آرایههای ادبیتضمین
تضمین در لغت به معنای چیزی را در میان چیزی نهادن است و در اصطلاح ادبی آن است که شاعر یا نویسنده بخشی از شعر یا آیه یا حدیث یا کلام مشهوری را در میان سخن خود بیاورد.
نکته: در «تلمیح» به سخن مشهوری اشاره میگردد و در «تضمین» خود آن کلام مشهور آورده میشود.
برای نشاندادن تضمین، کلام را در میان گیومه («») میگذارند..
مثالها:
چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم؟ / که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»
از شهریار با تضمین بیتی از حافظ
عاکفان کعبهٔ جلالش به تقصیر عبادت معترف که «ما عَبَدناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک» و واصفان حِلیهٔ جمالش به تحیّر منسوب که «ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک».
از سعدی با تضمین حدیثی از پیامبر
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد / که رحمت بر آن تربت پاک باد«میازار موری که دانهکش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است»
از سعدی با تضمین بیتی از فردوسی
بیداری زمان را با من بخوان به فریاد / ور مرد خواب و خفتی / «رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن»
از شفیعی کدکنی با تضمین مصرعی از مولوی که چنین است:رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن / تَرک منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
«بسم اللّه الرّحمان الرّحیم» / هست کلید در گنج حکیم
از نظامی با تضمین آیهای از قرآن
زینهار از قرین بد زِنهار / «و قنا ربّنا عذاب النّار»از سعدی با تضمین آیهای از قرآن
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوریسرشت / شیوهٔ «جنّاتِ تَجری تَحتِها الأَنهار» داشت
از حافظ با تضمین بخشی از آیهای از قرآن
خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم / کز نسیمش «بوی جوی مولیان آید همی»
از حافظ با تضمن مصرعی از رودکی:بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی
نکته:در تضمین گاه ممکن است، به دلایل گوناگون، دگرگونی کمی در اصل کلام ایجاد شود.
مثال:گفتی «به روزگاران مهری نشسته» گفتم / «بیرون نمیتوان کرد "حتّی" به روزگاران»
از شفیعی کدکنی با تضمین بیتی از سعدی:سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمیتوان کرد "اِلّا" به روزگاران»
اگر خونیندلی از جور ایّام / «لب خندان بیاور "چون لب جام"»
از فریدون مشیری با تضمین مصرعی از حافظ:با دلِ خونین لبِ خندان بیاور "همچو جام"نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش
تضمین در لغت به معنای چیزی را در میان چیزی نهادن است و در اصطلاح ادبی آن است که شاعر یا نویسنده بخشی از شعر یا آیه یا حدیث یا کلام مشهوری را در میان سخن خود بیاورد.
نکته: در «تلمیح» به سخن مشهوری اشاره میگردد و در «تضمین» خود آن کلام مشهور آورده میشود.
برای نشاندادن تضمین، کلام را در میان گیومه («») میگذارند..
مثالها:
چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم؟ / که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»
از شهریار با تضمین بیتی از حافظ
عاکفان کعبهٔ جلالش به تقصیر عبادت معترف که «ما عَبَدناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک» و واصفان حِلیهٔ جمالش به تحیّر منسوب که «ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک».
از سعدی با تضمین حدیثی از پیامبر
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد / که رحمت بر آن تربت پاک باد«میازار موری که دانهکش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است»
از سعدی با تضمین بیتی از فردوسی
بیداری زمان را با من بخوان به فریاد / ور مرد خواب و خفتی / «رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن»
از شفیعی کدکنی با تضمین مصرعی از مولوی که چنین است:رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن / تَرک منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
«بسم اللّه الرّحمان الرّحیم» / هست کلید در گنج حکیم
از نظامی با تضمین آیهای از قرآن
زینهار از قرین بد زِنهار / «و قنا ربّنا عذاب النّار»از سعدی با تضمین آیهای از قرآن
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوریسرشت / شیوهٔ «جنّاتِ تَجری تَحتِها الأَنهار» داشت
از حافظ با تضمین بخشی از آیهای از قرآن
خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم / کز نسیمش «بوی جوی مولیان آید همی»
از حافظ با تضمن مصرعی از رودکی:بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی
نکته:در تضمین گاه ممکن است، به دلایل گوناگون، دگرگونی کمی در اصل کلام ایجاد شود.
مثال:گفتی «به روزگاران مهری نشسته» گفتم / «بیرون نمیتوان کرد "حتّی" به روزگاران»
از شفیعی کدکنی با تضمین بیتی از سعدی:سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمیتوان کرد "اِلّا" به روزگاران»
اگر خونیندلی از جور ایّام / «لب خندان بیاور "چون لب جام"»
از فریدون مشیری با تضمین مصرعی از حافظ:با دلِ خونین لبِ خندان بیاور "همچو جام"نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش
۲.۱K
۱۰:۱۶
عزیزان دل، برادران گلمشاید چندوقتی از دیدن شما محروم باشم!امیدوارم شما و خانوادههای گرامی و همه هممیهنان همیشه تندرست باشیدلطفا این مدت، خیلی مراقب خودتون باشید


به امید روزهای آرام و خوش



۱.۹K
۱۳:۲۷
درودوقت همگی به خیرامیدوارم حال همگی خوب و خوش باشه و همه شما و خانوادههای گرامی در امنیت و سلامت باشیدلطفا گهگاه از حال خودتون و دوستانتون خبر بدید تا از نگرانی دربیایم و اگه هر کار یا سخنی بود، پیام بدید.
و اما فیلمهای مربوط به درسهای ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ فارسی در سامانهٔ البرز بارگذاری خواهد شد و برای تماشاکردن تا عید مهلت دارید.سر فرصت همهٔ فیلمها را بهترتیب و کامل ببینید و کتاب البرز را تکمیل بفرمایید.
این درسها آنچنان نکتهٔ دشواری نداره و میتونید به کمک فیلمها بر مطالب کامل مسلط بشید. این هفته و هفتهٔ بعد آموزش مجازی هم هست و در نهایت پس از عید به مرور و رفع اشکال خواهیم پرداخت.
خیلی مراقب خودتون باشید





و اما فیلمهای مربوط به درسهای ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ فارسی در سامانهٔ البرز بارگذاری خواهد شد و برای تماشاکردن تا عید مهلت دارید.سر فرصت همهٔ فیلمها را بهترتیب و کامل ببینید و کتاب البرز را تکمیل بفرمایید.
این درسها آنچنان نکتهٔ دشواری نداره و میتونید به کمک فیلمها بر مطالب کامل مسلط بشید. این هفته و هفتهٔ بعد آموزش مجازی هم هست و در نهایت پس از عید به مرور و رفع اشکال خواهیم پرداخت.
خیلی مراقب خودتون باشید
۱.۸K
۱۴:۰۷
دستور زبانمنادا
منادا: هرگاه یک اسم مورد ندا و خطاب قرار گیرد، «منادا» نامیده میشود.
مثال:ای خدا! ای کارساز بندگان!یارا، بهشت صحبت یاران همدم است / دیدار یار نامتناسب جهنم استمادر! دوستت دارم.علی! دَرست را بخوان.
منادا معمولا با تغییر تکیهٔ واژه و آهنگ کلام و از ساخت جمله مشخص میشود.مثال:احمد، بیا.محمود! بنشین.برادر، خوش آمدی.الهی، فضل خود را یار ما کن / ز رحمت یک نظر در کار ما کنبه خون گر کشی خاک من دشمن من / بجوشد گل اندر گل از گلشن منسعدی، به روزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمیتوان کرد الّا به روزگارانساقی، به نور باده برافروز جام ما / مطرب، بزن که کار جهان شد به کام ما
تکیهٔ اسمها (فشار صوت) در حالت عادی روی هجای آخر است. برای منادا شدن تکیه روی هجای اول قرار میگیرد.فریدون کتاب را آورد. (تکیه روی هجای «دون»)فریدون، کتاب را بیاور. (تکیه روی هجای «فِ»)
همه سخنان خطابی، از جمله کلمات دوستانه یا دشنامها نیز منادا هستند.مثال:جان من؛ عزیزم؛ نادان؛ بدبختنابرده رنج گنج میسّر نمیشود / مزد آن گرفت، جان برادر، که کار کردکسی ملامت وامِق کند به نادانی / عزیز من، که ندیدهست روی عَذرا را
حرف ندا: حرف نشانهای است که گاه پیش یا پس از منادا میآید.رایجترین حروف ندا عبارتاند از: ای، یا، ا
«اِی»:ای خداای مادرای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها / ای آتشی افروخته در بیشهٔ اندیشهها
«یا»:(معمولا با اسمهای مذهبی)یا حسین مظلوم (ع)یا علی (ع)یا رب، این نودولتان را با خر خودشان نشان / کاین همه ناز از غلام ترک و اَستر میکنند
«ا»:پس از اسم میآید.خدایادلبرادلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای / فرشتهات به دو دست دعا نگه داردسعدیا، مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
دیگر حروف ندا:آی، آهای، هِی، هوی، ایا، ایّها، یا ایّها، اَلا، هَلا، اَلا ای
طوطی اندر گفت آمد در زمان / بانگ بر درویش زد که هِی فلان
نکته:گاه ممکن است چند حرف ندا با هم بیاید:
الا ای آهوی وحشی کجایی؟ / مرا با توست چندین آشناییالا یا ایها السّاقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
نکته:گاه ضمیر منادا قرار میگیرد (ضمیرها زیرمجموعهٔ اسمها هستند):یا هوهِی تو!آهای شما!ای تویی که مهربانترینیای شمایی که ساکت نشستهایدای آنکه خوان کرمت همهجا گستردهاست!ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت / بر سینه میفشارمت، اما ندارمت!
نکته:گاه صفت، جانشینِ موصوف شده و منادا واقع میشود. معمولا اگر صفتِ جانشینِ موصوف، صفت یا لقب بارز و مشهور و معروف و پرتکرار باشد، خود، منادا در نظر گرفته میشود.
مثال:ای کریم!(در اصل: ای خدایِ کریم)نقش دستوری: منادا یا صفتِ جانشینِ منادا
صفتهای خدا، چون جزو نامهای او شمرده میشوند، معمولا خود منادا میشوند:ای بخشنده، ای رحیم، ای پروردگار، یا رب، یا ارحمالراحمین
همچنین است برای لقبهای مشهور:یا امیرالمؤمنینای مشکلگشایا سیدالشهداءیا بابالحوائج
مثالهای دیگر:ای مهربان(در اصل: ای یارِ مهربان)نقش: صفت جانشین منادا یا منادا
ای دانای رازها! و ای آگاه از نیازها!
ای بینشانِ محض، نشان از که جویمت / هم تو بجو مرا و به احسان خویش جوی
اما معمولا اگر صفت ذکرشده مشهور و خاص نباشد یا به صورت عبارت یا جملهٔ وصفی (با فعل یا بدون فعل) باشد، منادا را محذوف به شمار میآورند.
مثال:ای عقل مرا کفایت از تو / جستن ز من و هدایت از تومنادای محذوف: کسی/تویی/خدایی(ای خدایی که کفایت عقل من از توست یا ای خدایِ کفایتکنندهٔ عقلِ من)
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن / تأثیر اختران شما نیز بگذردمنادای محذوف: کسی/حاکمی/مغولی(ای حاکمِ افتخارکننده به طالع مسعود خویشتن یا ای حاکمی که به طالع مسعود خود افتخار میکنی)
ای که در نعمت و نازی، به جهان غِرِّه مباش / که محالست در این مرحله امکان خلودمنادای محذوف: کسی/شخصی/آدمی(ای کسی که در نعمت و ناز هستی... یا ای آدمِدر نعمت و ناز قرارگرفته...)
ای مهربانتر از برگ در بوسههای باران / بیداری ستاره در چشم جویبارانمنادای محذوف: کسی/یاری/معشوقی(ای معشوقی که از برگ بارانخورده مهربانتر هستی یا ای یارِ مهربانتر از برگ باراندیده)
آخر ای سروقد سیبزنخدان، تاچند؟ / دل بیمار من از درد تو نالان تا چند؟منادای محذوف: معشوق(ای معشوقِ سروقد سیبزنخدان... یا ای یاری که بالابلند و زیبا چانه هستی...)
نکته:گاه حرفی شبیه حرف ندا به کار میرود، اما منادا نداریم.مثال:ای دریغ، دریغا، ای دریغا، ای افسوس، ای وای
ریش برمیکند و میگفت ای دریغ / کآفتاب نعمتم شد زیر میغ
اینها شبهجملههایی برای تأکید و بیان حسرت هستند و منادا نیستند.
منادا: هرگاه یک اسم مورد ندا و خطاب قرار گیرد، «منادا» نامیده میشود.
مثال:ای خدا! ای کارساز بندگان!یارا، بهشت صحبت یاران همدم است / دیدار یار نامتناسب جهنم استمادر! دوستت دارم.علی! دَرست را بخوان.
منادا معمولا با تغییر تکیهٔ واژه و آهنگ کلام و از ساخت جمله مشخص میشود.مثال:احمد، بیا.محمود! بنشین.برادر، خوش آمدی.الهی، فضل خود را یار ما کن / ز رحمت یک نظر در کار ما کنبه خون گر کشی خاک من دشمن من / بجوشد گل اندر گل از گلشن منسعدی، به روزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمیتوان کرد الّا به روزگارانساقی، به نور باده برافروز جام ما / مطرب، بزن که کار جهان شد به کام ما
تکیهٔ اسمها (فشار صوت) در حالت عادی روی هجای آخر است. برای منادا شدن تکیه روی هجای اول قرار میگیرد.فریدون کتاب را آورد. (تکیه روی هجای «دون»)فریدون، کتاب را بیاور. (تکیه روی هجای «فِ»)
همه سخنان خطابی، از جمله کلمات دوستانه یا دشنامها نیز منادا هستند.مثال:جان من؛ عزیزم؛ نادان؛ بدبختنابرده رنج گنج میسّر نمیشود / مزد آن گرفت، جان برادر، که کار کردکسی ملامت وامِق کند به نادانی / عزیز من، که ندیدهست روی عَذرا را
حرف ندا: حرف نشانهای است که گاه پیش یا پس از منادا میآید.رایجترین حروف ندا عبارتاند از: ای، یا، ا
«اِی»:ای خداای مادرای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها / ای آتشی افروخته در بیشهٔ اندیشهها
«یا»:(معمولا با اسمهای مذهبی)یا حسین مظلوم (ع)یا علی (ع)یا رب، این نودولتان را با خر خودشان نشان / کاین همه ناز از غلام ترک و اَستر میکنند
«ا»:پس از اسم میآید.خدایادلبرادلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای / فرشتهات به دو دست دعا نگه داردسعدیا، مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
دیگر حروف ندا:آی، آهای، هِی، هوی، ایا، ایّها، یا ایّها، اَلا، هَلا، اَلا ای
طوطی اندر گفت آمد در زمان / بانگ بر درویش زد که هِی فلان
نکته:گاه ممکن است چند حرف ندا با هم بیاید:
الا ای آهوی وحشی کجایی؟ / مرا با توست چندین آشناییالا یا ایها السّاقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
نکته:گاه ضمیر منادا قرار میگیرد (ضمیرها زیرمجموعهٔ اسمها هستند):یا هوهِی تو!آهای شما!ای تویی که مهربانترینیای شمایی که ساکت نشستهایدای آنکه خوان کرمت همهجا گستردهاست!ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت / بر سینه میفشارمت، اما ندارمت!
نکته:گاه صفت، جانشینِ موصوف شده و منادا واقع میشود. معمولا اگر صفتِ جانشینِ موصوف، صفت یا لقب بارز و مشهور و معروف و پرتکرار باشد، خود، منادا در نظر گرفته میشود.
مثال:ای کریم!(در اصل: ای خدایِ کریم)نقش دستوری: منادا یا صفتِ جانشینِ منادا
صفتهای خدا، چون جزو نامهای او شمرده میشوند، معمولا خود منادا میشوند:ای بخشنده، ای رحیم، ای پروردگار، یا رب، یا ارحمالراحمین
همچنین است برای لقبهای مشهور:یا امیرالمؤمنینای مشکلگشایا سیدالشهداءیا بابالحوائج
مثالهای دیگر:ای مهربان(در اصل: ای یارِ مهربان)نقش: صفت جانشین منادا یا منادا
ای دانای رازها! و ای آگاه از نیازها!
ای بینشانِ محض، نشان از که جویمت / هم تو بجو مرا و به احسان خویش جوی
اما معمولا اگر صفت ذکرشده مشهور و خاص نباشد یا به صورت عبارت یا جملهٔ وصفی (با فعل یا بدون فعل) باشد، منادا را محذوف به شمار میآورند.
مثال:ای عقل مرا کفایت از تو / جستن ز من و هدایت از تومنادای محذوف: کسی/تویی/خدایی(ای خدایی که کفایت عقل من از توست یا ای خدایِ کفایتکنندهٔ عقلِ من)
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن / تأثیر اختران شما نیز بگذردمنادای محذوف: کسی/حاکمی/مغولی(ای حاکمِ افتخارکننده به طالع مسعود خویشتن یا ای حاکمی که به طالع مسعود خود افتخار میکنی)
ای که در نعمت و نازی، به جهان غِرِّه مباش / که محالست در این مرحله امکان خلودمنادای محذوف: کسی/شخصی/آدمی(ای کسی که در نعمت و ناز هستی... یا ای آدمِدر نعمت و ناز قرارگرفته...)
ای مهربانتر از برگ در بوسههای باران / بیداری ستاره در چشم جویبارانمنادای محذوف: کسی/یاری/معشوقی(ای معشوقی که از برگ بارانخورده مهربانتر هستی یا ای یارِ مهربانتر از برگ باراندیده)
آخر ای سروقد سیبزنخدان، تاچند؟ / دل بیمار من از درد تو نالان تا چند؟منادای محذوف: معشوق(ای معشوقِ سروقد سیبزنخدان... یا ای یاری که بالابلند و زیبا چانه هستی...)
نکته:گاه حرفی شبیه حرف ندا به کار میرود، اما منادا نداریم.مثال:ای دریغ، دریغا، ای دریغا، ای افسوس، ای وای
ریش برمیکند و میگفت ای دریغ / کآفتاب نعمتم شد زیر میغ
اینها شبهجملههایی برای تأکید و بیان حسرت هستند و منادا نیستند.
۸۸۵
۲۱:۵۷
نکته:هر منادا چون بهتنهایی مفهومی را به مخاطب منتقل میکند یک شبهجمله است و در شمارش تعداد جملات یک جمله محسوب میشود.
نکته:از آنجا که هر شبهجمله یک جمله محسوب میشود و در تعریف جمله داریم که هر جمله دستکم یک فعل (پیدا یا پنهان) دارد؛ بنابراین برای منادا نیز همیشه یک فعل محذوف در نظر میگیرند که به قرینهٔ معنایی حذف شدهاست.نمونه:پرسش: در جملهٔ زیر فعل محذوف را مشخص کنید.ناتانائیل، من به تو شور و شوقی خواهم آموخت.
پاسخ: فعل جملهٔ منادایی به قرینهٔ معنایی حذف شدهاست.
در توجیه این نکته اغلب چنین گفته میشود که در شبهجملهٔ منادایی، یک فعل امر در معنایی مانند «توجه کن/ گوش کن» پنهان است. برای مثال عبارت «ای مادر، دوستت دارم»، در اصل چنین است: ای مادر، توجه کن، دوستت دارم.اما توجیه بهتر این است که هر منادا در اصل جملهای توصیفی است در تعریف شخص مورد ندا؛ برای مثال عبارت «ای مادر، دوستت دارم.» در اصل چنین است: ای کسی که مادر من هستی، دوستت دارم.(البته ناگفته نماند که سخن درستتر آن است که منادا را، مانند دیگر شبهجملهها، جملهٔ بیفعل بدانیم که چون مفهوم جمله دارد، یک جمله محسوب میشود.)
نکته:ندا کردن و مخاطب قراردادن، تنها ویژهٔ انسان است؛ بنابراین هر وقت منادا غیرانسان باشد، آرایهای ادبی، تشخیص یا استعارهٔ مصرحه یا مجاز یا کنایه یا تشبیه، داریم.
مثال: ای کوه، تو فریاد من امروز شنیدی / دردیست در این سینه که همزاد جهان است(ای کوه: تشخیص)
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد(صبا: تشخیص)
ای بت نامهربان بیا و بیاموز / از سخن من حدیث مهر و وفا را(بت: استعاره از معشوق زیبارو)
میخواهم ای درخت بهشتی، درخت جان / در باغ دل بکارمت اما ندارمت!(درخت بهشتی و درخت جان: استعاره از معشوق)
دل، اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من به خدا قسم خدا را(دل: تشخیص یا مجاز از انسان)
ای دفترهای شعری که مقاومت پیشه کردهاید (مجاز از شاعران و تشخیص)
ای سروبالای سَهی کز صورت حال آگهی / وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم(کنایه از معشوق قدبلند)
ای سروِ بلندِ قامتِ دوست / وهوه که شمایلت چه نیکوست!(تشبیه و تشخیص)
ای دیو سپید پای دربند / ای گنبد گیتی، ای دماوندبهار(دیو سپید: استعاره از دماوند؛ گنبد گیتی: استعاره از دماوند و تشخیص؛ ای دماوند: تشخیص)
نکته:از آنجا که هر شبهجمله یک جمله محسوب میشود و در تعریف جمله داریم که هر جمله دستکم یک فعل (پیدا یا پنهان) دارد؛ بنابراین برای منادا نیز همیشه یک فعل محذوف در نظر میگیرند که به قرینهٔ معنایی حذف شدهاست.نمونه:پرسش: در جملهٔ زیر فعل محذوف را مشخص کنید.ناتانائیل، من به تو شور و شوقی خواهم آموخت.
پاسخ: فعل جملهٔ منادایی به قرینهٔ معنایی حذف شدهاست.
در توجیه این نکته اغلب چنین گفته میشود که در شبهجملهٔ منادایی، یک فعل امر در معنایی مانند «توجه کن/ گوش کن» پنهان است. برای مثال عبارت «ای مادر، دوستت دارم»، در اصل چنین است: ای مادر، توجه کن، دوستت دارم.اما توجیه بهتر این است که هر منادا در اصل جملهای توصیفی است در تعریف شخص مورد ندا؛ برای مثال عبارت «ای مادر، دوستت دارم.» در اصل چنین است: ای کسی که مادر من هستی، دوستت دارم.(البته ناگفته نماند که سخن درستتر آن است که منادا را، مانند دیگر شبهجملهها، جملهٔ بیفعل بدانیم که چون مفهوم جمله دارد، یک جمله محسوب میشود.)
نکته:ندا کردن و مخاطب قراردادن، تنها ویژهٔ انسان است؛ بنابراین هر وقت منادا غیرانسان باشد، آرایهای ادبی، تشخیص یا استعارهٔ مصرحه یا مجاز یا کنایه یا تشبیه، داریم.
مثال: ای کوه، تو فریاد من امروز شنیدی / دردیست در این سینه که همزاد جهان است(ای کوه: تشخیص)
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد(صبا: تشخیص)
ای بت نامهربان بیا و بیاموز / از سخن من حدیث مهر و وفا را(بت: استعاره از معشوق زیبارو)
میخواهم ای درخت بهشتی، درخت جان / در باغ دل بکارمت اما ندارمت!(درخت بهشتی و درخت جان: استعاره از معشوق)
دل، اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من به خدا قسم خدا را(دل: تشخیص یا مجاز از انسان)
ای دفترهای شعری که مقاومت پیشه کردهاید (مجاز از شاعران و تشخیص)
ای سروبالای سَهی کز صورت حال آگهی / وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم(کنایه از معشوق قدبلند)
ای سروِ بلندِ قامتِ دوست / وهوه که شمایلت چه نیکوست!(تشبیه و تشخیص)
ای دیو سپید پای دربند / ای گنبد گیتی، ای دماوندبهار(دیو سپید: استعاره از دماوند؛ گنبد گیتی: استعاره از دماوند و تشخیص؛ ای دماوند: تشخیص)
۱.۱K
۲۱:۵۹
با سلام
توضیحی دربارهٔ امتحان فارسی
همانطور که در نمونهسوالات مشاهده میکنید، پرسشهای آزمون فارسی شامل سه بخش کلی میشود:قلمروی زبانیقلمروی ادبیو قلمروی فکریهر کدام از این سه بخش شامل موضوعاتی هستند.
قلمرو زبانیمعمولا حدود ۷ نمره دارد
معنی واژه: معمولا یک نمرهشامل همه واژه های دشوار میشود، چه آنها که در فهرست آخر کتاب آمده چه آنها که در متن درسها داشتهایم.نیز واژههای همآوا، مترادف، متضاد، متناسب
املای واژه: دو نمرهشامل همه واژهها از همه بخشها
نکات دستوری: چهار نمره
حذف فعل به قرینه (درس ۲)شناخت انواع فعل (درس ۲)تشخیص نقش کلمات در گروه اسمی (شناخت هسته و انواع وابستهها: صفتهای اشاره، پرسشی، تعجبی، مبهم، شمارشی، عالی، بیانی، تفضیلی؛ و مضافالیه)(اشارهشده در درس ۳)تشخیص نقش واژهها در جمله (شناخت نقشها: فعل، فاعل، مفعول، مسند، متمم، منادا (درس ۱۸)، صفت، مضافالیه، قید و...)(حواستان باشد که وقتی از شما نقش واژهها را میخواهند برای هر واژه فقط باید یک نقش بنویسید، نه بیشتر)تشخیص نقش ضمیر در جمله (درس ۶)شناخت واژههای دوتلفظی (درس ۷)تحول معنایی واژهها (درس ۸)تشخیص کاربرد معنایی پسوند «-َ ک»در واژهها (درس ۸)شناخت انواع واو (درس ۹)تشخیص حروف ربط و جملههای پیرو و پایه و همپایه (درس ۱۰)جملهسازی به شیوهٔ بلاغی و مرتبکردن اجزای جمله به شیوهٔ عادی (درس ۱ و ۱۱)شبکهٔ معنایی (درس ۱۲ و ۱۷)واژههای ممال (درس ۱۲)انواع «را» (درس ۱۴، تشخیص رای مفعولی مهم است و متممی)همچنین انواع «چو» (درس ۱۲)
توضیحی دربارهٔ امتحان فارسی
همانطور که در نمونهسوالات مشاهده میکنید، پرسشهای آزمون فارسی شامل سه بخش کلی میشود:قلمروی زبانیقلمروی ادبیو قلمروی فکریهر کدام از این سه بخش شامل موضوعاتی هستند.
قلمرو زبانیمعمولا حدود ۷ نمره دارد
معنی واژه: معمولا یک نمرهشامل همه واژه های دشوار میشود، چه آنها که در فهرست آخر کتاب آمده چه آنها که در متن درسها داشتهایم.نیز واژههای همآوا، مترادف، متضاد، متناسب
املای واژه: دو نمرهشامل همه واژهها از همه بخشها
نکات دستوری: چهار نمره
حذف فعل به قرینه (درس ۲)شناخت انواع فعل (درس ۲)تشخیص نقش کلمات در گروه اسمی (شناخت هسته و انواع وابستهها: صفتهای اشاره، پرسشی، تعجبی، مبهم، شمارشی، عالی، بیانی، تفضیلی؛ و مضافالیه)(اشارهشده در درس ۳)تشخیص نقش واژهها در جمله (شناخت نقشها: فعل، فاعل، مفعول، مسند، متمم، منادا (درس ۱۸)، صفت، مضافالیه، قید و...)(حواستان باشد که وقتی از شما نقش واژهها را میخواهند برای هر واژه فقط باید یک نقش بنویسید، نه بیشتر)تشخیص نقش ضمیر در جمله (درس ۶)شناخت واژههای دوتلفظی (درس ۷)تحول معنایی واژهها (درس ۸)تشخیص کاربرد معنایی پسوند «-َ ک»در واژهها (درس ۸)شناخت انواع واو (درس ۹)تشخیص حروف ربط و جملههای پیرو و پایه و همپایه (درس ۱۰)جملهسازی به شیوهٔ بلاغی و مرتبکردن اجزای جمله به شیوهٔ عادی (درس ۱ و ۱۱)شبکهٔ معنایی (درس ۱۲ و ۱۷)واژههای ممال (درس ۱۲)انواع «را» (درس ۱۴، تشخیص رای مفعولی مهم است و متممی)همچنین انواع «چو» (درس ۱۲)
۸۹۷
۲۱:۱۵
قلمرو ادبی:معمولا ۵ نمره
حفظ شعر: یک نمرههمای رحمت (ترم اول)بوی گل و ریحانها (ترم اول)دلیران و مردان ایرانزمین (ترم دوم)
در میانترم دوم فقط «دلیران و مردان ایرانزمین» میآید و در پایانترم دوم معمولا هر سه شعر.
تاریخ ادبیات: معمولا یک نمره
گونهشناسیهای ابتدای هر فصل: دانستن تعریف و ویژگیهای انواع ادبی (ادبیات تعلیمی، پایداری، غنایی، عرفانی، زندگینامه، حماسی)، نمونه کتابهای مهم هر سبک ادبی را بشناسید.
بهندرت مباحث ادبی که در کارگاهها آمدهاست؛ مثلا تعریف شعر سپید (درس ۳)دربارهٔ زندگی سیف فرغانی (درس ۵)ویژگیهای مهم حماسه (درس ۱۳ و گونهشناسی فصل ۶)شیوهٔ عادی و شیوهٔ بلاغی (درس ۱۱)نقیضه (درس ۱۴)
نام کتابها و نویسندهها که در پایان درسها آمدهاست:
الهینامه: عطارقابوسنامه: عنصرالمعالی کیکاووسکلیله و دمنه: نصرالله منشیبوستان و گلستان: سعدیمثنوی معنوی: مولویداستان دیوار: جمال میرصادقیگوشوارهٔ عرش: علی موسوی گرمارودیسیاستنامه: خواجه نظامالملک طوسیاسرار التوحید: محمد بن منورتفسیر سورهٔ یوسف: احمد بن محمد طوسیسفرنامه: ناصرخسرواتاق آبی (شامل داستان «کلاس نقاشی»): سهراب سپهریارزیابی شتابزده (شامل داستان «پیرمرد چشم ما بود»): جلال آل احمداخلاق محسنی: حسین واعظ کاشفیداستان خسرو: عبدالحسین وجدانیجوامع الحکایات: محمد عوفیسمفونی پنجم جنوب: نزار قبانیداستان مزار شاعر: فرانسوا کوپهمائدههای زمینی: آندرهژیدسهپرسش: تولستوی
شناخت آرایههای ادبی: معمولا سه نمره
آرایههایی که در سالهای پیش یا امسال آموختهاید:حسآمیزی (درس ۱)مجاز (درس ۱)حسن تعلیل (درس ۳)استعاره (درس ۱ و ۵)ایهام (درس ۶)سجع (درس ۷)اغراق (درس ۱۲)تمثیل (درس ۱۴)جناس (درس ۱۴)تضمین (درس ۱۶)مراعات نظیر (درس ۱۷)تشبیه، تشخیص، کنایه، نماد، واجآرایی و...
حفظ شعر: یک نمرههمای رحمت (ترم اول)بوی گل و ریحانها (ترم اول)دلیران و مردان ایرانزمین (ترم دوم)
در میانترم دوم فقط «دلیران و مردان ایرانزمین» میآید و در پایانترم دوم معمولا هر سه شعر.
تاریخ ادبیات: معمولا یک نمره
گونهشناسیهای ابتدای هر فصل: دانستن تعریف و ویژگیهای انواع ادبی (ادبیات تعلیمی، پایداری، غنایی، عرفانی، زندگینامه، حماسی)، نمونه کتابهای مهم هر سبک ادبی را بشناسید.
بهندرت مباحث ادبی که در کارگاهها آمدهاست؛ مثلا تعریف شعر سپید (درس ۳)دربارهٔ زندگی سیف فرغانی (درس ۵)ویژگیهای مهم حماسه (درس ۱۳ و گونهشناسی فصل ۶)شیوهٔ عادی و شیوهٔ بلاغی (درس ۱۱)نقیضه (درس ۱۴)
نام کتابها و نویسندهها که در پایان درسها آمدهاست:
الهینامه: عطارقابوسنامه: عنصرالمعالی کیکاووسکلیله و دمنه: نصرالله منشیبوستان و گلستان: سعدیمثنوی معنوی: مولویداستان دیوار: جمال میرصادقیگوشوارهٔ عرش: علی موسوی گرمارودیسیاستنامه: خواجه نظامالملک طوسیاسرار التوحید: محمد بن منورتفسیر سورهٔ یوسف: احمد بن محمد طوسیسفرنامه: ناصرخسرواتاق آبی (شامل داستان «کلاس نقاشی»): سهراب سپهریارزیابی شتابزده (شامل داستان «پیرمرد چشم ما بود»): جلال آل احمداخلاق محسنی: حسین واعظ کاشفیداستان خسرو: عبدالحسین وجدانیجوامع الحکایات: محمد عوفیسمفونی پنجم جنوب: نزار قبانیداستان مزار شاعر: فرانسوا کوپهمائدههای زمینی: آندرهژیدسهپرسش: تولستوی
شناخت آرایههای ادبی: معمولا سه نمره
آرایههایی که در سالهای پیش یا امسال آموختهاید:حسآمیزی (درس ۱)مجاز (درس ۱)حسن تعلیل (درس ۳)استعاره (درس ۱ و ۵)ایهام (درس ۶)سجع (درس ۷)اغراق (درس ۱۲)تمثیل (درس ۱۴)جناس (درس ۱۴)تضمین (درس ۱۶)مراعات نظیر (درس ۱۷)تشبیه، تشخیص، کنایه، نماد، واجآرایی و...
۹۶۹
۲۱:۱۷
قلمرو فکریمعمولا ۸ نمره
شامل دو بخش کلی:۱- درک مطلب؛ یعنی دریافت پیام و مفهوم عبارتهای نظم یا نثر: معمولا ۴ نمره
برای پاسخگویی به این نوع پرسشها بیشتر وقتها نیاز داریم به شناخت آرایهها؛ زیرا درواقع مفهوم کلام و منظور نویسنده مورد پرسش قرار میگیرد و برای اینکه منظور را درک کنیم نیاز داریم به تشخیص آرایهها، بهویژه آرایههایی مانند مجاز، استعاره و کنایه.
نوع دیگر این سوالات مقایسه کردن عبارات از نظر مفهوم است و مشخص کردن جملاتی است که مفهوم مشترک یا متضاد دارند. نمونههای آن در کارگاهها آمدهاست.تلمیحها و تضمینهایی که در کارگاهها به آنها اشاره شدهاست، نیز مهم هستند.
۲- معنیکردن و بیان مفهوم عبارتهای نظم یا نثر: معمولا ۴ نمره
سعی کنید ابتدا معنای ساده بیت را بنویسید. یعنی در هر جمله بهجای واژههای کهن یا دشوار برابرِ امروزی یا سادهٔ آن را قرار دهید یا دربارهٔ آن توضیح دهید و سپس اگر مفهوم را هم خواسته بودند، دربارهٔ مفهوم کلام و منظور نهایی نویسنده هرطور میدانید توضیح دهید.در این نوع پرسشها سعی کنید هر چه میدانید را مرتب و واضح بنویسید. البته در نوشتن زیادهروی هم نکنید، چون اگر در کنار توضیحات صحیح مطالب بیربط و غلط هم بنویسید، معمولا نمره کم میشود.
برای پاسخگویی به سوالات بخش قلمرو فکری نیاز است که کل متن همه درسها را بهخوبی خوانده باشید و مفهومها را درک کرده باشید؛ اما بههرحال اگر به نمونهسوالات توجه کنید، میبینید که از هر درس معمولا برخی جملهها یا ابیات خاص بیشتر مورد پرسش قرار گرفتهاست. این جملهها معمولا جملههایی هستند که شامل چند واژهٔ دشوار هستند یا جمله هایی که برای فهمشان نیاز به درک آرایههای بهکاررفته هست یا جمله هایی که دربردارندهٔ توصیههای نویسنده هستند.
با آرزوی شادی و سربلندی


شامل دو بخش کلی:۱- درک مطلب؛ یعنی دریافت پیام و مفهوم عبارتهای نظم یا نثر: معمولا ۴ نمره
برای پاسخگویی به این نوع پرسشها بیشتر وقتها نیاز داریم به شناخت آرایهها؛ زیرا درواقع مفهوم کلام و منظور نویسنده مورد پرسش قرار میگیرد و برای اینکه منظور را درک کنیم نیاز داریم به تشخیص آرایهها، بهویژه آرایههایی مانند مجاز، استعاره و کنایه.
نوع دیگر این سوالات مقایسه کردن عبارات از نظر مفهوم است و مشخص کردن جملاتی است که مفهوم مشترک یا متضاد دارند. نمونههای آن در کارگاهها آمدهاست.تلمیحها و تضمینهایی که در کارگاهها به آنها اشاره شدهاست، نیز مهم هستند.
۲- معنیکردن و بیان مفهوم عبارتهای نظم یا نثر: معمولا ۴ نمره
سعی کنید ابتدا معنای ساده بیت را بنویسید. یعنی در هر جمله بهجای واژههای کهن یا دشوار برابرِ امروزی یا سادهٔ آن را قرار دهید یا دربارهٔ آن توضیح دهید و سپس اگر مفهوم را هم خواسته بودند، دربارهٔ مفهوم کلام و منظور نهایی نویسنده هرطور میدانید توضیح دهید.در این نوع پرسشها سعی کنید هر چه میدانید را مرتب و واضح بنویسید. البته در نوشتن زیادهروی هم نکنید، چون اگر در کنار توضیحات صحیح مطالب بیربط و غلط هم بنویسید، معمولا نمره کم میشود.
برای پاسخگویی به سوالات بخش قلمرو فکری نیاز است که کل متن همه درسها را بهخوبی خوانده باشید و مفهومها را درک کرده باشید؛ اما بههرحال اگر به نمونهسوالات توجه کنید، میبینید که از هر درس معمولا برخی جملهها یا ابیات خاص بیشتر مورد پرسش قرار گرفتهاست. این جملهها معمولا جملههایی هستند که شامل چند واژهٔ دشوار هستند یا جمله هایی که برای فهمشان نیاز به درک آرایههای بهکاررفته هست یا جمله هایی که دربردارندهٔ توصیههای نویسنده هستند.
با آرزوی شادی و سربلندی
۱.۳K
۲۱:۱۹
دستور زبان.pdf
۱.۸ مگابایت
۷۶۴
۹:۳۳
فارسی دهم ۱۴۰۴
دستور زبان.pdf
دروداین فایلی هست که بخشی از مطالب همین کانال در اون اومده و در کلاس جمعبندی استفاده شد.
دوستان خواهش کردند که فایل کتاب مکمل البرز نیز که درکلاس استفاده شد ارسال بشه ولی اون رو نشد بفرستم؛ چون حجمش زیاده و چند بار فرستادم؛ اما «بله» میگه حجم فایل بیش از حد مجاز است.
دوستان خواهش کردند که فایل کتاب مکمل البرز نیز که درکلاس استفاده شد ارسال بشه ولی اون رو نشد بفرستم؛ چون حجمش زیاده و چند بار فرستادم؛ اما «بله» میگه حجم فایل بیش از حد مجاز است.
۵۹۲
۹:۳۶