ز عرش تا به ثَری ذره ذره گویا یندکه داند آنکه به ادراک عرش وار بُوَد
سخن ز علم خدا و عمل خدای کندوگر ز ما طلبی کار کار کار بُوَد
“مولانا”@faramarzkhaleghi
سخن ز علم خدا و عمل خدای کندوگر ز ما طلبی کار کار کار بُوَد
“مولانا”@faramarzkhaleghi
۲۷۹
۱۹:۵۹
«زمینه» در این میان اهمیت زیادی دارد.ممکن است اطلاعاتِ جدا از زمینه برای مخاطب معنای روشنی نداشته باشند. توضیحدهنده باید نشان دهد یک موضوع از کجا آمده، چرا اهمیت دارد و چگونه با بخشهای دیگر مرتبط است. ایجاد این ارتباطها ست که مجموعهای از اطلاعات را به توضیحی قابل فهم بدل میکند.
زبان نیز باید در خدمت فهم باشد.“اتکینز”بر روشن و ساده صحبتکردنتأکید میکند.استفاده بیدلیل از واژههای پیچیده، ممکن است اصطلاحاتِ تخصصی و جملههایِ دشوار مانعی میانِپیام و مخاطب بهوجود بیاورند. سادهگویی در نگاه او به معنای سادهانگاری نیست؛بلکه به معنای انتخاب زبانی ست کهمخاطب بتواند براحتی آن را دنبال کند.…ادامه در روزشمار فردا
۳۳۲
۲۰:۰۰
چو مرغکان ابابیل لشکری شکنندبه پیش لشکر پنهان چه کارزار بُوَد؟
چو پشه سر شاهی بَرَد که نمرود ستیقین شود که نهان در سلاحدار بُوَد
“مولانا”@faramarzkhaleghi
چو پشه سر شاهی بَرَد که نمرود ستیقین شود که نهان در سلاحدار بُوَد
“مولانا”@faramarzkhaleghi
۲۷۶
۱۷:۲۴
۳۶۰
۱۷:۲۵
چو یک سواره مه را سپر دو نیم شودسنان دیده احمد چه دلگذار بُوَد
تو صورتی طلبی زین سخن که دست نهیدهم به دست تو گر دست دستیار بُوَد
“مولانا”@faramarzkhaleghi
تو صورتی طلبی زین سخن که دست نهیدهم به دست تو گر دست دستیار بُوَد
“مولانا”@faramarzkhaleghi
۲۶۳
۱۸:۲۹
۳۳۵
۱۸:۳۱
غم دنیای دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروشگر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد
“حافظ”@faramarzkhaleghi
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروشگر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد
“حافظ”@faramarzkhaleghi
۱۹۵
۱۹:۴۴
“نرگس”
۲۱۳
۱۹:۴۶
سعدی، استادِ سخن،در ستایشِ تربیت فرمود:چو باید که فرزند شایسته گرددز تعلیم و تربیت آراسته گردد
@faramarzkhaleghi
@faramarzkhaleghi
۹۰
۱۸:۵۴
مربی کسی ست که میداند ستارهها رانمیتوان به زور درخشان کرد؛باید خاک را شناخت؛بذر را باور کرد و منتظرِ فصلِ شکفتن ماند.او به ما آموخت: «تیم» یعنی «ما»،«انضباط» یعنی عشق به آیندهو «پیروزی» یعنی غلبه بر خودِ دیروز.ای مربیانِ عزیز!شما بیهیاهو میسازید(ساختید)و بیادعا میبخشید(بخشیدید)شاید نامتان بر تابلویِامتیازات نباشد،اما در هرقدمِ استوارِ شاگردانتان، امضای شما خوانده میشود.روزتان گرامی؛ که شما، سازندگانِ قهرمانهاو پرورندگانِ انسانها یید.امروز در روز مربی، یادِ مربیانِ بزرگ وگرانقدری را گرامی میداریم که دیگر در میانِ ما نیستند،اما صدای سوتشان هنوز در گوشِ میادین و سالنهای ورزشی میپیچد. آنان که با دستانی خالی و دلی سرشار،نسلها را پروردند و رفتند؛بیآنکه چشم به قدردانی داشته باشند.
۹۳
۱۸:۵۷