۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
۸۸
۷:۵۹
من مهمان ناخوانده هئيت شما بودم
حتی ۵ دقیقه قبل از شروع هیئت قرار نبود مهمان شما باشماز وقتی از زیر آوار بیرون کشیده شدمبا خودم گفتم این جا دیگه آخر خط استاما نه واقعا با من مثل زیرخاکی یا جنسی گران بها برخورد شدهنوز زخم هایی از اون واقعه بر تنم هستاین سوختگی و زخم ها افتخار من استمن روز همراه مردی بودم که خود علاوه بر جسم مجروحش همچنان با صلابت و استوار مقابل ناملایمات دنیا ایستاده بود.بله ایستاده بود من هم بغض راه گلویم را میگیرد وقتی فعل گذشته به کار میبرم برایشاما یادآوری این جمله او همچنان نه فقط من بلکه شما را هم باید با صلابت و استوار نگه دارد:«اآروم باشید این چیزهایی که شما میبینید اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قله ست»قسم به آن لحظه آخر که شاهد قرآن خواندش بود نزدیک قله ایمممنون از میزبانی شما هیئت حلی من العسل
از طرف پرچم «عزیزم حسین» متبرک به دیوار دفتر کار رهبر شهید
حتی ۵ دقیقه قبل از شروع هیئت قرار نبود مهمان شما باشماز وقتی از زیر آوار بیرون کشیده شدمبا خودم گفتم این جا دیگه آخر خط استاما نه واقعا با من مثل زیرخاکی یا جنسی گران بها برخورد شدهنوز زخم هایی از اون واقعه بر تنم هستاین سوختگی و زخم ها افتخار من استمن روز همراه مردی بودم که خود علاوه بر جسم مجروحش همچنان با صلابت و استوار مقابل ناملایمات دنیا ایستاده بود.بله ایستاده بود من هم بغض راه گلویم را میگیرد وقتی فعل گذشته به کار میبرم برایشاما یادآوری این جمله او همچنان نه فقط من بلکه شما را هم باید با صلابت و استوار نگه دارد:«اآروم باشید این چیزهایی که شما میبینید اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قله ست»قسم به آن لحظه آخر که شاهد قرآن خواندش بود نزدیک قله ایمممنون از میزبانی شما هیئت حلی من العسل
از طرف پرچم «عزیزم حسین» متبرک به دیوار دفتر کار رهبر شهید
۳۶
۹:۲۵