هستیم )) این توئیت درست زمانی منتشر میشود که چند روز بعد وی خبر از مذاکره با مقامات ارشد ایران را به میان میاورد در صورتی که وی بر این امر تاکید داشت که اولا ایران را از روی نقشه حذف کرده و دوما رهبران سیاسی ایران را از بین برده، حال تناقض آشکار در این امر این است مگر میشود کشوری را نابود کرد، نیروی هوایی و دریایی آن را نابود نمود و رهبران آن را از بین برد اما در عمل جهت ائتلاف برای بازکردن شریان انرژی تحت کنترل آن اقدام نموده و خبر از مذاکره میان تصمیم گیران آن را داد؟!
۶۰۹
۹:۰۴
یا فالق
مذاکره یا چه؟
از آغاز دهه ۸۰ شمسی با ارتقاء پرونده هسته ای کشور به اهرمی برای اعمال فشارهای بین المللی از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونی، همواره دو رویکرد در مواجهه با این سوال در محافل دستگاه دیپلماسی و امنیتی مطرح بوده : ۱. در یکسوی طیف جریان فکری محافظه کار برآمده از تفکر "هضم در نظم جهانی" با اتکا بر ایده اعتمادسازی متقابل سعی در کاهش ابعاد این مسئله هژمونیک داشته است. ۲. در مقابل، جریان فکری مبتنی بر "سیاست واقعیتها" مسئله هستهای را فراتر از یک رکن محرک کشور دانسته و سرنخهای حل آن را شکلدهی به عناصر ملی قدرت برشمرده است.
گفتمان فرار از تله جنگ، گریز به دیپلماسی و تغییر پارادایم، پس از سلسلهای از حوادث و دگرگونیها در سال ۱۴۰۳، در شرایطی بنای شکلگیری مذاکرات میان ایران و ایالات متحده را در اذهان تئوریزه میکرد که پرونده برجام پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق همچنان مفتوح بود و در یک و نیم سال پایانی قرارداد، بدون بهرهمند کردن ایران از امتیازات معهود، امکان فعالسازی مکانیزم ماشه توسط تروئیکای اروپایی را فراهم میکرد. در این مقطع رهبر شهید انقلاب اسلامی با دلیل آوردن "تجربه" مذاکره را غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه تصریح کردند. با این حال، مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده با پافشاری جریان محافظهکار کلید خورد و چندی نگذشت که منجر به پذیرش غافلگیری سهمگین از دشمن آمریکایی-صهیونی در نخستین ساعات بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شد. این جنگ با ترور دانشمندان برجسته و فرماندهان ارزشمند و شهادت قریب به ۲۰۰۰ نفر از هموطنان در روز دوازدهم با توافقی شکننده متوقف شد. توقفی نچندان طولانی که عملا به تجدید قوا و عملیاتیسازی عوامل آمادهبکار دشمن انجامید؛ بطوریکه در قریب به ۸ ماه با تکیه بر نابسامانیها و فشار بر شریانهای اقتصاد ایران ابتدا ارزش ارز ملی ۱۰۰ درصد کاهش یافت و شکلگیری نارضایتی عمومی را نوید بخشید. سپس با کودتایی تروریستی سوار بر مطالبات بحق مردم، دیماه ۱۴۰۴ را خسارتبار کرد و در نهایت بار دیگر در میانه مذاکراتی در سایه تهدید، جنگ رمضان به ایران تحمیل شد.
ملت ایران نه به انتخاب خود، در جنگ وجودی قرار گرفت؛ حقیقتی انکارناپذیر که بارها در زبان جرثومههای فساد جزیره اپستین با عنوان "محو ایران" از نقشه آمده است. در لایهای عمیقتر اما، بدور از لفاظیهای جنجالی مقام ارشد کاخ سفید جارُد اِیجن، در روزهای ابتدایی جنگ اظهار میدارد : "بزودی دیگر قرار نیست نگران مسائل در تنگه هرمز باشیم، زیرا همه نفت را از دستشان خارج خواهیم کرد" ادعایی که ثابت میکند ماجراجویی جدید واشنگتن در غرب آسیا مشابه آنچه بر عراق و افغانستان و سوریه گذشت، جنگ افروزی برای تسلط بر نفت و منابع طبیعی و به واقع "بلعیدن ایران" است؛ تعبیری که رهبر شهید در آخرین بیانات بدان اشاره داشتند و در نوبتی دیگر تصریح داشتند اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا ذاتی است و نه تاکتیکی.
با گذشت ۱ ماه از جنگ رمضان، به لطف پروردگار، گریبان حکومت ظلم و جور جهانی و شریان زندگی سایر حکومتیهای آن اکنون در دست دلاور مردان نیروهای مسلح ایران بوده و رستاخیز مردم در خیابانها متجاوز را از گزافههای خیالیاش مایوس کرده است. دشمن حیلهگر در جستجوی راه برون رفت، عقب نشسته و صحبت از مذاکره میکند. مجددا شنیده میشود مذاکره کنیم یا چه؟! تصمیمسازانی که تا دیروز هزینههای عدم مذاکره و توافق را در بلندگوها فریاد میکردند غایباند تا هزینه سالها نرمش و مذاکره کردن با توجیههایشان را چرتکه بیاندازند. یقینا در برابر دشمن بیرحمی که برای متلاشی کردن تمدن ایرانی قد علم کرده و به ترور مقامات عالی نظام، تهاجم به مراکز درمانی و آموزشی و یورش به دبستانها دست یازیده، خط قرمز پایمال نشده و میز مذاکرهای برای تحقق "صلح از مسیر قدرت" باقینمانده است.
اظهارات متناقض ترامپ در مورد پایان عملیات نظامی در ایران از سردرگمی واشنگتن در پیشبرد و ارائه دستاورد جنگ حکایت دارد و ابتکار عمل برای تثبیت دستاوردهای نبرد در دست مقامات تهران است. بر فرض که میز و مذاکرهای هم شکل بگیرد، اینبار مجال برای ابراز حسن نیت، اتمام حجت و یا هراس از پیامد هیچ "چه"ای نیست. انتظار میرود در راستای آنچه در میدان محقق شده، در دیپلماسی نیز حقوق اساسی "ایران و جبهه متحد مقاومت" در کل منطقه نقد شود. نظم جهانی در این جنگ استحاله شده، نظم شکوهمندی با حضور جبهه مقاومت به رهبری ایران مقتدر در شرف شکلگیریست. ایرانیِ وطندوست و معتقد به سیاستِ واقعیتها، امروز صلح ناپایدار مشابه شرایط پس از جنگ خردادماه را نمیپذیرد. اتمام جنگ باید هرگونه فکر خطا نسبت به این جبهه متحد را پشیمان و آینده سراسر پیشرفتِ بدونمرز و آبادانی ایران عزیز را تضمین کند.
امیر حسین نیک اقبال
@falagh_1ir┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
از آغاز دهه ۸۰ شمسی با ارتقاء پرونده هسته ای کشور به اهرمی برای اعمال فشارهای بین المللی از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونی، همواره دو رویکرد در مواجهه با این سوال در محافل دستگاه دیپلماسی و امنیتی مطرح بوده : ۱. در یکسوی طیف جریان فکری محافظه کار برآمده از تفکر "هضم در نظم جهانی" با اتکا بر ایده اعتمادسازی متقابل سعی در کاهش ابعاد این مسئله هژمونیک داشته است. ۲. در مقابل، جریان فکری مبتنی بر "سیاست واقعیتها" مسئله هستهای را فراتر از یک رکن محرک کشور دانسته و سرنخهای حل آن را شکلدهی به عناصر ملی قدرت برشمرده است.
گفتمان فرار از تله جنگ، گریز به دیپلماسی و تغییر پارادایم، پس از سلسلهای از حوادث و دگرگونیها در سال ۱۴۰۳، در شرایطی بنای شکلگیری مذاکرات میان ایران و ایالات متحده را در اذهان تئوریزه میکرد که پرونده برجام پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق همچنان مفتوح بود و در یک و نیم سال پایانی قرارداد، بدون بهرهمند کردن ایران از امتیازات معهود، امکان فعالسازی مکانیزم ماشه توسط تروئیکای اروپایی را فراهم میکرد. در این مقطع رهبر شهید انقلاب اسلامی با دلیل آوردن "تجربه" مذاکره را غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه تصریح کردند. با این حال، مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده با پافشاری جریان محافظهکار کلید خورد و چندی نگذشت که منجر به پذیرش غافلگیری سهمگین از دشمن آمریکایی-صهیونی در نخستین ساعات بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شد. این جنگ با ترور دانشمندان برجسته و فرماندهان ارزشمند و شهادت قریب به ۲۰۰۰ نفر از هموطنان در روز دوازدهم با توافقی شکننده متوقف شد. توقفی نچندان طولانی که عملا به تجدید قوا و عملیاتیسازی عوامل آمادهبکار دشمن انجامید؛ بطوریکه در قریب به ۸ ماه با تکیه بر نابسامانیها و فشار بر شریانهای اقتصاد ایران ابتدا ارزش ارز ملی ۱۰۰ درصد کاهش یافت و شکلگیری نارضایتی عمومی را نوید بخشید. سپس با کودتایی تروریستی سوار بر مطالبات بحق مردم، دیماه ۱۴۰۴ را خسارتبار کرد و در نهایت بار دیگر در میانه مذاکراتی در سایه تهدید، جنگ رمضان به ایران تحمیل شد.
ملت ایران نه به انتخاب خود، در جنگ وجودی قرار گرفت؛ حقیقتی انکارناپذیر که بارها در زبان جرثومههای فساد جزیره اپستین با عنوان "محو ایران" از نقشه آمده است. در لایهای عمیقتر اما، بدور از لفاظیهای جنجالی مقام ارشد کاخ سفید جارُد اِیجن، در روزهای ابتدایی جنگ اظهار میدارد : "بزودی دیگر قرار نیست نگران مسائل در تنگه هرمز باشیم، زیرا همه نفت را از دستشان خارج خواهیم کرد" ادعایی که ثابت میکند ماجراجویی جدید واشنگتن در غرب آسیا مشابه آنچه بر عراق و افغانستان و سوریه گذشت، جنگ افروزی برای تسلط بر نفت و منابع طبیعی و به واقع "بلعیدن ایران" است؛ تعبیری که رهبر شهید در آخرین بیانات بدان اشاره داشتند و در نوبتی دیگر تصریح داشتند اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا ذاتی است و نه تاکتیکی.
با گذشت ۱ ماه از جنگ رمضان، به لطف پروردگار، گریبان حکومت ظلم و جور جهانی و شریان زندگی سایر حکومتیهای آن اکنون در دست دلاور مردان نیروهای مسلح ایران بوده و رستاخیز مردم در خیابانها متجاوز را از گزافههای خیالیاش مایوس کرده است. دشمن حیلهگر در جستجوی راه برون رفت، عقب نشسته و صحبت از مذاکره میکند. مجددا شنیده میشود مذاکره کنیم یا چه؟! تصمیمسازانی که تا دیروز هزینههای عدم مذاکره و توافق را در بلندگوها فریاد میکردند غایباند تا هزینه سالها نرمش و مذاکره کردن با توجیههایشان را چرتکه بیاندازند. یقینا در برابر دشمن بیرحمی که برای متلاشی کردن تمدن ایرانی قد علم کرده و به ترور مقامات عالی نظام، تهاجم به مراکز درمانی و آموزشی و یورش به دبستانها دست یازیده، خط قرمز پایمال نشده و میز مذاکرهای برای تحقق "صلح از مسیر قدرت" باقینمانده است.
اظهارات متناقض ترامپ در مورد پایان عملیات نظامی در ایران از سردرگمی واشنگتن در پیشبرد و ارائه دستاورد جنگ حکایت دارد و ابتکار عمل برای تثبیت دستاوردهای نبرد در دست مقامات تهران است. بر فرض که میز و مذاکرهای هم شکل بگیرد، اینبار مجال برای ابراز حسن نیت، اتمام حجت و یا هراس از پیامد هیچ "چه"ای نیست. انتظار میرود در راستای آنچه در میدان محقق شده، در دیپلماسی نیز حقوق اساسی "ایران و جبهه متحد مقاومت" در کل منطقه نقد شود. نظم جهانی در این جنگ استحاله شده، نظم شکوهمندی با حضور جبهه مقاومت به رهبری ایران مقتدر در شرف شکلگیریست. ایرانیِ وطندوست و معتقد به سیاستِ واقعیتها، امروز صلح ناپایدار مشابه شرایط پس از جنگ خردادماه را نمیپذیرد. اتمام جنگ باید هرگونه فکر خطا نسبت به این جبهه متحد را پشیمان و آینده سراسر پیشرفتِ بدونمرز و آبادانی ایران عزیز را تضمین کند.
۲۳۹
۱۲:۱۵
••───:◇:*:
:*:◇:───••یا فالقرفعت پرچم ایران عزیز 
حدود ده روز پیش از شهادت رهبر انقلاب حال و هوای برخی دانشگاههای مطرح تهران و بعد هم چند دانشگاه در مراکز استانها، حال و هوای آرامی نبود. هستههایی از اغتشاش، هیاهو و ادامهدادن همان مسیر پرآشوبِ کودتای دیماه ۱۴۰۴ شکل گرفته بود؛ مسیری که معلوم بود اگر رها شود مقصدش چیزی جز هرجومرج داخلی و هموار کردن راه برای تجاوز دشمن خارجی نیست.
️ در اینجا فعلاً به این بحث ورود نمیکنم که شاید در میان آن جمع برخی دانشجویان حقیقتاً فریب خورده بودند و نیتشان همراهی با دشمن نبود. اما وقتی شعارهای لیدرهای دانشجونما بلند شد؛ وقتی سخن از «هدف بودن کل نظام و آخرین پیام» به میان آمد؛ وقتی هتاکی به اسلام و مقدسات به میان آمد، دیگر نمیشد آن ماجرا را صرفاً یک سوءتفاهم ساده پنداشت. همانجا بود که مرزها روشن شده و هرکس باید صف خود را بین جبهه حق و باطل مشخص میکرد.
️ و فعلاً از این هم میگذرم که همین نظام جمهوری اسلامی بوده که تا به امروز با تمام توان و با همه فشارها، پرچم دفاع از ایران را بر زمین نگذاشته و اجازه نداده متجاوزان و ستمگران به مقصد شومشان برسند. تمرکز سخن من اما بر یک صحنه تلخ و فراموشنشدنی است. صحنهای که هنوز هم با یادآوریاش دلم میگیرد؛ آتش زدن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران. 
پرچمی که نام مبارک «الله» تعالی بر آن نقش بسته، پرچمی که با شعار مقدس و روشن «*اللهاکبر*» آراسته شده و پرچمی که زیر سایهاش مردمان این سرزمین ایستادند، دفاع کردند، جان دادند و مسئولان همین نظام هم با خانوادههایشان در صف مقدم دفاع از میهن حضور داشتند. پرچمی که دانشجویان همان دانشگاههای مطرح در پناه امنیت و اقتدارش مشغول علمآموزی بودند. و اینجاست که آدم دلش میگیرد؛ دلش میگیرد وقتی میبیند بعضیها قدر سایهای را که زیر آن رشد کردهاند نمیدانند و نمک میخورند و نمکدان میشکنند.
️ در همان روزها، وقتی این صحنه را دیدم، دلم بسیار گرفت. آنجا بود که این بیت در ذهنم یادآوری شد:«بسوز ای سعی باطل، پرچم ایران نمیسوزد
میبینی مگر در شعلهها ایمان نمیسوزد»
اما چند روز بعد، پس از شهادت رهبر عزیز گویی روح دیگری در کالبد جامعه دمیده شد. گویی خداوند از دل آن مصیبت بزرگ بیداری عمیقتر و ارادهای استوارتر در دلها قرار داد. گویی رهبرمان فدای «الله» شد؛ جان خویش را در راه حقیقتی نهاد که به نام خدا آغاز میشد و به عزت امت ختم میگشت. از آن پس مردم دیگر خیابان را رها نکرده و راهپیماییهای شبانه دیگر یک واکنش گذرا نبودند. آنها به نشانهای از عهد، وفاداری و حضور بدل شدند. خون رهبر غیرتِ خوشغیرتان را به جوش آورد و تلنگری شد بر جانهایی که شاید از خستگی روزگار لحظهای به سکوت افتاده بودند. و ناگهان پرچم الله نه فقط در شعار که در عمل، در رفتار، در خانهها، در دلها و در نگاهها بالا رفت. استوارتر از پیش، روشنتر از پیش.
️ اکنون کمتر خانهای را میتوان دید که پرچم مقدس کشورمان در آن نباشد. پرچمها بسیار شدهاند، خریدشان فزونی یافته و تولیدیها از شدت تقاضا عقب ماندهاند. این صحنه برای من هم شوقانگیز است و هم اندوهبار. هر بار که برای عیددیدنی به خانهٔ آشنایان رفتم و پرچم ایران را در خانهشان یا پشت شیشه ماشینی در خیابان دیدم، هم دلگیر شدم و هم امیدوار؛ دلم گرفت از آن غم و هزینهٔ بزرگی که برای رسیدن به این بیداری بر جانمان نشست، و امیدوار شد از این درک عمومی آرامبخش که این نیز یکی از برکات خون رهبرمان است.
️ آری، خون رهبر شهیدمان بود که آن بیت را از سطح یک عبارت شاعرانه فراتر برد و به حقیقتی زنده و ملموس بدل ساخت؛ حقیقتی که امروز در خانهها، خیابانها، دلها و نگاه مردم دیده میشود:«بسوز ای سعی باطل، پرچم ایران نمیسوزد
نمیبینی مگر در شعلهها ایمان نمیسوزد»
#برکاتــخونــرهبرــشهیدــآیتاللهــسیدــعلیــحسینیــخامنهایــنفسهالزکیه
" />
علیرضا کارگر
@falagh_1ir
@alireza_k333┗━━━࿐❁❥༅••┅┄
••───:◇:*:
:*:◇:───••
میبینی مگر در شعلهها ایمان نمیسوزد»
نمیبینی مگر در شعلهها ایمان نمیسوزد»
#برکاتــخونــرهبرــشهیدــآیتاللهــسیدــعلیــحسینیــخامنهایــنفسهالزکیه
••───:◇:*:
۴۱۹
۱۷:۱۸
۷۱
۱۸:۵۸
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
14050426_متن_کامل_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_دربارهی_حماسه_عظیم_بدرقه.pdf
۱۴۴.۶۳ کیلوبایت
۱
۱۷:۴۹