ی_آیت_الله_تبریزیان_1404_04_29.pdf
۵۹۶.۶۵ کیلوبایت
۲۲
۲۱:۳۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
معنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش اول
سؤال این است چرا روز شهادت امام علیه السلام و یاران اش را در کربلا «عاشورا» گفته اند؟ آیا این نام گذاری از این بابت است که آن واقعه در دهمین روز از ماه محرم رخ داده است؟ اگر چنین باشد، پس معنی عاشورا می شود دهم با دهمین و این واژه را برای دهم هر ماه دیگر هم می توان به کار برد. اما آیا به دهم ماه رجب هم عاشورا گفته میشود؟ یا این مفهوم مختص دهم ماه محرم است؟ سؤال دیگر این که اگر امام حسین علیه السلام، به جای این که یک روز از عمر سعد ملعون برای آغاز جنگ مهلت بگیرد دو روز مهلت می گرفت و شهادت ایشان در یازدهم ماه محرم رخ میداد آیا تاسوعا جایش را با عاشورا عوض می کرد و برای روز یازدهم نام دیگری انتخاب می شد؟ به هر منبع و مأخذی که برای فهم معانی تاسوعا و عاشورا مراجعه میکنیم با همین توضیحات مواجه می شویم که تاسوعا یعنی روز نهم محرم و عاشورا یعنی روز دهم محرم. اما همگی درباره این که چرا این واژه ها برای نهم و دهم ماه های دیگر به کار نمی رود سکوت کرده و چیزی نمی گویند. اکثریت قریب به اتفاق اهل لغت این تصور را داشته اند که چون عشر و عاشر از یک ریشه اند و آن واقعه هم در دهم ماه محرم اتفاق افتاده، به اکراه پذیرفته اند که عاشورا یعنی دهم ماه محرم بر همین قیاس تاسوعا را نیز که با تسع و تاسع شباهت ظاهری دارد را روز نهم ماه محرم گفته اند اما میبینیم که این معنی به روزهای نهم و دهم ماه های دیگر تسری ندارند و مختص ماه محرم است. چنانچه این اختصاص را بپذیریم سؤال سوم این خواهد بود صرفنظر از این که واقعه کربلا در چه روز و چه ماهی از سال اتفاق می افتاد، آیا همچنان به نهم و دهم پی نوشت :-۱- جنگ قرار بود بعد از ظهر روز نهم آغاز شود و آغاز هم شد. اما امام علیه السلام از آنان یک روز مهلت خواست.
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش اول
سؤال این است چرا روز شهادت امام علیه السلام و یاران اش را در کربلا «عاشورا» گفته اند؟ آیا این نام گذاری از این بابت است که آن واقعه در دهمین روز از ماه محرم رخ داده است؟ اگر چنین باشد، پس معنی عاشورا می شود دهم با دهمین و این واژه را برای دهم هر ماه دیگر هم می توان به کار برد. اما آیا به دهم ماه رجب هم عاشورا گفته میشود؟ یا این مفهوم مختص دهم ماه محرم است؟ سؤال دیگر این که اگر امام حسین علیه السلام، به جای این که یک روز از عمر سعد ملعون برای آغاز جنگ مهلت بگیرد دو روز مهلت می گرفت و شهادت ایشان در یازدهم ماه محرم رخ میداد آیا تاسوعا جایش را با عاشورا عوض می کرد و برای روز یازدهم نام دیگری انتخاب می شد؟ به هر منبع و مأخذی که برای فهم معانی تاسوعا و عاشورا مراجعه میکنیم با همین توضیحات مواجه می شویم که تاسوعا یعنی روز نهم محرم و عاشورا یعنی روز دهم محرم. اما همگی درباره این که چرا این واژه ها برای نهم و دهم ماه های دیگر به کار نمی رود سکوت کرده و چیزی نمی گویند. اکثریت قریب به اتفاق اهل لغت این تصور را داشته اند که چون عشر و عاشر از یک ریشه اند و آن واقعه هم در دهم ماه محرم اتفاق افتاده، به اکراه پذیرفته اند که عاشورا یعنی دهم ماه محرم بر همین قیاس تاسوعا را نیز که با تسع و تاسع شباهت ظاهری دارد را روز نهم ماه محرم گفته اند اما میبینیم که این معنی به روزهای نهم و دهم ماه های دیگر تسری ندارند و مختص ماه محرم است. چنانچه این اختصاص را بپذیریم سؤال سوم این خواهد بود صرفنظر از این که واقعه کربلا در چه روز و چه ماهی از سال اتفاق می افتاد، آیا همچنان به نهم و دهم پی نوشت :-۱- جنگ قرار بود بعد از ظهر روز نهم آغاز شود و آغاز هم شد. اما امام علیه السلام از آنان یک روز مهلت خواست.
@farrokhebrahimi
۶
۱۲:۳۵
معنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش دوم@farrokhebrahimi
محرم تاسوعا و عاشورا گفته میشد؟ با این که این واژه ها ربطی به ماه محرم ندارند و جزء لاینفک حادثه کربلا هستند؟ و اگر آن واقعه در هر روزی از سال اتفاق می افتاد، آن روز میشد عاشورا و روز قبل از آن هم میشد تاسوعا؟
سؤال آخر این که آیا اعراب حجاز و عراق قبل از این واقعه به نهم و دهم ماه محرم تاسوعا و عاشورا میگفتند؟ کدام سند تاریخی این موضوع را تأیید می کنند؟ ما که غیر از جعلیات بنی امیه برای مبارک قلمداد کردن روز عاشورا ساخته بودند، هیچ سندی پیدا نکردیم که نشان دهد قبل از واقعه کربلا، نهم و دهم ماه محرم به همین نام ها خوانده میشدند. ناگفته نماند که جعلیات بنی امیه هم فقط از عاشورا سخن میگوید و در برابر واژه تاسوعا ساکت است. بنابراین باید قبول کنیم که قبلاً چنین چیزی نبوده و این دو نام از ابداعات امام زین العابدین علیه السلام است.
از همه این سؤال و جوابها میگذریم و قبول میکنیم که روز عاشورا به خاطر روز واقعه بودن اش عاشورا نام گذاری شده است. اما چرا به روز قبل از آن تاسوعا» گفته اند؟ مگر در آن روز چه اتفاقی افتاده که با روز هشتم تفاوت فاحشی داشته است؟ چرا برای روز هشتم نامی انتخاب نشده است؟ چنان چه قطع آب بر اهل حرم ملاک باشد باید گفت که این موضوع در ششم یا هفتم ماه محرم رخ داد. مضافاً این که حضرت عباس علیه السلام پس از قطع آب توانسته بود دو بار محاصره دشمن را که از شریعه محافظت میکردند را بشکند و مختصری آب تهیه نماید و چون موفق شده بود لذا در روز عاشورا هم خواست همان کار را تکرار نماید که این بار نشد. چنان چه محاصره را ملاک قرار دهیم که آن نیز از چند روز پیش آغاز شده بود پس باید بپذیریم که نهم ماه محرم هم یک خصوصیت انحصاری دارد که در دیگر روزهای ماه وجود ندارد.
ملاحظه میکنید که با کلاف سردرگمی مواجه شده ایم و روی هر یک از احتمالات و تصورات فوق الذکر انگشت بگذاریم با سؤالات متعددی مواجه
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش دوم@farrokhebrahimi
محرم تاسوعا و عاشورا گفته میشد؟ با این که این واژه ها ربطی به ماه محرم ندارند و جزء لاینفک حادثه کربلا هستند؟ و اگر آن واقعه در هر روزی از سال اتفاق می افتاد، آن روز میشد عاشورا و روز قبل از آن هم میشد تاسوعا؟
سؤال آخر این که آیا اعراب حجاز و عراق قبل از این واقعه به نهم و دهم ماه محرم تاسوعا و عاشورا میگفتند؟ کدام سند تاریخی این موضوع را تأیید می کنند؟ ما که غیر از جعلیات بنی امیه برای مبارک قلمداد کردن روز عاشورا ساخته بودند، هیچ سندی پیدا نکردیم که نشان دهد قبل از واقعه کربلا، نهم و دهم ماه محرم به همین نام ها خوانده میشدند. ناگفته نماند که جعلیات بنی امیه هم فقط از عاشورا سخن میگوید و در برابر واژه تاسوعا ساکت است. بنابراین باید قبول کنیم که قبلاً چنین چیزی نبوده و این دو نام از ابداعات امام زین العابدین علیه السلام است.
از همه این سؤال و جوابها میگذریم و قبول میکنیم که روز عاشورا به خاطر روز واقعه بودن اش عاشورا نام گذاری شده است. اما چرا به روز قبل از آن تاسوعا» گفته اند؟ مگر در آن روز چه اتفاقی افتاده که با روز هشتم تفاوت فاحشی داشته است؟ چرا برای روز هشتم نامی انتخاب نشده است؟ چنان چه قطع آب بر اهل حرم ملاک باشد باید گفت که این موضوع در ششم یا هفتم ماه محرم رخ داد. مضافاً این که حضرت عباس علیه السلام پس از قطع آب توانسته بود دو بار محاصره دشمن را که از شریعه محافظت میکردند را بشکند و مختصری آب تهیه نماید و چون موفق شده بود لذا در روز عاشورا هم خواست همان کار را تکرار نماید که این بار نشد. چنان چه محاصره را ملاک قرار دهیم که آن نیز از چند روز پیش آغاز شده بود پس باید بپذیریم که نهم ماه محرم هم یک خصوصیت انحصاری دارد که در دیگر روزهای ماه وجود ندارد.
ملاحظه میکنید که با کلاف سردرگمی مواجه شده ایم و روی هر یک از احتمالات و تصورات فوق الذکر انگشت بگذاریم با سؤالات متعددی مواجه
@farrokhebrahimi
۴
۱۲:۳۶
معنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش سوم@farrokhebrahimi
می شویم که جواب قانع کننده ای برای آن نیست مثلاً اگر شهادت در روز یازدهم اتفاق می افتاد، نام زیارت عاشورا تبدیل به چه نامی می شد؟ برای رهایی از این سرگردانی، شاید بهتر باشد که در علم خود از عاشورا» و «تاسوعا» تجدید نظر کنیم و احتمال بدهیم که این دو روز هیچ ربطی با اعداد ندارند و تسع و عشر فقط یک شباهت ظاهری با تاسوعا و عاشورا دارند که ما را به اشتباه انداخته است.
قاعده شمارش اعداد
در ریاضی اعداد قاعده خود را دارند و هر قاعده ای که بر شمارش عددی دستور به کار بردن آنها، استثناء پذیر نیستند. حکم کند، بر سلسله اعداد هم حاکم خواهد بود. اعداد بر خلاف کلمات و افعال و
یک - دو - سه - چهار - پنج - شش.... تا بی نهایت
یکم - دوم سوم چهارم پنجم ششم.... تا بی نهایت
یکمین - دومین - سومین چهارمین پنجمین ششمین.... تا بی نهایت که همگی از قاعده خود پیروی میکنند در کلام عرب نیز همین گونه است.
اول - ثانی - ثالث - رابع - خامس - سادس....
اولاً - ثانياً - ثالثاً - رابعاً - خامساً - سادساً ....
ثلث - ربع - خمس - سدس - سبع - ثمن.....
چنان چه تاسوعا و عاشورا در زمره اعداد باشند، آنها هم باید قاعده پذیر
باشند. یعنی باید بتوان بقیه اعداد را هم به همان سياق تلفظ نمود مثل:
عاشورا تاسوعا - ثامونا - سابوعا - سادوسا - خاموسا....
اما میبینیم که بقیه اعداد از این قاعده تبعیت نمیکنند و تاسوعا و عاشورا در این قاعده تلفظ تنها مانده اند. در اینجا دو نظریه میتواند کار ساز باشد
۱- تاسوعا و عاشورا، عدد هستند ولی اطلاق آنها به نهم و دهم، یک استثناء است و فقط هم به نهم و دهم ماه محرم آن هم از سال ۶۱ هجری به بعد) گفته
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش سوم@farrokhebrahimi
می شویم که جواب قانع کننده ای برای آن نیست مثلاً اگر شهادت در روز یازدهم اتفاق می افتاد، نام زیارت عاشورا تبدیل به چه نامی می شد؟ برای رهایی از این سرگردانی، شاید بهتر باشد که در علم خود از عاشورا» و «تاسوعا» تجدید نظر کنیم و احتمال بدهیم که این دو روز هیچ ربطی با اعداد ندارند و تسع و عشر فقط یک شباهت ظاهری با تاسوعا و عاشورا دارند که ما را به اشتباه انداخته است.
قاعده شمارش اعداد
در ریاضی اعداد قاعده خود را دارند و هر قاعده ای که بر شمارش عددی دستور به کار بردن آنها، استثناء پذیر نیستند. حکم کند، بر سلسله اعداد هم حاکم خواهد بود. اعداد بر خلاف کلمات و افعال و
یک - دو - سه - چهار - پنج - شش.... تا بی نهایت
یکم - دوم سوم چهارم پنجم ششم.... تا بی نهایت
یکمین - دومین - سومین چهارمین پنجمین ششمین.... تا بی نهایت که همگی از قاعده خود پیروی میکنند در کلام عرب نیز همین گونه است.
اول - ثانی - ثالث - رابع - خامس - سادس....
اولاً - ثانياً - ثالثاً - رابعاً - خامساً - سادساً ....
ثلث - ربع - خمس - سدس - سبع - ثمن.....
چنان چه تاسوعا و عاشورا در زمره اعداد باشند، آنها هم باید قاعده پذیر
باشند. یعنی باید بتوان بقیه اعداد را هم به همان سياق تلفظ نمود مثل:
عاشورا تاسوعا - ثامونا - سابوعا - سادوسا - خاموسا....
اما میبینیم که بقیه اعداد از این قاعده تبعیت نمیکنند و تاسوعا و عاشورا در این قاعده تلفظ تنها مانده اند. در اینجا دو نظریه میتواند کار ساز باشد
۱- تاسوعا و عاشورا، عدد هستند ولی اطلاق آنها به نهم و دهم، یک استثناء است و فقط هم به نهم و دهم ماه محرم آن هم از سال ۶۱ هجری به بعد) گفته
@farrokhebrahimi
۳
۱۲:۳۸
معنی تاسوعا و عاشورامعنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش چهارم@farrokhebrahimi
می شود! اما به هر حال باید برای این نظریه دلیل پیدا کرد و برهانی ارائه نمود که این نظریه را تأیید با حداقل تقویت نماید ولی میدانیم که چنین برهانی در این هزار و چندین ساله وجود نداشته و کسی دلیلی ارائه نکرده است.
-۲- نظریه دیگر این که تاسوعا و عاشورا عدد نیستند تا از قاعده شمارش اعداد پیروی کنند. بلکه معانی دیگری دارند که ما از آن غافل بوده ایم، چنان چه بپذیریم که تاسوعا و عاشورا عدد نیستند بلکه فقط یک تشابه ظاهری با تسع و عشر دارند پس باید دنبال مفاهیم واقعی آن بگردیم.
«عشر» به کسر عین و عشرت به معنی معاشرت و مصاحبت است. معاشر» به ضم میم یعنی مصاحب و «عاشر» اسم فاعل عشر است که خودش ثلاثی مجرد اسم مصدر عشرت میباشد خداوند می فرماید: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (سوره نساء آیه (۱۹) با زنان آن گونه که شایسته آنان است معاشرت کنید. «عشیر» یعنی همدم و رفیق لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ» (سوره حج آیه (۱۳) چه بد دوستی انتخاب کرده اند و چه بد معاشر و رفیقی است. «العاشور» از ریشه «عشر»
به کسی گفته میشود که معاشرت خصلت او باشد. «العاشوراء» جایی که میل به معاشرت و رفاقت و مصاحبت نمایان میشود و افراد میل معاشرت خود را با کسی که مورد نظر است عرضه میکنند و «عاشوراء مبالغه است از میل به معاشرت
به این بیان «عاشورا» از سلسله اعداد خارج شده و معنی دیگری پیدا می کند.
یعنی روزی که میل معاشرت و رفاقت با امام به شدت بالا می رود.
با خروج عاشورا از سلسله اعداد عدد بودن تاسوعا نیز مورد تردید قرار می گیرد و معنی نهم را از دست میدهد.
اتسع» به فتح الف یعنی گروه های ۹ نفره شدند. اما اتسع» به کسر الف یعنی وسعت پیدا کرد گشاد شد فراخ گردید اتساع» یعنی گسترده شدن گشاد شدن بالا رفتن ظرفیت اتساع شرائین یعنی رگها گشاد شدند و
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش چهارم@farrokhebrahimi
می شود! اما به هر حال باید برای این نظریه دلیل پیدا کرد و برهانی ارائه نمود که این نظریه را تأیید با حداقل تقویت نماید ولی میدانیم که چنین برهانی در این هزار و چندین ساله وجود نداشته و کسی دلیلی ارائه نکرده است.
-۲- نظریه دیگر این که تاسوعا و عاشورا عدد نیستند تا از قاعده شمارش اعداد پیروی کنند. بلکه معانی دیگری دارند که ما از آن غافل بوده ایم، چنان چه بپذیریم که تاسوعا و عاشورا عدد نیستند بلکه فقط یک تشابه ظاهری با تسع و عشر دارند پس باید دنبال مفاهیم واقعی آن بگردیم.
«عشر» به کسر عین و عشرت به معنی معاشرت و مصاحبت است. معاشر» به ضم میم یعنی مصاحب و «عاشر» اسم فاعل عشر است که خودش ثلاثی مجرد اسم مصدر عشرت میباشد خداوند می فرماید: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (سوره نساء آیه (۱۹) با زنان آن گونه که شایسته آنان است معاشرت کنید. «عشیر» یعنی همدم و رفیق لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ» (سوره حج آیه (۱۳) چه بد دوستی انتخاب کرده اند و چه بد معاشر و رفیقی است. «العاشور» از ریشه «عشر»
به کسی گفته میشود که معاشرت خصلت او باشد. «العاشوراء» جایی که میل به معاشرت و رفاقت و مصاحبت نمایان میشود و افراد میل معاشرت خود را با کسی که مورد نظر است عرضه میکنند و «عاشوراء مبالغه است از میل به معاشرت
به این بیان «عاشورا» از سلسله اعداد خارج شده و معنی دیگری پیدا می کند.
یعنی روزی که میل معاشرت و رفاقت با امام به شدت بالا می رود.
با خروج عاشورا از سلسله اعداد عدد بودن تاسوعا نیز مورد تردید قرار می گیرد و معنی نهم را از دست میدهد.
اتسع» به فتح الف یعنی گروه های ۹ نفره شدند. اما اتسع» به کسر الف یعنی وسعت پیدا کرد گشاد شد فراخ گردید اتساع» یعنی گسترده شدن گشاد شدن بالا رفتن ظرفیت اتساع شرائین یعنی رگها گشاد شدند و
@farrokhebrahimi
۱
۱۲:۳۹
معنی تاسوعا و عاشورامعنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش پنجم@farrokhebrahimi
ظرفیت شان برای عبور خون زیاد شد. التاسوع چیزی که فراخی و گستردگی و ظرفیت اش زیاد باشد. و بالاخره التاسوعاء یعنی جایی که بتوان ظرفیت را بالا برد و فراخی ایجاد کرد. به این ترتیب تاسوعا نیز از سلسله اعداد خارج شده و این می شود و به جای تنگی وسعت می یابد. معنی را پیدا می کند. روزی که ظرفیتها بالا میرود و در سینه ها فراخی ایجاد
اکنون با مفهومی که برای تاسوعا و عاشورا بیان شد. این دو روز رنگ و بویی دیگر به خود میگیرند اگر تاسوعا و عاشورا فقط به نهم و دهم ماه محرم اطلاق میشود باید علت آن را در حوادث و رخدادهای آن دو روز جستجو کرد تا علت را دریافت که چرا از سوی امام علیه السلام این دو روز که بزرگترین حادثه تاریخ بشریت در آن اتفاق افتاده است تاسوعا و عاشورا نام گذاری گردیده
عاشورا، مولود تاسوعا است
مشهور است که واقعه کربلا و جنگ آن قرار بود در روز نهم محرم رخ دهد. بعد از ظهر روز نهم محرم شمر ملعون با فرمانی از سوی عبیدالله ابن زیاد عليه اللعنه به کربلا می رسد و فرمان پسر مرجانه را به اطلاع عمر ابن سعد لعین ابلاغ میکند فرمان چنین بود یا بلافاصله جنگ را آغاز میکنی و حسین را به قتل میرسانی یا فرماندهی را به شمر واگذار کن و به کوفه برگرده.
عمر سعد که هوایی جز حکومت ری در سر نداشت و تا به حال سعی می کرد. با دفع الوقت و مماشات بی آن که مجبور به جنگ با امام بشود به گونه ای امام را
راضی به تسلیم نموده و به خیال خود موضوع را ختم به خیر کند! اما با رسیدن این فرمان یکباره تمام آرزوهای خود را بر باد رفته دید و میان بهشت و دوزخ دومی را برگزید و دستور داد تا طبل جنگ را به صدا درآورند و خود با پرتاب اولین تیر به سوی اردوگاه امام جنگ را آغاز کرد غافل از این که آرزوی حکومت
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش پنجم@farrokhebrahimi
ظرفیت شان برای عبور خون زیاد شد. التاسوع چیزی که فراخی و گستردگی و ظرفیت اش زیاد باشد. و بالاخره التاسوعاء یعنی جایی که بتوان ظرفیت را بالا برد و فراخی ایجاد کرد. به این ترتیب تاسوعا نیز از سلسله اعداد خارج شده و این می شود و به جای تنگی وسعت می یابد. معنی را پیدا می کند. روزی که ظرفیتها بالا میرود و در سینه ها فراخی ایجاد
اکنون با مفهومی که برای تاسوعا و عاشورا بیان شد. این دو روز رنگ و بویی دیگر به خود میگیرند اگر تاسوعا و عاشورا فقط به نهم و دهم ماه محرم اطلاق میشود باید علت آن را در حوادث و رخدادهای آن دو روز جستجو کرد تا علت را دریافت که چرا از سوی امام علیه السلام این دو روز که بزرگترین حادثه تاریخ بشریت در آن اتفاق افتاده است تاسوعا و عاشورا نام گذاری گردیده
عاشورا، مولود تاسوعا است
مشهور است که واقعه کربلا و جنگ آن قرار بود در روز نهم محرم رخ دهد. بعد از ظهر روز نهم محرم شمر ملعون با فرمانی از سوی عبیدالله ابن زیاد عليه اللعنه به کربلا می رسد و فرمان پسر مرجانه را به اطلاع عمر ابن سعد لعین ابلاغ میکند فرمان چنین بود یا بلافاصله جنگ را آغاز میکنی و حسین را به قتل میرسانی یا فرماندهی را به شمر واگذار کن و به کوفه برگرده.
عمر سعد که هوایی جز حکومت ری در سر نداشت و تا به حال سعی می کرد. با دفع الوقت و مماشات بی آن که مجبور به جنگ با امام بشود به گونه ای امام را
راضی به تسلیم نموده و به خیال خود موضوع را ختم به خیر کند! اما با رسیدن این فرمان یکباره تمام آرزوهای خود را بر باد رفته دید و میان بهشت و دوزخ دومی را برگزید و دستور داد تا طبل جنگ را به صدا درآورند و خود با پرتاب اولین تیر به سوی اردوگاه امام جنگ را آغاز کرد غافل از این که آرزوی حکومت
@farrokhebrahimi
۱
۱۲:۴۱
معنی تاسوعا و عاشورامعنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش ششم@farrokhebrahimi
ری را با خود به گور خواهد برد پس از تیراندازی ابن سعد باران تیر از سوی لشگریان به سوی خیمه ها باریدن گرفت.
امام حسین علیه السلام وقتی فهمید دشمن قصد آغاز جنگ را دارد، برادرش حضرت عباس علیه السلام را به عنوان سفیر خود فرستاد تا از آنها برای سه کار مهلت بگیرد و جنگ را تا صبح فردا به تعویق بیاندازند خواندن نماز خواندن قرآن - مناجات با خدا از آنجا که شمر در بازگشت از کوفه، حامل امان نامه ای هم برای حضرت عباس علیه السلام بود و قصد داشت تا با این حیله، او را از امام جدا كند. لذا با مشورت عمر سعد قبول کردند که تا فردا صبح مهلت قائل شوند تا شاید در این فرصت به خیال خام خود هم چنان که عبید الله ابن عباس را از سپاه امام حسن علیه السلام جدا کرده و به سوی معاویه کشانیدند، او را هم بتوانند از برادرش جدا نمایند! به هر حال انگیزه موافقت هر چه بود، نتیجه این شد که جنگ از روز نهم به روز دهم موکول شود.
سؤال میشود که امام علیه السلام این مهلت را برای چه می خواست؟ آیا کم نماز خوانده بود؟ آیا کم قرآن خوانده بود؟ آیا کم مناجات کرده بود؟ کسی که خودش قرآن ناطق است کسی که نماز دیگران با قبولی ولایت او پذیرفته درگاه خدا می شود کسی که تمام وجودش خدا را میخواهد چرا باید چنین درخواستی از دشمن بکند؟ او که میداند از این مهلکه جان به در نخواهد برد و شهادت خود و پاران اش را قطعی میداند حال یک روز زودتر یا یک روز دیرتر چه فرقی می کنند؟
آن چه که بیش از همه امام را نگران میکرد موضوع اصحاب خود بود که مبادا در حقانیت طریقی که برگزیده اند کمترین تردیدی در آنان ایجاد شود. لذا به همین علاوه بر سه موضوعی که به خاطر آن مهلت خواسته بود دو موضوع دیگر را هم پیش خود مد مد نظر داشت. اول - -غربال کردن ناخالصها از اردوی خود به منظور به همه اعلام میکند که فردا همگی کشته خواهند شد و با برداشتن بیعت
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش ششم@farrokhebrahimi
ری را با خود به گور خواهد برد پس از تیراندازی ابن سعد باران تیر از سوی لشگریان به سوی خیمه ها باریدن گرفت.
امام حسین علیه السلام وقتی فهمید دشمن قصد آغاز جنگ را دارد، برادرش حضرت عباس علیه السلام را به عنوان سفیر خود فرستاد تا از آنها برای سه کار مهلت بگیرد و جنگ را تا صبح فردا به تعویق بیاندازند خواندن نماز خواندن قرآن - مناجات با خدا از آنجا که شمر در بازگشت از کوفه، حامل امان نامه ای هم برای حضرت عباس علیه السلام بود و قصد داشت تا با این حیله، او را از امام جدا كند. لذا با مشورت عمر سعد قبول کردند که تا فردا صبح مهلت قائل شوند تا شاید در این فرصت به خیال خام خود هم چنان که عبید الله ابن عباس را از سپاه امام حسن علیه السلام جدا کرده و به سوی معاویه کشانیدند، او را هم بتوانند از برادرش جدا نمایند! به هر حال انگیزه موافقت هر چه بود، نتیجه این شد که جنگ از روز نهم به روز دهم موکول شود.
سؤال میشود که امام علیه السلام این مهلت را برای چه می خواست؟ آیا کم نماز خوانده بود؟ آیا کم قرآن خوانده بود؟ آیا کم مناجات کرده بود؟ کسی که خودش قرآن ناطق است کسی که نماز دیگران با قبولی ولایت او پذیرفته درگاه خدا می شود کسی که تمام وجودش خدا را میخواهد چرا باید چنین درخواستی از دشمن بکند؟ او که میداند از این مهلکه جان به در نخواهد برد و شهادت خود و پاران اش را قطعی میداند حال یک روز زودتر یا یک روز دیرتر چه فرقی می کنند؟
آن چه که بیش از همه امام را نگران میکرد موضوع اصحاب خود بود که مبادا در حقانیت طریقی که برگزیده اند کمترین تردیدی در آنان ایجاد شود. لذا به همین علاوه بر سه موضوعی که به خاطر آن مهلت خواسته بود دو موضوع دیگر را هم پیش خود مد مد نظر داشت. اول - -غربال کردن ناخالصها از اردوی خود به منظور به همه اعلام میکند که فردا همگی کشته خواهند شد و با برداشتن بیعت
@farrokhebrahimi
۱
۱۲:۴۳
معنی تاسوعا و عاشورامعنی تاسوعا و عاشورا
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش هفتم@farrokhebrahimi
خود از آنان به ماندن یا رفتن مخیرشان میکند تا هر کس رفتنی است در پناه تاریکی شب بگریزد و اسلحه خود را هم با خود ببرد.
دوم - بالا بردن ظرفیت اصحاب صادق خود از طریق نماز و خواندن قرآن و مناجات با خدا آنانی که شب عاشورا گرد امام جمع شده بودند، با یک سخنرانی کوتاه امام و خبر دادن از آینده ای که پس از شهادت در انتظار آنان است، چنان شرح صدری یافتند و چنان ظرفیتی در قلوبشان ایجاد شد که شاهد بودیم در روز عاشورا حتی یک نقطه ضعف در اصحاب دیده نشد و هیچ تزلزل و تردیدی در حقانیت راهی که انتخاب کرده بودند به وجود نیامد. بلکه به عکس همگی به مظهری از شجاعت و ایثار بدل شده بودند. بنابراین بی جا نخواهد بود اگر گفته شود عاشورا مولود تاسوعا است.
همین زمینه سازی تاسوعا است که شاهد میشویم چگونه اصحاب امام برای فدا کردن همه هستی خود در راه حق از هم سبقت می گرفتند و هر کدام سعی داشتند زودتر از دیگری به عهد خدایی خود با امام وفا کنند. حکایاتی که از ایثار و فداکاری اصحاب در روز عاشورا نقل شده به گونه ای است که نظیر آن را در هیچ واقعه دیگری نمی توان دید آنچه که در عاشورا موج می زد، اشتیاقی بود که اصحاب در انجام تکلیف الهی خود در قبال امام از خود بروز دادند و این اشتیاق حاصل انشراحی بود که تاسوعا در سینه های آنان ایجاد کرده بود و زمینه ساز آن بود.
السلام علیک یا ابا عبدالله و على الأرواح التي حلت بفناءك
*
@farrokhebrahimi
منبع: کتاب سفری از عاشورا تا اربعین نوشته عبدالله مستحسن
بخش هفتم@farrokhebrahimi
خود از آنان به ماندن یا رفتن مخیرشان میکند تا هر کس رفتنی است در پناه تاریکی شب بگریزد و اسلحه خود را هم با خود ببرد.
دوم - بالا بردن ظرفیت اصحاب صادق خود از طریق نماز و خواندن قرآن و مناجات با خدا آنانی که شب عاشورا گرد امام جمع شده بودند، با یک سخنرانی کوتاه امام و خبر دادن از آینده ای که پس از شهادت در انتظار آنان است، چنان شرح صدری یافتند و چنان ظرفیتی در قلوبشان ایجاد شد که شاهد بودیم در روز عاشورا حتی یک نقطه ضعف در اصحاب دیده نشد و هیچ تزلزل و تردیدی در حقانیت راهی که انتخاب کرده بودند به وجود نیامد. بلکه به عکس همگی به مظهری از شجاعت و ایثار بدل شده بودند. بنابراین بی جا نخواهد بود اگر گفته شود عاشورا مولود تاسوعا است.
همین زمینه سازی تاسوعا است که شاهد میشویم چگونه اصحاب امام برای فدا کردن همه هستی خود در راه حق از هم سبقت می گرفتند و هر کدام سعی داشتند زودتر از دیگری به عهد خدایی خود با امام وفا کنند. حکایاتی که از ایثار و فداکاری اصحاب در روز عاشورا نقل شده به گونه ای است که نظیر آن را در هیچ واقعه دیگری نمی توان دید آنچه که در عاشورا موج می زد، اشتیاقی بود که اصحاب در انجام تکلیف الهی خود در قبال امام از خود بروز دادند و این اشتیاق حاصل انشراحی بود که تاسوعا در سینه های آنان ایجاد کرده بود و زمینه ساز آن بود.
السلام علیک یا ابا عبدالله و على الأرواح التي حلت بفناءك
*
@farrokhebrahimi
۸
۱۲:۴۴
ی_آیت_الله_تبریزیان_1404_04_29.pdf
۵۹۶.۶۵ کیلوبایت
۶
۶:۲۹