«چرا مغز، کارهای مهم را به تعویق میاندازد؟»
۲۳۰
۲۰:۲۱
تا حالا شده کاری را که میدانی به نفعت است، بارها عقب بیندازی؟
شروع ورزش
خواندن یک کتاب تماس گرفتن با یک نفر
یا حتی انجام یک کار ساده که فقط ۱۰ دقیقه وقت میگیرد.
بیشتر ما سریع به خودمان برچسب «تنبل» میزنیم.
اما روانشناسی یک نگاه متفاوت دارد.
مغز انسان طوری طراحی شده که اول امنیت را انتخاب کند، بعد رشد را.
اگر یک کار باعث اضطراب، ترس از شکست، کاملگرایی یا حتی ترس از قضاوت شود، مغز سعی میکند از آن فاصله بگیرد.
برای همین، ناگهان خودت را در حال اسکرول کردن، مرتب کردن اتاق یا انجام هر کار دیگری میبینی؛ فقط نه همان کاری که باید انجام میدادی.
خواندن یک کتاب تماس گرفتن با یک نفر
یا حتی انجام یک کار ساده که فقط ۱۰ دقیقه وقت میگیرد.
بیشتر ما سریع به خودمان برچسب «تنبل» میزنیم.
اما روانشناسی یک نگاه متفاوت دارد.
مغز انسان طوری طراحی شده که اول امنیت را انتخاب کند، بعد رشد را.
اگر یک کار باعث اضطراب، ترس از شکست، کاملگرایی یا حتی ترس از قضاوت شود، مغز سعی میکند از آن فاصله بگیرد.
برای همین، ناگهان خودت را در حال اسکرول کردن، مرتب کردن اتاق یا انجام هر کار دیگری میبینی؛ فقط نه همان کاری که باید انجام میدادی.
۲۶۸
۲۰:۲۲
نکته مهم این است:
خیلی وقتها اهمالکاری، مشکل مدیریت زمان نیست؛ بلکه مشکل مدیریت احساسات است.
اگر این روزها کاری را مدام عقب میاندازی، قبل از اینکه خودت را تنبل بدانی، از خودت بپرس:
«این کار چه احساسی در من ایجاد میکند که دارم از آن فرار میکنم؟»
دوست دارم بنویسی:این روزها بیشتر از انجام دادنِ کدام کار فرار میکنی؟@fasinir
خیلی وقتها اهمالکاری، مشکل مدیریت زمان نیست؛ بلکه مشکل مدیریت احساسات است.
«این کار چه احساسی در من ایجاد میکند که دارم از آن فرار میکنم؟»
۳۱۱
۲۰:۲۲
«اگر مدام به تأیید دیگران نیاز داری، احتمالاً دنبال عشق نیستی؛ دنبال امنیتی.»
همهی ما دوست داریم دوست داشته شویم؛ اما بین نیاز طبیعی به محبت و وابستگی به تأیید دیگران یک تفاوت مهم وجود دارد.
وقتی حال خوبت کاملاً وابسته به رفتار دیگران میشود، ممکن است اتفاقهایی مثل این را تجربه کنی:
اگر کسی دیر جواب پیام بدهد، ذهنت شروع به داستانسازی میکند.
اگر از تو تعریف نکنند، احساس میکنی کافی نیستی.* مدام دنبال این هستی که مطمئن شوی هنوز برای دیگران ارزشمندی.
در روانشناسی، این موضوع همیشه به معنی «کمبود اعتمادبهنفس» نیست؛ گاهی ریشه آن در احساس ناامنی هیجانی است.وقتی امنیت درون خودمان را تقویت میکنیم، محبت دیگران همچنان لذتبخش است؛ اما دیگر تنها منبع آرامشمان نیست.
امروز فقط یک دقیقه به این سؤال فکر کن:
آخرین باری که از کسی انتظار تأیید داشتی، دقیقاً منتظر شنیدن چه چیزی بودی؟
اگر دوست داشتی، جوابش را در کامنتها بنویس.@fasinir | مدرسه روانشناسی
همهی ما دوست داریم دوست داشته شویم؛ اما بین نیاز طبیعی به محبت و وابستگی به تأیید دیگران یک تفاوت مهم وجود دارد.
وقتی حال خوبت کاملاً وابسته به رفتار دیگران میشود، ممکن است اتفاقهایی مثل این را تجربه کنی:
اگر کسی دیر جواب پیام بدهد، ذهنت شروع به داستانسازی میکند.
اگر از تو تعریف نکنند، احساس میکنی کافی نیستی.* مدام دنبال این هستی که مطمئن شوی هنوز برای دیگران ارزشمندی.
در روانشناسی، این موضوع همیشه به معنی «کمبود اعتمادبهنفس» نیست؛ گاهی ریشه آن در احساس ناامنی هیجانی است.وقتی امنیت درون خودمان را تقویت میکنیم، محبت دیگران همچنان لذتبخش است؛ اما دیگر تنها منبع آرامشمان نیست.
آخرین باری که از کسی انتظار تأیید داشتی، دقیقاً منتظر شنیدن چه چیزی بودی؟
اگر دوست داشتی، جوابش را در کامنتها بنویس.@fasinir | مدرسه روانشناسی
۳۱۴
۳:۴۴
۲۵۴
۱۱:۱۵
۳۲۶
۱۱:۱۶
نه، منظورم هیولاها نیستند.منظورم چیزی ترسناکتر است:مغز انسان!
جایی که یک روز میتواند شاهکار خلق کند و روزدیگر با اعتمادبهنفس کامل به شما بگوید:«ولش کن… از شنبه شروع کن!»
در «روانشناسی وحشتناک»وارد پروندههایی شویم که نشان میدهند ذهن ما چقدر عجیب، پیچیده و گاهی خندهدار است.
از تنبلیهای مرموز گرفته تا خطاهای شناختی، عادتهای عجیب، بازیهای ذهن و رازهایی که مغزمان هر روز پشت سرمان انجام میدهد…
_
۲۳۴
۱۸:۲۸
«انگل فکرهای شبانه»
۲۴۵
۱۸:۲۹
ویروس مقایسه

۳۳۲
۱۸:۳۳
روایتتنهاییfasinir(2).mp3
۰۲:۴۰-۲.۷۶ مگابایت
۲۲۳
۲۰:۵۵