دبیر هندسه امروز میگفت عه شما نه فردا میتونید بخوابید نه پس فردا دلتون بسوزه الان میرم خونه فقط عشق و حال :))))))
۵۰
۱۷:۰۸
-ناراحت شدی ؟ +نه عزیزم.[فقط نظرم راجبت عوض شد]
۲۶۴
۱۷:۱۲
گاهی وقتا یه حرکت هایی از یه سری آدما میبینی باورت نمیشه یک انسان روبروت وایساده،قشنگ حس میکنی داری با یه بز حرف میزنی :)
۵۴
۱۷:۱۴
"ܦ̇آࡅ߭ࡐܢܚ..؛ ☫
گاهی وقتا یه حرکت هایی از یه سری آدما میبینی باورت نمیشه یک انسان روبروت وایساده، قشنگ حس میکنی داری با یه بز حرف میزنی :)
مثلا امروز بچههامون کاری کردن که دبیر ادبیات در حالی که دکترای ادبیات داره و استاد دانشگاهه با بغض از مدرسه خارج بشه(فکر کنم کلا رفت) و بعد بهشون میگفتیم این چه کاری بود دست میزدن =)
۵۰
۱۷:۱۶
"ܦ̇آࡅ߭ࡐܢܚ..؛ ☫
مثلا امروز بچههامون کاری کردن که دبیر ادبیات در حالی که دکترای ادبیات داره و استاد دانشگاهه با بغض از مدرسه خارج بشه(فکر کنم کلا رفت) و بعد بهشون میگفتیم این چه کاری بود دست میزدن =)
و همکنون در حالی که در شهریور ماه هستیم درسی با ضریب ۱۱ دبیرش رفته و معلوم نیست برگرده 

۴۹
۱۷:۱۶
آدمها همیناند، نااُمیدکننده.
۷۳
۱۷:۲۰
"ܦ̇آࡅ߭ࡐܢܚ..؛ ☫
و همکنون در حالی که در شهریور ماه هستیم درسی با ضریب ۱۱ دبیرش رفته و معلوم نیست برگرده 

و شاید باورتون نشه ولی همه این اتفاقات به خاطر یک نفر بود =)
۴۹
۱۷:۲۱
۲۵
۲۲:۱۹
شده باران بزند بر بدن پنجرهات ؟!ناگهان بغض بیفتد به تن حنجرهات ؟!
۳۰
۲۲:۳۴
"ܦ̇آࡅ߭ࡐܢܚ..؛ ☫
شده باران بزند بر بدن پنجرهات ؟! ناگهان بغض بیفتد به تن حنجرهات ؟!
شده از درد بخندی که نبارد چشمت ؟!من در این خنده ی پر غصه مهارت دارم . .
۳۰
۲۲:۳۴