فلسفهی شعار دادن بچهها
پسر پنجسالهم این روزها هر روز دربارهی جنگ چیز جدیدی میگه.یه روز با حالت متفکرانه پرسید:«مامان، فحش دادن زشته، نباید به کسی بگیم، درسته؟» گفتم: «آره مامانی، درست میگی.»کمی فکر کرد و گفت: «اما به دشمن میتونیم بگیم، نه؟»گفتم: «آره مامانی…»
چند روز بعد، وقتی داشتیم میرفتیم تجمع، پرسید:«مامان، داریم میریم به دشمن فحش بدیم؟»گفتم: «نه عزیزم، شعار میدیم.»نگاهی کرد و گفت: «مگه "مرگ بر آمریکا" فحش نیست؟»


سمیرا لشگری
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
پسر پنجسالهم این روزها هر روز دربارهی جنگ چیز جدیدی میگه.یه روز با حالت متفکرانه پرسید:«مامان، فحش دادن زشته، نباید به کسی بگیم، درسته؟» گفتم: «آره مامانی، درست میگی.»کمی فکر کرد و گفت: «اما به دشمن میتونیم بگیم، نه؟»گفتم: «آره مامانی…»
چند روز بعد، وقتی داشتیم میرفتیم تجمع، پرسید:«مامان، داریم میریم به دشمن فحش بدیم؟»گفتم: «نه عزیزم، شعار میدیم.»نگاهی کرد و گفت: «مگه "مرگ بر آمریکا" فحش نیست؟»
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
۶۵۳
۷:۳۱
قهرمان چهارسالهی من!
در تجمعات صدای شعار «میجنگیم، میمیریم، ذلت نمیپذیریم!» در همهجا شنیده میشد. پسر چهارسالهام، هر بار در تجمعات، با دقت به این شعارها گوش میداد و حتی همیشه اونها رو تکرار میکرد.
اما این بار، وقتی ازش خواستم مثل همیشه شعار رو کامل بگه، کمی مکث کرد. هر بار که تکرار میکردم، انگار توی فکر عمیقی فرو میرفت.
تا اینکه یک روز، با لحن بچهگانهاش گفت: «مامان، من دوست ندارم بمیرم! من فقط میخوام بجنگم!» و بعد با شور و شوق، ادامه داد: «میجنگیم! ذلت نمیپذیریم!»
این جمله کوتاه، دنیایی از عشق، شجاعت و درک عمیق رو در دل کوچک اما بزرگش نشون داد.
میر مهدی
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
در تجمعات صدای شعار «میجنگیم، میمیریم، ذلت نمیپذیریم!» در همهجا شنیده میشد. پسر چهارسالهام، هر بار در تجمعات، با دقت به این شعارها گوش میداد و حتی همیشه اونها رو تکرار میکرد.
اما این بار، وقتی ازش خواستم مثل همیشه شعار رو کامل بگه، کمی مکث کرد. هر بار که تکرار میکردم، انگار توی فکر عمیقی فرو میرفت.
تا اینکه یک روز، با لحن بچهگانهاش گفت: «مامان، من دوست ندارم بمیرم! من فقط میخوام بجنگم!» و بعد با شور و شوق، ادامه داد: «میجنگیم! ذلت نمیپذیریم!»
این جمله کوتاه، دنیایی از عشق، شجاعت و درک عمیق رو در دل کوچک اما بزرگش نشون داد.
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
۱.۲K
۵:۳۴
مفسر شعارها!
دختر ۵ سالهم وسط تجمعات، معنی همه شعارها را میپرسید و تا توضیح کامل دریافت نکند، قانع نمیشود.
«مامان! «منتقم» یعنی چی؟»««خونخواه پدر» یعنی چی؟»««گوش به فرمان پسر» یعنی چی؟»««منافق بیریشه» یعنی چی؟»یک روز بین این همه سوال، در آرامش کامل گفت: «منافق بیریشه» ایران تمشک نمیشه!
فاطمهسادات احمدی
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
دختر ۵ سالهم وسط تجمعات، معنی همه شعارها را میپرسید و تا توضیح کامل دریافت نکند، قانع نمیشود.
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
۸۵۶
۲۲:۲۲
مامان نمازت ناهار نشه!!!
پسرک سه سالهام، هروقت صدای اذان میاد میگه: «مامان هَقت (وقت) نمازه!»
یه روز بیحوصله بود و من میخواستم نماز بخونم گفت: «مامان نماز نخونید!»
من: مامان جان نمازم دیر میشه!پسرم: نمازتون ناهار میشه؟من: الهی قربونت برم قضا که اون غذا نیست!
پسرم: آها نمازتون شام میشه؟


سیده راضیه یوسف زاده
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
پسرک سه سالهام، هروقت صدای اذان میاد میگه: «مامان هَقت (وقت) نمازه!»
یه روز بیحوصله بود و من میخواستم نماز بخونم گفت: «مامان نماز نخونید!»
من: مامان جان نمازم دیر میشه!پسرم: نمازتون ناهار میشه؟من: الهی قربونت برم قضا که اون غذا نیست!
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
۱.۱K
۶:۰۷
آرزوی شیرین دخترم
دختر چهارسالهام توی یکی از تجمعات شبانهای که رفته بودیم، یه دفعه گفت:«مامان، من دوست دارم وقتی بزرگ شدم آقای خامنهای بشم.»
گفتم: «چرا عزیزم؟»
گفت: «آخه وقتی شهید شدم، همه میگن وای حیف شد شهید شد… دلشون برام تنگ میشه!»

محسنی
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
دختر چهارسالهام توی یکی از تجمعات شبانهای که رفته بودیم، یه دفعه گفت:«مامان، من دوست دارم وقتی بزرگ شدم آقای خامنهای بشم.»
گفتم: «چرا عزیزم؟»
گفت: «آخه وقتی شهید شدم، همه میگن وای حیف شد شهید شد… دلشون برام تنگ میشه!»
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
۲.۱K
۹:۲۹
جلسه خانوادگی انتخاب هدف!
این بخش از پیام سردار موسوی را برای بچههایم تعریف کردم:
«اگر از این پس دشمن دست از پا خطا کند و تعرضی به این خاک پاک صورت گیرد، این بار هر جا که شما بگویید، هدف ما خواهد بود.»
بچهها جدیجدی فکر کردهاند «سید مجیدِ نقطهزن» سامانهای راه انداخته که ما برویم نظر بدهیم!
پسر دوازدهسالهام با هیجان پرسید:«الان کجا باید بنویسیم؟!»
دختر هفتسالهام هم گفت:«مامان، شما کجا رو پیشنهاد میدید؟»
گفتم:«نه مامان جان، اینطوری نیست! مثلاً با شعارهامون توی خیابون مطالبهمون رو مطرح میکنیم.»
دخترم با ذوق گفت:«میشه بگیم: سید مجیدِ نقطهزن، پایگاهاشون رو بزن. یا بگیم سید مجید نقطهزن، تلآویو رو شخم بزن...؟»
پسر سهسالهام هم که نمیخواست از قافله عقب بماند، گفت:«سید مجیدِ نقطهزن! موشکها رو خوب بزن!»
من هم در دلم گفتم، کاش در کنار اسقاطیل، جزیره اپستین را هم بزنند.
خانوادگی حسابی هیجانزده شدهایم!
سیده. راضیه یوسف زاده
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
این بخش از پیام سردار موسوی را برای بچههایم تعریف کردم:
«اگر از این پس دشمن دست از پا خطا کند و تعرضی به این خاک پاک صورت گیرد، این بار هر جا که شما بگویید، هدف ما خواهد بود.»
بچهها جدیجدی فکر کردهاند «سید مجیدِ نقطهزن» سامانهای راه انداخته که ما برویم نظر بدهیم!
پسر دوازدهسالهام با هیجان پرسید:«الان کجا باید بنویسیم؟!»
دختر هفتسالهام هم گفت:«مامان، شما کجا رو پیشنهاد میدید؟»
گفتم:«نه مامان جان، اینطوری نیست! مثلاً با شعارهامون توی خیابون مطالبهمون رو مطرح میکنیم.»
دخترم با ذوق گفت:«میشه بگیم: سید مجیدِ نقطهزن، پایگاهاشون رو بزن. یا بگیم سید مجید نقطهزن، تلآویو رو شخم بزن...؟»
پسر سهسالهام هم که نمیخواست از قافله عقب بماند، گفت:«سید مجیدِ نقطهزن! موشکها رو خوب بزن!»
من هم در دلم گفتم، کاش در کنار اسقاطیل، جزیره اپستین را هم بزنند.
خانوادگی حسابی هیجانزده شدهایم!
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
۴۸۴
۷:۲۸
تنگه بازه یا بستهست؟
پسر چهارسالهمون هر روز صبح که میاد سر سفرهی صبحانه، چشمهاش باز میشه و دو تا لقمه میخوره، میپرسه: «الان تنگه بازه یا بستهست؟»


فهیمه صمدی
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
حالا نوبت شماست!
اگر بچههای شما هم حرفهای شیرین و بهیادماندنی دارند، پایین همین پست از شیرینزبونیهای کوچولوهایتان برایمان بنویسید. 

پسر چهارسالهمون هر روز صبح که میاد سر سفرهی صبحانه، چشمهاش باز میشه و دو تا لقمه میخوره، میپرسه: «الان تنگه بازه یا بستهست؟»
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
حالا نوبت شماست!
۱.۶K
۶:۵۴
امام حسین بچهها
پسرم سه سالشه. بهش گفته بودم محرم و صفر تموم شد دیگه.
حالا امشب اومدیم بیرون، به باباش میگه:— بابا یه کیک برا امام حسین بخر که الان دیگه زندهست 🥹
عارفه ملکوتی
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
حالا نوبت شماست!
اگر بچههای شما هم حرفهای شیرین و بهیادماندنی دارند، پایین همین پست از شیرینزبونیهای کوچولوهایتان برایمان بنویسید. 

پسرم سه سالشه. بهش گفته بودم محرم و صفر تموم شد دیگه.
حالا امشب اومدیم بیرون، به باباش میگه:— بابا یه کیک برا امام حسین بخر که الان دیگه زندهست 🥹
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
حالا نوبت شماست!
۳۹۴
۵:۲۵
روزمرگی شیرین
دخترکِ دوسالهام تازگیها وقتی مشغول کار هستم، یکبار صدایم کند و من نشنوم، برایم شعر میخواند تا توجهم را جلب کند
او با همان لحن و آوازی که خودم برایش میخوانم، میآید، اسمِ خودش را از شعر حذف و با «مامان» جایگزین میکند؛
«مامان قشنگم...یکی یدونم...چراغ خونم...عزیزِ دردونم...»
و اینطور میشود که من، وسطِ انبوهِ کارها، یک کیلو قند که در دلم آب میشود! 🥹🥹🥹


الناز مینویینژاد
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
@rossgollmir
https://ble.ir/farzandane
حالا نوبت شماست!
اگر بچههای شما هم حرفهای شیرین و بهیادماندنی دارند، پایین همین پست از شیرینزبونیهای کوچولوهایتان برایمان بنویسید. 

دخترکِ دوسالهام تازگیها وقتی مشغول کار هستم، یکبار صدایم کند و من نشنوم، برایم شعر میخواند تا توجهم را جلب کند
او با همان لحن و آوازی که خودم برایش میخوانم، میآید، اسمِ خودش را از شعر حذف و با «مامان» جایگزین میکند؛
«مامان قشنگم...یکی یدونم...چراغ خونم...عزیزِ دردونم...»
و اینطور میشود که من، وسطِ انبوهِ کارها، یک کیلو قند که در دلم آب میشود! 🥹🥹🥹
دانهدانه با فرزندانه همراه باشید:
حالا نوبت شماست!
۱۸۴
۱۲:۲۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.