گاهی دوستان میپرسند: «این هفته در فراخود چه خبر بود؟»این هفته بیشتر از اتفاقهای بزرگ، چیزهای کوچک توجهم را گرفت.چیزهایی که شاید کوچک باشند، اما اثرشان کوچک نیست.
گاهی ما داریم به آدم کنارمان «آب» میدهیم، اما شاید او کاکتوس است!
یکی از مراجعان این هفته از آرامش فضای فراخود گفت.یکی دیگر، مشخصاً از نحوه برخورد و تعامل خوب خانم حداد در پذیرش تعریف کرد.
این هفته لندینگ جدید تعارض زناشویی را هم روی سایت فراخود آماده کردیم.
این روزها در ACT زیاد به مفهوم کارآیی فکر میکنم.گاهی سؤال مهم این نیست که:«این فکری که دارم درست است یا غلط؟»سؤال مهمتر شاید این باشد:«این فکر و این کاری که دارم میکنم، مرا به زندگیای که میخواهم نزدیک میکند یا دور؟»
ممکن است هزار دلیل هم داشته باشم که حق با من است. اما اگر نتیجه رفتاری که انتخاب کردهام، هر روز مرا از همسرم، فرزندم، کارم، خودم و ارزشهایم دورتر کند،این «حق داشتن» دقیقاً چه کمکی به من کرده است؟گاهی آدم برای اثبات اینکه حق با اوست، بهای عجیبی میدهد.
با خودم فکر میکردم:میگوییم جای عشق در قلب است.
این هفته برای من یادآوری همین چیزهای کوچک بود: شناختن آدمها، دیدن نیازهایشان، فضایی که آرامشان میکند، رفتاری که باید ببینیم هنوز «کار میکند» یا نه، و رابطهای که شاید قبل از خراب شدن کامل، هنوز بتوان برایش کاری کرد.
اگر این روزها در رابطهتان یک مسئله مدام تکرار میشود؛ بحثهای مشابه، قهرهای مشابه، فاصله، دلخوری، یا این احساس که «هر کاری میکنیم دوباره برمیگردیم سرِ همان نقطه»،برای همین، صفحهای در سایت فراخود درباره تعارض زناشویی آماده کردهایم.میتوانید واردش شوید، ببینید تعارض رابطهتان از چه جنسی است، چه زمانی هنوز میشود خودتان برایش کاری کرد و چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیرید.
اگر مسئلهای هست، لازم نیست صبر کنید تا تبدیل به بحران شود.
تا جمعه بعد
#مسعود_کرم_بخش#جمعه_های_فراخود#فراخود#تعارض_زناشویی#روابط_زوجین#سلامت_روان
۹۱۹
۶:۵۴
«در مراحل اولیه رابطه، شیمی مغز و شورِ شیفتگی بهگونهای عمل میکند که ما عیوب و تفاوتهای بنیادین را یا نمیبینیم و یا با توجیهاتِ خودخواسته، کماهمیت جلوه میدهیم؛ انگار عینک دودی تیرهای به چشم زدهایم که طوفانهای آینده را محو نشان میدهد.»
#بریده_کتاب
کتاب: «برای یک عمر باهم» (Fighting for Your Marriage)
نویسنده: هاوارد مارکمن (Howard Markman)
بسیاری از رنجهای افراد در انتخاب همسر، ناشی از همین خطای خطکشِ شیفتگی است. روزهای نخست آشنایی، با ترشح هورمونها، نقابِ شباهتهای حداکثری و سرپوش گذاشتن بر ناهماهنگیهای اصولی همراه است. افراد گمان میکنند با عشق میتوانند کوه بکنند، در حالی که تفاوت در ارزشهای بنیادین یا سبک حلتعارض، پس از فروکش کردن هورمونها سر برمیآورد.
انتخاب آگاهانه، یعنی جرئت دادن به خود برای برداشتن عینک شیفتگی و دیدنِ واقعیتِ فرد مقابل، پیش از آنکه زنجیرهای تعهد دستوپاگیر شوند.
دیدن واقعیتِ طرف مقابل در روزهای آشنایی، هزینهای بسیار کمتر از ترمیمِ یک رابطه از همپاشیده در سالهای بعد دارد.
راههای ارتباط با فراخود:
۰۲۱۲۲۷۹۰۰۴۹
۰۹۲۱۸۹۷۱۶۴۲
www.farakhoud.com
فراخود؛ روانشناسانهترین نقطه دنیا
#انتخاب_همسر #انتخاب_هوشمندانه #شناخت_پیش_از_ازدواج #روانشناسی_رابطه #امنیت_روانی #فراخود #فرشته_زحمتکش
#بریده_کتاب
بسیاری از رنجهای افراد در انتخاب همسر، ناشی از همین خطای خطکشِ شیفتگی است. روزهای نخست آشنایی، با ترشح هورمونها، نقابِ شباهتهای حداکثری و سرپوش گذاشتن بر ناهماهنگیهای اصولی همراه است. افراد گمان میکنند با عشق میتوانند کوه بکنند، در حالی که تفاوت در ارزشهای بنیادین یا سبک حلتعارض، پس از فروکش کردن هورمونها سر برمیآورد.
انتخاب آگاهانه، یعنی جرئت دادن به خود برای برداشتن عینک شیفتگی و دیدنِ واقعیتِ فرد مقابل، پیش از آنکه زنجیرهای تعهد دستوپاگیر شوند.
#انتخاب_همسر #انتخاب_هوشمندانه #شناخت_پیش_از_ازدواج #روانشناسی_رابطه #امنیت_روانی #فراخود #فرشته_زحمتکش
۶۷۷
۸:۲۸
توی وبینار «گل و کاکتوس» دربارهی همین تفاوتها حرف زدیم؛ تفاوتهایی که گاهی ما رو به هم نزدیک میکنن و گاهی باعث میشن فکر کنیم اصلاً زبان همدیگه رو نمیفهمیم.
۶۷۰
۱۵:۳۷
#بریده_ای_از_فیلم
در این سکانس، مادر قرار است شیمیدرمانی را شروع کند و تصمیم میگیرد پیش از ریزش موهایش، آنها را بتراشد.همسرش کنارش است و دختر کوچکشان، موهای مادرش را با دقت داخل یک جعبهی سبز جمع میکند.
میان صدای ماشین اصلاح و موهایی که روی زمین میریزند، لحظههایی از خنده و بازی هم شکل میگیرد. 🤍اتفاقی تلخ در جریان است؛ اما زندگی خانواده متوقف نشده.
گاهی ما فکر میکنیم اگر کودک را از اتفاقهای سخت دور نگه داریم، از او محافظت کردهایم. 🫂اما پنهان کردن همهچیز همیشه آرامش نمیآورد؛ گاهی کودک تغییرها را میبیند و ناچار میشود خودش برای چیزهایی که نمیفهمد، پاسخ بسازد. او فقط باید بداند وقتی اتفاق سختی در خانواده میافتد، لازم نیست با ترسها و سؤالهایش تنها بماند.
محافظت از کودک همیشه به معنای دور نگه داشتنش از واقعیت نباشد؛
گاهی یعنی حقیقت را به اندازهای که میتواند بفهمد، با او در میان بگذاریم؛ بیآنکه مجبورش کنیم بارِ آن را به دوش بکشد.
#ما_در_زمان_زندگی_میکنیم #WeLiveInTime #فرزندپروری #والدگری_آگاهانه #روانشناسی_کودک #رابطه_والد_و_کودک #امنیت_عاطفی #فائزه_امیدوار
۶۰۹
۹:۱۶
از پوشک گرفتن، فقط کنار گذاشتن پوشک نیست؛ یک مرحلهی مهم از رشد کودک است که به آمادگی او، صبوری والدین و روش درست برخورد با این تغییر بستگی دارد.
در مجموعهی روانشناسی فراخود، دورهی آموزشی «خداحافظ پوشک» را آماده کردهایم تا به والدین کمک کنیم این مرحله را آگاهانهتر و با آرامش بیشتری پشت سر بگذارند.
اگر میخواهید با اصول صحیح از پوشک گرفتن کودک آشنا شوید، میتوانید این دوره را از یکی از دو مسیر زیر ببینید:
#فراخود #روانشناسی_کودک #فرزندپروری #از_پوشک_گرفتن
۶۱۸
۱۳:۴۱
#برشی_از_کتاب
کتاب: باغبان و نجار؛ دیدگاههای جدید علم روانشناسی رشد در باب رابطه والدین و فرزندان
نویسنده: آلیسون گوپنیک (Alison Gopnik)
آلیسون گوپنیک، روانشناس رشد و مادر سه فرزند، در مقدمهی کتاب از همین تردیدها میگوید؛ از تصمیمهایی که سالها بعد هم ممکن است والد را به فکر فرو ببرند.بعد به جملهای میرسد که شاید انتظارش را نداشته باشیم:
«شاید بهترین جواب این باشد که: این پرسشها غلطاند.»
منظورش این نیست که تصمیمهای ما اهمیتی ندارند؛ بلکه میخواهد به یک تصور رایج در فرزندپروری شک کند: اینکه اگر تمام روشهای درست را بلد باشیم و درست اجرا کنیم، میتوانیم فرزندمان را به نتیجهای که میخواهیم برسانیم.
اما مگر فرزندپروری ساختن یک محصول است؟
نجار از ابتدا میداند چه چیزی میخواهد بسازد. اما باغبان نمیتواند از پیش تعیین کند هر گیاه دقیقاً چگونه رشد خواهد کرد؛ او شرایط رشد را فراهم میکند.ما هم گاهی آنقدر درگیر ساختن آیندهی فرزندمان میشویم که فراموش میکنیم او قرار نیست دقیقاً مطابق نقشهی ما رشد کند.برای رشتهاش تصمیم میگیریم، علایقش را سبکسنگین میکنیم و مدام نگرانیم مبادا انتخاب اشتباهی کنیم.اما شاید وظیفهی ما این نباشد که تمام پیچوخمهای آیندهاش را از قبل تعیین کنیم؛ بلکه باید محیطی امن و سرشار از محبت برایش فراهم کنیم تا بتواند تجربه کند، یاد بگیرد و مسیر خودش را پیدا کند. 🤍
شاید بخشی از خستگی فرزندپروری، از تلاش برای تضمین آیندهای میآید که هیچکس نمیتواند آن را تضمین کند.قرار نیست فرزندمان را مطابق نقشهی ذهنیمان بسازیم؛قرار است آنقدر خوب همراهیاش کنیم که بتواند زندگی خودش را بسازد.
راههای ارتباط با فراخود:
۰۲۱۲۲۷۹۰۰۴۹
۰۹۲۱۸۹۷۱۶۴۲
www.farakhoud.com
فراخود؛ روانشناسانهترین نقطه دنیا
#باغبان_و_نجار #آلیسون_گوپنیک #معرفی_کتاب #فرزندپروری #والدگری_آگاهانه #استقلال_کودک #رشد_کودک #رابطه_والد_و_فرزند #فائزه_امیدوار
آلیسون گوپنیک، روانشناس رشد و مادر سه فرزند، در مقدمهی کتاب از همین تردیدها میگوید؛ از تصمیمهایی که سالها بعد هم ممکن است والد را به فکر فرو ببرند.بعد به جملهای میرسد که شاید انتظارش را نداشته باشیم:
منظورش این نیست که تصمیمهای ما اهمیتی ندارند؛ بلکه میخواهد به یک تصور رایج در فرزندپروری شک کند: اینکه اگر تمام روشهای درست را بلد باشیم و درست اجرا کنیم، میتوانیم فرزندمان را به نتیجهای که میخواهیم برسانیم.
اما مگر فرزندپروری ساختن یک محصول است؟
نجار از ابتدا میداند چه چیزی میخواهد بسازد. اما باغبان نمیتواند از پیش تعیین کند هر گیاه دقیقاً چگونه رشد خواهد کرد؛ او شرایط رشد را فراهم میکند.ما هم گاهی آنقدر درگیر ساختن آیندهی فرزندمان میشویم که فراموش میکنیم او قرار نیست دقیقاً مطابق نقشهی ما رشد کند.برای رشتهاش تصمیم میگیریم، علایقش را سبکسنگین میکنیم و مدام نگرانیم مبادا انتخاب اشتباهی کنیم.اما شاید وظیفهی ما این نباشد که تمام پیچوخمهای آیندهاش را از قبل تعیین کنیم؛ بلکه باید محیطی امن و سرشار از محبت برایش فراهم کنیم تا بتواند تجربه کند، یاد بگیرد و مسیر خودش را پیدا کند. 🤍
شاید بخشی از خستگی فرزندپروری، از تلاش برای تضمین آیندهای میآید که هیچکس نمیتواند آن را تضمین کند.قرار نیست فرزندمان را مطابق نقشهی ذهنیمان بسازیم؛قرار است آنقدر خوب همراهیاش کنیم که بتواند زندگی خودش را بسازد.
#باغبان_و_نجار #آلیسون_گوپنیک #معرفی_کتاب #فرزندپروری #والدگری_آگاهانه #استقلال_کودک #رشد_کودک #رابطه_والد_و_فرزند #فائزه_امیدوار
۴۱۸
۷:۳۵
#خیانت تمام شده؛ پس چرا ذهنت هنوز همانجاست؟ 
اتفاق تمام شده، اما ذهن تو هنوز دارد پروندهاش را باز و بسته میکند.یک پیام را دوباره میخوانی.
یک جمله قدیمی ناگهان یادت میآید.جزئیاتی را که آن موقع جدی نگرفتی، کنار هم میگذاری.و یک سؤال مدام برمیگردد:«دیگه چی رو نمیدونم؟» 
شاید فکر کنی اگر فقط همه جزئیات را بفهمی، بالاخره آرام میشوی.اما همیشه اینطور نیست...
گاهی بعد از خیانت، ذهن آنقدر درگیر «چه شد؟ چرا شد؟ چه چیز دیگری را نمیدانم؟» میشود که حتی وقتی جواب بعضی سؤالها را پیدا میکند، باز هم آرام نمیگیرد.
پس از کجا باید فهمید الان چه چیزی واقعاً مهم است؟
ما در سایت فراخود درباره همین بخشِ کمتر دیدهشدهی بعد از خیانت صحبت کردهایم؛و یک ارزیابی کوتاه هم گذاشتهایم تا قبل از هر تصمیم بزرگی، ببینی الان دقیقاً با چه چیزی روبهرو هستی.
ادامه را در سایت فراخود بخوان:https://farakhoud.com/infidelity-counseling/
لازم نیست همین امروز تصمیم بگیری بمانی یا بروی.اول باید بفهمی دقیقاً چه چیزی هنوز ذهنت را رها نکرده. 🤍
فراخود؛ روانشناسانهترین نقطهی دنیا
اتفاق تمام شده، اما ذهن تو هنوز دارد پروندهاش را باز و بسته میکند.یک پیام را دوباره میخوانی.
شاید فکر کنی اگر فقط همه جزئیات را بفهمی، بالاخره آرام میشوی.اما همیشه اینطور نیست...
گاهی بعد از خیانت، ذهن آنقدر درگیر «چه شد؟ چرا شد؟ چه چیز دیگری را نمیدانم؟» میشود که حتی وقتی جواب بعضی سؤالها را پیدا میکند، باز هم آرام نمیگیرد.
پس از کجا باید فهمید الان چه چیزی واقعاً مهم است؟
ما در سایت فراخود درباره همین بخشِ کمتر دیدهشدهی بعد از خیانت صحبت کردهایم؛و یک ارزیابی کوتاه هم گذاشتهایم تا قبل از هر تصمیم بزرگی، ببینی الان دقیقاً با چه چیزی روبهرو هستی.
لازم نیست همین امروز تصمیم بگیری بمانی یا بروی.اول باید بفهمی دقیقاً چه چیزی هنوز ذهنت را رها نکرده. 🤍
فراخود؛ روانشناسانهترین نقطهی دنیا
۴۵۴
۱۳:۱۸
#۸آبان | جمعههای فراخود 
گاهی دوستان میپرسند: «این هفته در فراخود چه خبر بود؟»
این هفته برای من، هفتهی «دوباره جان گرفتن» بود. 
آدمها کارها و حتی بعضی رؤیاهای قدیمی.
اتفاق هفته
این هفته مشغول جذب چند مشاور جدید برای فراخود بودیم.
هر بار که قرار است کسی به تیم اضافه شود، بیشتر میفهمم که برای من فقط مدرک و رزومه کافی نیست.
دانش مهم است.
تجربه مهم است.🤍 اخلاق حرفهای هم مهم است.
اما یک چیز دیگر هم هست:آدمی که روبهروی یک انسانِ آسیبپذیر مینشیند، خودش چه جور آدمی است؟چقدر میتواند گوش بدهد؟ چقدر زود قضاوت میکند؟ چقدر بلد است کنار رنج دیگری بنشیند، بیآنکه فوراً بخواهد نصیحتش کند؟
فکر میکنم انتخاب مشاور، انتخاب کسی است که قرار است گاهی در حساسترین چند متر زندگی یک آدم حضور داشته باشد.انتخاب سادهای نیست.
جملهای از یک مراجع که با من ماند
این هفته نوجوانی گفت: «از زندگی خستهام.»
یک جمله کوتاه. اما بعضی جملهها را نمیشود مثل بقیه جملهها شنید و رد شد. گاهی ما بزرگترها خیلی سریع برای نوجوان نسخه آماده داریم:«سنته.» «همه این دوره رو رد کردن.» «زیادی فکر میکنی.» «برو درست رو بخون.»اما پشت «از زندگی خستهام» ممکن است جهانی باشد که ما هنوز ندیدهایم.
فشار، تنهایی، احساس ناکافی بودن، ترس از آینده، یا چیزی که حتی هنوز نتوانسته اسمش را پیدا کند.این جور جملهها را باید جدی شنید.
نه ترسان،نه نمایشی،نه با نصیحت فوری.گاهی اولین کمک این است که نوجوان بفهمد: یکی واقعاً حرفم را شنید. 🤍
پشت صحنه زندگی 
وسط همین هفته شلوغ، دو روز هم سفر رفتم. دو روز فاصله از کار و جلسه و پروژه و تلفن.گاهی آدم فکر میکند اگر متوقف شود، همهچیز میخوابد.بعد دو روز کنار میکشد و میبیند نه؛ دنیا همچنان میچرخد و خودش هم کمی بهتر برمیگردد.
تجدید قوا برای من کمکم دارد از یک «تفریح اضافی» تبدیل میشود به بخشی از کار.ماشین را اگر هیچوقت خاموش نکنی، بالاخره خودش خاموش میشود.
آدم هم خیلی فرق ندارد.
یک پروژه قدیمی که دوباره زنده شد 

سالها پیش کاری را شروع کرده بودم که هنوز برایم عزیز است:اولین رمان مشاوره تحصیلی برای نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال.یک مجموعه هشتجلدی که قرار است در دل داستان، ۴۸ مهارت مهم را به دانشآموز یاد بدهد.نه اینکه کتاب باز شود و بگوید: «مهارت شماره ۱: هدفگذاری!»
داستان باید زندگی خودش را داشته باشد.نوجوان باید با شخصیتها جلو برود، زمین بخورد، انتخاب کند، اشتباه کند، و همان وسط، بیآنکه سر کلاس نشسته باشد، چیزی یاد بگیرد.
این هفته دوباره برگشتم سراغ بازنویسیاش.
بعضی پروژهها را آدم رها نمیکند. فقط مدتی میگذاردشان گوشهای،تا خودش کمی بزرگتر شود و دوباره برگردد سراغشان.
یک مصرع که این هفته با من آمد 
قیصر امینپور میگوید: «ما همه اکبرِ لیلازادیم»نمیدانم چرا این چند روز این جمله زیاد در ذهنم ماند.شاید چون هرکداممان، در هر سنی، یک جایی از زندگی هنوز همان آدمی هستیم که دنبال چیزی میدود، میبازد، امیدوار میشود، خسته میشود و دوباره بلند میشود.
شاید زندگی همین رفتوبرگشت عجیب میان خستگی و دوباره برخاستن باشد.
این هفته هم همین بود:نوجوانی که خسته شده،مشاورانی که قرار است به جمع ما اضافه شوند،دو روزی که خودم کنار کشیدم تا دوباره نیرو بگیرم،و رمانی که بعد از سالها دوباره از کشو بیرون آمده.
بعضی وقتها لازم نیست همهچیز را از نو شروع کنیم.گاهی کافی است ببینیم کدام بخش زندگیمان فقط کمی نفس کم آورده است.
تا جمعه بعد
#مسعود_کرم_بخش #جمعه_های_فراخود #فراخود #نوجوان #سلامت_روان #مشاوره_تحصیلی #توسعه_فردی
گاهی دوستان میپرسند: «این هفته در فراخود چه خبر بود؟»
آدمها کارها و حتی بعضی رؤیاهای قدیمی.
این هفته مشغول جذب چند مشاور جدید برای فراخود بودیم.
اما یک چیز دیگر هم هست:آدمی که روبهروی یک انسانِ آسیبپذیر مینشیند، خودش چه جور آدمی است؟چقدر میتواند گوش بدهد؟ چقدر زود قضاوت میکند؟ چقدر بلد است کنار رنج دیگری بنشیند، بیآنکه فوراً بخواهد نصیحتش کند؟
فکر میکنم انتخاب مشاور، انتخاب کسی است که قرار است گاهی در حساسترین چند متر زندگی یک آدم حضور داشته باشد.انتخاب سادهای نیست.
این هفته نوجوانی گفت: «از زندگی خستهام.»
وسط همین هفته شلوغ، دو روز هم سفر رفتم. دو روز فاصله از کار و جلسه و پروژه و تلفن.گاهی آدم فکر میکند اگر متوقف شود، همهچیز میخوابد.بعد دو روز کنار میکشد و میبیند نه؛ دنیا همچنان میچرخد و خودش هم کمی بهتر برمیگردد.
سالها پیش کاری را شروع کرده بودم که هنوز برایم عزیز است:اولین رمان مشاوره تحصیلی برای نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال.یک مجموعه هشتجلدی که قرار است در دل داستان، ۴۸ مهارت مهم را به دانشآموز یاد بدهد.نه اینکه کتاب باز شود و بگوید: «مهارت شماره ۱: هدفگذاری!»
قیصر امینپور میگوید: «ما همه اکبرِ لیلازادیم»نمیدانم چرا این چند روز این جمله زیاد در ذهنم ماند.شاید چون هرکداممان، در هر سنی، یک جایی از زندگی هنوز همان آدمی هستیم که دنبال چیزی میدود، میبازد، امیدوار میشود، خسته میشود و دوباره بلند میشود.
این هفته هم همین بود:نوجوانی که خسته شده،مشاورانی که قرار است به جمع ما اضافه شوند،دو روزی که خودم کنار کشیدم تا دوباره نیرو بگیرم،و رمانی که بعد از سالها دوباره از کشو بیرون آمده.
بعضی وقتها لازم نیست همهچیز را از نو شروع کنیم.گاهی کافی است ببینیم کدام بخش زندگیمان فقط کمی نفس کم آورده است.
تا جمعه بعد
#مسعود_کرم_بخش #جمعه_های_فراخود #فراخود #نوجوان #سلامت_روان #مشاوره_تحصیلی #توسعه_فردی
۳۸۰
۸:۰۶
وقتی همه خوابیدن، تازه نوبت زندگیِ خودت میرسه! 
ساعت از ۱۲ گذشته بود.بچهها خوابیده بودند. همسرش هم خوابیده بود.
خانه بالاخره ساکت شده بود.زن خسته بود... واقعاً خسته. اما نخوابید.
گوشی را برداشت. کمی اینستاگرام... یک قسمت سریال... چند تا پیام... بعد هم با خودش گفت: «فقط نیم ساعت دیگه.»
ساعت شد ۱:۳۰.صبح که زنگ ساعت خورد، با خودش دعوا کرد: «آخه چرا دیشب نخوابیدم؟!»
راستش شاید جوابش این باشد:چون آن دو ساعت، تنها زمانی بود که حس میکرد مالِ خودش است. 🤍تمام روز یکی چیزی خواسته بود.بچه.
کار.
خانه.
تلفن.
پیام.
مسئولیت.و وقتی همه خوابیدند، تازه کسی از او چیزی نمیخواست.حتی خواب هم انگار آمده بود سهم خودش را ببردبرای همین بیدار ماند. نه چون خسته نبود... چون دلش نمیخواست تنها تکه زندگیِ خودش هم تمام شود.
گاهی دیر خوابیدن فقط «بینظمی» نیست.ممکن است آدم دارد از خوابش قرض میگیرد تا کمی زمان برای خودش بخرد.البته قرض عجیبی است... چون فردا باید با بهره پسش بدهد.
شاید قبل از اینکه فقط بگوییم: «زودتر بخواب.»بد نباشد بپرسیم: «در طول روز، اصلاً وقتی داری که واقعاً مالِ خودت باشد؟»
راههای ارتباط با فراخود:
۰۲۱۲۲۷۹۰۰۴۹
۰۹۲۱۸۹۷۱۶۴۲
www.farakhoud.com
فراخود؛ روانشناسانهترین نقطه دنیا
#فراخود #خواب #سلامت_روان #مادران #توسعه_فردی #مسعود_کرم_بخش
راستش شاید جوابش این باشد:چون آن دو ساعت، تنها زمانی بود که حس میکرد مالِ خودش است. 🤍تمام روز یکی چیزی خواسته بود.بچه.
گاهی دیر خوابیدن فقط «بینظمی» نیست.ممکن است آدم دارد از خوابش قرض میگیرد تا کمی زمان برای خودش بخرد.البته قرض عجیبی است... چون فردا باید با بهره پسش بدهد.
شاید قبل از اینکه فقط بگوییم: «زودتر بخواب.»بد نباشد بپرسیم: «در طول روز، اصلاً وقتی داری که واقعاً مالِ خودت باشد؟»
#فراخود #خواب #سلامت_روان #مادران #توسعه_فردی #مسعود_کرم_بخش
۲۷۸
۸:۲۱
در وبینار «گل و کاکتوس» دربارهی همین تفاوتها حرف زدیم؛ اینکه چطور ممکنه دو نفر یک اتفاق رو تجربه کنن، اما هرکدوم معنای متفاوتی ازش بسازن.
۱۶۷
۱۳:۳۷