بازارسال شده از Fazel
کربلایی فاضل نسب (سرود).mp3
۰۳:۳۹-۳.۳۴ مگابایت
۱
۱۰:۵۸
بازارسال شده از سید امیر
قطعه
برا ظهورت
خواننده: سید روح الله فاضل نسب
شاعر: احمدرضا فضیلت منش
برا ظهورت
خواننده: سید روح الله فاضل نسب
شاعر: احمدرضا فضیلت منش
۱
۱۰:۵۸
در افغانستان
به طلاب و آخوند ها ملا می گویند!
در دوره تیموریان که سلطان حسین بایقرا شاه بود؛
جوانی طلبه از اهل سنت افغانستان به نام محمد
وقتی می رود سر چشمه آب بیاورد دل به دختری می بازد به نام عایشه
! که اوهم سنی است.
عشق محمد و عایشه پر و بال میگیرد و این طلبه جوان به خواستگاری عایشه می رود؛ اما پدر عایشه مخالفت می کند.
کار عشق
به مشکل می افتد و پدر دختر مانع این وصال میشود.
عایشه که عشق ملا محمد دلش را فراگرفته است؛ هرروز می رود سر چشمه ای که اولین بار محمد را دیده بود و محل قرار های بعدیشان بود تا لااقل با خاطرات عشقش وقت بگذراند.
کم کم در تنهایی هایش این شعر را میخواند
پن: روایتی ضعیف وجود دارد که سربدران و رهبرشان ابومسلم خراسانی؛ به امر امام صادق، پیکر حضرت علی را به خراسان بردند و در هرات افغانستان دفن کردند. هم اکنون مزارشریف در افغانستان همان مزارِ شریف مولاست. [ البته امروز مشخص شده دلیل این روایت، شباهت اسمی علی ابن ابی طالب نامی است که از نسل حضرت علی است]
بیا که بریم به مزار، ملا ممد جان سیل گل لاله زار ... واه واه دلبرجان
سر کوه بلند فریاد کردم علی شیر خدا را یاد کردم
علی شیر خدا یا شاه مردان دل نا شاد ما را شاد گردان
علی شیر خدا دردم دوا کن مناجات مرا پیش خدا کن
چراغای روغنی نذر تو میدُم به هرجا عاشق است دردش دوا کن
یک روز که آن دختر داشت این شعر را میخواند، میرعلیشیر نوایی، وزیر سلطان از آن چشمه رد شد. این وزیر ادیب و لایق، به طرف چشمه رفت و ماجرای عشقشان را پیجو شد.
بعد از شنیدن ماجرا میرعلیشیر نوایی واسطه ازدواج این دو جوان عاشق شد و محمد و عایشه تا آخر عمر، خادم مزار شریف حضرت علی شدند.
میر علیشیر که خود اهل خوانندگی بود این شعر را در مجالس مختلف خواند تا تبدیل به اولین خواننده این ترانه شود. امروز این موسیقی از سرود ملی افغانستان محبوب تر و شنیده شده تر است و بخشی از هویت کشور افغانستان را تشکیل می دهد.
عید غدیر مبارک
https://ble.ir/fazilane
در دوره تیموریان که سلطان حسین بایقرا شاه بود؛
عشق محمد و عایشه پر و بال میگیرد و این طلبه جوان به خواستگاری عایشه می رود؛ اما پدر عایشه مخالفت می کند.
عایشه که عشق ملا محمد دلش را فراگرفته است؛ هرروز می رود سر چشمه ای که اولین بار محمد را دیده بود و محل قرار های بعدیشان بود تا لااقل با خاطرات عشقش وقت بگذراند.
کم کم در تنهایی هایش این شعر را میخواند
پن: روایتی ضعیف وجود دارد که سربدران و رهبرشان ابومسلم خراسانی؛ به امر امام صادق، پیکر حضرت علی را به خراسان بردند و در هرات افغانستان دفن کردند. هم اکنون مزارشریف در افغانستان همان مزارِ شریف مولاست. [ البته امروز مشخص شده دلیل این روایت، شباهت اسمی علی ابن ابی طالب نامی است که از نسل حضرت علی است]
بیا که بریم به مزار، ملا ممد جان سیل گل لاله زار ... واه واه دلبرجان
سر کوه بلند فریاد کردم علی شیر خدا را یاد کردم
علی شیر خدا یا شاه مردان دل نا شاد ما را شاد گردان
علی شیر خدا دردم دوا کن مناجات مرا پیش خدا کن
چراغای روغنی نذر تو میدُم به هرجا عاشق است دردش دوا کن
یک روز که آن دختر داشت این شعر را میخواند، میرعلیشیر نوایی، وزیر سلطان از آن چشمه رد شد. این وزیر ادیب و لایق، به طرف چشمه رفت و ماجرای عشقشان را پیجو شد.
بعد از شنیدن ماجرا میرعلیشیر نوایی واسطه ازدواج این دو جوان عاشق شد و محمد و عایشه تا آخر عمر، خادم مزار شریف حضرت علی شدند.
میر علیشیر که خود اهل خوانندگی بود این شعر را در مجالس مختلف خواند تا تبدیل به اولین خواننده این ترانه شود. امروز این موسیقی از سرود ملی افغانستان محبوب تر و شنیده شده تر است و بخشی از هویت کشور افغانستان را تشکیل می دهد.
عید غدیر مبارک
https://ble.ir/fazilane
۳۶۱
۲۰:۳۹
Bia Berim Be Mazar Molla Mamad Jan.mp3
۰۴:۱۶-۳.۹۱ مگابایت
۳۶۷
۲۰:۴۶
نادِ عَلیّاً مَظهَرَ العَجائِب تَجِدهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوائِب




https://ble.ir/fazilane
خدا سرشت علی را که رو کند هنرش رانشان دهد به ملائک ، خدا ترین بشرش را
برای روز مبادا سرشت تا که نبیند درون همهمه ها بی عصا پیامبرش را
که خاک، سَر به بلندای آسمان برساند به وقت سجده ببوسد شمایل پدرش را
علی است مرد عدالت، که در مقام قضاوت عوض نکرد ، نه زور و نه زر دمی نظرش را
کسی نزد به زمینش به جز یتیم به بازی ندیده اند به جز ماه و چاه ، چشم ترَش را
علی است آیه و تاریخ نیز شان نزولش نبرد از تن کعبه هزاره ها اثرش را
احمدرضا فضیلت منش
خدا سرشت علی را که رو کند هنرش رانشان دهد به ملائک ، خدا ترین بشرش را
برای روز مبادا سرشت تا که نبیند درون همهمه ها بی عصا پیامبرش را
که خاک، سَر به بلندای آسمان برساند به وقت سجده ببوسد شمایل پدرش را
علی است مرد عدالت، که در مقام قضاوت عوض نکرد ، نه زور و نه زر دمی نظرش را
کسی نزد به زمینش به جز یتیم به بازی ندیده اند به جز ماه و چاه ، چشم ترَش را
علی است آیه و تاریخ نیز شان نزولش نبرد از تن کعبه هزاره ها اثرش را
احمدرضا فضیلت منش
۱۱۱
۲۱:۰۸
یه ماه قبل شهادت تو نمایشگاه کتاب دیدمشون
گفتم برم یه سلامی، سوالی سلفیی چیزی...
دورش شلوغ بود بیخیال شدم
من خیلی دیدم مصاحبه ها و ... شهید طهرانچی روبارزترین ویژگیش لبخندی بود که حتی وقت حرف زدن عادی هم داشت...اون روزم تو نمایشگاه با همون لبخند با بچه ها حرف میزد
صبح ۲۳ م وقتی رگباری لیست شهدا میومد اولین واکنشی که به خبر شهادت دکتر طهرانچی داشتم همین خاطره بود

گفتم برم یه سلامی، سوالی سلفیی چیزی...
دورش شلوغ بود بیخیال شدم
من خیلی دیدم مصاحبه ها و ... شهید طهرانچی روبارزترین ویژگیش لبخندی بود که حتی وقت حرف زدن عادی هم داشت...اون روزم تو نمایشگاه با همون لبخند با بچه ها حرف میزد
صبح ۲۳ م وقتی رگباری لیست شهدا میومد اولین واکنشی که به خبر شهادت دکتر طهرانچی داشتم همین خاطره بود
۱۱۱
۷:۴۸
یادداشت های روانشناسی من
️در باب یک خبر جان سوز، وقتی یالوم گریست
️
از بی حوصلگی با اینترنت آزاد
و ارزان خودم داشتم به لطف فیلترشکن مفتیِ کارنکنِ مزخرف ، اینستاگرام را چک می کردم که بعد از سه دقیقه لوآد شدن، یک عکس بالا آمد حاوی خبر و تیتری جانسوز، فرزند اروین یالوم؛ روانپزشک معروف خودکشی کرده!
چشم هایم گرد شد؛ نام یالوم را در گوگل جست و جو کردم، فقط زندگینامه و کتاب هایش را آورد.مامان و معنی زندگی
خیره به خورشید
دژخیم عشق
هنر درمان
کتاب هایی که از قضا بسیار کتاب های جالبی هستند، حداقل این سه چارتایی که خودم خواندم را توصیه میکنم!
فکر کردم شاید شایعه بوده این خبر، اما به ذهنم زد تنظیمات جست و جو را به ۲۴ ساعت گذشته محدود کنم؛ و بعععععله
شاهزاده (ویکتور یالوم)فرزند (شاه اروین کبیر)، پیامبر عصر نوین روانشناسی، یگانه رهبر رویکرد وجودگرایی در حالی که خود نیز چون پدر رواندرمانگر بود به علت افسردگی به زندگی خود پایان داد.
چه باید گفت؟ ویکتور، داداش تو که خودت روانشناسی چرا؟
آیا شاهزاده ویکتور، معنای زندگی را نمی دانست؟ نمی دانست اگر دوش آب سرد بگیرد حالش بهتر می شود؟دو ورق قرص با مُهر پدرش نمی توانست از داروخانه بخرد؟
واقعا آدم می ماند! یاد فروید و یونگ و مزلو و... بقیه افتادم،همه آدم ها کوشیدند روان را بفهمند اما از آن کوه، فقط یک سنگ ریزه برداشتند
و خودشان هم روان سالم را، تجربه نکردند. چه بسا هرچه گفتند، نمود مشکلات خودشان بود!
فروید؛ از فرط استعمال سیگار سرطان گرفت و وقتی امیدی به بهبود نداشت به زندگی اش پایان داد.
یونگ با تمام مذهبی بودن ، بارها به همسرش خیانت کرد ! همسری ثروتمند، هنرمند و به چشم نوه برادری از همه معشوقه هایش یک سر و گردن بهتر بود
مزلو، تا آخر عمر از مادرش متنفر بود ! و نمادی از مشکلات روانی مختلف ؛ که اگر همسرش به دادش نمی رسید معلوم نبود سرنوشتش به کجا می رسید.
این هم از یالوم! آن همه کتاب و دانش و تجربه، آخر فرزندش را نجات نداد.
اما یک چیز که برایم جالب بود، بیانیه رسمی خانواده یالوم بود! جمله آخرش این بود؛ عزیزانتان را در آغوش بگیرید.
ضمنا آن خانواده داغدار ، ضمن طلب حلالیت از ذَوِالحقوق ، خواسته بودند همه دوستان آشنایان از شهرهای دور و نزدیک به جای شرکت در مراسم تشییع ، تدفین و ختم و سوم و هفته و چهلم؛ از برنامه های بهداشتی پیشگیری از خودکشی حمایت کنند.
راستش، به خودم نگاه کردم، به اینکه وقتی مراجع برایم از رنج هایش می گوید، چقدر دستم خالی است! داستان و حکمت تعریف کنم؟ گفت و گوی سقراطی؟ تجربه زیسته شخصی را برایش بگویم؟ لبخند بزنم یا جدی باشم؟
اشک مراجع را که می بینم، میمانم چه واکنشی نشان دهم! وقتی کسی مقابلم با صورت سرخ شده گریه می کند؛ به خودم میگویم خب، چرا ماتت برده؟ درمان کن! کمک کن!
گور پدر همه ی رویکرد ها! چرا هیچکدام اینجا به دردم نمی خورند؟ آنجا چه اهمیتی دارد این بغض ریشه در کودکی دارد یا به فلان طرحواره مربوط می شود!
عزیزان خودم هم اگر در دل ماجرا باشند بدتر، من نمی توانم همزمان دو نقش ایفا کنم، به عنوان خانواده، دوست، آشنا... احساس عجز می کنم از عذابی که می بینم می کشند و نمی دانم چه کنم!
شاید حالا که این متن را میخوانید، فکر کنید که خود نویسنده خدای اختلالات روانی است و هیچ چیز از روانشناسی یاد نگرفته! تکذیب نمی کنم
قویا هم تکذیب نمی کنم
روانشناس شخصیت احمدرضا فضیلت منش
https://t.me/srezafazilble.ir/join/14rLzRvLuV
از بی حوصلگی با اینترنت آزاد
چشم هایم گرد شد؛ نام یالوم را در گوگل جست و جو کردم، فقط زندگینامه و کتاب هایش را آورد.مامان و معنی زندگی
فکر کردم شاید شایعه بوده این خبر، اما به ذهنم زد تنظیمات جست و جو را به ۲۴ ساعت گذشته محدود کنم؛ و بعععععله
شاهزاده (ویکتور یالوم)فرزند (شاه اروین کبیر)، پیامبر عصر نوین روانشناسی، یگانه رهبر رویکرد وجودگرایی در حالی که خود نیز چون پدر رواندرمانگر بود به علت افسردگی به زندگی خود پایان داد.
چه باید گفت؟ ویکتور، داداش تو که خودت روانشناسی چرا؟
آیا شاهزاده ویکتور، معنای زندگی را نمی دانست؟ نمی دانست اگر دوش آب سرد بگیرد حالش بهتر می شود؟دو ورق قرص با مُهر پدرش نمی توانست از داروخانه بخرد؟
واقعا آدم می ماند! یاد فروید و یونگ و مزلو و... بقیه افتادم،همه آدم ها کوشیدند روان را بفهمند اما از آن کوه، فقط یک سنگ ریزه برداشتند
فروید؛ از فرط استعمال سیگار سرطان گرفت و وقتی امیدی به بهبود نداشت به زندگی اش پایان داد.
یونگ با تمام مذهبی بودن ، بارها به همسرش خیانت کرد ! همسری ثروتمند، هنرمند و به چشم نوه برادری از همه معشوقه هایش یک سر و گردن بهتر بود
مزلو، تا آخر عمر از مادرش متنفر بود ! و نمادی از مشکلات روانی مختلف ؛ که اگر همسرش به دادش نمی رسید معلوم نبود سرنوشتش به کجا می رسید.
این هم از یالوم! آن همه کتاب و دانش و تجربه، آخر فرزندش را نجات نداد.
اما یک چیز که برایم جالب بود، بیانیه رسمی خانواده یالوم بود! جمله آخرش این بود؛ عزیزانتان را در آغوش بگیرید.
ضمنا آن خانواده داغدار ، ضمن طلب حلالیت از ذَوِالحقوق ، خواسته بودند همه دوستان آشنایان از شهرهای دور و نزدیک به جای شرکت در مراسم تشییع ، تدفین و ختم و سوم و هفته و چهلم؛ از برنامه های بهداشتی پیشگیری از خودکشی حمایت کنند.
راستش، به خودم نگاه کردم، به اینکه وقتی مراجع برایم از رنج هایش می گوید، چقدر دستم خالی است! داستان و حکمت تعریف کنم؟ گفت و گوی سقراطی؟ تجربه زیسته شخصی را برایش بگویم؟ لبخند بزنم یا جدی باشم؟
اشک مراجع را که می بینم، میمانم چه واکنشی نشان دهم! وقتی کسی مقابلم با صورت سرخ شده گریه می کند؛ به خودم میگویم خب، چرا ماتت برده؟ درمان کن! کمک کن!
گور پدر همه ی رویکرد ها! چرا هیچکدام اینجا به دردم نمی خورند؟ آنجا چه اهمیتی دارد این بغض ریشه در کودکی دارد یا به فلان طرحواره مربوط می شود!
عزیزان خودم هم اگر در دل ماجرا باشند بدتر، من نمی توانم همزمان دو نقش ایفا کنم، به عنوان خانواده، دوست، آشنا... احساس عجز می کنم از عذابی که می بینم می کشند و نمی دانم چه کنم!
شاید حالا که این متن را میخوانید، فکر کنید که خود نویسنده خدای اختلالات روانی است و هیچ چیز از روانشناسی یاد نگرفته! تکذیب نمی کنم
روانشناس شخصیت احمدرضا فضیلت منش
https://t.me/srezafazilble.ir/join/14rLzRvLuV
۶۳۲
۶:۳۶
شعر لری
مِرد، کُه خیزه دِلِش ، سوهتِه وُ سرپایَه هلا رکِ مالی یه که رُهمِهسه و ویسایَه هلا
دهس ایبو سرِ زونی خش و سَر°پا ویبودارِ سر کُه یه ، تکی مالِه و تهنایه هلا
بار سر کولِشِه ، بِی دار خَلش ایره و کُهسایه یِ حونیَه وُ نیرَوِه زر سایه هلا
هر چقر جِهس° وَ ای تُل سَرِ او تُل ، نرسیتا خُش ای تایَه ولی دِلخشی او تایَه هلا
خَرس، ماسِهسه وُ سر° لوس تیهش نیره وَ زیرخینِ دِل ایخره اما سرَ بالایه هلا
احمدرضا فضیلت منش
کانال تلگرامhttps://t.me/srezafazil
کانال بله ble.ir/join/14rLzRvLuV
مِرد، کُه خیزه دِلِش ، سوهتِه وُ سرپایَه هلا رکِ مالی یه که رُهمِهسه و ویسایَه هلا
دهس ایبو سرِ زونی خش و سَر°پا ویبودارِ سر کُه یه ، تکی مالِه و تهنایه هلا
بار سر کولِشِه ، بِی دار خَلش ایره و کُهسایه یِ حونیَه وُ نیرَوِه زر سایه هلا
هر چقر جِهس° وَ ای تُل سَرِ او تُل ، نرسیتا خُش ای تایَه ولی دِلخشی او تایَه هلا
خَرس، ماسِهسه وُ سر° لوس تیهش نیره وَ زیرخینِ دِل ایخره اما سرَ بالایه هلا
احمدرضا فضیلت منش
کانال تلگرامhttps://t.me/srezafazil
کانال بله ble.ir/join/14rLzRvLuV
۵۷۲
۱۷:۵۲
یادداشت های روانشناسی من
️روانشناسی فحش، چرا فحش می دهیم؟
️
یادش به خیر... هفت هشت سال پیش، یک معلم دینی در دبیرستان داشتیم که سواد بالایی داشت. بحث رفت سر کفر گفتن؛ آن معلم گفت: آدم هایی که کفر میگن از اعتقادشون به خداست؛ آدم از کسی یا چیزی که اعتقاد نداره بهش عصبانی نمیشه؛ این جور آدما با کفر گفتن دلشون آروم میشه، طبق عبارت قرآنی (( الا بذکرالله تطمئن القلوب )) حالا چه ذکر خدا و چه کفر!
البته این معلم ابدا درست بودن این کار را تایید نکرد. صرفا از زاویه ای جدید به ماجرا نگاه کرد. چیزی که از معلم های دینی انتظار نمی رفت
امروز که به آن حرف ها فکر می کردمبه مقوله فحش دادن هم فکر کردم! چه می شود که فحش می دهیم؟
️اگر به دید روانکاو ها به عنوان یک مکانیسم دفاعی نگاهش کنیم، فحش دادن راهی است برای کاهش تعارض بن و فرامن در شخصیت مان؛ و در نتیجه کاهش اضطراب[ که به گفته فروید، علت اصلی اضطراب، تعارض بن و فرامن است.]
در اصطلاح عامه میگوییم؛ دلم خنک می شود
یکجور فرافکنی می کنیم، انتقاممان را از کسی که در عمل زورمان بهش نمی رسد با زبان میگیریم. اگر دلمان خنک نشد؛ از مکانیزم جابه جایی هم استفاده می کنیم... انتقام را به ناموس وخانواده فرد منتقل می کنیم! گاها حتی به معنی آن چه می گوییم نمی اندیشیم.
از عینک آدلر که به قضیه نگاه کنیم؛ انسان هماره برای جبران حقارت هایش می کوشد! اگر این راه به خطا برود، به جای تلاش و جبران و موفقیت، به اعمال گناه آلود می گراید و از آنها، یکی فحاشی است.
مثلا اگر معلم نمره کمی به شما بدهد دو راه دارید ، یا درس بخوانید یا به زبان انتقام بگیرید. انتقام به خاطر خشمی که لزوما احساس اصیل نیست ؛ می تواند لایه خشمی روی آتشفشانی از شرم باشد.
اما چرا عده ای مدام فحش لقلقه ی زبانشان است؟ شاید سیستم پاداش مغز
فحش دادن؛ کار کم هزینه ای بنظر می آید. زحمتی ندارد. چندبار که دلتان خنک شود و انتقامتان را بگیرید بهتان مزه می دهد. کم کم به جایی می رسید که دیگر ابراز محبتتان فحش دادن است.
دلیل دیگر؛ فقدان همدلی است
وقتی فحش میدهید . به تاثیری که کلامتان بر فرد می گذارد فکر نمی کنید. به آن کسی که فحش را حواله او می دهید نیز فکر نمی کنید. به دنبال توجه اید یا انتقام...
چرا اینقدر بددهنی و الفاظ رکیک وارد ادبیات فضای مجازی و سیاسی شده؟
اقتصاد؛ ریشه تمام معضلات اجتماعی به فقر اقتصادی برمیگردد
نقاب مجازی؛ در فضای مجازی افراد گویا خودشان نیستند. ممکن است کلا آدم دیگری شوند. و یا چون آن فضا آزاد تر است؛ خود واقعیشان را بدون ترس از آبرو یا عواقب حقوقی بیشتر رو کنند
نداشتن مهارت گفت و گو ؛ افراد چه در مجاز و چه در حقیقت، باور های خود را جز لاینفک شخصیت خود می دانند و به چالش کشیدن آنهارا چالشی برای هویت خود
چه شخصیت هایی بیشتر فحش می دهند؟ معمولا...
ضد اجتماعی ها ( anti social personality disorder) که مشکل اصلیشان فقدان همدلی است راحت فحش می دهند. ک دار و ناموسی
خودشیفته ها ( Narcisstic personality disorder) و نمایشی ها ( hysteric personality disorder) هم فحش زیاد می دهند... خودشیفته ها فحش هایی تحقیر کننده که در آن خودشان برتر هستند و نمایشی برای جلب توجه و برانگیختن فرد...
پارانویید ها نیز ، اعمال ضد اخلاقی را که درباره شان شک دارند به دوستان و خانواده؛ از روی خشم و با ابزاری بی ادبانه بیان می کنند.
پن: اگرچه بعضی از اختلالات شخصیت که ذکر شدند بیشتر فحش می دهند اما تورا به خدا از فردا ریسه نشوید از روی فحش ، اختلال شخصیت تشخیص دهید
چه کنیم که کمتر فحش دهیم؟
️مطالعه، اگر زیاد بخوانید و دایره لغات خوبی داشته باشید. برای رساندن منظورتان زود فحش نمی دهید؛ کنایه می زنید! هجو می کنید! و...
دردسر هم نمی شود
️ قبل از زدن هر حرفی خود و ناموستان را جای طرف مقابل و ناموسش بگذارید ! و قدری به فعل ناشایستی که به زبان می آورید فکر کنید. آنقدر چندش است که حالتان به هم می خورد
️صفحه حوادث بخوانید
تا ببینید همین فحش دادن های باد هوا و حتی کل کل های بی ادبانه دوستانه چه فجایعی را رقم زدند
در برابر فحاشی چه کنیم؟
️ جواب ندهید! به خودتان بگویید اگر سگی پاچه ام را گرفت؛ لازم نیست من هم پاچه اش را بگیرم
اگر در پاسخ فحش این جمله را به زبان بیاورید که اوووف
️صبر کنید و سکوت، شاید همین بد ترین انتقام باشد. مخصوصا اگر نیت اصلی فرد فحاش تحریک شما به پاسخ باشد
️ بدون فحش دادن جواب بدهید، با پرسش سقراطی... مثلا خب که چی؟ خب بعدش؟ خب....
️ [در گوشی، نگویید من گفتم] اگر زورتان می رسد و خیالتان از روند قضایی راحت است
تو رستم تهمتنی
بزن که خوب می زنی
احمدرضا فضیلت منش
روانشناس شخصیت
https://t.me/srezafazil
ble.ir/join/14rLzRvLuV
یادش به خیر... هفت هشت سال پیش، یک معلم دینی در دبیرستان داشتیم که سواد بالایی داشت. بحث رفت سر کفر گفتن؛ آن معلم گفت: آدم هایی که کفر میگن از اعتقادشون به خداست؛ آدم از کسی یا چیزی که اعتقاد نداره بهش عصبانی نمیشه؛ این جور آدما با کفر گفتن دلشون آروم میشه، طبق عبارت قرآنی (( الا بذکرالله تطمئن القلوب )) حالا چه ذکر خدا و چه کفر!
البته این معلم ابدا درست بودن این کار را تایید نکرد. صرفا از زاویه ای جدید به ماجرا نگاه کرد. چیزی که از معلم های دینی انتظار نمی رفت
امروز که به آن حرف ها فکر می کردمبه مقوله فحش دادن هم فکر کردم! چه می شود که فحش می دهیم؟
در اصطلاح عامه میگوییم؛ دلم خنک می شود
یکجور فرافکنی می کنیم، انتقاممان را از کسی که در عمل زورمان بهش نمی رسد با زبان میگیریم. اگر دلمان خنک نشد؛ از مکانیزم جابه جایی هم استفاده می کنیم... انتقام را به ناموس وخانواده فرد منتقل می کنیم! گاها حتی به معنی آن چه می گوییم نمی اندیشیم.
از عینک آدلر که به قضیه نگاه کنیم؛ انسان هماره برای جبران حقارت هایش می کوشد! اگر این راه به خطا برود، به جای تلاش و جبران و موفقیت، به اعمال گناه آلود می گراید و از آنها، یکی فحاشی است.
مثلا اگر معلم نمره کمی به شما بدهد دو راه دارید ، یا درس بخوانید یا به زبان انتقام بگیرید. انتقام به خاطر خشمی که لزوما احساس اصیل نیست ؛ می تواند لایه خشمی روی آتشفشانی از شرم باشد.
اما چرا عده ای مدام فحش لقلقه ی زبانشان است؟ شاید سیستم پاداش مغز
دلیل دیگر؛ فقدان همدلی است
چرا اینقدر بددهنی و الفاظ رکیک وارد ادبیات فضای مجازی و سیاسی شده؟
چه شخصیت هایی بیشتر فحش می دهند؟ معمولا...
پن: اگرچه بعضی از اختلالات شخصیت که ذکر شدند بیشتر فحش می دهند اما تورا به خدا از فردا ریسه نشوید از روی فحش ، اختلال شخصیت تشخیص دهید
چه کنیم که کمتر فحش دهیم؟
در برابر فحاشی چه کنیم؟
تو رستم تهمتنی
روانشناس شخصیت
https://t.me/srezafazil
ble.ir/join/14rLzRvLuV
۴۲۵
۱۹:۲۲
#امام_رضا (ع)
سکوت؟! نه! گِله؟! هرگز! نگاهِ تر بهتر!که دل کنار تو هر چه شکستهتر بهتر!
منم! کبوتر جلدی که تا مقیم تو شددر آسمان رهایی گرفته پر بهتر
چقدر گشتم و گشتم تمام ایران رانیافتم سفری را از این سفر بهتر
افق همیشه به نور تو روشن است آریخوشم همیشه کنارت، دم سحر بهتر
به خواب خوش برود کاش ساعتم اینجاکه با تو ثانیهها هر چه کندتر بهتر
زمان گذشت... سرم سوت میکشد... بس کن!برو قطار، مرا با خودت نبر... بهتر!
#امیرحسین_رضاخواه
سکوت؟! نه! گِله؟! هرگز! نگاهِ تر بهتر!که دل کنار تو هر چه شکستهتر بهتر!
منم! کبوتر جلدی که تا مقیم تو شددر آسمان رهایی گرفته پر بهتر
چقدر گشتم و گشتم تمام ایران رانیافتم سفری را از این سفر بهتر
افق همیشه به نور تو روشن است آریخوشم همیشه کنارت، دم سحر بهتر
به خواب خوش برود کاش ساعتم اینجاکه با تو ثانیهها هر چه کندتر بهتر
زمان گذشت... سرم سوت میکشد... بس کن!برو قطار، مرا با خودت نبر... بهتر!
#امیرحسین_رضاخواه
۱۹
۱۱:۳۰