لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ف
۷۱ عضو

فرهاد شفتی

این کانال بله رونوشت کانال تلگرامم خواهد بود.https://t.me/farhadshafti اندیشه‌ها و دغدغه‌هایم را در باب دین، اخلاق و معنویت مطرح می‌کنم. گاه نیز از هنر می‌گویم و سعی می‌کنم سازی بزنم.تماس: farhad.s.telegram@gmail.com
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۴ مرداد
thumbnail
کتاب: «مکتب فراهی و اسلامِ اصلاح‌گرا: حجاب، ارتداد، سنگ‌سار، و بازگشت عیسی»، انتشارات راتلج، ۲۰۲۶.
بهمن سال گذشته (۱۴۰۴)‌ کتابی که بر مبنای کار دکتری نوشتم توسط انتشاراتِ راتلج منتشر شد. ترجمۀ عنوان کامل کتاب: «مکتب فراهی و اسلامِ اصلاح‌گرا: حجاب، ارتداد، سنگ‌سار، و بازگشت عیسی».
undefined مکتب فراهی همیشه برایم جالب بود زیرا از رویکردی قرآن معیار (نه قرآن بسنده) و روش‌مند در فهم اسلام برخوردار است، رویکردی که از سال‌ها پیش از آشنایی با این مکتب به آن دل‌بسته بودم و آن را بر رویکرد سنتی که در آن حدیث و قول مشهور منابعی هم‌وزن و گاه در عمل حتی وزین‌تر از قرآن تلقی می‌شوند ترجیح داده و می‌دهم. چندین سال پیش هنگامی که به طوری کاملا تصادفی متوجه شدم که در قرن گذشته از هند-پاکستان مکتبی تفسیری سربرآورده است که به صورتی روش‌مند در پی فهم و معرفی اسلام بر مبنای همین رویکرد قرآن معیار است چاره‌ای ندیدم جز اینکه با ایشان آشنا شوم و روش ایشان را به دقت واکاوی کنم. سال‌ها به طور مستقیم و غیر مستقیم از جاوید احمد غامدی رهبر فکری کنونی این مکتب و شاگرد امین احسن اصلاحی (وفات ۱۳۷۶) که خود شاگرد حمیدالدین فراهی (وفات ۱۳۰۹) بود استفاده کردم تا این رویکرد را بیاموزم. در نهایت برای دکتری الهیات اسلامی بر همین مکتب تمرکز کردم تا به فهم خود غنا بخشم و نیز آن را ساختار داده و مدون کنم. در پژوهش دکتری برای دست یافتن به تحلیلی نظام‌گرا، چهار موضوع را که علمای کنونی این مکتب به گونه‌ای متفاوت از فکر سنتی دریافته‌اند انتخاب کردم: حجاب، ارتداد، سنگ‌سار، و بازگشت حضرت عیسی. از جمله بخش‌های این کتاب که ممکن است به ‌ویژه برای علاقه‌مندان به مباحث تفسیری جذاب باشد، گزارش مصاحبه‌های نقّادانه‌ای است که دربارۀ هر یک از موضوعات کتاب با جاوید احمد غامدی انجام داده‌ام. در پایان کتاب ۱۲ مشخصۀ روش‌شناختی مکتب فراهی را بر مبنای این پژوهش استخراج و توضیح داده‌ام و آنها را با دیدی نقّادانه تحلیل کرده‌ام. در فصل آخر بر مبنای نظریۀ «اندیشیدنی» (Thinkable) و «نااندیشیدنی» (Unthinkable) از محمد ارکون، دیدگاه‌های متفاوت دربارۀ سنّت، متن، و وحی را دسته‌بندی کرده و جایگاه مکتب فراهی در این دسته‌بندی را تعیین کرده‌ام.
undefined تا آنجا که می‌دانم این نخستین کتابی است که با رویکردی تحلیلی، روش‌شناسی مکتب فراهی را مدون و نقد می‌کند. تاکنون پژوهش دربارۀ مکتب فراهی محدود به نظریۀ ایشان دربارۀ نظم قرآن بوده است. کتاب مستنصر میر که با عنوان «نظم و انسجام در قرآن: بررسي ديدگاههاي تفسيري امين احسن اصلاحی در کتاب تدبر قرآن» به فارسی ترجمه شده است شاید مهم‌ترین کار در این زمینه باشد. آن نیز حاصل دکتری نویسنده‌اش بوده است. می‌توان پژوهش‌های گذشته دربارۀ نظریۀ نظم قرآن در مکتب فراهی را نقطۀ عزیمت پژوهش مدون شده در کتابِ «مکتب فراهی و اسلامِ اصلاح‌گرا» دانست.
undefined همانگونه که در مقدمه و در پایان کتاب آورده‌ام با اینکه اکنون در چارچوب و افق فکری کاملا متفاوتی نسبت به مکتب فراهی هستم و حتی از منظر روش‌شناسی خودشان نیز به برخی از نظرات ایشان نقدهای جدی دارم، اما هنوز از آنچه از ایشان آموخته‌ام بسیار بهره می‌برم. همچنین به نظرم روش ایشان برای آن دسته از مسلمانان و اندیشمندان اسلامی که وفادار به پیش‌فرض‌ها و روش‌های سنتی در فهم و تفسیر قرآن‌اند بسیار راه‌گشا و پربهره است، و در عین حال که فرض‌های الهیاتی ایشان را نمی‌شکند، راه‌های متفاوتی را در فهم متن به ایشان می‌نماید.

۷۸

۲:۲۴

راهنمای یزیدی شدن - گفتار.mp3

۰۱:۰۵:۲۶-۲۰.۷۱ مگابایت
راهنمای یزیدی شدنخانۀ فرهنگی غدیر - فایل صوتی
دیگر گفتارها و نوشته‌های مربوط:undefined تبرک به نعل اسب، باطل چگونه لباس حق می‌پوشد؟undefined دنیای نبودهٔ حسین (نگاهی به آخرین نامهٔ منسوب به امام حسین)undefined امر به معروف و نهی از منکر امام حسین متوجه چه و که بود؟ (متن کوتاهی برگرفته از گفتار بالا)undefined الهیات اندوهundefined آرامش زیر تیغ، شادی در ماتمundefined سلطان برهنه است، کربلا روایت برافروختگیundefined دل‌نوشته

۷۸

۲:۳۰

تعصب را بهانه‌ای بس باشد
undefined پیش از این در صحبت و گفتگو با دوستان بسیار بر این تاکید می‌کردم که انسان به خاطر ماهیت انسانیش استعداد شگفت‌انگیزی برای توجیه رفتارها و دیدگاه‌های غیر عقلانی و غیر اخلاقی خود دارد، و اینکه او چنین توجیهی را غالبا با دست‌آویز قرار دادن مفهومی آرمانی فراهم می‌کند. بله بسیاری رفتارهای زشت و پلید به بهانۀ دین صورت می‌گیرند. در همین کانال و در بعضی گفتارها و نوشتارها به تناسب آنها را یاد و نقد کرده‌ام. سخن اما اینجاست که دین تنها قربانی چنین سوء استفاده‌ای نبوده است و همین سوء استفاده دامن بسیاری از دیگر مفاهیم آرمانی را گرفته و می‌گیرد و اگر نه بیشتر، به همان اندازه موجب جنایت و مصیبت می‌شود.
(مثلا جنایت‌کاری به بهانۀ دفاع از خود بیش از ۷۰ هزار انسان بی‌گناه را در غزه می‌کشد، هرچه را دارند بر سرشان آوار می‌کند و شرایطی را پیش می‌آورد که  هم‌اکنون از آن به عنوان فاجعۀ انسانی یاد می‌شود. خودکامه‌ای دیگر به بهانۀ فراهم کردن امنیت، ابلهانه از محو کردن یک تمدن سخن می‌گوید، طمع به منابع کشوری دیگر می‌بندد، و با آن جنایت‌کار در کشتن کودکان و بی‌گناهان و از بین بردن آنچه به ملتی تعلق دارد هم‌دست می‌شود. انگیزه‌های دینی بنیادگرایانهٔ هر دو گروه را می‌دانم اما دست‌کم در ظاهر دفاع از خود و امنیت را بهانهٔ جنایت‌هایشان کرده‌اند.)
undefined در این فرسته اما نگاه من به هم‌وطنانی است که به سودای رسیدن به آنچه ایرانِ آزاد می‌نامند در تحلیل خود چشم امید به جنگ داشتند، و البته نه همۀ ایشان، بلکه آنان که پا را از تحلیل فراتر نهادند، هم‌نوا با پاره‌ای رسانه‌های فارسی زبانِ خارج کشور بر طبل جنگ کوبیدند، متجاوز را ستودند، آسیب دیدن وطن و هم‌وطن را توجیه کردند، و پنداشتند که این آشوب چندروزه به سرانجام خواهد رسید. اکنون نیز که چنین نشده است در پی بازسازی روایتِ پریشان خود از آنچه می‌گذرد هستند.
undefined عناوینی که در زیر می‌آورم نمایندۀ پندار و گفتار و کرداری نه چندان نیک هستند که نه به بهانۀ دین بلکه به بهانۀ وطن‌دوستی و آزادی‌خواهی سربرآورده‌اند. بسیاری از این‌گونه رفتارها به ایرانیانی تعلق دارد که چندان میانه‌ای با دین‌داری ندارند و به رفتارهای غیر اخلاقی و غیر عقلایی برخی دین‌داران به درستی خرده می‌گیرند. دعوی من این است که برخورد ایشان نیز همان‌گونه است. همین یا مشابه همین عناوین را می‌توان برای نقد نوعی دین‌داری نیز مطرح کرد. انگار که همان رفتار و گفتار جامهٔ دین را رها کرده و به جامهٔ وطن‌دوستی و آزادی‌خواهی درآمده است:undefinedتوجیه وسیله با هدف: راضی شدن به هر مصیبتی برای وطن و هم‌وطن با هدف تغییر حکومتundefinedعادی انگاشتن سلب سلامتی و جان آدمی: آسیب دیدن و کشته شدن مردم را هزینهٔ آزادی کشور انگاشتن و تبدیل به عدد کردن جان‌های از دست رفتهundefinedسیاه و سفید دیدن همه‌چیز: همگان را در دو دستۀ برانداز یا حکومتی قرار دادنundefinedبت ساختن از یک فرد: تشویق و اعتماد کامل به یک فرد و او را منجی دانستن، به خصوص با توجه به سوابق نه چندان درخشان آن فرد undefinedاتهام زدن: مزدور و راضی به وضع موجود خواندن هر آنکه نظری متفاوت داشته باشدundefinedپرخاش و توهین: با عصبانیت و رگ گردنِ برافروخته با دیگران سرشاخ شدن و زبان به دشنام گشودنundefinedزبان تهدید و ارعاب: از آویزان کردن از تیر چراغ برق گفتن و طناب دار نشان دادن undefinedانحصارطلبی: آن را که مانند ایشان فکر نمی‌کند وطن‌فروش دانستنundefinedانکارِ تکثّر: ندیدن یا نپذیرفتن کثرتی که در جامعۀ ایرانی وجود دارد و نظر خود را نظر مردم دانستن undefinedتعصب: همان که باعث می‌شود توجیه جای بازبینی را بگیرد. گزاره‌هایی مانند «مداخلۀ بشردوستانه است و نقطه‌زنی خواهد کرد»، سپس «لابد خودشان زدند»، سپس «اصلا چرا مدرسه را تعطیل نکردند؟!»
undefined این فرسته در پی دفاع از دین نیست. قبلا نوشته‌ام که هیچ تمایل و علاقه‌ای به دفاع از دین ندارم. تنها سعی می‌کنم نشان دهم که دین و وطن و آزادی و حقوق بشر و ... همه می‌توانند بهانۀ انسان شوند برای گذر از اخلاق و تعقل. آن که چنین می‌کند نه هیچ‌یک از این‌ها بلکه خود انسان است و «از ماست که بر ماست». همچنین امید دارم که اینگونه یادداشت‌ها شاید به تاملی هر چند اندک بینجامد، که وطن آزرده است و دفاع از وطن بایسته.

۸۱

۳:۵۴

روزن (۳)
تمرکز در نماز؟
undefined بسیاری گمان می‌برند که نمازِ نیکو آن است که در آن، ذهن چون چراغی بر واژه‌ها بتابد؛ معنا در ترازوی اندیشه وزن یابد و با تمرکز بر کلمات معنا حاصل شود. این البته رویکرد درستی است اگر نماز را گفتن کلماتی سحرآمیز یا «خودکار» بپنداریم.
undefined اما اگر نماز را گفت‌وگویی بدانیم، یا دست کم چنین سودایی در سر داشته باشیم، آنگاه چنین رویکردِ تمرکزجویی ممکن است رهزن باشد. مگر در گفت‌وگو با دیگران تمرکز بر واژه‌ها و معنی آنهاست؟ رازِ روانیِ سخن گفتن با دیگران این است که یقین داریم «کسی» آن‌سوی سخن ایستاده است. درک حضورِ مخاطب است که زبان را روان می‌کند. اگر در میانۀ گفت‌وگو چشم از مخاطب برکشیم و بر واژه‌ها متمرکز شویم سخن می‌شکند، واژه‌ها پراکنده و آشفته می‌شوند و مخاطب در می‌یابد که اندیشه‌مان جای دیگری است.
undefined اگر بنای نماز بر گفت‌وگو باشد، آنگاه شاید همین که بدانیم که در برابر کسی ایستاده‌ایم (وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ) و کسی در آن سو سخن را می‌شنود بتواند نماز را از تمرین تمرکزی خشک به تجربۀ ملاقاتی باطراوت دگرگون کند. اگر بناست تلاشی کنیم، شاید بهتر این است که به جای تمرکز بر واژه‌ها توجه به مخاطب کنیم. اینگونه است که آنچه در نماز در پیِ آنیم، نه از «درک واژه‌ها» که با «درک حضور» حاصل می‌شود. چنین درک حضوری البته آسان‌تر فراهم می‌شود اگر که در بیرون نماز یک‌سره فراموش نشود.
undefined شگفت آنکه به گواهی اهل معنا، همین درک حضور، با ممارست و تداوم اندک اندک به واژه‌ها جان خواهد داد. در این حالت، نمازگزار آنگاه که با چنین درکی، بر واژه‌ها نه تمرکز که تنها تاملی سبک کند، به میعادگاهی گام می‌نهد که در آن هر واژه و هر عبارتی، هر بار رنگی نو به خود می‌گیرند و نامکرّر می‌شوند. و اینگونه می‌شود که هر الله اکبر نماز او را قدمی به پیش می‌برد، و چون سلام می‌دهد انسانی تازه می‌شود.

۱۰۳

۴:۰۰

نماز.mp3

۵۶:۱۳-۱۹.۱۷ مگابایت
نماز: خاستگاه و خواسته و چند نکتۀ عملی

۹۰

۴:۰۰

تامل 1 - فرهاد شفتی.mp3

۱۷:۵۸-۵.۷۲ مگابایت
دین، اخلاق و دیگر هیچ (توضیح و پاسخ به نقدها)

۹۷

۴:۰۷

thumbnail
صورت‌بندی «تزکیه» و «معنویت» (مربوط به فرستۀ بالا) undefined

تزکیه: ارتقای اخلاق در سه ارتباط (خدا، خود، دیگری)
معنویت: هنگامی که در مثلّث تزکیه اضلاع بر یکدیگر هم‌افزایی دارند (مثلث به مرور دایره می‌شود)

۱۰۸

۴:۱۲

هم‌اندیشی چهاردهم - بایزید - قسمت دوم.mp3

۰۲:۰۲:۵۰-۳۹.۷۲ مگابایت
هم‌اندیشی چهاردهم - بایزید قسمت دوم
undefined در این نشست قسمت‌هایی از معراج‌نامه و مناجات‌های بایزید بسطامی را خواندیم و در حدّ توان و وُسع از این دریای معرفت و نورانیت چشیدیم. از قوام انسان به خداوند سخن رفت، از درد و نیاز ذاتی انسان یاد کردیم، و به ناز عاشق برای معشوق و فرار از او به او گفتیم. به مفهوم «زنّار بریدن» اشاره کردیم و از احوال بایزید در پایان زندگی خواندیم.
undefined در تأمل بر احوال این اکبر مشایخ در کنار توجه به مجاهده و زهد و عبادات او، متوجهٔ سه خصوصیت در شخصیت او شدیم:undefinedدغدغه برای رنج انسان‌هاundefinedافتادگی پیش خالق و خلقundefinedعشق و شیفتگی
در پایان این بحث مطرح شد که همین ویژگی‌ها ولو در سطحی بسیار ابتدایی می‌توانند برای انسان امروز نیز آرامش و خشنودی نسبی به ارمغان بیاورند.
undefined عنوان این نشست تخته‌بند تن بود:
چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟که در سراچهٔ ترکیب، تخته‌‌بندِ تنم

۱۱۱

۴:۱۵

۵ مرداد
سوءتفاهمی دربارۀ منظور از «ایمان به خداوند» در قرآن
undefined در کلام امروزی هنگامی که می‌گوییم «ایمان به خدا» در بسیاری موارد منظورمان «باور به وجود خداوند» است. شاید همین باعث شده است که عبارت‌های قرآنی که دستور به ایمان آوردن می‌دهند، به آن توصیه می‌کنند، یا آن را از شرط‌های رستگاری می‌دانند غالبا در ذهن ما به دستور و توصیه و شرط «باور به وجود خدا» ترجمه می‌شوند.
undefined این در حالی است که تمام مخاطبان مستقیم قرآن به وجود خدا باور داشتند، یا بگذارید برای اینکه درگیر بحث‌های تاریخی نشویم اینگونه بگویم که گفتمان قرآن با مخاطب باورمند است. «الذین آمنوا» آنها هستند که به پیامبر خدایی که به آن باور دارند ایمان آوردند. «الذین اشرکوا» آنها هستند که به خدایی که به او باور دارند شرک آورده‌ بودند. تکلیف «اهل الکتاب» نیز معلوم است.
undefined توصیه و دستور قرآن به ایمان به خداوند انتظار از مخاطب برای باور نیست، بلکه انتظار ملزم بودن به پی‌آمدهای باوری است که حاصل بوده، چه پی‌آمدهای نظری (توحید) و چه پی‌آمدهای عملی (عمل صالح).
undefined تاکید قرآن بر ایمان به عنوان یکی از شرط‌های رستگاری انتظار بی‌جا و تحمیلی برای قبول یک باور نیست، بلکه انتظار عمل به باور است. از این منظر شرط «ایمان» برای رستگاری، در ساحت عمل و اخلاق است و نه نظر و باور.

۱۶۲

۱۱:۴۸

۹ مرداد

میعادگاه آینه‌ها - فرهاد شفتی.pdf

۷.۷۸ مگابایت

میعادگاه آینه‌ها
در یک ماه گذشته ره‌آورد سفر عمره‌ای را که چند ماه پیش رفته بودم در قالب تصویر و یادداشت در کانال تلگرام هم رسان کردم.
تمام تصاویر و یادداشت‌ها و فیلم‌ها و پیوندها را در یک فایل پی دی اف جمع کرده و به اینجا پیوست کرده‌ام. امیدوارم قابل استفاده باشد.همانطور که در صفحۀ اول نوشته‌ام، این مجموعه را که «میعادگاهِ آینه‌ها» نام نهاده‌ام به دوست عزیز، صدّیق قطبی پیش‌کش می‌کنم.

۷۳

۲۳:۰۸