🪲رفته رفته گروهی از حیوون های اهلی و وحشی که دور و بر انسان اولیه هستند به چشمش میان و کم کم اونها رو به درون غار ها و پناهگاه ها میبره
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
۱۲
۲:۰۰
🪲ولی بالا رفتن از کوه و پناه بردن به درون غار برای فرار از سرما و پدیده های طبیعت کافی نبود پس انسان اولیه این بلایای طبیعی رو دشمن خودش میپنداره و براش تبدیل میشه به اهریمن!
نبودش به گیتی کسی دشمناجز اندر نهان ریمَن آهِرمنا
برای فرار از دست این اهرمین به فکر چاره ای میوفته با چشمای خودش میبینه که این حیوون هاییکه دور و برشان از سرما در امانن و چون پوست گرمی دارن زمستان رو بهتر تحمل میکنن پس انسان اولیه با پوست حیوانات برای اولین بار برای خودش لباس درست میکنه
@fesaaneh
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
برای فرار از دست این اهرمین به فکر چاره ای میوفته با چشمای خودش میبینه که این حیوون هاییکه دور و برشان از سرما در امانن و چون پوست گرمی دارن زمستان رو بهتر تحمل میکنن پس انسان اولیه با پوست حیوانات برای اولین بار برای خودش لباس درست میکنه
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
۱۳
۲:۰۰
انسان به دست گرگ سیاه یا همون اهریمن سرما از سرما خسته و مریض میشه و میمیره و زمانی هم به غم اندوه میگذره
🪲البته در شاهنامه برخلاف ادبیات دینی، گیومرث پس از مرگ سیامک همچنان زندست و به سخن و دیگر زندگی و میرایی ادامه داره که چه بسا گیومرث فقط بیانی از زندگی و مرگ است، زنده بودن و مردن، و نه نام کسی
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
۱۵
۲:۰۱
🪲اما طبیعت همیشه در حال تغییر است سرمای کشنده رفته رفته تموم میشه و انسان اولیه از غارش میاد بیرون
در شاهنامه گفته شده که بعد از سیامک پسرش هوشنگ میاد ولی بیرونی و حمزهٔ اصفهانی و مجملالتواریخ “فرَواک” رو پسر و جانشین سیامک میدونستن
که البته میشه گفت که واژه «فَرَ» که در واژه هایی چون فرهنگ و فرجام به معنای فراز و جنبیدن به سوی فراتر هستش و «واک» که از همان ریشه در زبان پهلوی کلمهٔ واجک (واژک) ساخته شده که در فارسی امروزی بصورت پژواک هستش نشان دهنده دورانیه که انسان اولیه که از غار بیرون اومده و انعکاس صدای خودش رو در کوه شنیده !
این میتونه نشون دهنده این هم باشه که انسان ها تازه سخن گفتن و استفاده از کلمات بجای های و هوی کردن رو یاد گرفتن
@fesaaneh
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ#ریشه_کلمات
در شاهنامه گفته شده که بعد از سیامک پسرش هوشنگ میاد ولی بیرونی و حمزهٔ اصفهانی و مجملالتواریخ “فرَواک” رو پسر و جانشین سیامک میدونستن
که البته میشه گفت که واژه «فَرَ» که در واژه هایی چون فرهنگ و فرجام به معنای فراز و جنبیدن به سوی فراتر هستش و «واک» که از همان ریشه در زبان پهلوی کلمهٔ واجک (واژک) ساخته شده که در فارسی امروزی بصورت پژواک هستش نشان دهنده دورانیه که انسان اولیه که از غار بیرون اومده و انعکاس صدای خودش رو در کوه شنیده !
این میتونه نشون دهنده این هم باشه که انسان ها تازه سخن گفتن و استفاده از کلمات بجای های و هوی کردن رو یاد گرفتن
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ#ریشه_کلمات
۲۵
۲:۰۱
۱۰
۱۸:۳۴
برگردیم به ادامه #تاریخوشاهنامه
🪲دوران هوشنگ/هوشنگی:
الان دوره ایه که دمای هوا متعادل شده و انسان اولیه از غار اومده بیرون و حالا با اهریمن (یا در ادبیات پهلوی “دیو”)های جدید تری روبرو شده مثل مقابله با باد و طوفان و باید برای خودش خانه و سر پناه بسازه
🪲ولی قبلش میخوام خود نام هوشنگ رو بررسی کنیم همون که فردوسی میگه
گرانمایه را نام هوشنگ بود تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود
@fesaaneh
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
🪲دوران هوشنگ/هوشنگی:
الان دوره ایه که دمای هوا متعادل شده و انسان اولیه از غار اومده بیرون و حالا با اهریمن (یا در ادبیات پهلوی “دیو”)های جدید تری روبرو شده مثل مقابله با باد و طوفان و باید برای خودش خانه و سر پناه بسازه
🪲ولی قبلش میخوام خود نام هوشنگ رو بررسی کنیم همون که فردوسی میگه
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
۱۰
۱۸:۳۴
🪲واژه «هوشنگ» در گویش اوستایی «هَئوشینَگه»، ترکیبی از «هئو/هو» یعنی «خوب» در فارسی امروزی، و «شینگه» است که جنیدی اون رو «شَن» و به معنای «جا» میدونه
مثلا گلشن (جای گل) یا شاندیز (شَن دژ)- یه روستا در حوالی توس- به معنای جا و دژیا شانه (جای تخم مرغ)
@fesaaneh
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ#ریشه_کلمات
مثلا گلشن (جای گل) یا شاندیز (شَن دژ)- یه روستا در حوالی توس- به معنای جا و دژیا شانه (جای تخم مرغ)
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ#ریشه_کلمات
۸
۱۸:۳۵
🪲پس «هوشنگ» نام خاصی رو نمیرسونه بلکه دورانیه که در اون کاشانه سازی آغاز میشه
@fesaaneh
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
۹
۱۸:۳۵
🪲هنوز البته آتش کشف نشده که باهاش بتونه سنگآهن رو آب کنن و سلاح و زره بسازن
ولی با شاخه و گِل برای خودشون خونه ساختن و به قولی به دیو غلبه کردن
بیازید هوشنگ چون شیر چنگجهان کرد بر دیو نستوه تنگ
@fesaaneh
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
ولی با شاخه و گِل برای خودشون خونه ساختن و به قولی به دیو غلبه کردن
#تاریخوشاهنامه#شاخهی_روایت#روایت_به_قلم_تاریخ
۹
۱۸:۳۶
پ.ن: 2 امتیاز منفی
۹۴
۹:۰۷