شب ۱۵۷ بود و ما این مسیر را پر قدرت ادامه میدهيم.
#دهه_نودیها
برای داشتن فرزند صالح با ما همراه شو...
ble.ir/farzand_saleh313
#دهه_نودیها
۱.۴K
۱۷:۰۱
به نام خدا ۱.حدیث موضوعی (بخش افتتاحیه) «المُؤْمِنُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ»> (مؤمن تمام وقتش مشغول است)
۲.
پیام اصلی درس (همان متن، دستهبندی شده)
- یک انسان مقاوم، برای این که بتواند همیشه قوی باشد باید از فرصتهایش استفاده کند و خودش را قوی کند. - به خاطر همین در هر زمان زندگیاش مشغول است و بیکار نیست. - آدم مقاوم بیکار نیست؛ انسان بیکار رفیق شیطان میشود، چون شیطان برای آدم بیکار کارهای بیهوده جور میکند و او را ضعیف میکند تا دیگر با او نتواند مبارزه کند.
۳.
داستان
*به نام خدا
ساعت از هفت غروب گذشته بود و علی همچنان در حال بازی با برادر کوچکترش بود. مادر با یک ظرف خوراکی آمد و کنار علی نشست؛ دستهای علی را در دستش نگه داشت و گفت: «خدا قوت پسر مهربانم؛ امروز حسابی برای برادرت وقت گذاشتی، به نظرت الان وقت چه کاری است؟» علی چشمهایش را گرد کرد و با شیطنت گفت: «وقت خوردن این خوراکی خوشمزه.»
مادر در ادامه گفت: «بعد از آن وقت چیست؟» علی به ساعت نگاهی کرد و گفت: «مامان کی ساعت هفت شد؟» مادر دستش را گذاشت روی شانه علی و گفت: «شما سرگرم بازی بودی برای همین متوجه نشدی، حالا به نظرت تا موقع خوابیدن چقدر زمان برای انجام تکلیفت باقی مانده؟» علی گفت: «مامان قرارمان یادت رفته؟» مادر گفت: «نه یادم نرفته، ساعت چهار طبق قرارمان، صدای ضبط شده خودت را پخش کردم که گفتی بودی: «من منتظرت هستم علی، بیا سراغم، از طرف دوست همیشگیات کتاب مهربان.» علی دستش را گذاشت روی پیشانیاش و با تعجب گفت: «یعنی از آن موقع تا حالا سه ساعت گذشت! مامان میشود دفعه بعد، دو بار صدا را برایم پخش کنی؟» مادر گفت: «باشد علی جان، دیگر چه کارهایی میشود کرد؟» علی گفت: «اگر محمد بخوابد من هم حوصلهام سر میرود و یادم میآید که مشق بنویسم.»
مادر گفت: «اگر حوصلهات سر نرفت چه؟» علی گفت: «خب چه کار کنم؟ دستم درد میگیرد، آخر چقدر مشق بنویسم؟» مادر علی را بوسید و گفت: «اگر امسال که کلاس اول هستی خوب خواندن و نوشتن را یاد نگیری، سالهای بعد، حتی نمیتوانی یک داستان ساده بخوانی، همان کاری که خیلی دوست داری بکنی!» علی گفت: «یعنی کلاس اولم که تمام شد میتوانم برای داداش محمد داستان بخوانم؟» مادر گفت: «اول بگو ببینم یادت هست صبح که بستنی را از یخچال بیرون گذاشتی و یادت رفت بخوری، چه بلایی سرش آمد؟» علی با لب و لوچه آویزان گفت: «حیف شد بستنی خوشمزه من.» مادر گفت: «اگر الان که بهترین وقت برای خوب خواندن و نوشتن هست را از دست بدهی، بعداً میگویی حیف شد، چرا نمیتوانم خوب بخوانم؟»
علی همین طور که توپ کوچکش را بالا و پایین میانداخت رفت سمت دفتر مشقش و به برادرش محمد گفت: «داداشی، حالا باید بروم مشق بنویسیم، تو برو با مامان بازی کن.» مادر خندید و گفت: «محمد نقاشی میکشد، من داستانم را مینویسم، تو هم مشقت را.»
---
۴.
زنگ گفتوگو (پرسش برای کودکان)
> بچههای عزیز، ما وقتمان را باید با چه کارهایی پر کنیم؟
---
۵.
زنگ بازی
- تعداد بازیکنان:* یک گروه ۵ نفره - تعداد بادکنکها: ۶ عدد که روی هر کدام یک کار مهم نوشته شده است. - روش اجرا: مربی یک بادکنک به سمت بچهها پرتاب میکند. بچهها باید مراقب باشند بادکنک روی زمین نیافتد (یعنی آن کار مهم روی زمین نمونه و انجامش بدهند). مربی همین طور کارها (بادکنکها) را اضافه میکند تا آخر که برای ۵ نفر، ۶ کار و بادکنک پرتاب میشود و بچهها باید مراقب باشند هیچ کاری روی زمین نیافته و نمونه. حواسشان به همهی کارها باید باشد. - در حین بازی: حدیث موضوعی هم خوانده میشود و مربی هر کدام از بادکنکها و کارهای مهم را در هر دور بازی توضیح میدهد. - هدف بازی: این بازی به بچهها یاد میدهد باید مسئولیتپذیر بود و کارها را کامل انجام داد.
کارهای روی بادکنکها:- نماز - درس و مطالعه - کمک به والدین - نظافت - بازی - ورزش
#تجمعات#باید_برخاست#شب۱۵۸
برای داشتن فرزند صالح با ما همراه شو...
ble.ir/farzand_saleh313
۲.
- یک انسان مقاوم، برای این که بتواند همیشه قوی باشد باید از فرصتهایش استفاده کند و خودش را قوی کند. - به خاطر همین در هر زمان زندگیاش مشغول است و بیکار نیست. - آدم مقاوم بیکار نیست؛ انسان بیکار رفیق شیطان میشود، چون شیطان برای آدم بیکار کارهای بیهوده جور میکند و او را ضعیف میکند تا دیگر با او نتواند مبارزه کند.
۳.
*به نام خدا
ساعت از هفت غروب گذشته بود و علی همچنان در حال بازی با برادر کوچکترش بود. مادر با یک ظرف خوراکی آمد و کنار علی نشست؛ دستهای علی را در دستش نگه داشت و گفت: «خدا قوت پسر مهربانم؛ امروز حسابی برای برادرت وقت گذاشتی، به نظرت الان وقت چه کاری است؟» علی چشمهایش را گرد کرد و با شیطنت گفت: «وقت خوردن این خوراکی خوشمزه.»
مادر در ادامه گفت: «بعد از آن وقت چیست؟» علی به ساعت نگاهی کرد و گفت: «مامان کی ساعت هفت شد؟» مادر دستش را گذاشت روی شانه علی و گفت: «شما سرگرم بازی بودی برای همین متوجه نشدی، حالا به نظرت تا موقع خوابیدن چقدر زمان برای انجام تکلیفت باقی مانده؟» علی گفت: «مامان قرارمان یادت رفته؟» مادر گفت: «نه یادم نرفته، ساعت چهار طبق قرارمان، صدای ضبط شده خودت را پخش کردم که گفتی بودی: «من منتظرت هستم علی، بیا سراغم، از طرف دوست همیشگیات کتاب مهربان.» علی دستش را گذاشت روی پیشانیاش و با تعجب گفت: «یعنی از آن موقع تا حالا سه ساعت گذشت! مامان میشود دفعه بعد، دو بار صدا را برایم پخش کنی؟» مادر گفت: «باشد علی جان، دیگر چه کارهایی میشود کرد؟» علی گفت: «اگر محمد بخوابد من هم حوصلهام سر میرود و یادم میآید که مشق بنویسم.»
مادر گفت: «اگر حوصلهات سر نرفت چه؟» علی گفت: «خب چه کار کنم؟ دستم درد میگیرد، آخر چقدر مشق بنویسم؟» مادر علی را بوسید و گفت: «اگر امسال که کلاس اول هستی خوب خواندن و نوشتن را یاد نگیری، سالهای بعد، حتی نمیتوانی یک داستان ساده بخوانی، همان کاری که خیلی دوست داری بکنی!» علی گفت: «یعنی کلاس اولم که تمام شد میتوانم برای داداش محمد داستان بخوانم؟» مادر گفت: «اول بگو ببینم یادت هست صبح که بستنی را از یخچال بیرون گذاشتی و یادت رفت بخوری، چه بلایی سرش آمد؟» علی با لب و لوچه آویزان گفت: «حیف شد بستنی خوشمزه من.» مادر گفت: «اگر الان که بهترین وقت برای خوب خواندن و نوشتن هست را از دست بدهی، بعداً میگویی حیف شد، چرا نمیتوانم خوب بخوانم؟»
علی همین طور که توپ کوچکش را بالا و پایین میانداخت رفت سمت دفتر مشقش و به برادرش محمد گفت: «داداشی، حالا باید بروم مشق بنویسیم، تو برو با مامان بازی کن.» مادر خندید و گفت: «محمد نقاشی میکشد، من داستانم را مینویسم، تو هم مشقت را.»
---
۴.
> بچههای عزیز، ما وقتمان را باید با چه کارهایی پر کنیم؟
---
۵.
- تعداد بازیکنان:* یک گروه ۵ نفره - تعداد بادکنکها: ۶ عدد که روی هر کدام یک کار مهم نوشته شده است. - روش اجرا: مربی یک بادکنک به سمت بچهها پرتاب میکند. بچهها باید مراقب باشند بادکنک روی زمین نیافتد (یعنی آن کار مهم روی زمین نمونه و انجامش بدهند). مربی همین طور کارها (بادکنکها) را اضافه میکند تا آخر که برای ۵ نفر، ۶ کار و بادکنک پرتاب میشود و بچهها باید مراقب باشند هیچ کاری روی زمین نیافته و نمونه. حواسشان به همهی کارها باید باشد. - در حین بازی: حدیث موضوعی هم خوانده میشود و مربی هر کدام از بادکنکها و کارهای مهم را در هر دور بازی توضیح میدهد. - هدف بازی: این بازی به بچهها یاد میدهد باید مسئولیتپذیر بود و کارها را کامل انجام داد.
#تجمعات#باید_برخاست#شب۱۵۸
۱.۴K
۹:۴۰
۱.۴K
۹:۴۰
۱.۴K
۹:۴۰
۱.۴K
۹:۴۰
۱.۴K
۹:۴۰
۱.۴K
۹:۴۰
بازارسال شده از کلاسهای عصر مهد حضرت رقیه سلام الله
. بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ. أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ
.
گردش و بازی شنبههای پرهیجان 
.
به همراه سرویس رفت و برگشت
سلام سلام
مادرِ عزیز، اگر دنبال یک روزِ فراموشنشدنی هستی که هم خودت به آرامش برسی و هم کودکت در کلاسِ بزرگِ طبیعت درسِ «استقامت و شجاعت» یاد بگیرد، این اردو مخصوصِ شماست!
مقصدما: آغوشِ رودخانه و کوه داراباد
برنامه این اردوی اکتشافی:
بالارفتن از کوه
آببازی و قدم زدن در رودخانه
کلاس زنده شناخت حیوانات
تقویت مهارتهای حرکتی و تعادل
حفظ محیط زیست و احترام به طبیعت
و شگفتانههای دیگر
سهمِ فرزندان از کودکی، فقط در آپارتمانها خلاصه نمیشود. بگذارید خاک، آب و آفتاب مهربان او را بزرگ کنند.
- اول با دقت اطلاعات اردو
رو بخوانید و بعد به شناسه ثبت نام پیام دهید:
زمان: شنبه، ۱۷ مرداد
ساعت: ۸ صبح تا حدود ۱۴
مهلت ثبتنام: جمعه ظهر
مکان تجمع: خیابان شهید مدنی
وسیله رفت و برگشت: ون یا اتوبوس
هزینه مادر و کودک: ۴۳۰ هزار تومان
بازه سنی بچهها: پسر و دختر زیر ۷ سال و دختران دبستانی
جهت ثبتنام
@Yafatemezahra123
منتظر دیدارتون در این گردش و بازی!
#گردش_بازی#شنبهپرهیجان#مهدحضرترقیهسلاماللهعلیها
@1401mahd
.
.
سلام سلام
مادرِ عزیز، اگر دنبال یک روزِ فراموشنشدنی هستی که هم خودت به آرامش برسی و هم کودکت در کلاسِ بزرگِ طبیعت درسِ «استقامت و شجاعت» یاد بگیرد، این اردو مخصوصِ شماست!
- اول با دقت اطلاعات اردو
جهت ثبتنام
منتظر دیدارتون در این گردش و بازی!
#گردش_بازی#شنبهپرهیجان#مهدحضرترقیهسلاماللهعلیها
@1401mahd
۴۰
۱۷:۲۰
بازارسال شده از کلاسهای عصر مهد حضرت رقیه سلام الله
. بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ. أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ
.
گردش و بازی در طبیعت زیبای
. بوستان جمشیدیه و کوهپیمایی کلکچال
سلام مامانهای عزیز...
طبق روایت پیامبر مهربونمون چند چیز مایه روشنی دیده است از جمله نگاه به سبزه و آب روان 

برای اینکه این حدیث زیبا را در زندگیمان تجربه کنیم، یک گردش و بازی تابستانیِ ویژه درنظر گرفتهایم؛ جایی در دل طبیعت، که با دیدن سبزه و آب روان و شنیدن صدای آب، روح و جانمان را تازه کنیم.
برنامه اردو:
تاریخ: شنبه ۲۴ مرداد
ساعت: ۸ صبح تا حدود ۱۴
مبدأ: خیابان شهید مدنی
هزینه (مادر+فرزند): ۴۵۰ هزار تومان
بازه سنی بچهها: پسر و دختر زیر ۷ سال و دختران دبستانی
مهلت ثبتنام: تا ظهر جمعه
اگر آمادهاید تا چشمهای کوچولوی فرزندتان را با زیباییهای طبیعت روشن کنید، برای ثبت نام پیام دهید:
@Yafatemezahra123
منتظر دیدار گرم شما در میان سبزهها هستیم!

#گردش_بازی#مهدحضرترقیهسلاماللهعلیها
@1401mahd
.
. بوستان جمشیدیه و کوهپیمایی کلکچال
سلام مامانهای عزیز...
برای اینکه این حدیث زیبا را در زندگیمان تجربه کنیم، یک گردش و بازی تابستانیِ ویژه درنظر گرفتهایم؛ جایی در دل طبیعت، که با دیدن سبزه و آب روان و شنیدن صدای آب، روح و جانمان را تازه کنیم.
@Yafatemezahra123
منتظر دیدار گرم شما در میان سبزهها هستیم!
#گردش_بازی#مهدحضرترقیهسلاماللهعلیها
@1401mahd
۱۷
۱۲:۳۵